۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

ترورهای هدفمند


 

ترورهای هدفمند اولین بار توسط حکومت اسرائیل برای شناسایی و حذف فیزیکی فعالین فلسطینی مطرح و بکار گرفته شد. اینک به نظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران نیز این نظریه را بکار گرفته است .

اولین نمونه ، ترور خواهر زاده مهندس موسوی، دومینش ترور ناموفق آقای کروبی بود، و سومیش ترور مسعود علیمحمدی یکی از حامیان دانشگاهی آقای مهندس موسوی است. اما تفاوت آشکاری بین حکومت صهیونیستی اسرائیل با جمهوری اسلامی است؛ حکومت اسرائیل مسئولیت ترور را آشکارا می پذیرفت، ولی جمهوری اسلامی که اعتماد به نفسش را از دست داده است، این ترورها را به سازمان های مجعول می چسباند، و اطلاعات غلط را از رادیو تلویزیونش به خورد مردم می دهد. غافل از این که سی میلیون جوان بیکار ، سر خورده از بی برنامگی های حکومت، و نا امید از آینده شان در این حکومت، قلم بدست و دوربین به دست به همراه یک کامپیوتر ، دروغش را به سرعت برملا می کنند. و استاد اتمی متعهد و حزب الهی حکومت جمهوری اسلامی پوست می اندازد، و تبدیل به انسانی می شود که استاد دانشگاه تهران است، یار مهندس موسوی، از امضا کنندگان نامه استادان دانشگاه تهران به علی خامنه ای در اعتراض به برنامه های حکومت در دانشگاه ها، و یکی از مبارزان نهضت آزادیخواهی مردم ایران است.

به نظر می رسد این ترورها جواب عملی به برنامه ی پنج ماده ای مهندس موسوی باشد. حکومتی که اعتماد به نفسش را در برابر مبارزه ی بی امان، پرشور، و بی خشونت مردمانش از دست داده است، با این برنامه های تقلیدی اش نامردمی اش را هر روز آشکارتر و گروه های میانه را نیز به جبهه نهضت آزادی خواهی ایران می راند. چنین است که صف های مبارزان نهضت آزادی بخش ایران هر روز طولانی تر و شعارهایش بنیادی تر می شود.

جمهوری اسلامی نتیجه ی این نامردمی ها و دروغ هایش را در روزهای بهمن ماه ، جمعه 16 بهمن ماه - اربعین - تا روز بیست و چهارم- چهل و هشتم- ، خواهد دید. حاکمیت جمهوری اسلامی اگر عقل داشت، می فهمید ملتی که در طول شش ماه با دادن نزدیک به صد کشته و هزاران زندانی , همچنان مشتاقانه برای یک جامعه آزاد، غیر پلیسی و پر امید در میدان است، با این ترورها به خانه نخواهید خزید.

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

اقتصاد جمهوری اسلامی ایران

برای شناختن وضع افتصادی کشور و همچنین ادعاهای جمهوری اسلامی در مورد حمایت از اقشار محروم این گزارش رسمی را بخوانید:

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1014964

طبق آمار خبرگزاری مهر در نوزدهم دیماه 1388 :

1 - بانک ها چهار برابر سرمایه ی خود وام داده اند. یعنی چهار برابر سرمایه ی خود از جیب مردم به دیگران وام داده اند. بازهم یعنی وام گیرندگان جهار برابر سرمایه بانک ها به سپرده گذاران بدهکارند و نه بانک ها . منتها این کار از طریق بانک انجام شده است.

2 – بدهی عقب مانده این وام گیرندگان چهل و هشت هزار میلیارد تومان است. اگر این مبلغ را بین جمعیت هفتاد میلیون ایران سرشکن کنیم، هر ایرانی حدود 700000تومان به بانک ها بدهکار است، چه وام گرفته باشد و چه نگرفته باشد.

3 – اما 70% این بدهی مربوط به کمتر از یک هزار نفر حقیقی و حقوقی است. به زبان راحت تر هزار نفر 33600000000000تومان به بانکها بدهکارند که در واقع به مردم بدهکارند. چون وامشان از پول مردم در بانک ها پرداخت شده است.

اولن این آمارنشان می دهد که بانک های جمهوری اسلامی رسم امانت داری را خوب رعایت کرده اند که پول هفتاد میلیون آدم را به هزار نفر داده اند. حالا چه جوری و با چه حساب و کتابی؟ هیچ کس جوابگو نیست. اگر جوابگویی را پیدا کردید، همین جا منتشرش می کنم.

دوم این که اگر این آدم های حقیقی و رئیس های نفرات حقوقی این پول را از کشور خارج کرده باشند، جه کسی می تواند یقه شان را بگیرد. در کشوری که بانک هایش چنین بی حساب وکتاب وام داده اند آنهم به هزار نفر، چه کسی می تواند خروج این پول هنگفت را بگیرد؟

دولت؟ خودش بانک ها را هدایت می کند. قوه قضائیه؟ با کدام قانون؟ اگر می خواست و می توانست این کار را بکند، با چنین گزارشی باید تمام روسای بانک ها از جمله بانک مرکزی را نه تنها خلع ید می کرد که باید به اشد مجازات محکوم می کرد. آیا تا بحال چنین کاری شده است؟(1)

با توجه به اوضاع نابسامان کشور، هیچ بعید نیست آن اندک سپرده ای که خیل عظیم سپرده گذاران کوچک برای امرار معاش در بانک ها گذاشته اند، بزودی بوسیله ی همین هزار نفر وام گیرنده ی کله گنده از کشور خارج و آخرین امانت داری اسلامی را به نمایش بگذارند، و البته مال باختگان را هم انگشت بدهان.

-------------------------------

(1) آری یکبار شده است. مرتضی رفیق دوست – برادر محسن رفیق دوست رئیس سابق بنیاد مستضعفان که این روزها خط وخبری از وی نیست، اما مسلمن پشت ولایت است - مبلغ زیادی از یکی از شعبات بانک ها برداشت کرده بود، که رئیس بانک را اعدام کردند، و آقای مرتضی رفیق دوست هم زندانی شدند، اما در همان زندان مسئولیت خرید کل نیازهای زندان را پذیرفتند. وقتی هم آقای خاتمی – رئیس جمهوری – برای بازدید زندان رفته بودند، آقای مرتضی رفیق دوست در مرخصی بوده و به فرانسه برای رفع خستگی زندان رفته بودند.! این هم مجازات قوه قضائیه جمهوری اسلامی با متجاوزین به اموال مردم؛ وام دهنده به قبرستان و وام گیرنده به فرانسه فرستاده شدند


 

تفهیم اتهام

سایت کلمه نوشته است :

مسئول دفتر مهندس موسوی پس از دوهفته بازداشت اتهامش را نمی داند.

http://www.kaleme.org/1388/10/21/klm-7948

برایش نوشتم :

من پس از 8 ماه بازداشت، در زمان نخست وزیری آقای موسوی، اتهامم را نفهمیدم. معلوم می شود نه مسئولین سایت کلمه جمهوری اسلامی را می شناسند ، نه آقای مهندس موسوی و نه مسئول دفتر ایشان.

البته یادداشتم در سایت کلمه گم شد و نفهمیدم کجا رفت. مواظب یادداشت هایتان باشید.

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

گزارشاتی از بازداشت شدگان


 

برای آگاهی از بازداشت شدگان، در جریان تظاهرات، این سایت را ببینید :

http://hrdai.blogspot.com/2010/01/blog-post_08.html


 


 


 


 

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

فشار اعتراض ها و بازی های تازه


 

در روزهای گذشته چند خبر باعث خوشحالی عده ای و بد بینی عده ای دیگر شدند. این خبرها شامل:


 

1 – پیشنهاد تدوین قانون انتخابات تازه ای از طرف مرکز پژوهش های مجلس. که می توانید کاملش را اینجا بخوانید:

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html

2 – گزارش هیات ویژه کهریزک که سعید مرتضوی را گناه کار اصلی معرفی می کند.

3 – گروه های ویژه ای می کوشند تا بین پیشنهادات موسوی و نظرات رهبری نقاط مشترکی بیابند. این در حالی است که دستگیری های گسترده همچنان ادامه دارد به خیال آن که مرکز تصمیم گیری های اعتراضات را شناخته و نابود کنند.

4 – گروهی از نمایندگان مجلس – سی نفر – لایحه ای را با قید دو فوریت به مجلس داده اند که اجرای زمان حکم اعدام از زمان صدور حکم تا اجرای آن حداکثر پنج روز باشد، و به این ترتیب زودتر از دست محاربین با جمهوری اسلامی و خط ولایت راحت شوند. اگر چه این طرح هنوز در مجلس تصویب نشده ، اما نشانگر تلاش های حاکمیت برای ایجاد ترس بیشتر در بین معترضین است.

و آخرینش :

5 – حسینیان نماینده مجلس در اعتراض به عمل کرد رئیس مجلس، از نمایندگی استعفا داد. ایشان از کسانی است که خواهان اعدام فوری هر معترضی است. سابقه ی ایشان در جریان قتل های زنجیره ای و دفاعش از آن مشهور است.

این خبرها، که از یکسو مردم را می ترساند، و از سوی دیگر قول امتیازهایی می دهند، یادآور ماه های آخر حکومت شاه است؛ او هم با این ترفند ها می خواست مردم را آرام کند. شاه حتی نصیری – رئیس سازمان امنتیت – را دستگیر و به زندان انداخت که بعد جمهوری اسلامی وی را بدون محاکمه اعدام کرد.

این خبرهای گوناگون، از هر نوعش، نتیجه فشار اعتراضات و افشای همه جانبه ی حاکمیت است، و بیانیه هفدهم موسوی که به موقع منتشر شد، سر در گمی و درگیری های درون حاکمیت را آشکار ساخت.

اگر تظاهرات گسترده ی مردم نبود،

اگر افشاگری های گسترده از کارهای حاکمیت نبود – با گزارش، فیلم و عکس –

اگر تظاهرات شعارهای بینادی نداشت،

اکر تظاهرات مسالمت آمیز همراه با دفاع غیر نظامی – فرار نکردن از دست چوب بدستان و خلع سلاح آنان – نبود،

اگر مردم موتور سوارها را فراری نمی دادند،

اگر عکس های آنها را منتشر نمی کردند,

اگر پایداری بازداشت شدگان نبود،

اگر همراهی همه ی گروه های سنی از پدر بزرگ و مادر بزرگ تا نوه ها و نتیجه ها نبود، حاکمیت همچنان بر خر مراد سوار بود و به پیش می تاخت.

خبرهای بالا چه برای ترساندن باشد، و چه برای شل کردن اراده مردم در مبارزه و منتظر گذاشتن آنان برای نتایج تحقیقات، فقط یک هدف اصلی را پی گیری می کند؛ کاهش انرژی مبارزاتی برای روزهای بهمن ماه. حاکمیت در پی فرصتی است تا بتواند ترفندهای تازه را به نمایش بگذارد. به این ترتیب حاکمیت به مردم یک درس را یادآوری می کند؛ اگر می خواهید به خواسته هایتان برسید:

دست از مبارزه برندارید

دست از اطلاع رسانی با خبر، فیلم و عکس برندارید

از وسایل ارتباط جمعی حداکثر استفاده را برای این منظور بکنید.

ما این درس ها را خوب یادگرفته ایم، اما کامل انجام نداده ایم. با توجه به سرعت پایین اینترنت، بویژه در شهرستان ها باید اطلاع رسانی بیشتر باشد. با فرستاده سی دی و دی وی دی فیلم های تظاهرات و نشان دادن خوی گرگ صفتی حکومت، مردم دیگر شهرها را ازواقعیات آگاه کنیم.

باید هر روز و هر لحظه – با رعایت جوانب ایمنی - وضعیت امنیتی و پلیسی شهرها را همراه با فیلم گزارش کنیم نه فقط وقتی که همه برای تظاهرات می آیند.

با اطلاع رسانی بهر راهی، مردم کشور را در جریان بگذاریم تا آنها برای روزهای بهمن ماه آماده باشند. بهمن ماه شاهد ریزش بیشتر حاکمیت خواهیم بود.

ما یک قدم به پیش ، حاکمیت چند قدم به پس


 


 

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

آیت اله خمینی و نظریه ی ولایت فقیه


 

این روزها، روزهای ماندگار در تاریخ کشورمان است. روزهای به خاک سپاری یک اندیشه که آخرین توانش را برای ماندگاری بکار می برد؛ نظریه ولایت فقیه یا حکومت ولایی

گروهی انتقاد از این نظریه یا سرپیچی از آن را گناه بزرگی می دانند – نگاه کنید به سخنرانی امام جمعه مشهد در تظاهرات طرفداران رژیم در تهران- گروهی کنار گذاشتن آن را از قانون اساسی می خواهند، و گروهی شعار " مرگ بر ولایت فقیه " سر می دهند.

واضع این نظریه آیت اله خمینی است که حضور انقلابی روحانیت به رهبری وی را برای بدست گیری قدرت توجیه کرد. برای شناخت این نظریه و همچنین نظر آیت اله خمینی از کتاب " ولایت فقیه " کمک می گیرم.

" نظریه ولایت فقیه در سال 1347 توسط آیت اله خمینی در نجف مطرح شد (1 ) "

و این زمانی است که وی از ترکیه به نجف تبعید شده بود، و در آنجا زندگی می کرد. بر اساس این نظریه برای این که امور مسلمانان بر موازین شرعی حل و فصل شود، علما باید حکومت را در دست گیرند:

بدون تاسیس یک دستگاه عظیم و پهناور اجرا و اداره، نمی توان به وظیفه ی اجرای احکام الهی عمل کرد ( 2 ) "

دلیل به دست گیری قدرت توسط روحانیت، بر پایه ی چند روایت، چنین است :

" قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه هیچ فرقی ندارد. مثل این است که امام(ع) کسی را برای حضانت، حکومت ، یا منصبی از مناصب تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم ( ص) و امام(ع) با فقیه فرق داشته باشد.(3) "

می بینید که ایشان حکومت کردن بر مردم را مانند سرپرستی کودکان می داند و یا حضانت یعنی سرپرستی کودکان، دیوانگان و بی عقلان . وقتی ایشان یک ملت را جمع کودکان، دیوانگان و بی عقلان بداند، بسیار عادی است که فقیه را جانشین امام معصوم کند. حالا چطور شد که ایشان به جمهوری کودکان و دیوانگان تن داد، باید آن را ناشی از فشار ملت دانست و بس.

اما مجلس خبرگان قانون اساسی این دید ایشان را در مورد ملت بکار گرفت و با گذاشتن شورای نگهبان بر سر راه قانون گذاری ، تفسیر قانون اساسی ، و نظارت بر انتخابات جلو خواسته های کودکان و دیوانگان را گرفت. ( اصول 99-91 قانون اساسی) . با این وجود دیدند که بعضی از این کودکان چموش و دیوانه های عاقل تر از صد عاقل باز هم از این سوراخ ته سوزن هم رد می شوند و موجب درد سر در جایی که نامش مجلس شورای اسلامی است می شوند. عقل کل، رهبر بعدی تصمیم گرفت این سوراخ را کاملا ببندد تا هیچ کودکی و دیوانه ای هر چند هم زیرک نتواند به این مجلس راه یابد و باعث دردسری شود، پس، شورای نگهبان با نظارت کامل ولی فقیه زمان، سید علی خامنه ای، نظارات استصوابی را به تصویب رساند تا هرکس خواست رئیس جمهور شود، نماینده ی مجلس شورای اسلامی شود، وارد مجلس خبرگان رهبری شود، باید پیش از هر گامی، صلاحیتش توسط شورای نگهبان تایید شود، و می دانیم که شورای نگهبان یعنی رهبری. به این ترتیب نظریه آقای خمینی بطور شفاف واقعیت یافت؛ آن کودکان و دیوانگانی به اهرم های قدرت دست یافتند که واقعن هم کودک بودند و هم دیوانه ی مورد تایید رئیس کل و جانشین امام معصوم؛ ولی فقیه .

با این همه ، بنیانگذار نظریه ی ولایت فقیه نظر دیگری هم نسبت به این نظریه دارد. آقای خمینی می نویسد:

" ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است .(4) "

در زیر نویس کتاب " ولایت فقیه " ایشان، امور اعتباری عقلایی چنین تعریف شده اند:

" امور اعتباری، در برابر امور تکوینی، اموری را گویند که به فرض و جعل و قرار دادن، ایجاد می شود و آن را به واضع و جاعل آن نسبت می دهند. چنانچه اگر واضع آن شارع باشد آن را اعتبار شرعی می نامند و اگر واضع آن مردم باشند که برای اداره امور زندگی خود وضع و جعل( قرار داد) کنند، آن را اعتبار عقلایی گویند. (5) "

این توضیح روشن چند مطلب را در خود دارد :

1 – نظریه ولایت فقیه یک فتوای شرعی نیست، بنابراین هیچ الزام شرعی برای پیروی از آن وجود ندارد. حتی مقلدین ایشان هم نباید این نظریه را به عنوان یک فتوا بشناسند. بنابراین آنها که این نظریه را چماقی ساخته اند برای سرکوب خواسته های مردم، نه تنها کارشان شرعی نیست، بلکه خلاف نظر روشن واضع این نظریه یعنی آیت اله خمینی عمل می کنند. آقای خامنه ای، و عاشقان سینه چاک ولایت خوب چشم هایشان را باز کنند. آقایان اصلاح طلب هم خوب بخوانند که شعار بر علیه ولایت فقیه، یک شعار ضد مذهبی نیست که هیج، بلکه حتا مغایر با نظر آقای خمینی هم نیست. مردم حکومت دیگری می خواهند که دین را از سیاست جدا کند نه این که دین را سرکوب کند. بنابراین شعار ضد حاکمیت ولی فقیه، شعار ساختار شکنانه نیست.

2 – بر اساس تعریف " اعتبار عقلایی " ، اگر روزی مردم برای اداره ی زندگی خود وضع و جعل ( قرارداد) دیگری بخواهند، نظر آنان دارای اعتبار عقلایی است. بنابراین مردم حق دارند به آنچه سی سال پیش اعتبار داده اند- ولایت فقیه – امروز، پس از سی سال نقد و بررسی، اعتبارشان را پس بگیرند، و بجایش روش حکومتی مناسب تری انتخاب کنند تا دین و دنیایشان را آزادانه تر و بهتر داشته باشند.


 

منبع: کتاب " ولایت ففیه " – امام خمینی (س) – چاپ ششم پاییز 1376 – ناشر : موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

( 1 ) – صفحه 5

(2 ) – ص 22

(3) – ص 14

(4) – ص 41

(5 ) – ص41

برای مطالعه ی بیشتر، کتاب های زیر پیشنهاد می شوند:

تشیع و مشروطیت در ایران – عبدالهادی حائری ، انتشارات امیر کبیر ، تهران

تیغ بر جان – آرش شادان ، انتشارات باران ، سوئد


 


 

۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

دردل با آقای موسوی


 


 

بیانیه شماره 17

چندان تفاوتی با بیانیه شماره 16 ندارد بجز این که سرخط های لازم برای کاهش اعتراضات عمومی مشخص تر شده اند. با این وجود اشاره به مسائلی شده که توضیح بیشترش از عهده ی آقای موسوی برنمی آید. مسائل شامل تفتیش زندگی خصوصی , و دروغپردازی است.


 

1 – خبرکشی : " . ما مردم، تفتیش سرک کشیدن به زندگی خصوصی عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم "


 

اگر زیر چهل ساله های یادشان نیست، اما بالای چهل ساله ها یادشان هست که اعمال بالا از روز اول برپایی جمهوری اسلامی انجام می شده است:

بچه های 10-12 ساله را تشویق می کردند که دنبال افراد بروند و گزارش دهند کجا رفتند، که را دیدند، چه گفتند، چه خوردند. این بچه ها از مساجد و کمیته های محل دستور می گرفتند. شاید بعضی از آنها اکنون جزو معترضین باشند.

کمیته چی ها بارها جلو زن و شوهرهای جوان را می گرفتند، آنها را از هم جدا می کردند و بازجویی که با هم چکاره اند.

کمیته چی ها و بسیجی ها بارها جلو زوج های جوانی را می گرفتند که یا باهم دوست خانوادگی بودند و یا اصلن خودشان دوستان خصوصی هم بودن و چه بلاها که سر آنها و خانواده شان نیاوردند

کمیته چی و بسیجی ها بارها خیابان ها را بند می آوردند تا ماشین ها را بازرسی کنند ببینند خانم هایی که در ماشین هستند بی حجابند یا نه .

بسیجی ها بارها توی کوچه ها و خیابان ها می گشتند که کجا مهمانی است. وارد آنجا شوند ، بازرسی کنند که آیا مهمانی زن و مرد است ، آیا مشروب دارند، آیا ساز و آوازی در کار است ؟ بهانه ای برای سر و کیسه کردن مردم پیدا کنند. اگر

لقمه حسابی بزرگ بود، شامل بزرگتران هم می شد.

بسیجی ها و کمیته ها بارها مردم را گروه گروه از همین مجالس خصوصی به بازداشتگاه ها بردند. جریمه شان کردند, شلاق زدند و برای مردم پاپوش ساختند تا رشوه بگیرند.

بسیجی ها و کمیته ها بارها جلو زنان تنها را در خیابان ها گرفتند که حجابت اسلامی نیست، و بعد به کمیته بردند و چه بلاها که سر زنان نیاوردند. اگر روزی آزادی گفتار و اعتراف زندگی خانواده ها را بهم نریزد زبان ها باز شوند چه ها که نخواهیم شنید.

بسیجی ها و کمیته ها مراسم جشن و سرور را با همه ی امکانات غیر شرعی در جاهای خاصی تضمین می کردند با گرفتن مبلغ متنابهی پول. باغ های عروسی در اطراف تهران را حتما می شناسید و آنها را شنیده اید.

و شما می توانید خاطرات گوناگون خود را از این تفتیش های روزمره به اشکال مختلف به این لیست اضافه کنید.

این سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم جزو ذات حکومت های ایده ئولژیک است. و از روز اول در جمهوری اسلامی وجود داشته است.

معلمان پرورشی با تشویق بچه ها در دبستان و دوره راهنمایی، با پرسش های انحرافی ، با گرم گرفتن با بچه ها از آن ها اطلاعاتی در مورد خانواده می گرفتندکه کی مشروب می خورد، کی نماز نمی خواند، کی می رقصد، کی موسیقی گوش می-

کند، کی .... و همین معلمین اطلاعات جمع آوری شده را در اختیار مقامات بالاتر قرار می داند تا بعدها به حساب کسانی را که قابل سرکیسه شدن و شانتاژ باشند، برسند.

حتی به مرجع تقلید مردم، روضه خوانی و مجالس مذهبی شان کار داشتند.

مداحان را سر و سامان دادند تا ذهن و احساس مردم را در جهتی که جمهوری اسلامی می خواست هدایت کنند، و در صورت لزوم گزارشاتی از مجالس و برخورد افراد به مقامات بدهند. کار حتی به تقلین خوانان و روضه خوان های سر قبرها هم رسیده است.


 

2 – دروغپردازی

با این وضع، بچه های ما چگونه رشد کردند؟ بچه هایی همچون منشور که می توانستند در آن واحد رنگ های گوناگونی را به اطراف بتابانند.

در خانواده مشروب مصرف می شد، به آنها می گفتند در مدرسه نگویی، ها!

خانواده موسیقی گوش می کرد، بچه ها نباید در مدرسه از موسیقی دلخواهشان حرف می زدند.

خانواده فیلم های ممنوعه می دید، و بچه نباید از آن چیزی می گفتند.

لباس ها در خانه و مجالس خانوادگی به گونه ای بود که نباید در باره اش در بیرون گفتگو می شد،

و ....

چرا؟ چون معلمان پرورشی و انجمن های اسلامی گوش و چشم جمهوری اسلامی در سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم بودند.

من بلاها و فشارهایی که بر زندگی اجتماعی وسیاسی ما آمد سخنی نمی گویم، چرا که جریان های همین 10-12 ساله ی اخیر مشتی از خروار است. اما فقط برای بزرگداشت از نهضت آزادی نام می برم که اولین قربانی سیاسی جمهوری اسلامی

است، و از دکتر سامی اولین قربانی بی بدیل جمهوری اسلامی بود که وی را در مطبش با چاقوی کشتند.

و به این ترتیب جمهوری اسلامی نسلی تربیت کرد که معنی دقیق " تقیه " را با گوشت و جانش حس می کند. این نسل چون بزرگتر شد، از دبیرستان به دانشگاه رفت، و از دانشگاه به محیط کار، کم کم بطور روشن مفهوم عضو بسیج و کمیته

بودن، مفهوم جزو انجمن اسلامی بودن، مفهوم گزارش نویسی و گزارش دادن، مفهوم شیفته ولایت بودن را به خوبی درک کرد؛ سهمیه، استخدام، درآمد های غیبی، وامکانات دیگر. و اکنون این نسل است که با تنفر از گذشته ای مربوط به چند

رویی اجباری دوران کودکی برای حفظ خانواده و خودش ، تفکر، احساس، پیکر و انرژی اصلی جنبش سبز را تشکیل داده است، و شما بسیار بجا گفته اید که :

جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

امیدوارم کسانی که این خاطرات را دارند، برای نسل جوان تر بگویند تا جنبش سبز به این آفت دچار نشود. زیرا بسیاری از سردمداران اصلاحات، خود از طراحان و نظریه پردازهای انواع روش های تفتیش زندگی خصوصی مردم بودند که

اینک جزو معترضین اند و هرگز تا کنون گذشته ی خود را نقد نکرده اند که هیچ، همچنان در فکر چنان جایگاهی هستند، به هوش باشیم.


 

نوشته بعدی در مورد ولایت فقیه بر اساس نوشته های آقای خمینی است، تا مخالفان و عاشقان ولایت یکبار هم که شده بدانند ایشان چه گفته است.


 


 


 


 


 


 

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();