۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۷ )




تشکیل حکومت پهلوی را باید در سطح جهانی دید. با ناکارآمدی حکومت قاجار، با پایان جنگ جهانی اول و پیدایش حکومت بلشویکی در روسیه، و وابستگی شدید انگلیس به نفت ایران، حکومت انگلیس دو راه برای حفظ منافع خودش داشت: 

۱- جدا کردن خوزستان، کوشید این کار را با داستان شیخ خزعل انجام دهد. 

۲ - روی کار آمدن یک حکومت مقتدر در ایران که بتواند از رشد نیروهایی متمایل به حکومت سوسیالیستی جلوگیری کند. 

ظاهرن به دلیل وضع ویژه ایران، راه دوم پیش گرفته شد. این سخنان مشیرالدوله است به دو نفر از دوستانش ۵ ماه پیش از 
کودتا :


گزارش سفیر انگلیس از سخنان رضاخان در شب کودتا نیز واقعیت را روشن می کند:


می بینیم رضاخان روی دو نکته انگشت می گذارد: 

الف - بی نظمی کشور!
ب - خطر بلشویک ها!

 اینجا اتفاق دیگری هم رخ می دهد که ظاهرن مستقل از روی کار آمدن رضاشاه است و آن تشکیل حوزه علمیه قم است که 
با آمدن آیت الله حائری از نجف به ایران همراه است. 

ایشان به همراه دو تن دیگر از روحانیون، نیز از حکومت رضاشاه ابراز رضایت می  کند! که نوشته های پیشین آمده است.

دست کم تا این لحظه این وبلاگ هیچ مدرکی نیافته است که ارتباط نقشه انگلیس برای برپایی حکومت مقتدر در ایران را با آمدن آقای حائری به ایران و تشکیل حوزه علمیه را نشان دهد. 

اما برپایی یک کانون تقویت مذهبی خواه ناخواه کمکی بود به نقشه انگلستان برای تقویت حس مذهبی و علائق مذهبی مردم در برابر اندیشه هایی  که ممکن بود منافع نفتی انگلیس را به خطر اندازد. برای نمونه شاه جهت سرکوب نیروهای ملی گرایی که بعدن بنام جبهه ملی شناخته شدند، پس از اجازه آقای بروجردی رفراندامی گذاشت تا اختیاراتش را زیاد کند که بنام مجلس موسسان دوم مشهور است:


اینجا هم همدستی نیروهای مذهبی از جمله اخوان المسلمین مصر برای کمک به انگلیس در مورد نفت ایران وجود دارد:


یا هنگامی که شاه از ایران به عراق فرار کرد، علاوه بر مشورت با سفیر انگلیس و امریکا  به دیدار آیت الله شهرستانی رفت تا کسب تکلیف کند و ایشان هم راهنمایی لازم را می نماید:


این هم همکاری زاهدی با روحانیت برای حفظ تاج و تخت شاه :

https://t.me/gozaresh1395/4715

نیز استقبال نیروهای اعلیحضرت از نواب صفوی پس از کودتا در زمانی که دکتر مصدق به محاکمه نظامی برده می شود:


پس از سرنگونی مصدق در سال  ۱۳۳۲، تنها نیروهای ملی گرا - طرفداران جبهه ملی و مصدق - و نیز حزب توده سرکوب شدند. نواب صفوی نیز بخاطر طرح ترور حسین علا اعدام شد. اما نیروهای مذهبی به شدت به فعالیت های تشکیلاتی و فرهنگی خود افزودند:

تشکیل هیات های موتلفه اسلامی 


علاوه بر آن روحانیت به تاسیس مدارسی پرداخت که هدف اصلی اش نوسازی ذهنیت مذهبی نسل تازه پس از سال ۱۳۳۲ بود. 

نیروهای مذهبی همانطور که در قانون اساسی آمده بود و نیز در مجلس موسسان دوم بر آن تاکید شده بود، می خواستند شاه برای ترویج مذهب شیعه دیگر اندیشه ها را سرکوب کند و همیشه مواظب بودند بهر راهی شاه را مجبور به این کار کنند. یک نمونه را اینجا می توانید بخوانید:



شاه حتا برای دلجویی از مرجع تقلید آن زمان آیت الله بروجردی که نماینده اش در انتخابات رای نیاورده بود، برای دلجویی از ایشان به قم رفت :


این جریان در کتاب خاطرات آیت الله مهدوی کنی هم آمده است.

با همه ی این احوال بخشی از روحانیت می  کوشید تا قدرت را به کسانی منتقل کند که  کاملن در خط فقط هدف های روحانیت شیعه باشد. این شخص سرلشگر قرنی بود که پس از جمهوری اسلامی هم اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی شد. او با حمایت روحانیت کودتایی ترتیب داد، وقتی هم که کودتا کشف شد، با حمایت روحانیت فقط به سه سال زندان محکوم شد:

نمونه ی دیگری از کارهای شاه در جهت خواسته های روحانیت، داستان بنیاد پهلوی است که بخشی از ثروت و در آمدهای آن به امور مذهبی اختصاص یافت:


شاید این پرسش در ذهن مطرح شود که با این وضعیت چرا روحانیت علیه شاه پرچم بر افراشت ؟ 



۱۳۹۸ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

شنای قورباغه ای سعید حجاریان !



با پا پس می زند، با دست پیش می کشد!

بتازگی نوشته ای از آقای سعید حجاریان تئوری پرداز جبهه اصلاحات - استمراری ها، تحولی ها، تعادلی ها و …. - در سایت ایران بیدار منتشر شده در اعتراض به آقای نوربخش که خلاصه اش این است شما برای مردم چه کرده اید که هر موقع قافیه تنگ آید، مردم به یاد آید!! اگر دوست داشتید اصل متن را اینجابخوانید :


وقتی این نوشته را می خوانیم فکر می  کنیم که ایشان از انواع صورتبندی اصلاحات بیرون آمده و مخالف سیستم ظاهر شده است بویژه وقتی از ملاهای ۹۰ سال یاد می کند. به این ترتیب عین قورباغه آب را با پا پس می زند. اما چگونه آب را با دست پیش می کشد؟ 

آقای علی افشاری نوشته ای دارد بنام :

 « اصلاح طلبان بدفهمی از اپوزیسیون و اعتراضات اقتصادی »‌ 

وی از قول آقای حجاریان فهم اصلاح طلبان را از اپوزیسیون و اعتراضات اقتصادی چنین نمایانده است : 

  •   حجاریان در تحلیل وضعیت موجود اولا اعتراضات اقتصادی و معیشت بنیاد را فاقد چشم انداز برای موفقیت دانسته که شورش کور سرنوشت محتوم آنها است. 
  • بر این اساس و بهره برداری دستگاه امنیتی به اصلاح طلبان پیشنهاد کرده اکیدا از این اعتراضات خیابانی به دلیل بحران اقتصادی حمایت نکنند. وی در پیشگویی قطعی امکان موفقیت اپوزیسیون را محال دانسته است که به زعم او نتوانسته اند حول یک فرد یا جمع مشخص همگرایی و وحدت ایجاد کنند. 
  • از سویی دیگر حجاریان بر تمایز اصلاح طلبان با اپوزیسیون تصریح کرده و سپس با برجسته سازی  جمعی که وی آنها را اپوزیسیون دست ساخته دونالد ترامپ معرفی کرده تاکید می کند که اصلاح طلبان با تکیه بر هویت خود  واتخاذ راهکاری بین “آرامش فعال “و “حضور تمام عیار” به تقابل با این جریان بپردازند. 

این هم چهره دیگری از این تئوری پرداز انواع اصلاحات!

اصل نوشته آقای علی افشاری را هم اینجا می توانید بخوانید :

http://www.didgahenow.com/1398/02/02/7730/

۱۳۹۸ فروردین ۲۳, جمعه

عدالتخانه و ویرانگرانش




کتابی است چهار جلدی که توسط آقای ایرج مصداقی نوشته و بتازگی در سوئد منتشر شده است. این کتاب چهار جلدی به موضوعاتی اختصاص دارد که با انقلاب اسلامی گره خورده  و شالوده سیستم  قضایی و اطلاعاتی حکومتی را ریخته اند. موضوع هر جلد عبارتست  از : 

۱ ۰ نخستین دهه انقلاب 

۲ - مربوط به نیروهایی است که از دهه دوم انقلاب تا امروز سیستم قضایی را اداره کرده اند

۳- چهره های اطلاعاتی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران 

۴ - لاجوردی و همراهانش

این گفتگویی است با نویسنده کتاب و دلیل پرداختن به چنین موضوع مهمی:  

کتاب پیشین آقای مصداقی بنام « نه زیستن نه مرگ » خاطرات زندان در جمهوری اسلامی است. خواندن این مجموعه برای نسلی که آن دوران را ندیده و شناختن شخصیت هایی که وضعیت امروز را پایه گذاری کرده اند، بسیار مفید است.

علاقمندان برای تهیه این کتاب ها می توانند با ایمیل ایشان تماس بگیرند : 

irajmesdaghi@gmail.com


۱۳۹۸ فروردین ۲۲, پنجشنبه

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۶ )




اکنون به سال های ۱۳۳۰ می رسیم که داستان ملی شدن نفت مطرح است. داستانی که دکتر مصدق را به نخست وزیری رساند تا آن مهم را به سرانجام برساند. این مهم به سرانجام رسید و باعث سرنگونی مصدق هم شد. عواملی که با هم در یک راستا قرار گرفتند و سرنگونی مصدق  را  باعث شدند مختلف اند. که بررسی آنها جایش اینجا نیست اما بطور فهرست وار :

۱ - آزاد اندیشی مصدق که روحانیت را نگران کرده بود.
۲- اشتباهات محاسبات سیاسی مصدق در ماه های آخر پیش از مرداد ۱۳۳۲ 
۳ - فرهنگ مذهبی و دیکتاتوری حاکم بر جامعه
۴ - دولت های خارجی که به دنبال تسلط بر منابع نفتی بودند.

که از موارد بالا فقط آزاد اندیشی مصدق است که چهره سکولاریسم تقلبی حکومت پهلوی را آشکار می کند و به نوشته این وبلاگ مربوط است. اردشیر زاهدی - پسر تیمسار زاهدی که رهبر کودتای ۲۸ مرداد بود - در این مورد چنین می نویسد: 

«‌…برجسته ترین چهره های مذهبی کشور از جمله آیت الله عظمی حسین بروجردی، آیت الله کاشانی ، آیت الله محسن حکیمی طباطبایی، آیت الله محمد بهبهانی ، آیت الله عظمی شهرستاند از مصدق روبرگردانده بودند  زیرا هراس داشتند سیاست او به آنجا بیانجامد که کمونیست ها قدرت را به دست گیرند. »

خاطرات اردشیر زاهدی - ص ۲۶۵ -

اما این مخالفت یک شبه پیش نیامد. نمونه هایی از این مخالفت ها: 

۱ - روحانیت بر علیه هر نوع اندیشه ای بود که قدرت فرهنگی آنان را کاهش می داد: دینی یا غیر دینی برایش فرقی نمی کرد. نمونه غیر دینی اش مخالفت آنان با اندیشه های سوسیالیستی و کمونیستی بود که اردشیر زاهدی در بالا از ان نام می برد. نمونه دینی اش هم مخالفت با بهائیان است اینجا:


۲ - روحانیت مخالف شکستن سنت های رایچ کشور بود. زیرا این سنت ها با فتواهای آنان هماهنگ بود که نمونه اش مخالفت آنان با حق رای زنان در لایحه دکتر مصدق است، اینجا:


۳ - مصدق برای همراهی روحانیون برای ملی کردن صنعت نفت، گاهی به آنان پول می داد، اینجا:


که با ملی کردن صنعت نفت و بدست گرفتن مدیریت آن توسط ایران، دولت های انگلیس و امریکا خرید نفت ایران را تحریم و در واقع از خروج نفت ایران جلوگیری می کردند در نتیجه دولت بشدت بی پول شده بود و نمی توانست دم بعضی از روحانیون را ببیند!

۴ - مصدق علیه نفوذ مالکان بود که منبع اصلی درآمد شرعیه روحانیت بود، اینجا:


۵ - همدستی دستگاه های امنیتی خارجی با روحانیت و شاه برای سرنگونی مصدق:


می بینیم که برای کشورهای دیگر، شاه  و روحانیت فرقی نمی کرد که چه کسی حکومت کند مهم این است که منافع آنان حفظ شود. نمونه های سکولاریسم تقلبی دوران پهلوی به همین جا ختم نمی شود. بلکه شکوفایی آن  پس از کودتای ۲۸ مرداد از سال ۳۲ تا ۵۷ گسترش می یابد که بماند برای بعد!

نوشته مرتبط  : 

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۵ )






۱۳۹۸ فروردین ۱۴, چهارشنبه

رابطه کنش اجتماعی و حاکمیت!



عیدی نوروز از جیب دیگران!!

آقای دکتر فراستخواه به مناسبت بزرگداشت آقای دکتر خانیگی - در اسفند ماه - سخنانی دارد با این عنوان:
  • جهان های بدیل ایرانی ونقش کنش در محافظت از آینده ایران؛ » 
سخن ایشان را می توانید اینجا به عنوان عیدی نوروز گوش کنید :


پیشنهاد می کنم اول سخنان ایشان را گوش کنید، سپس دنباله این مطلب را بخوانید  تا پیشداوری نداشته باشید. 

—————————————————

دکتر فراستخواه دو پرسش مطرح می کند: 

پرسش اول : در درازنای تاریخ پر التهاب ما، چرا ایران همچنان مانده است ؟ 

که جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید. 

پرسش دوم : با همه ی توانایی های فرهنگی و چند زیستی در طول تاریخ، چرا امروز به پس می رویم؟ 

بازهم جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید.    
اما در سخنان ایشان چند پرسش اصلی وجود ندارد و البته پاسخی هم نیست : 

چه شد که مردمان دیگرا- در جوامع دیگر -  به کنش اجتماعی توانا شدند اما ما از چنین توانایی برخوردار نشدیم؟ 

برای این زیست اجتماعی در جهان چند گونه امروز،  باید چه  بهایی پرداخت تا به این توانایی دست یابیم؟ 

ما باید چگونه این پوسته ضخیم را که توانایی زیست اجتماعی را در جهان امروز از ما گرفته است، بشکافیم؟ 

این پوسته ضخیم فرهنگی است؟ سیاسی است ؟ مذهبی است ؟ 

دکتر فراستخواه به هیچکدام از این قسمت های پوسته فرهنگی اشاره نمی کند.
                                                       


۱۳۹۸ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

چهارده به « تو »




نوروز امسال با سیل پایان گرفت. سیلی بنیان کن که همه ی نادانی های علمی دستگاه ولایت مطلقه فقیه را برای همه ی مردم آشکار ساخت. 

نکته جالب این فاجعه، کسی نبود که از طراحان عمرانی کشور بازخواست کند، زیرا این طراحان همه کاره کشورند و تا کنون هیچ صدایی از نمایدنگان مجلس برای بازخواست مسئولانی که چنین مجوزهایی صادر کرده بودند تا هم جنگل ها نابود شود و هم زندگی مردم در شهرها بهم بریزد شنیده نشده است. اما: 

بجایش گروهی از دست نشاندگانی که همیشه برای تحمیق مردم بکار گرفته می شوند، درون آب ایستاده و سینه می زنند! 


حاکمیت ولایت فقیه  از این روشن تر نمی تواند بگوید که ما : 

حماقت شما را لازم داریم و برای گسترش و تعمیق آن می کوشیم!



۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

سال ۱۳۹۸ : سال نو، ارزوی نو، اندیشه نو



 گرچه باتلخی گذشته بر من و تو روزگار 
 مرغ شادی پر زده از بام اهل این دیار ! 
   
تا در آیدچشم هر بدخواه وبدکاروحسود
 عیدآمد ، بادل خونین ، لب خندان بیار !   
                                                                                                             .
 سینه بگشا هرنفس بر روی شادی و امید
  کام شیرین کن به بوی عید نوروز و بهار!       
                                                                                                      .
                             شاد باش و دیرزی

تعطیلات خوشی را برای همه آرزو می کنم .

آرزوی ۱  : کی باشد زندانی سیاسی، عقیدتی، مذهبی، فرهنگی نداشته باشیم!

آرزوی ۲ : کی باشد، حقوق همه ی مردم - از زن و مرد -  در قانون اساسی , قضایی و مدنی برابر باشد!

آرزوی ۳: کی باشد بیکاری، فقر، فحشاء  نداشته باشیم

آرزوی ۴ - کی باشد اقتصاد ما شفاف باشد تا اختلاس نداشته باشیم!

آرزوی۵ - کی باشد یک قانون اساسی نو و روشن داشته باشیم که همه ی قدرت فقط در دست نمایندگان مردم باشد!

آرزوی ۶- کی باشد به این آرزوهای تاریخی مان برسیم!


var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();