ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۲, چهارشنبه

دمی با خیام در نوروز




که تدوین کننده تقویم ایرانی است و نوروز را اول بهار قرار داده است

۱ - 

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است


۲ - 

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست

۳ - 

چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست
می نوش به خرمی که این چرخ کهن
ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه

دموکراسی و رفاه



در نوشته ی پیشین که نمونه ای از فرهنگ دموکراسی را نشان می داد علی رغم اختلافات شدید دو حکومت امریکا و جمهوری اسلامی، آقا معلم عزیز این نظر را گذاشت :

 «‌  سلام و درود
دموکراسی و سایر اصطلاحات مشابه واژ ه یی گسترده و با تعابیر گوناگونی هستند
اکثر این تعاریف حکم شمشیر دولبه را دارد

مهم این است که هر تعبیری می شود در جهت رفاه حال مردم آن کشور باشد » 

چند نکته : 

۱ - دموکراسی اصطلاح مشابهی در فرهنگ سیاسی ندارد. نوشته کوتاه زیر حد و مرز دموکراسی را مشخص می کند: 

آزادی و دموکراسی !

چه کسی واژه ی  "  دموکراسی " را به " آزادی " در پندارهای ما جا انداخته است؟ نمی دانم، اما می دانم که این پنداری  درست نیست. زیرا این دو مقوله های جداگانه اند هر چند با شباهت هایی.

آزادی ترجمه ی واژه " لیبرالیسم " ، مقوله ای است بی در و پیکر که  هرکس می تواند به فراخور نیازش آن را بکار گیرد. هیچ تعریف مشخص و درستی از آن در دست نیست  تا بتوان گفت کی آزاد است، کی آزادی دیگران را نقض کرده است. زیرا آن که آزادی دیگران را نقض می کند به آزادی عمل خود می اندیشد و برمبنای منافعش می کوشد وسعت آزادی عمل خود را فراختر کند. به همین دلیل هر دیکتاتوری می تواند ادعا کند که طرفدار آزادی است و دروغ هم نگفته است. هر حکومتی می تواند مخالفان و منتقدان خود را سرکوب کند به این بهانه که اینان مخالف آزادی هستند و البته منظورش مخالف آزادی عمل خودش است و دروغ هم نگفته است. هر گروه مالی قدرتمند به بهانه دفاع از آزادی برنامه های اقتصادی خودش، به روش های گوناگون – قانونی و روابطی و غیر قانونی - برای دیگران محدودیت های اقتصادی ایجاد کند. اما؛

دموکراسی یک واژه ی تاریخی است و بر مبنای رفتار سیاسی ویژه ای قرار داد؛ پذیرش حاکمیت اکثریت و تضمین برابری حقوق اجتماعی  و سیاسی اقلیت توسط اکثریت.  چنین تضمین اجتماعی با بنیانگذاری قواعد مشخصی همراه است؛ به شکل قانون اساسی ، حقوقی و قضایی.

و ما هیچ واژه ای در فارسی نداریم که بجای دموکراسی بنشیند. اصطلاح مردم سالاری نیز مفهوم دموکراسی را در خود ندارد. زیرا مردم سالاری به معنای حاکمیت اکثریت، می تواند از اقلیت بخواهد برای حفظ منافع اکثریت، از حقوق خودش چشم بپوشد و برای رسیدن به چنین مقصودی روش های گوناگون اقناع و سرکوب را در پیش گیرد.

بر مبنای این تعریف، نظارت متقابل و اجتماعی شکل می گیرد. افراد و گروه های مستقل از حاکمیت و دولت حتا مخالفان سیستم حکومتی می توانند در این نظارت شرکت کنند. در این جا قواعد، مشخص می کند که چه کسی حقوق دیگران – توجه کنید حقوق دیگران و نه آزادی دیگران - را نقض کرده وبه خود اجازه – آزادی – داده تا پایش را از گلیم قانونی خویش بیرون بگذارد..

حواسمان به آنهایی باشد که واژه های  آزادی و مردم سالاری را آگاهانه بجای دموکراسی بکار می گیرند، چه نیاتی در مغزشان می گذرد. 


می بینیم که این تعریف دموکراسی شمشیر دو لبه نیست که هیچ، جلو هر گونه شمشیری را هم می گیرد!

۲ - مقولات سیاسی مانند دموکراسی رابطه ی مستقیمی با رفاه اجتماعی ندارند اما حاصل عملکرد نظارت متقابل در دموکراسی تعادل رفاه عمومی را به همراه دارد و نه ثروت را! دو نمونه معرفی می شوند: 

امریکا ثروتمندترین کشور جهان است اما دموکرات ترین کشور جهان نیست. 

سوئد، فنلاند، نروژ، ثروتمندترین کشورهای جهان نیستند اما رفاه عمومی در این کشورها بالاتر از دیگر کشورهاست. زیرا اصول دموکراسی بیشتر بکار گرفته شده نه توسط حاکمیت بلکه توسط مردم. حاکمیت نیز مجبور است که تن به دموکراسی بدهد.

---------------------------------
تلگرام   :  https://t.me/gozaresh1395

تویتر: hafezehtarikhi

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۶, جمعه

دموکراسی !


تفاوت فرهنگ دموکراسی با ولایت فقیه!



گزارش تلویزیونی زیر مربوط به فعالبت های مذهبی زیر نظر مستقیم جمهوری اسلامی در امریکاست. کشوری که سال ها است حاکمیت جمهوری اسلامی بر علیه آن شعار می دهد و  « مرگ بر امریکا » و  لگد کردن پرچم آمریکا بخشی از سیاست های جمهوری ولایی است. 

از آن طرف کم نیستند برنامه هایی  که دولت امریکا بر علیه حاکمیت جمهوری اسلامی در طول این ۳۸ سال تدارک دیده است. 

اما با این وجود دموکراسی  امریکایی  هرگز فعالیت های مذهبی ای را که مستقمین زیر نظارت حاکمیت جمهوری اسلامی انجام می شود، متوقف نکرده است که هیچ، حتا وسایل ارتباط جمعی امریکا بارها با امامان جمعه و مبلغان مذهبی اش مصاحبه و پخش کرده است. 

از این طرف حمهوری اسلامی نه به زرتشتیان ، نه اهل سنت  نه مسیحیان  نه کلیمیان نه تنها اجازه فعالیت مذهبی آزاد نمی دهد بلکه آنان را به راه های گوناگون در تنگنا قرار می دهد.  

ظاهرن جمهوری اسلامی دموکراسی غرب را غنیمتی می داند که از آن برای تبلیغات مذهبی اش استفاده کند اما حاکمیت جمهوری ولایت مطلقه فقیه  را به جهنمی برای دیگر ادیان، مذاهب و اندیشه ها تبدیل کرده است. کفار باید به جهنم بروند!!

لارم است بدانید این مجموعه توسط جمهوری اسلامی گردآوری نشده بلکه از طرف مخالفان جمهوری ولایی تهیه و پخش شده است. 

گزارش حسن داعی از مراکز اسلامی وابسته به رژیم ایران در آمریکا



------------------------------------------------------------

تلگرام : 

https://t.me/gozaresh1395



ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

ریاست جمهوری خانم ها


راه بی بازگشت ؟


برای گرم کردن بازار انتخابات ریاست جمهوری، این بار ممکن است  دست نظام ولایی بسوی خانم ها دراز شود. 

خانم ها نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. اما از نظر نظام ولایی نیمه آدمند!! حق قضاوت در دادگاه های عمومی  ندارند ، نیمه ارث می برند، از حضور در مجلس خبرگان رهبری محرومند و حق فتوا نیز ندارند . علاوه بر این ها در بسیاری مواقع  از فرصت های شغلی نیز محرومند و در نتیجه درآمد سرانه ملی زنان بسیار کمتر از مردان است. گزارش » شاخص توسعه انسانی  « سازمان ملل متحد در مقایسه مردان و زنان ایران نشان می دهد:

۱ - جمعیت زنان بیشتر از مردان است.

۲ - از نظر تحصیلات زنان با مردان  تقریبن برابرند 

۳ - اما از نظر در آمد سرانه ملی که مربوط به فرصت های شغلی است : 

درآمد زنان در سال ۲۰۱۴ برابر با ۴،۸۲۸ دلار بوده 

درآمد مردان در همان سال برابر با  ۲۵،۹۲۴ دلار بوده است یعنی شش برابر زنان!!

در نتیجه:

 شاخص توسعه انسانی زنان ایران  ۱۱۵ درجه کمتر از مردان است !!!!!

PDF جدول D

http://hdr.undp.org/sites/all/themes/hdr_theme/country-notes/IRN.pdf 

با همه ی این محرومیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام ولایت مطلفه فقیه برای بالا رفتن تعداد آرای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده از اکنون بفکر چاره افتاده و این بار که شخصیت قابل توجهی از مردان برای گرم کردن بازار انتخاباتی در برابر آقای روحانی دم دست ندارد، چاره کار را موقتن در تفسیر تازه ای از شورای نگهبان برای « رجل سیاسی »‌ دیده است تا با نامزد شدن یک خانم - مانند خانم فائزه هاشمی که مرگ نابهنگام بابا را هم پشتوانه دارد  -شور و هیجان انتخاباتی را بین خانم ها افزایش دهد.

البته منظور نظام این نیست که یک خانم رئیس جمهور شود بلکه از این راه می خواهد تعداد رای دهندگان را افزایش دهد. چون رئیس جمهور شدن یک خانم شاید بعضی از امتیارات مردانه  را عوض کند. بهر حال این شما و این هم خبرهای شورای نگهبان:

کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان

 ۱۳۹۵/۱۰/۲۹

زمانی که قانون اساسی تدوین می شد اختلاف نظر بود اما قرار شد از کلمه رجال استفاده شود. نظر مشهور این بود که خانم‌ها می‌توانند حضور داشته باشند، اما تا به حال فرصتی برای خانم‌ها نبوده است و صلاحیتشان تایید نشده است. اخیرا از سوی مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی انتخابات که اتخاذ شد ایشان تاکید کردند رجل سیاسی و مدیر و مدبر بودن تبیین شود. این موضوع در دست بررسی است و اگر شورای نگهبان به نتیجه جدیدی برسد قطعا اعلام می‌کند. البته ثبت نام که در دوره‌های گذشته هم منعی نداشته است و خانم‌ها هم می‌توانند شرکت کنند.



۲۷ روز بعد :

 ۱۳۹۵/۱۱/۲۶ 

سخنگوی شورای نگهبان دستور جلسه این هفته شورا را تشریح و اعلام کرد: نظرات کارشناسی در خصوص تعیین معیارها برای تشخیص رجل سیاسی مذهبی و نیز مدیر و مدبر بودن داوطلبان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.


گرچه تفسیر تازه شورای نگهبان در مورد نامزد شدن  خانم ها برای مقام ریاست جمهوری یک قدم به جلو است اما باز هم با نظارت استصوابی ولایت مطلقه فقیه می کوشد تا خانم هایی را از صافی بگذراند که نتوانند تزلزلی در افکار واپسگرای حاکمیت ولایت مطلقه ایجاد کنند ، همانطور که تا بحال با مردان چنین کرده اند. اما بهر حال فشار اجتماعی و ترس از کاهش  رای دهندگان در انتخابات سال  آینده باعث شده تا ولایت مطلقه این راه را انتخاب کند. اگر چنین شود جمهوری ولایی  به راهی بی بازگشت گام نهاده است. 


به این می گویند جبر زمانه که دست و پای هر گربه ای را  توی پوست گردو می گذارد. همانطورکه مجبور شدند بعضی  قضاوت ها را به زنان واگذار کنند هر چند در زمینه کودکان و نوجوانان!


ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۱۷, یکشنبه

مردم و انتخابات (‌ ۶ )


گروه های مرجع 


۷ - آیا به وجود گروه‌های مرجع در جامعه ایران قائل هستید؟

 ایا در انتخابات مجلس این گروهها نقش داشتند؟

 آیا در مناسبات بعد از انتخابات و در عملکرد مجلس نیز نقش خواهند داشت؟

گروههای مرجع مانند شبکه‌ها نقشی حیاتی در زندگی اجتماعی انسان‌ها دارند و افراد برای مشورت و اخذ نظرات به شبکۀ روابط خود مراجعه می‌کنند.

 افراد به طـور دائـم بـا سایر مردم و گروه‌ها کنش متقابل دارند. این نوع ارتبـاط بـه صـورت شـبکه‌های اجتمـاعی سـازمان می‌یابند، این همان روابطی است که فرد را به طور مستقیم و غیرمستقیم به سایر مـردم پیونـد مـی‌زنـد، مـثلاً می‌توان به شبکۀ خویشان، دوستان، همکلاسی‌ها، هم‌کلوپی‌ها و همکاران اشاره کرد. 

شبکه‌ی یک شخص دقیقاً یک گروه نیست، زیرا اعضای آن همگـی بـا یکـدیگر کـنش متقابل ندارند، لیکن شبکه در برگیرنده انواع گروههاست و دسترسی غیرمستقیم به سایر گروههـا را فـراهم می‌کند. 

هر شبکه معمولا افراد یا گروههایی را به عنوان مرجع انتخاب می‌کند. 

گروه مرجع گروهی است که افراد همواره برای ارزیابی اعمال، ظواهر، ارزش‌هـا، آرزوهـا، شـیوه و سبک زندگی‌ به معیارهای آن رجوع می‌کنند. 

گروههای مرجع (reference group) در جامعه شناسی و عاملیت‌ها(agents)در علوم سیاسی همیشه وجود داشته و دارند و سخت می‌شود آنها را از صحنه سیاسی و اجتماعی به کلی حذف کرد. 

به طور کلی در جریان تصمیمگیری‌ها، کنش‌ها و حتی شکل‌گیری نگرش انسـان‌ها در جامعـه، عـواملینقش‌آفرینند که از جمله مهم‌ترین آنها افراد یا گروههایی هسـتند کـه مبنـا و معیـار قضـاوت و ارزیابی کنشگران اجتماعی قرارمی گیرند. 

 گروههای مرجع دو نقش مهم هویـت دهـی و قضـاوتی راایفا میکنند.

 یعنی اولاً هنجارها، رویه‌ها، ارزشها و باورهایی را به دیگـران منتقل مـی‌کننـد و بـه اصـطلاح کارکرد هنجاری دارند، 

ثانیاً استانداردها و معیارهایی در اختیار کنشگران قرار میدهند که آنها کنش و نگرش خود را با آن محک می‌زنند و اصطلاحاًکارکرد مقایسه ای و تطبیقی دارند. 

از زاویه ای دیگر در دهه‌های اخیر و به ویژه با مطرح شدن نگرشهای پسامدرن، به نقش انسان‌ها در تحولات اجتماعی بیشتر توجه شده و علیه روند حل شدن انسان در نظامهای سیاسی ـ اجتماعی نقد‌های جدی به عمل آمده است.

 این نقد حتی به تحلیل جنبش‌های اجتماعی هم رسوخ پیدا کرده که توضیح آن ما را از بحث اصلی دور می‌کند. در این نگرش جدید، به نقش آدمی در مقابل نظام‌ها اهمیت داده می‌شود و در واقع اعطای نوعی قابلیت است که به عاملیت آدمی در حرکتهای اجتماعی منجر می‌شود. 

اینکه این مراجع و عاملیت‌ها تمایل داشته باشندبرعملکرد مجلس اثر گذارند، قابل پیش‌بینی نیست اما خاطرنشان می‌کنم که مخاطب گروه‌های مرجع، عمدتاًجامعه مدنی هستند و آنها در حالی‌که اغلب هیچ سمت رسمی و قدرت رسمی درون ساختار مستقر ندارند، اما در همان‌حال جایگاه ویژه و اثرگذاری در جامعه و بدنه اجتماعی متمایل به خود دارند. 

درست به همین دلیل، نخبگان در ساخت قدرت، دل خوشی از مراجعو عاملیت‌ها در جامعه مدنی ندارند و سعی می‌کنند به هر نحو ممکن، ارتباطات آنها را بابدنه اجتماعیمحدود یا حتی قطع کنند که البته اغلب موفقیت‌آمیز نیست. 

مراجع عموماً در بزنگاه‌ها و شرایط بحرانی یا خطیر نقش موثری ایفا می‌کنند و تصور می‌کنم با توجه به تجربه‌های اخیر در انتخابات، ما همچنان شاهد نقش موثر مراجع اصلاح طلب و حامی تغییر باشیم، زیرا خوشبختانهآنها از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردارند، یعنی مردم به آنها اعتماد دارند. 

توجه داشته باشید که سرمایه اجتماعی برخلاف سرمایه مالی قابل مصادره شدن یا مسدود شدن نیست، اما مثل سرمایه مادی باید به کار گرفته شود و جریان پیدا کند و راکد نماند، چون از ارزش و اعتبار آن کاسته می‌شود.

وبلاگ - مراجع اصلاح طلبی که ایشان مطرح می کنند حتا یک بار هم نگفته اند چه چیزی باید تغییر کند. این نوع اصلاح طلبی که می خواهد در فضایی نامشخص تغییر ایجاد کند، بیشتر مردم را گیج می کند تا راهنما باشد. حداکثر برد اصلاح طلبی این مراجع فعلی تغییر اشخاص است و نه تغییر در قانون اساسی. 

تا بحال هم مردم را به شکل های مختلف به پای صندوق رای تشویق کرده اند، و طبقه متوسط که می خواهد نه سیخ بسوزد و نه کباب و تغییر هم پیدا شود، همچنان در جای خود درجا می زند. این مراجع حتا یک بار هم نخواسته اند تجربه کنند که به مردم بگویند این بار رای ندهید تا معلوم شود حاکمیت چقدر نسبت به تعداد آرا حساس است، دلیل نگفتن چیزی این است که این مراجع خودشان به همین قوانین علاقمندند و فقط می خواهند افراد تغییر یابند. 

کیش شخصیت هنوز در ذهن این نخبگان مرجع آن قدر قوی است که مفهوم قانون و نقش آن را در محدود کردن قدرت طلبی افراد ناچیز می دانند. 
-------------------------------------------------------

نوشتار پیشین 

مردم و انتخابات  ( ۵ ) 

تغییر مهم ترین خواست مردم 

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2017/01/blog-post_17.html

-----------------------------------------------------

نشانی تلگرامی 

https://t.me/gozaresh1395


ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۸, جمعه

استراتژی حذف!!


بحران نیرو در جمهوری اسلامی

انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نشان می دهد که هیچ نیروی قدرتمندی در برابر آقای روحانی نیست. دلیل این کمبود ربطی به توانایی های آقای روحانی ندارد  بلکه مربوط به نبودن نیروهای کارآمد در نظام جمهوری اسلامی است، در این بین معرکه گردان انتخابات که تنور آن را داغ می کرد نیز دار فانی را وداع کرده است . اکنون  کارگردانان نظام ولایی مانده اند  چه کسی را علم کنند تا ظاهرن به مصاف آقای روحانی رود تا بازار بی رونق انتخابات گرم شود. 

این کاهش شدید نیروهای کارآمد محصول  تحلیل نظام جمهوری اسلامی است :

«‌ اگر شاه کوتاه نمی آمد و سرکوب می کرد، روحانیت به قدرت نمی رسید » این جمله کوتاه نتیجه گیری سردمداران جمهوری اسلامی از جمله آقای خامنه ای است ،  که به این استراتژی اعتبار بخشیده است :

  • اگر در برابر منتقدان و مخالفان کوتاه بیاییم، مانند شاه قدرت را واگذار می کنیم »  و تنها راه برای کوتاه نیامدن: 
الف - حذف فیزیکی است -  این یکی با  کشتار، زندانی کردن و فراری دادن منتقدان و مخالفان از روز اول شروع شد  که داستانش نیازی به گفتن ندارد و همچنان ادامه دارد

ب - حذف قانونی است - ایجاد قانونی که جلو هر گونه تغییرات را توسط نمایندگان مردم بگیرد. این یکی با افزودن اصل ولایت مطلقه فقیه به قانون اساسی، افزایش همه جانبه ی قدرت رهبری ، و  نظارت استصوابی حاصل شد. 

ظاهرن این ملاحظات قانونی برای آن بود که جلو ورود نیروهای غیر روحانی را در سیستم جمهوری ولایی بگیرد اما در عمل به شمشیر دو لبه تبدیل شد.

موقعیت و اختیارات رهبری هم به آیت اله خمینی و هم خامنه ای این امکان را داد تا همکاران روحانی خود را از صحنه کشاکش قدرت برانند، مانند شریعتمداری و قمی در زمان آقای خمینی و منتظری در زمان آقای خامنه ای. 

این حذف های فیزیکی و قانونی معتقدترین و نزدیک ترین یاران انقلاب اسلامی را نیز شامل شد که معروفترینشان آقایان بازرگان ، موسوی ، کروبی، خاتمی  و هاشمی رفسنجانی بودند. 

نتیجه ی حاصله این است که امروز نه تنها اقتدار داخلی جمهرری اسلامی در داخل افزایش نیافته  بلکه هر روز بیشتر توسط مردم به اشکال گوناگون  به بازی گرفته می شود. 

اکنون کسانی در مراکز تصمیم گیری اند که هیچ شخصیت سیاسی مستقلی ندارند و از هرگونه تحلیل سیاسی - اجتماعی ناتوانند. کارشان فقط غرغره کردن سخنان رهبری است. شاید در این میان ناطق نوری و حسن روحانی یک سر و گردن از دیگران  بلندتر باشند. 

روحانی  هم تحصیلات حوزوی دارد هم مدرن، تحصیل کرده انگلیس است و از روز اول در پست های گوناگون و حساس جمهوری اسلامی انجام وظیفه کرده است. کمترین کارش پنج  دوره نمایندگی مجلس است.

ناطق نوری هم در پست بازرسی دفتر رهبری جا خوش کرده است و از اندرون خبر دارد،

آیا باید منتظر حذف اینان هم بود یا این که آقای خامنه ای بنا به علاقمندی اش به خود و خانواده اش  این دو نفر  را برای روز مبادا نگه داشته است؟ 

انتصاب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به این پرسش جواب می دهد.

اما آقای خامنه ای می داند که هیچ یک از این نیروها به دیدگاه های دشمن سازی های وی چندان اعتمادی ندارند. و هریک که بجایش بنشیند باز کردن پنجره ها بسوی غرب سرعت می گیرد.

شاید گوشه کنار نشستگان نظام به این نتیجه رسیده باشند با این قانون اساسی که بنیادش بر حذف هر منتقد و مخالفی است رویکردهای تازه بسوی غرب با تنش های درونی بسیار همراه باشد از جمله تنش بخش سیاسی و سپاه پاسداران. 

این تنش از آنجا ناشی می شود که هیچ شخصیت مستقل سیاسی در هرم قدرت وجود ندارد تا بتواند سپاه  را کنترل کند و بعید نیست که سپاه از پس یک آشوب درونی برای نظم بخشیدن به کشور رسمن سر برآورد اگر چه فعلن در پشت صحنه است. 

وقتی این تنش ها بنیاد جمهوری اسلامی را تهدید نمی کند که: 

نظارت استصوابی حذف شود، در این صورت  نیروهای کارآمد به مجلس خبرگان، شورای اسلامی و پست ریاست جمهوری  راه یافته و اجبارن  راه را برای تغییرات بنیادی قانون اسای هموار می نمایند.

در شرایط فعلی :‌

الف - این بسته به  تصمیم آقای خامنه ای است تا خود را قانع کند که بیش از این بر اقتدار و هیبت فردی خود نیفزاید  و بیش از این به ریزش  نیروهای کارآمد در جمهوری اسلامی برای تثبیت خود و خانواده اش در قدرت دل نبندد.

البته تنش و آشوب در درون جمهوری اسلامی الزامن به منزله آشوب همه جانبه در کشور نیست اما می تواند جرقه ای باشد در انبار باروتی که حاصل استراتژی حذف است.

اگر چنین اتفاقی بیفند، اولین کسانی در این آتش می سوزند نه شخص آقای خامنه ای ،بلکه کل روحانیت است. زیرا آقای خامنه ای با گارد محافظش مدتی می تواند درون قلعه اش بماند اما بقیه روحانیت چی؟ 

ب - بسته به کل روحانیت است. سکوت روحانیت در برابر نظارت استصوابی که به دست چین شدن فرمانبرداران بی چون و چرای ولی فقیه در خبرگان، مجلس و ریاست جمهوری می انجامد، می تواند پیامدهای مشترکی برای همه ی روحانیت داشته باشد. 

از نصیحت کار بر نمی آید چون هیچ کدام از روحانیون در موقعیتی نیستند که نصیحت آنان موثر باشد. فقط  با نقد و به چالش کشیدن آشکار تفسیر شورای نگهبان در مورد نظارت استصوابی راه برای تغییر شاید باز شود.

 فشار روحانیت نقش موثری در عقب نشینی سرسختانه رهبری و اصلاح قوانین و رفع آشوب های احتمالی آینده می تواند داشته باشد. 

بی شک لغو نظارت استصوابی راه را برای حضور نیروهای دیگری در حاکمیت باز می کند که ممکن است با ولایت مطلقه فقیه  سازگاری نداشته باشند ، اما حضور این نیروها به معنی نابودی شیرازه کشور و روحانیت نیست. همان گونه که در زمان های گذشته نیز نبود.

به نظر می رسد استراتژی حذف - اگر می خواهد به بقای جمهوری اسلامی کمک کند -  حذف نظارت استصوابی  است. 


آیا استراتژیست های جمهوری اسلامی از جمله آقای خامنه ای راه دیگری از این بن بست دارند؟

--------------------------------------
کانال تلگرامی با نوشته ها و فیلم های تلگرامی :

https://t.me/gozaresh1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲۸, سه‌شنبه

مردم و انتخابات ( ۵ )



تغییر: مهم ترین خواست مردم

۵ - با توجه به نتایج انتخابات اخیر در حالیکه همه اطلاعات و اخبار انتخابات منتشر شده استدر دو وجه یکی در مقیاس تهران و دیگری در سطح ایران خواسته‌های مردم چیست؟ کدامیک از وجوه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی وجه غالب و تاثیر گذار در انتخابهای مردم بوده است؟ چرا؟ ایا می توان گفت مردم خواسته یا خواسته‌های مشخصی داشته اند؟ یا دارند؟

اولین و محوری ترین خواستی که به نظر بنده به روشنی میتوان استنباط کرد خواست تغییر است و این یعنی همه چیز.

 ابعاد تغییر میتواند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی باشد. حامیان تغییر همان طور که قبلا توضیح دادم اعضای یک حزب نیستند که مطالبات واحدی داشته باشند بلکه مجموعه ای از فعالان جنبش‌های اجتماعی زنان، جوانان، اقوام و مذاهب، دانشجویان و امثال آن هستند که فصل مشترک شان اصرار بر تغییر است. به علاوه متناسب با مسایل منطقه ای نیز مطالبات دامنه ای از سطح ملی تا محلی را پوشش میدهد. 

به نظرم حامیان ادامه وضع موجود یا مخالفان تغییر نیز از این پس سعی میکنند در انتخابات با چهره منتقد وضع موجود به میدان بیایند چون میدانند که گفتمان غالب در جامعه ایران تغییر است.

 بنابراین سعی میکنند روی موج آن سوار شوند و آدرس غلط دهند. 

مشکل این است که دولت ضعیف آقای روحانی تاکنون ناتوان تر از آن بودهکه با اقداماتی فراتر از برجام و روابط بین الملل گشایشی در معیشت مردم و رونقی نسبی در فضای کسب و کار ایجاد کندو همین ضعف به ویژه در حوزه مسایل اقتصادی زمینه مناسبی برای شعارهای پوپولیستی و سوار شدن محافظه کاران بر امواج تغییر فراهم میکند. 

بنا براین اگر دولت بهبودی در وضعیت اشتغال و رونقی در فضای کار ایجاد نکند احتمال دارد که بخشی از جامعه که کمتر درون شبکه ‌های اجتماعی حضور دارند مثل روستاییان یا فقرای شهری فریب پوپولیسم از گرد راه رسیده را بخورند.


پاسخ انتخابات به خواست تغییر 

۶ - نتایج صندوق رای با مجموعه ضعف‌ها و قوت‌هایی که دارد چه تاثیری در مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور خواهد گذاشت؟

انتخابات یک فرصت سیاسی است. باید ببینیم حامیان تغییراز این فرصت چه بهره برداری میتوانند داشته باشند. 

به نظر میرسد تا اطلاع ثانوی با توجه به چرخه قدرت درایران تسخیر برخی مناصب یا نهادها درون ساخت قدرت دستاورد ویژه ای برای پیشبرد پروژه تغییر ندارد یا لا اقل دستاورد ماندگاری ندارد.

 در دوره اصلاحات دو قوه مجریه و مقننه یکسره در اختیار اصلاح طلبان بود. بخش زیادی از دستاوردهای این دوره از سال ۸۴ و با آمدن دولت احمدی نژاد نابود شد.

منظورم این نیست که باید بی خیال انتخابات شد یا قدرت را به کلی رها کرد. 

از همان دوره اصلاحات شوراهای شهر و روستا پایه ریزی شدند و حالا به نهاد‌های ماندگار مشارکت مردم تبدیل شده اند. 

در فرایند دمکراسی سازی حضور نیروهای واسط در ساخت قدرت تسهیل کننده فرایند تغییر به سمت دمکراسی هستند. بنا براین جمع بندی من آن است که حضور نمایندگان حامی تغییر در ساخت قدرت همان طور که هیچ نیست، همه چیز هم نیست. 

آنچه میتواند نقش نیروهای حامی تغییر را در ساخت قدرت موثرتر کند و دستاوردهای آنها را پایدارتر کند، جامعه مدنی قوی و نیرومند است. 

بنابراین نتایج صندوق‌های رای برای تقویت نیروهای حامی تغییر درون نظام سیاسی لازم هست اما کافی نیست. در همین انتخابات خبرگان اخیر پس از آنکه آقای جنتی رییس خبرگان شد عده ای شروع کردند به نقد مشارکت در انتخابات خبرگان و دیدی گفتم دیدی گفتم راه انداختند. در واقع تصور اینها آن بود که اگر فهرست امید به خبرگان راه پیدا کند تغییرات به خودی خود توسط منتخبان مردم پیش خواهد رفت. مشکل خوش بینی یا اجازه دهید بگویم ساده اندیشی آنها بود و هست. 

همان طور که قبلا گفتم در انتخابات مجالس شورا و خبرگان، جامعه مدنی از فرصت استفاده کرد تا قدرت خودش را دربرابر قدرت رسمی بیازماید. همان جا هم نتیجه گرفت یعنی در یک بستر واقعی و عینی اجتماعی تمرین کنش جمعی کرد. 

اما از همان اول هم روشن بود که ساختار قدرت به سادگی اجازه نخواهد داد دامنه آثار شکست اش تااندرونی مجلس خبرگان امتداد پیدا کند. بنا براین انتخابات فرصتی است برای جامعه مدنی تا هم یابی و همگرایی کند و سرمایه بیاندوزد برای آینده و از طریق انباشت قدرت در جامعه مدنی بر مناسبات اثر گذارد.

وبلاگ:

 دیدیم در تشییع جنازه آقای هاشمی صدای بلند گو با شعارهای رسمی اش در صدای شعارهای قدرتمند مردم گم شده بود. اگر شاید این فیلم ها را ندیده اید اینجا را نگاه کنید :

https://t.me/gozaresh1395

شاید بگویید حاکمیت گوش نمی کند، مهم نیست، بالاخره مردم راهشان را مشخص می کنند اگر از حاکمیت ناامید شوند همانطور که ۵۰٪ مردم در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان شرکت نکرده اند. افزایش این تحریم کنندگان انتخابات نتایج ناخوشایند بین المللی برای حاکمیت دارد. 

وقتی مردم همدیگر را بیابند و بدانند چه چیز باید تغییر کند که عمده ترین است، آن وقت تصمیم می گیرند که برای  رسیدن به آن باید در انتخابات کشوری شرکت کنند یا نه. یا شرکت خود را منوط به طرح  و اجرای آن خواست عمده می کنند. وقتی هدف عمده برای ما روشن باشد، روش عمده ای نیز برای دستیابی آن پیدا می کنیم. 
-------------------------------------------------------------

نوشته پیشین در این باره : 


شبکه های اجتماعی 
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2017/01/blog-post.html
--------------------------------

نوشته های تلگرامی اینجا: 
https://t.me/gozaresh1395

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();