ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

داستان کوتاه




داستان کوتاه11



محمدر.ضا کسر.انی روزنامه نگار وفعال سیاسی 18 تیر 78، امروز یکی از کارتن خوابهایی است که در جنوب شهر تهران شب ها را به صبح می رساند. مادرش پس از دریافت حکم اعدام پسرش فوت می کند و پدرش نیز فلج می شود. او پس از تحمل شش سال زندان آزاد می شود و با مرگ پدرش مجبور می شود طلب های پدر را وصول کند. حالا او نیاز به کمک دارد. او افسرده و شکسته شده است. با نشر این خبر به او کمک کنیم.



ابرمی گرید

باد می گردد

وبه خود این گونه درنجوای خاموش است عابر:

-خانه ام افسوس

بی چراغ و آتشی آنسان که من خواهم، خموش و سرد وتاریک است.

شاملو





ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

کرامت انسانی در نظام ولایت فقیه


به مناسبت روز جهانی کارگر؛ 11 اردیبهشت 1390



1 - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏در دیدار معلمان و کارگران‏

... 1383/02/12

بله؛ در نظامهاى سرمايه‏دارى كه دعوا بر سر پول و ماديّات است، همين‏طور است - چون معنويتى وجود ندارد- اما در جامعه انسانى، فضيلت و شرف و آبرو و كرامت انسانى و ارزش معنوى حرف اوّل را مى‏زند.


 
و حالا کرامت انسانی پرورش یافته در نظام ولایت فقیه را ببینید:


دریافت رایانه نقدی :



دریافت مواد غذایی از تعاونی محل :



این سراسیمگی حاصل چیست؟

رشد فقر در جامعه ی ولایت فقیه یا :

بی اعتمادی مردم به تداوم برنامه ها در این نظام، یا :

هر دو؟



2 – این هم تازه ترین نشانه ی کرامت انسانی در نظام ولایت فقیه .



در آستانه روز کارگرتاریخ محاکمه اعضای سندیکا مشخص شد

1390/02/04 ساعت 09:21:55

در آستانه روز کارگرتاریخ محاکمه اعضای سندیکا مشخص شد

دادگاه آقای غلامرضا غلامحسینی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در دادسرای شهریار و دادگاه آقایان غلامرضا غلامحسینی ُ .مرتضی کمساری و علی نظری در روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در دادسرای کارکنان دولت برگزار می شود

همچنین دادگاه آقای رضا شهابی عضو هیپت مدیره سندیکا که از تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ در زندان به سر می برد در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۰ برگزار می شود

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

اردیبهشت ۱۳۹۰



3 - و کرامت انسانی ولایت فقیه پیشتر شامل این کارگران شده است :

رضا رخشان، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه

رضا رخشان در تاریخ ۱۳ دی ماه سال ۱۳۸۹ جهت گذراندن ۶ ماه محکومیت بازداشت و به زندان فجر دزفول منتقل شد.



ابراهیم مددی، فعال کارگری

ابراهیم مددی در سال ۱۳۸۵ بازداشت و به ۳٫۵ سال حبس محکوم شده است. مددی هم اکنون در زندان رجایی شهر نگهداری می شود و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال و نیم زندان محکوم شده است



خسرو بوکانی

خسرو بوکانی، فعال کارگری و عضو هیات اجرایی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری به دوسال زندان محکوم شد.



بهنام ابراهیم‌زاده، فعال کارگری

بهنام ابراهیم‌زاده، فعال حقوق کودکان، فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری است.

بهنام ابراهیم‌زاده، در تاریخ ۲۲ خرداد ماه ۸۹ در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.



منصور اسانلو، رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد

منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه، با محکومیت ۵ ساله در زندان رجایی‌شهر کرج است


ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

اقتصاد جمهوری ولایت (1/90)


" آخرین نیوز  " گزارشی دارد از وضعیت اقتصادی ایران و کشورهای خاورمیانه به نقل از گزارش صندوق بین المللی پول برای سال 2010 ( 1389 ) و سال 2011 ( 1390 ) . اصل گزارش اینجاست:
 این گزارش آنقدر درهم و برهم است که به راحتی نمی توان آمار داده شده را در کنار هم مقایسه کرد. با اجازه  آخرین نیوز بازنویسی این گزارش به شکل زیر تقدیم می شود. قسمت های رنگی از این وبلاگ است.

رشد اقتصادی
1389 ( 2010 )
 براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد ایران در سال 2010 یک درصد رشد داشته است که این رقم میان کشورهای خاورمیانه یکی از کمترین رشد‌هاست.
متوسط رشد اقتصادی خاورمیانه در سال 2010 به 8/3 درصد رسیده است. رشد اقتصادی برخی از کشورهای منطقه برای سال 2010 به این ترتیب بوده است: عربستان 7/3 درصد، الجزایر 3/3 درصد، امارات 2/3 درصد، کویت 2 درصد، عراق 8/0 درصد، قطر 3/16 درصد و سودان 1/5 درصد. رشد کشورهای مصر 1/5 درصد، مراکش 2/3 درصد، سوریه 2/3 درصد، تونس 7/3 درصد، لبنان 5/7 درصد و اردن نیز 1/3 درصد اعلام شده است.
در گزارش صندوق بین المللی پول میانگین رشد اقتصادی خاورمیانه و شمال آفریقا در سال 2010 معادل 8/3‌درصد پیش‌بینی شده است.

وبلاگ – به این ترتیب جمهوری اسلامی، بعد از عراق کمترین میزان رشد را داشته است .

پیش بینی برای 2011 – 2012  (91-  1390 )

این گزارش همچنین پیش‌بینی کرده است رشد اقتصاد ایران در سال 2011 به صفر برسد. رشد اقتصادی ایران برای سال 2012 نیز 3 درصد پیش‌بینی شده است.
این رقم برای خاورمیانه در سال‌های 2011 و 2012 به ترتیب 1/4 و 2/4 درصد برآورد شده است.
تورم
سال 1389 ( 2010 )
تورم نیز یکی از شاخص‌های مهمی است که در گزارش صندوق بین‌المللی پول به آن پرداخته شده است. بر اساس این گزارش منطقه خاورمیانه که تورم 6/6 درصدی در سال 2009 را تجربه کرده بود در سال 2010 تورم 9/6 درصدی داشته است.
تورم کشورهای نفتی در این منطقه در سال 2010 بالغ بر 7/6 درصد بوده است.
در میان کشورهای خاورمیانه سودان بیشترین نرخ تورم در سال 2010 راداشته است. تورم این کشور در سال 2010 به 13 درصد رسیده است. ایران از این نظر در رتبه دوم منطقه بوده است.
نرخ تورم برای برخی دیگر از کشورهای منطقه در سال 2010 به این شرح گزارش شده است: عربستان 4/5درصد، الجزایر 3/4 درصد، امارات 9/0 درصد، کویت 1/4 درصد، عراق 1/5 درصد، قطر منفی 4/2 درصد، مصر 7/11 درصد، سوریه 4/4 درصد و اردن 5 درصد.
صندوق بین‌المللی پول پیشتر تورم 5/8 درصدی را برای ایران در سال 2010 پیش‌بینی کرده بود اما در گزارش جدید خود نرخ تورم ایران برای این سال را 5/12 درصد اعلام کرده است.

وبلاگ – به این ترتیب تورم واقعی 4 در صد بیشتر از تورم پیش بینی شده توسط صندوق بین المللی پول. یعنی یک سوم بیشتر بوده است.

پیش بینی تورم 2011- 2012 ( 1390 )

انتظار می رود تورم این منطقه در سال 2011 به 10 درصد افزایش یابد و در سال 2012 با کاهش به 3/7 درصد برسد. تورم کشورهای نفتی در این منطقه در سال 2010 بالغ بر 7/6 درصد بوده است که انتظار می رود این رقم در سال 2011 به 6/10 درصد افزایش پیدا کند و در سال 2012 به سطح 1/7 درصد برسد.
در این گزارش ، نرخ تورم ایران برای سال 2011 بالغ بر 5/22 درصد پیش بینی شده است. این رقم برای سال 2012 نیز 5/12 درصد برآورد شده است.

وبلاگ – اگر این پیش بینی هم مانند پیش بینی سال 2010 ( 1389 )از تورم واقعی  یک سوم کمتر باشد، باید تورم واقعی امسال حدود 30 در صد باشد و برای سال 1391 ( 2012 ) باید برابر با 18 در صد.
 باز هم تورم در جمهوری اسلامی دو برابر دیگر کشورهای خاورمیانه برای امسال ( 1390 ) و سال آینده خواهد بود. خر "گوش " شدیم از ادعاها، اما بهتر است کمربندها را محکم تر ببیندیم.
برای آن که بدانید چرا رشد اقتصادی امسال صفر در صد است و تورم 30 در صد، گزارش نماینده مجلس را  در خبرگزاری کار ایران  بخوانید:
و به گزارش روزنامه شرق از قول آقای نهاوندیان رئیس اطاق بازرگانی ایران :
" ركود اقتصادي در پايان سال 89 با شدت بيشتري رخ مي‌نمايد. به طوري كه درصد تعداد چك‌هاي برگشتي به مبادله‌شده براي نخستين‌بار در ارديبهشت‌ماه سال 89 به ركورد جديدي به ميزان 1/12درصد رسيد."

گزارش کامل را در روزنامه شرق بخوانید:

لازم به یادآوری است که در سال 88 :

آمارهای مربوط به چک های برگشتی در سال 88 نشان می دهد در این سال بالغ بر 5.09 میلیون برگ چک برگشت خورده که ارزش این اسناد معادل 23 هزار میلیارد تومان بوده است یعنی از نظر تعداد 10.7 درصد از کل چک های مبادله شده و از نظر ارزش معادل 5 درصد کل ارزش اسناد مبادله شده برگشت خورده است.
به این ترتیب چک های برگشتی از 10 در سال 88 به 12 در صد در سال 89 رسیده است؛ 2درصد رشد در چک های برگشتی. تورم در سال گذشته 12.5 در صد و چک های برگشتی هم 12.1 درصد. امسال  با پیش بینی  تورم سی درصدی،  چند در صد چک برگشتی خواهیم داشت؟
بهتر است امسال فقط چک بین بانکی را بپذیریم تا گرفتار چک های برگشتی – شاید حدود 30 در صد – نباشیم.

---------------------------------------------------------------------
پیش بینی های گذشته:
اقتصاد ولایت فقیه ( 3) : بحران مالی – فقط با فیلتر شکن اینجا باز می شود:

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

مبارزه ی اجتماعی زنان : خود سوزی ( 1 / 90 )


همکارم، اقدس – یک خانم اهل کردستان -  با این که جوان بود و شاداب، پوست یک طرف گردنش نشانه های سوختگی شدید داشت.  ازش پرسیدم که چرا پوست گردنت این طوری است؟ جواب داد روزی خودم را آتش زدم.  با دهان بازمانده از شگفتی گفتم چرا؟ گفت اگر به کسی نگی از دست برادرشوهرم.  اینک  نوشته ی است در باره ی شیوه ی اعتراض دردناک زنان لرستان بر علیه سنت های جانسوز و تن سوز اجتماعی.

شهناز خسروی// کوهدشت
&&&&&&&
 دربه‌درتر از باد زیستم
 در سرزمینی که گیاهی در آن نمی‌روید.
 ای تیز خرامان!
 لنگی پای من
 از ناهمواری راه شما بود.
&&&&&&&&&&
  خبر کوتاه بود و جانکاه و به سرعت بر روی تلکس بیش‌تر خبرگزاری‌ها قرار گرفت: “خودسوزی پنج زن باردار در لرستان!”
در اواخر دی ماه گذشته، معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی لرستان از مرگ پنج زن‌باردار در اثر خودسوزی در طی سال جاری خبر داد. اگرچه آمار دقیقی از خودکشی زنان در ایران در دست نیست ولی طبق آمارهای موجود و بر اساس هشدار سازمان بهداشت جهانی (WHO) در ماه می ۲۰۰۳، ایران  پس از دو کشور هند و کلمبیا در رده‌ی سوم قرار دارد.
بیش‌ترین میزان خودکشی و به ویژه خودسوزی در استان‌های غربی کشور یعنی ایلام، کرمانشاه، لرستان و کردستان  رخ می‌دهد که در این بین سهم استان لرستان از این پدیده‌ی دردناک پس از استان‌های ایلام و کرمانشاه و در کنار کردستان رتبه‌ی سوم است.
طبق آمارهای موجود، میزان خودکشی زنان کشور در سال ١٣٧۵ تعداد ٨٨/۵ در هر١٠٠هزار نفر، در سال ٧۶ به ٢/۴ نفر، در سال ٧٧ به ۵٣/۴ نفر و در سال ٧٨ به ٢۴/٣ نفر رسیده است. آمار نشان می دهد در سال ٧٧ شاهد افزایش میزان خودکشی بوده‌ایم. این میزان در سال ٧٨ کاهش چشم‌گیری  داشته است اما آمار های غیر رسمی  باز هم از افزایش میزان خودکشی زنان از سال۸۱ به بعد خبر می‌دهند.
بر اساس گزارش خبرگزاری آفتاب در سال۸۳، دکتر خرم‌آبادی سرپرست وقت دانشگاه علوم پزشکی لرستان، با بیان این مطلب که خودسوزی به یک معضل مهم اجتماعی در استان لرستان تبدیل شده‌است، اظهار داشت:« بر اساس تحقیقات پژوهشگران این استان، سال ۷۵ بیش از ۱۷۵ مورد خودسوزی، سال۷۹ تعداد۱۲۷مورد، سال ۸۱ حدود ۱۰۷ موردو سال۸۳ ،۳۰۰ موردخود سوزی در این استان صورت گرفته است.»
در ایران به دلایل مختلف از جمله باورهای مذهبی و گناه شمرده شدن عمل خودکشی، دست یافتن به آمار صحیح در این مورد تقریبا ناممکن است.
اما آن‌چه نمی‌توان ساده از کنار آن گذشت، خودسوزی و در نهایت جان باختن دخترکان و زنان و این‌بار زنان باردار است. چه بر سر مادرانی آمده است که  نه تنها خود که جگر گوشه‌های به دنیا نیامده‌اشان را به شعله‌های سوزان آتش می‌سپارند؟
آنان نه جسم خود که ضد ارزش‌های به غلط ارزش شده‌ای را در آتش عصیان خود می‌سوزانند که دربندشان کشیده است.
خودسوزی آن‌ها نه از گونه‌ی خودکشی‌های خودخواهانه، آن‌گونه که”دورکیم”** می‌گوید، بلکه از نوع  خودکشی‌های قضا و قدری یا تحمیلی است. مرگ خاموش  این انسان‌های به حاشیه رانده شده فریاد بلند اعتراض است علیه سنت‌های پوسیده، نگرش‌های مردسالارانه، ازدواج‌های زودرس و تحمیلی، بارداری‌های ناخواسته، چندهمسری، سوءظن، محدودیت‌ها، برخوردهای نادرست در مراکز آموزشی، اختلافات خانوادگی و قبیله‌ای …و در یک کلام تمامی اشکال خشونت خانگی و اجتماعی.و همه‌ی این‌ها را فقر فرهنگی و فقر اقتصادی و یا باز هم به تعبیر” امیل دورکیم” بحران اقتصادی رقم می‌زند.
اینان قربانیان ناتوانی گذار از سنت به مدرنیته‌اند.و قربانیان تعارضات اجتماعی در جامعه‌ای که نتوانسته است خود را با ضرب‌آهنگ تحولات جهانی هماهنگ کند.
کسی خبر دارد که آسمان این زن های سیه روز دیگر سال‌هاست که آبی نیست؟ کسی از” آرزوهای بی‌کران‌شان در خلق‌های تنگ” چیزی می‌داند؟ کسی از آن‌ها پرسیده‌است بی‌امید چه می‌کنند؟ کسی از قلب‌های مالامال از اندوه‌شان خبر دارد؟
کسی باور می‌کند آن‌ها زندگی را به شکل لطیفی دوست دارند و با دست زدن به خشن‌ترین نوع خودکشی تنها می‌خواهند به مرگ تدریجی” نه” بگویند؟ تا در این “نه” گفتنشان به اطرافیان نیز گفته باشند که قلب‌هاشان تنهاست، که پاهاشان خسته است؟
کسی می‌داند که آن‌ها نه خود که هنجارهایی را در آتش می‌سوزانند که آن‌ها را از “بهانه‌های ساده‌ی  خوشبختی” محروم کرده‌است؟ چه باید کرد؟ برای دختران جنگ، برای مادران درد، برای خواهران یاس؟ درد و یاس توأمانند و تنها مرگ می‌زایند و تنها مرگ!
ما در گوش‌هایمان پنبه فروکرده‌ایم تا فریاد برخاسته از خاکستر زنان و دختران دیارمان را نشنویم، چشم‌هایمان را بسته‌ایم  تا مچاله شدن پیکرهای رنجورشان را در لهیب سوزان نابرابری‌ها نبینیم. اما وجدانمان چه؟ آیا می‌شود از کنار مرگ معنادار پنج زن‌باردار بر اثر خودسوزی بی‌تفاوت گذشت؟ 
آیا گاه آن نرسیده‌است که فریاد این زنان بی‌پناه را بشنویم و در یک سازوکار منظم و جدی دست به دست هم داده فارغ از این که چگونه می‌اندیشیم، چه جهان‌بینی داریم، به کدام جناح وابسته هستیم یا اصلا نیستیم، به انسان بیندیشیم و فاجعه‌ای که او را تهدید می‌کند؟ و با تشکیل یک “جبهه‌ی اجتماعی” متشکل از جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، جرم‌شناسان، برنامه‌ریزان اجتماعی، مددکاران اجتماعی، سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد،انجمن های خیریه و… به “دفاع اجتماعی” در مقابل چنین پدیده ی شومی دست یازیم؟ چرا نبایداز تجارب جهانی استفاده کنیم؟ و ما نیز راهی را برویم که بسیاری از کشورها برای مقابله با این ناهنجاری فراگیر و جهانی در پیش گرفته‌اند؟
به اندازه‌ی کافی قربانی داده‌ایم تا وجود بحران را باور کنیم. پس باید در پی مدیریت آن برآییم. عوامل وقوع بحران (انگیزه‌های اجتماعی، روانی، فرهنگی) و افراد و گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر خودکشی را شناسایی کنیم و براساس آن به”مداخله در بحران” بپردازیم وبا ارایه‌ی راه‌حل‌های مناسب، آموزش‌ها و مشاوره‌های لازم این معضل دل‌خراش را مهار کنیم.  این امر محقق نخواهد شد مگر با همت مسؤولان و عزمی ملی. راه دشواری است که همتی سترگ می‌طلبد و احساس مسؤولیتی سترگ‌ تر!
 پی‌نویس‌ها:
*الهام از: هوار ای داد، هی بیداد، هنی بو زلف سخته دت می‌آیه باد؛ از مجموعه “گل آتش” سروده‌ی استاد ایرج رحمان‌پور.
 **امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی که در اثر کلاسیک خود به نام “خودکشینخستین‌بار این پدیده را به شیوه‌ای علمی و از منظر جامعه شناختی به بوته‌ی آزمایش و پژوهش گذاشت. وی معتقد بود که خودکشی پیش از این که یک امر فردی-روانی باشد، پدیده‌ای اجتماعی است.

این هم یادداشتی برای ایشان :
سلام
وقتی داشتم آمار اقتصادی داده شده را در همین سایت می خواندم، گفتم عجب پیشرفتی! وقتی نوشته ی شما را خواندم دانستم که آن آمار چندان پایه ای نمی تواند داشته باشد. پیشتر از خودسوزی دختران آنجا خوانده بودم و نوشته بودم اما این بار شما نوشته اید. با اجازه تان در وبلاگم منتشرش می کنم. اما همین جا بگویم که عزم ملی در گرو تصمیم مردم است نه دولت. به این امامزاده امیدی نیست.

-------------------------------------------------

مطالب مرتبط :

آن سوی حاکمیت ولایت ( 3 ) : خود کشی

اگر فیلتر شکن دارید اینجا:



            اگر ندارید اینجا:

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

سنگ پای ولایت ! ( 1 )



گزارش رجا نیوز :

سردار رجب زاده به شهرداری رفت

سردار رجب‌زاده رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران شد.

به گزارش ایسنا‍‍، پس از آنکه سرتیپ ساجدی نیا جانشین سردار عزیزاله رجب‌زاده در فرماندهی انتظامی تهران بزرگ شد، روز یکشنبه دکتر محمدباقر قالیباف ـ شهردار تهران ـ در حکمی رجب‌زاده را به سمت رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران منصوب کرد.

در حکم صادره توسط شهردار تهران خطاب به عزیزاله رجب زاده آمده است: با توجه به سوابق ارزشمند و تجارب علمی و اجرایی جناب‌عالی در زمینه مدیریت بحران به موجب این حکم شما را به سمت رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران منصوب می‌کنم. بی‌تردید اخلاص، پاکدستی،‌ هوشمندی، روحیه جهادی شما فرصت مناسبی است برای خدمت به شهروندان تهرانی و برنامه‌ریزی و نهادینه کردن فرهنگ ایمنی و ایمن سازی در راستای ایجاد شهری امن و مقاوم در برابر حوادث و سوانح طبیعی به ویژه زلزله که یکی از اهداف مهم مدیریت شهری است.

در ادامه این حکم آمده است امیدوارم با بسط و توسعه روند فعلی و هماهنگی‌ با وزارتخانه‌ها، ارگان‌ها و موسسات ذیربط و با مشارکت آحاد مردم و بهره‌گیری از تجارب و توان خود و همکاران در انجام وظایف محوله موفق و موید باشید.

کد خبر:45046 –



این هم افتخارات ایشان پس از این ترفیع مقام :

كدخبر: ۱۰۴۰۲۱

تاريخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۱

سردار رجب‌‌زاده: به درخواست خودم جابجا شدم

برای بنده افتخاری است که در طول چندین ماه درگیری پس از انتخابات، نیروهای نیروی انتظامی تهران با درایت و عقلانیت فراوان تلاش کرد تا هیچکدام از تجمع کنندگان آسیب نبینند. این درایت و عقلانیت برای نیروی انتظامی موجب افتخار است.



برای این که بدانید واقعن " هیچکدام از تجمع کنندگان آسیب " ندیده اند، در صورت داشتن فیلترشکن فیلم های عاشورای 88 را ببینید :



و این هم گزارش " سازمان قضایی نیروهای مسلح " در مورد نقش ایشان در رویدادهای کهریزک :



ص 4 گزارش



متهم ردیف 7 – سرتیپ عزیزاله رجب زاده فرزند سلمان متولد 1335 ش ش 1015 تهران، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، شیعه ایرانی، با سواد، استخدامی 1357، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، متاهل؛ آزاد به قید التزام، متهم است به :

1 – آمریت در گزارش خلاف واقع

2 – بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی



و ص 20 گزارش



" وی در طول مدت فرماندهی تا تعطیلی بازداشتگاه یک نوبت از کهریزک بازدید نموده است. سرتیپ رجب زاده با توجه به اینکه فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را برعهده داشته و بازداشتگاه نیز زیر نظر فرماندهی مذکور اداره می شده است، توضیحات و توجیهات قابل قبولی را برای رفع مسئولیت از خود ارائه ننموده است .

در خصوص دستور گزارش خلاف واقع، صورتجلسه مواجه حضوری بین سرهنگ فلاح و سرتیپ رجب زاده به شرح برگه 1985 جلد 10 پرونده حاکی از این است که به دستور سرتیپ رجب زاده ، سرهنگ فلاح نامه گزارش خلاف واقع را تنظیم و با امضای سرهنگ کمیجانی نزد دادستان وقت تهران ارسال نموده است. ( برگ های 1300، 1502 الی 1506، 1986 و 1987، جلد 10 پرونده )



حاکمیت ولایت فقیه از این درخشانتر ؟

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۵, دوشنبه

هدایای نوروز 1390


1 – از یک نی زن  دوره گرد : سرود " ای ایران "  

2 –  از ولایت فقیه:  بی خبری مردم.   
سخنان آقای خامنه ای  در مشهد:
يك شرط ديگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است. اين اتحادى كه امروز در ميان مردم و در بين مردم و مسئولين وجود دارد، مردم به مسئولينِ خودشان علاقه‌مندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها كمك ميكنند، با آنها همراهى ميكنند، بين خود مردم اتحاد و وحدت وجود دارد، بايستى باقى بماند و روزبه‌روز تقويت شود. يكى از نقشه‌هاى بزرگ دشمنان ملت ايران، ايجاد تفرقه و شكاف در داخل بوده است؛ به بهانه‌ى قوميت، به بهانه‌ى مذهب، به بهانه‌ى گرايشهاى سياسى، به بهانه‌ى جناح‌بندى‌ها، به بهانه‌هاى گوناگون. اتحاد را بايد حفظ كرد. خوشبختانه ملت ما آگاهند. همه‌ى كسانى كه به كشورشان علاقه‌مندند، به نظام مردم‌سالارى دينى - كه مايه‌ى افتخار امروز ملت ايران است - علاقه‌مندند، بايد با هم هماهنگى داشته باشند. مسئولين كشور هم همين جور؛ آنها هم بايد سعى كنند اگر گله‌اى از هم دارند - كه گاهى ممكن است اين گله‌ها بحق هم باشد - اين گله را در معرض افكار عمومى مطرح نكنند؛ اين ضربه‌ى به اتحاد ملى است؛ اين را همه توجه داشته باشند. من به مسئولين كشور به طور جد اين را تذكر و هشدار ميدهم. ممكن است مسئولين از هم گله داشته باشند - كه هميشه بوده؛ از اول انقلاب كه ما دست‌اندركار مسائل بوديم، ديديم؛ گاهى قوه‌ى مجريه از قوه‌ى مقننه، گاهى قوه‌ى مقننه از قوه‌ى قضائيه، گاهى قوه‌ى قضائيه از قوه‌ى مجريه گله‌هائى داشتند؛ طبيعت كار هم همين است، گله به وجود مى‌آيد - ممكن است گله‌ها بحق هم باشد؛ اما اين را نبايد در عرصه‌ى افكار عمومى بياورند، ذهن مردم و دل مردم را ناراحت كنند، مردم را مأيوس كنند؛ بين خودشان حل كنند. مهمترين مسائل دنيا با مذاكره قابل حل است؛ اين مسائل جزئى اهميتى ندارد. پس انسجام قوا با يكديگر، هماهنگى قوا با يكديگر هم مهم است.

تعریف ولایی  شرط اتحاد و انسجام ملی: عبارت است از  بی خبری یک ملت از سرنوشتی  که کشورداران برایشان طراحی کرده اند.
var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();