۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( ۱۰ )


تصمیم  اسفندیار برای رویا رویی با پدرش ( گشتاسب )

درد دل اسفندیار با مادرش 

اینک که اسفندیار بر تورانیان پیروز شده و خواهرانش را رهانیده  منتظر است که پدرش - گشتاسب - به قولش وفا کرده و تاج شاهی را به او واگذارد. اما انتظار او بیهوده است. از اینرو تصمیم می گیرد تا به پدرش قول هایش را یادآودی کند. ولی پیش از آن با مادرش- کتایون -  از شرط های پدرش برای واگذاری تاج  و تخت  و بد عهدی های او یک به یک سخن می گوید:

چنین گفت با مادر اسفندیار
که با من همی بد کند شهریار

شرط ها :

۱ - مرا گفت چون کین لهراسپ شاه
بخواهی به مردی ز ارجاسپ شاه

۲ - همان خواهران را بیاری ز بند
کنی نام ما را به گیتی بلند

۳ - جهان از بدان پاک بی‌خو کنی
بکوشی و آرایشی نو کنی

تعهد ؛

همه پادشاهی و لشکر تراست
همان گنج با تخت و افسر تراست

 اکنون که گشتاسب قولش را فراموش کرده است ُ فردا تعهد پدر را یادآوری می کنم

کنون چون برآرد سپهر آفتاب
سر شاه بیدار گردد ز خواب

بگویم پدر را سخنها که گفت
ندارد ز من راستیها نهفت

و اگر او - گشتاسب - نخواهد به قولش وفا کند  با زور تاج پادشاهی را از او می ستاند :

وگر هیچ تاب اندر آرد به چهر
به یزدان که بر پای دارد سپهر

که بی‌کام او تاج بر سر نهم
همه کشور ایرانیان را دهم

و : 

ترا بانوی شهر ایران کنم
به زور و به دل جنگ شیران کنم

کتایون که به خوبی گشتاسب را می شناسد  از سرانجام اسفندیار غمناک می شود:

غمی شد ز گفتار او مادرش
همه پرنیان خار شد بر برش

بدانست کان تاج و تخت و کلاه
نبخشد ورا نامبردار شاه

و می کوشد او را از این کار بازدارد :

بدو گفت کای رنج دیده پسر
ز گیتی چه جوید دل تاجور

مگر گنج و فرمان و رای و سپاه
تو داری برین بر فزونی مخواه

یکی تاج دارد پدر بر پسر
تو داری دگر لشکر و بوم و بر

و پس از درگذشت پدرت تاج و تخت شاهی به تو می رسد:

چو او بگذرد تاج و تختش تراست
بزرگی و شاهی و بختش تراست

چه نیکوتر از نره شیر ژیان
به پیش پدر بر کمر بر میان

و اسفندیار که تبلور فرهنگ زمانه است - البته این فرهنگ امروز هم وجود دارد بویژه  در حاکمیت  - در برابر تشویش های مادرش و خواهش وی  می گوید با زنان نباید مشورت کرد:

چنین گفت با مادر اسفندیار
که نیکو زد این داستان هوشیار

که پیش زنان راز هرگز مگوی
چو گویی سخن بازیابی بکوی

مکن هیچ کاری به فرمان زن
که هرگز نبینی زنی رای زن

و مادرش از چنین قضاوتی شرمشار و شوریده می شود اما کاری از دستش ساخته نیست ؛

پر از شرم و تشویر شد مادرش
ز گفته پشیمانی آمد برش

و اسفندیار خود را برای این رویا رویی آماده می کند. 

از آن سوی گشتاسب از تصمیم اسفندیار با خبر می شود و می کوشد راهی برای زیر قول زدن هایش پیدا کند. 


۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا



این خبر کوتاه را بخوانید : 


آیت‌الله صافی گلپایگانی:

 « بیمارستانی ویژه زنان در تمامی شهرها احداث شود »


البته این سخن ایشان تنها نیست بلکه همه ی مراجع و روحانیون نیز بخشی از مردم هم چنین نظری دارند، 

ایشان و دیگر آیات عظام و همه ی روحانیت خبر ندارند که دولت جمهوری ولایی بودجه لازم برای تجهیز درمانگاه ها و بیمارستان های موجود را هم ندارد تا چه برسد به ایجاد بیمارستان های زنان. این هم دو خبر در این مورد: 

۱ - « دختر ۹ ساله ی دهدشتی به علت مجهز نبودن آمبولانس به امکانات پزشکی جان داد 


۲- و نیز بسیاری از مردم ناتوان در پرداخت هزینه های بیمارستان اند. 

یک سایت خبری مدعی شده است؛ یک زن حامله در بیمارستانی در شهرستان سلماس از توابع استان آذربایجان غربی که به تشخیص دکتر باید با عمل جراحی فرزند خود را به دنیا می‌آورد، به خاطر نداشتن هزینه‌های عمل مجبور به زایمان طبیعی شد و جان خود را از دست داد.

به گزارش ایسنا، «روز نو» با انتشار این خبر نوشت: همسر این زن حامله به اسم «ولی» یک کارگر روزمزد است که می‌گوید بیمارستان برای عمل جراحی همسرش از وی هزینه میلیونی خواست و وقتی به آنها توضیح داده که از عهده تامین چنین هزینه‌ای برنمی‌آید، همسرش را مجبور به زایمان طبیعی کردند که در بحبوحه تولد نوزاد، جان خود را از دست داد.

این کارگر روزمزد که در بخش ساختمانی کارگری و مزد ناچیزی دریافت می‌کند، تاکید دارد که مسئولان بیمارستان توجهی به وضعیت بد مالی او نکرده و گفته‌اند که صرفا در ازای پرداخت هزینه مورد نظر حاضر به عمل همسرم هستند و با شروع درد زایمان وقتی موفق به تامین این هزینه نشدم آنها بی‌رحمانه همسرم را مجبور به زایمان طبیعی کردند و او را کشتند.

بر اساس این گزارش، خانواده این زن از بیمارستان شکایت کرده‌اند.


چه می شد اگر آیات عظام با استفاده از دریافت های شرعی دولت جمهوری ولایی را در تجهیز بیمارستان های موجود یاری می کردند و یا امکانات درمانی لازم را برای کم درآمدهای جامعه ؟

برای این که ببینید آیات عظام و در راسشان شخص ولی فقیه چه مبالغی را باید به خزانه دولت بریزند که نمی ریزیند  « مجرمان مالیاتی کشور » اگر نخوانده اید از بالای صفحه دانلود کنید. 

و این هم نیاز کشور به تخت های بیمارستانی :

سلامت نیوز: معاون درمان وزیر بهداشت گفت: در بخش دولتی به ازای هر هزار نفر یک تخت بیمارستانی داریم. برای پاسخ‌دهی مناسب به بیماران، به ۶۰ هزار تخت جدید نیاز داریم. در همین راستا بیمارستان‌ها برای توسعه تخت‌های بیمارستانی به ۵ گروه تقسیم
وی افزود: در حال حاضر در بیمارستانهای دولتی به ازای هر هزار جمعیت، یک تخت بیمارستانی وحود دارد و در دو بخش دولتی و غیر دولتی، 1.5 تخت به ازای هر هزار نفر وجود دارد.


دکتر سید حسن هاشمی وزیر بهداشت، هزینه احداث هر تخت بیمارستانی را حداقل ۴۵۰ میلیون تومان اعلام کرده است


به این ترتیب برای ساخت و تجهیز بیمارستان لازم برای کشور: 

۴۵۰۰۰۰۰۰۰* ۶۰۰۰۰  = ۲۷۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ بیست و هفت هزار میلیارد تومان نیاز است و این  یک سوم مالیاتی است که آیات عظام و ولی فقیه باید بابت مالیات به دولت بپردازند که نمی پردازند.

۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( ۹ )


قول های گشتاسب به اسفندیار

هنگامی که اسفندیار از زندان به ایستگاه گشتاسب می رسد، گشتاسب چنین می گوید:

پدر داغ دل بود بر پای جست
ببوسید و بسترد رویش به دست

بدو گفت یزدان سپاس ای جوان
که دیدم ترا شاد و روشن‌روان

ز من در دل آزار و تندی مدار
به کین خواستن هیچ کندی مدار

گرزم آن بداندیش بدخواه مرد
دل من ز فرزند خود تیره کرد

بد آید به مردم ز کردار بد
بد آید به روی بد از کار بد

پذیرفتم از کردگار جهان
شناسندهٔ آشکار و نهان

که چون من شوم شاد و پیروزبخت
سپارم ترا کشور و تاج و تخت

پرستش بهی برکنم زین جهان
سپارم ترا تاج و تخت مهان


سپاه ایران با فرماندهی اسفندیار تورانیان را شکست می دهند.
اکنون نوبت گشتاسب است که به قول خود وفا کرده و تاج و تخت را به اسفندیار واگزارد و خود به عبادت مشغول شود:

پرستش بهی برکنم زین جهان
سپارم ترا تاج و تخت مهان

اما وقتی ایده ئولژی وسیله ای باشد برای گرفتن یا نگهداشتن قدرت، توجیه های تازه ای برای زیر قول زدن ها پیدا می شوند. گشتاسب هم چنین بهانه ای پیدا می کند و احساسات اسفندیار را بر می انگیزاند. او به اسفندیار می گوید:

اول خواهرانت را از توران نجات بده تا پادشاهی نصیبت شود : 

 برین ننگ تا زنده ام
به مغز اندرون آتش افگنده ام

پذیرفتم از کردگار بلند
که گر تو به توران شوی بی‌گزند

به مردی شوی در دم اژدها
کنی خواهران را ز ترکان رها

سپارم ترا تاج شاهنشهی
همان گنج بی‌رنج و تخت مهی

/ جایگاه پرستش بس است
نه فرزند من نزد دیگر کس است


برفتنت یزدان پناه تو باد
به باز آمدن تخت گاه تو باد


اسفندیار به توران می رود، ارجاسب - پادشاه توران - را می کشد و خواهرانش را می رهاند. 

اکنون نوبت گشتاسب است که تاج و تخت حکمروایی را به اسفندیار واگذار نموده و خود به عبادت مشغول شود

---------------------------------------------
مطلب مرتبط :

ایده ئولژی و نظامی گری ( ۸ ) 

آرزوهای اسفندیار

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2015/07/8.html

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

زنانی که در توافق تاریخی ایران و ۱+۵ نقش مهمی داشتند



سوزان کیانپور

بی بی سی، واشنگتن

این روزها باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در تلاش است تا کنگره را به تایید توافق اتمی ایران و کشورهای ۱+۵ متقاعد کند، مذاکرات تاریخی که با کمک و میانجگیری شمار بی‌سابقه‌ای از دیپلمات های زن انجام شد.
زمانی که توافقی در بین شرکت کنندگان در یک نشست به دست می آید، براساس عرف معمول طرفین با دست دادن بر این توافق مهر تایید می زنند.
اما زمانی که در ۱۴ ژوئیه توافق تاریخی در وین بین ایران و کشورهای ۱+۵ حاصل شد، مذاکره کنندگان ایرانی نتوانستند به دلیل مقررات سختگیرانه در کشورشان دست همکاران زن خود را بفشارند. 
سه دیپلمات زن، دو اروپایی و یک آمریکایی، نقش محوری در دستیابی به این توافق جامع برای محدود کردن برنامه اتمی ایران داشتند.

فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزیر خارجه سابق ایتالیا رهبری این مذاکرات را برعهده داشت.

او در نوامبر ۲۰۱۴ میلادی این سمت را از بارونس کاترین اشتون تحویل گرفت، که او هم به نوبه خود نقشی کلیدی در برقراری روابط دوستانه با ایران داشت.


خانم موگرینی در ابتدا که به عنوان دیپلماتی فعالیت هایش را شروع کرد، با انتقادات زیادی روبرو شد. برخی او را سیاستمداری بسیار جوان و بی تجربه می دانستند.
اما با گذشت زمان، او به مذاکره کننده‌ای سرسخت معروف شد.

معاون او، هلگا اشمید، دیگر سیاستمدار زن در این مذاکرات بود. به گفته سیاستمداران خانم اشمید از دانش فنی زیادی برخوردار است و همکارانش از او به عنوان چهره‌ای مهم در این مذاکرات یاد می‌کنند.
دیپلمات‌های ارشد غربی گفته‌اند در پایان این خانم اشمید بود که در چانه زنی‌های منتهی به توافق نقش مهمی برعهده داشت.
برعکس خانم موگرینی، هلگا اشمید با چندین سال تجربه در مذاکرات ایران، دیپلماتی شناخته شده در صحنه سیاسی بود.

در میان سیاستمداران آمریکایی وندی شرمن قرار داشت. خانم شرمن اولین زنی است که سمت معاونت وزیر خارجه آمریکا در امور سیاسی را دارا است. او از مذاکره کنندگان قدیمی در مسائل هسته‌ای است.

از وندی شرمن به عنوان معمار اصلی سیاست‌های دولت کلینتون در برنامه هسته‌ای کره شمالی نام برده می‌شود.

وندی شرمن می گوید دست دادن ضرورت رسیدن به یک توافق نیست

خانم شرمن از سال ۲۰۱۱ میلادی در مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای ۱+۵ حضور داشت.

حضور سه زن به عنوان مذاکره کنندگان ارشد در این گفتگوها امری بی سابقه بود.

خانم موگرینی در گفتگویی با بی‌بی‌سی گفت که "حتی در اتحادیه اروپا، اغلب این اتفاق نمی‌افتد که شمار سیاستمداران زن بیشتر از مردان سیاستمدار باشد."

به گفته خانم موگرینی حضور زنان در این مذاکرات تاحدی امری جدید بود، اما او در عین حال می‌افزاید احساس شخصی من این است که این حضور کمک کننده بود. 

خانم موگرینی می‌گوید زمانی که سیاستمداران مرد از مسیر مذاکرات خارج شده و یا گرفتار مسائل تاریخی شده و وارد مباحثاتی این چنینی می‌شدند، این زنان سیاستمدار بودند که آنها را به مسیر اصلی برمی گرداندند.

به گفته مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا "حضور زنان در موقعیت‌هایی کلیدی به ما کمک کرد که در تمام طول مذاکرات موضعی واقعی و عملی داشته باشیم."

اما در جمهوری اسلامی ایران قوانین سختگیرانه‌ای درباره ارتباطات زن و مرد وجود دارد. آداب و قواعدی وجود دارد که دیپلمات‌ها فارغ از آن که در ایران باشند یا نه باید آن را رعایت کنند.

وندی شرمن می‌گوید ما نمی‌توانیم به هیج وجه با سیاستمداران مرد دست بدهیم و به هیچ وجه نباید هیچ گونه تماسی با آنها داشته باشیم.

اما چنین مسئله‌ای برای خانم شرمن غیرمعمول نیست.

او می‌گوید: "من در بالتیمور بزرگ شدم، در میان جامعه یهودیان اردتدوکس. آنها هم چنین اصولی دارند. اما من فکر می کنم که همگی ما می‌دانیم که چگونه بدون دست دادن با هم صحبت کنیم. و همدیگر را تا آن حد درک کنیم که به بتوانیم به یک توافق برسیم."

به گفته وندی شرمن "زن بودن مانعی در روند پیشرفت مذاکرت نبود."

خانم شرمن می‌افزاید: "زمانی که در کنار سیاستمداران ایرانی نشسته‌ام، من نماینده ایالات متحده آمریکا هستم و شاید به عنوان یک زن اگر چیزی بگویم این قدر تند و تیز به نظر نرسد. در مقابل اگر عصبانی شوم چون زن هستیم به نظر غیرمنتظره می‌رسد. " 

در طول سالها مذاکره او شناخت خوبی از هم قطاران ایرانی‌اش به دست آورده و آنها اغلب ویدیوها و داستان‌هایی از خانواده‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند.

فدریکا موگرینی می‌گوید ما شاهد واکنش‌هایی توام با شک و تردید از جانب کشورهای اروپایی نسبت به حضور زنان سیاستمدار هستیم.

خانم موگرینی می افزاید: "بخشی از جوامع غربی و اروپایی در این باره که زنان از توانایی هایی برخوردارند و باید به آنها به خاطر داشتن نقشی مهم احترام گذاشته شود، دچار شک و تردید هستند."

به گفته خانم موگرینی در برخی از جوامع اروپایی برای این که نشان داده شود زنان می‌توانند به عنوان مذاکره کنندگان ارشد حضور داشته باشند و یا می‌توانند در موقعیت های سیاسی بالایی باشند باید تلاش زیادی کرد.

علیرغم افزایش حضور زنان، باز هم در همه تیم‌های مذاکره کننده در نشست ایران و ۱+۵ سیاستمدار زن نبود.

وندی شرمن می‌گوید که او با این مسئله سر به سر همکارانش می‌گذاشته است.

به گفته خانم شرمن"در برخی از تیم‌های مذاکره کننده تمامی آنها سیاستمداران مرد بودند. من امیدوارم که این مسئله در آینده تغییر کند."

در حال حاضر تمامی صحبت‌ها بر سر این است که چگونه و چه زمانی این توافق عملی خواهد شد. روندی که با سفر از قبل پیش بینی شده فدریکا موگرینی و هلگا اشمید به ایران آغاز شده است.

آیا دو زنی که تمامی تلاششان را برای رسیدن به توافق اتمی انجام دادند، می توانند در اجرای آن نقش داشته باشند؟ 

۱۳۹۴ تیر ۲۵, پنجشنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( 8 )



آرزوهای ( برنامه های ) اسفندیار

جاماسب به عنوان موبد موبدان که مشاور گشتاسب شاه هم هست، همه ی تقصیرها  را به گردن گرزم می گذارد که از اسفندیار نزد گشتاسب بدگویی کرده و باعث وبانی زندانی شدنش شده بود.

اکنون که گرزم کشته شده است او توانسته نظر گشتاسب را عوض کرده و اینک برای رهایی اسفندیار آمده است.

به هر سو که بودی به رزم و به بزم
پر از درد و نفرین بدی بر گرزم
پر از زخم شمشیر دیدم تنش
دریده برو مغفر و جوشنش
همی زار می بگسلد جان اوی
ببخشای بر چشم گریان اوی


بالاخره زبان بازی های جاماسب و وضع اسفناک گشتاسب کارگر می شود و اسفندیار دو باره بر صحنه جنگ های ایران و توران ظاهر می شود.

آرزوها یا هدف های او در آغاز دوباره جنگ  با توران چنین اند:

1  - کین خواهی کشته شدن لهراسب ( پدر بزرگش ) و برادران

گر ایدونک پیروز گردم به جنگ
کنم روی گیتی بر ارجاسپ * تنگ
بخواهیم ازو کین لهراسپ شاه
همان کین چندین سر بیگناه
برادر جهان بین من سی و هشت
که از خونشان لعل شد خاک دشت

*ارجاسب فرمانروای توران است.


2 – نداشتن کینه از پدرش برای زندانی کردنش

پذیرفتم از داور دادگر
که کینه نگیرم ز بند پدر

3  - بنا کردن صد آتشکده

به گیتی صد آتشکده نو کنم
جهان از ستمگاره بی‌خو کنم

4– ساختن استراحت گاه برای کاروان ها

بیند کسی پای من بر بساط
مگر در بیابان کنم صد رباط
به شاخی که کرگس برو نگذرد
بدو گور و نخچیر پی نسپرد

5 – تقویت کشاورزی

کنم چاه آب اندرو صدهزار
توانگر کنم مردم خیش کار

6 – وادار ( دعوت ) گمراهان  به دین

همه بی‌رهان را بدین آورم
سر جادوان بر زمین آورم


این نوشتار به این آرزوها توجه دارد زیرا که بنیان فرهنگ ما را ساخته اند.

توجه کنیم از شش آرزو یا برنامه ی اسفندیار برای ایران زمین:

دو تایش برای تقویت ایده ئولژی - دین زرتشتی -  است.( شماره 3 و 6 ) یعنی یک سوم تمام آرزوهایش.

یکی برای استراحت کاروان ها است  ( شماره 4 ) یک ششم برنامه اش

یکی برای کشاورزی است ( شماره 5 ) یک ششم

دو تای اولش هم خصوصی و خانوادگی است.

فکر می کنید پیروز واقعی جنگ های اسفندیار با تورانیان چه کسانی هستند؟

گشتاسب ؟
کشاورزان؟
کارواان های تجاری؟
روحانیان؟
اسفندیار؟


مطلب مرتبط :

ایده ئولژی و نظامی گری ( 7 )




۱۳۹۴ تیر ۲۲, دوشنبه

۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

مجرمان مالیاتی کشور ( 5 )


مجرمان مالیاتی در تاریخ

به نظر می رسد که در تمام دوره ی تمدنی تاریخ که حاکمیت ها شکل گرفته اند، - دست کم و مطمئنن در ایران زمین از هقت هزار سال پیش تا کنون - دو گروه از مردمان خود را از پرداخت مالیات به دولت معاف کرده اند؛

گروه اول حاکم باضافه  وابستگان و کارگزارانش

به غیر از تجربه های  های خانوادگی روزانه، در کتاب " تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام " نوشته دکتر احمد تفضلی چنین آمده است:

"  ... در باره اجرای عدالت در وصول مالیات  ... ممانعت از این که کسی ملک خود را برای پرداخت مالیات کمتر در حمایت یکی از خواص و نزدیکان شاه بگذارد – ص 220 "

گروه دوم  روحانیت است .

روحانیت نه تنها خود را از پرداخت مالیات ، بلکه خود را از دادن اجرت نیز معاف کرده است. در کتاب " وندیداد " که توسط رهبران زرتشتی نوشته شده، در بخش دستمزد یک پزشک ص 150 چنین آمده است :

"  پزشک اگر مرد روحانی را معالجه نماید در برابر آن دعای خیر خواهد داشت.
اگر رئیس خانواده را علاج نماید ارزش یک گاو به بهای پست را دریافت خواهد داشت.
اگر رئیس برزن را معالجه کند ارزش یک گاه به بهای متوسط دریافت خواهد نمود.
اگر رئیس بخش را معالجه کند ارزش یک گاو به بهای اعلا دریافت خواهد نمود
اگر رئیس کشور را معالجه کند بهای یک ارابه اسبی را دریافت خواهد نمود
... "
اوستا – وندیداد – مترجم دکتر موسی جوان – ناشر دنیای کتاب – تاریخ نشر 1382

گروهی که حتا رئیس کشور را موظف به پرداخت مزد می کند اما خود را حتا از پرداخت مزد کار دیگران معاف می کند، آیا خود را از مالیات معاف نمی کند؟

این سخن زرتشت به گشتاسب را بیاد آوریم که :

به شاه کیان گفت زردشت پیر
که در دین ما این نباشد هژیر

که تو باژ بدهی به سالار چین
نه اندر خور دین ما باشد این

نباشم برین نیز همداستان
که شاهان ما درگه باستان

به ترکان نداد ایچ کس باژ و ساو
برین روزگار گذشته بتا

پذیرفت گشتاسب  گفتا که نیز
نفرمایمش دادن این باژ چیز 

هژیر = پسندیده
باژ = باج یا مالیات

در واقع روحانیت در تاریخ به دیگران باج نمی دهد؛ چه شاهان بیگانه باشند چه شاهان خودی. اما از همه باج می گیرد.
اینجا تاریخچه کوتاهی از مالیات و رشته هایی که مالیات گرفته می شده است را می توانید بخوانید. روحانیت و حاکمیت در اقشار مالیات ده کشور وجود ندارند.


مالیات بده ها در تاریخ

همانطور که در ماخذ بالا آمده است همه ی مردم مالیات بده اند بجز حاکمان و روحانیون. روحانیون حتا از پرداخت مالیات سرانه که ربطی به کسب و کار نداشته است نیز  معاف بوده اند.

بازاریان، صاحبان مشاغل و حرف مختلف، کشاورزان، - و بطورکلی همه ی کسانی که از تولید، توزیع ، خدمات و نظارت ثروت ( ارزش افزوده )  می آفریده اند - بخش اصلی مالیات را بر دوش داشته اند.

مالیات دهندگان کشور در واقع دو گونه مالیات می پردازند؛ مالیات دولتی و مالیات مذهبی. این مالیات دو گانه  از گذشته ی دور وجود داشته است.

دوگانگی مالیات و اعمال نفوذ یکی از مشکلات عمده ی مالیات دهندگان و بی نظمی اجتماعی بوده است. این اعتراف را بخوانید :

" باید دانست تنباکوی معتبر ایران مال فارس است... بیع و شرع تنباکو در آن مملکت وضع مخصوصی دارد. از ابتدای کاشتن تنباکو تا وقت برداشتن حاصل و فروش آن اقلن هشت نه ماه طول دارد...رسم حکام این بود که هر سال در اوایل بهار مالیات را حواله می کردندو این بار سنگینی بود بر دوش رعیت.

من ( میرزا علی اصغرخان اتابک معروف به امین السلطان – وزیر ناصرالدین شاه ) و پدر مرحومم بدعتی نهاده این بار را سنگین تر کردیم.

یعنی دولت را محرک شدیم دو ماه مانده به آخر سال از بابت مالیات آینده مبلغی از حکام مساعده بگیرند. حکام هم معین است که آن مبلغ را از رعیت می گیرند.

بنابراین اوایل نوروز از زارعین تنباکو مطالبه مالیات می کنند و محصلین غلاظ و شداد می فرستند. زارع بیچاره بی پول حاصل یک قطعه زمین را که صد تومان  قیمت دارد، از ناچاری به تجار متمول شیرازی سلم به بیست تومان می فروشد....تجار شیرازی که این فایده و نفع کلی را می برند در تمام مملکت فارس پنجاه شصت نفر می باشند. "

-          سیاستگران دوره قاجار – خان ملک ساسانی – ص 212 – انتشارات بابک . 1377 تهران –
این اعتراف یک دولت مرد ناصرالدین شاهی در گرفتن مالیات است. حالا گزارش اقای کرباسچی شهردار سابق تهران رادر سال 1378 بخوانید البته در مورد عوارض جامعه الصادق:

" تخفیف 24 میلیارد تومانی -  تا آنجا که من می دانم قبل از انقلاب ... پارکینگ شرکت واحد بوده و همان مالکان قبلی هم اکنون به نوعی با جامعه الصادق همکاری دارند و بعضی از آنها جزو هیات امنای این طرح هستند. البته در اوایل انقلاب در این مکان نماز خوانده می شد و در سال 59 داربست می زدند و شب های احیاء مردم در اینجا جمع می شدند... قرار بود مسجدی به عنوان مسجد امام صادق در این محل ساخته شود به دلیل موقعیت حساسی که این محل دارد و به دانشگاه نزدیک است... لذا آقایان کاربری آن را ... تغییر داده و به جامعه الصادق واگذار کردند...البته بخش عمده ی آن تجاری است ...اقایان باید عوارضی برای مجموعه تجاری می دادند. قضیه بالا گرفت ... چند نفر از طرف دانشگاه امام صادق آمدند آقایان رفیق دوست، زمردیان و مهدویان ... قرار شد این مجموعه سه میلیارد تومان از کل عوارض ( 24 میلیارد تومان ) را بپرازند... تاکنون چیزی داده نشده  .."

روزنامه خرداد – سه شنبه 8 تیر ماه 1378 شماره 157 –

بنابر نوشته مصاحبه کننده در تمام مراحل این پرونده آیت اله مهدوی کنی دخالت داشته است. مبلغ بالا در آن سال 9% بودجه شهرداری تهران بوده است.

این گزارش مالیات بده ها  را هم بخوانید که هم حکومتیان و هم روحانیون را شامل می شود:

" رجب سال 1295 قمری برابر با 1257 شمسی ( زمان ناصرالدین شاه ) ... وارد فیض آباد – منطقه تربت حیدریه – شدیم ... در یک خانه منزل کردیم. شب از وضع حکام پرسیدم، گفتند:

حکام  مالک جان و عیال ( زن ) مردمند. مثلی مشهور است؛ دستی که حاکم بریده، دیه ندارد!!

 کاش تنها حکام بودند؛ نایب الحکومه، منشی باشی، فراشباشی، پیشخدمت باشی، میرآخور، حکیم باشی، داروغه، پاکار، کدخدا، هر یک هر چه بکنند جلوگیر ندارند...

آقا ! غلام و بنده زرخرید بسیار بسیار حالش از ما بهتر است ... زیرا بنده، ملک یک نفر است. او میداند باید به یک نفر خدمت کند و آن یک نفر معاش او را داده ، از جور دیگران حفظ می کند.

اما ما نمی دانیم ملک کیستیم! و به کدام یک خدمت کنیم، حافظ ما کیست. کاش یک ترتیبی به این تعدیات می دادند که هم برای ما و هم برای ظالمان خوب بود.

 مثلن معین شود که در سال از آنچه ما تحصیل می کنیم چقدر به آخوند چقدر به سید چقدر به درویش و چقدر به حکام و هریک از ماموران او بدهیم...اما از بدبختی نمی دانیم امسال باید تحصیل چند سید را یا فراش را بکشیم و چه خواهند خواست ... "

-           خاطرات حاج سیاح – ص 138 –
تاریخ ما پر است که از این مالیات های دولتی و شرعی نامنظم از گرفتن ها و ندادن ها.

نوشته را با نوشته ی آیت اله خمینی و نقدی بر آن به پایان می بریم:

" خمس یکی از درآمد های هنگفتی است که به بیت المال می ریزد و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می هد... اگر حکومت اسلامی تحقق پیدا کند باید با همین مالیات هایی که داریم – خمس  و زکات – ... جزیه ... و خراجات( مالیات ارضی ) اداره شود. 
این به عهده متصدیان حکومت اسلامی است که چنین مالیات هایی به اندازه و به تناسب و طبق مصلحت تعیین کرده، سپس جمع آوری و به مصرف مصالح مسلمین برسانند  "
-          کتاب ولایت فقیه ص 22 – 24
با چنین نوشته ی صریحی چگونه شد که نه امام خمینی و نه جانشین ایشان تا کنون فتوایی صادر نکرده اند که مردم حقوق شرعیه را باید به صندوق دولت بریزند؟

اگر مصلحت اندیشی کرده که مبادا با مخالفت صریح و قدرتمند مراجع دیگر روبرو شوند حداقل می توانستند فتوا دهند که
مقلدین خودشان حقوق شرعیه رابه جای این که به دفتر ولی فقیه بپردازند، به عنوان مالیات به صندوق دولت واریز کرده و رسید آن  را به دفتر ولی فقیه تسلیم کنند. و نیز مالیات بر درآمد شرکت های وابسته به دفتر ولی فقیه و سازمان های تابعه را به دولت بپردازند – 61% مالیات کشور - این حداقل کاری است که می توانستند برای به رسمیت شناساندن دولت جمهوری اسلامی  انجام دهند که نکردند.

ندادن چنین فتوایی به منزله صراحت این مطلب است که ولی فقیه دولت جمهوری اسلامی خودش را به رسمیت  نمی شناسد و از تقویت مالی او خود داری می کند.
--------------------------------------------
مطلب مرتبط : 

مجرمان مالیاتی کشور ( 5 ) 


مقایسه بودجه روحانیت با دیگر اقشار کشور


http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2015/05/4.html




var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();