۱۳۹۸ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

شنای قورباغه ای سعید حجاریان !



با پا پس می زند، با دست پیش می کشد!

بتازگی نوشته ای از آقای سعید حجاریان تئوری پرداز جبهه اصلاحات - استمراری ها، تحولی ها، تعادلی ها و …. - در سایت ایران بیدار منتشر شده در اعتراض به آقای نوربخش که خلاصه اش این است شما برای مردم چه کرده اید که هر موقع قافیه تنگ آید، مردم به یاد آید!! اگر دوست داشتید اصل متن را اینجابخوانید :


وقتی این نوشته را می خوانیم فکر می  کنیم که ایشان از انواع صورتبندی اصلاحات بیرون آمده و مخالف سیستم ظاهر شده است بویژه وقتی از ملاهای ۹۰ سال یاد می کند. به این ترتیب عین قورباغه آب را با پا پس می زند. اما چگونه آب را با دست پیش می کشد؟ 

آقای علی افشاری نوشته ای دارد بنام :

 « اصلاح طلبان بدفهمی از اپوزیسیون و اعتراضات اقتصادی »‌ 

وی از قول آقای حجاریان فهم اصلاح طلبان را از اپوزیسیون و اعتراضات اقتصادی چنین نمایانده است : 

  •   حجاریان در تحلیل وضعیت موجود اولا اعتراضات اقتصادی و معیشت بنیاد را فاقد چشم انداز برای موفقیت دانسته که شورش کور سرنوشت محتوم آنها است. 
  • بر این اساس و بهره برداری دستگاه امنیتی به اصلاح طلبان پیشنهاد کرده اکیدا از این اعتراضات خیابانی به دلیل بحران اقتصادی حمایت نکنند. وی در پیشگویی قطعی امکان موفقیت اپوزیسیون را محال دانسته است که به زعم او نتوانسته اند حول یک فرد یا جمع مشخص همگرایی و وحدت ایجاد کنند. 
  • از سویی دیگر حجاریان بر تمایز اصلاح طلبان با اپوزیسیون تصریح کرده و سپس با برجسته سازی  جمعی که وی آنها را اپوزیسیون دست ساخته دونالد ترامپ معرفی کرده تاکید می کند که اصلاح طلبان با تکیه بر هویت خود  واتخاذ راهکاری بین “آرامش فعال “و “حضور تمام عیار” به تقابل با این جریان بپردازند. 

این هم چهره دیگری از این تئوری پرداز انواع اصلاحات!

اصل نوشته آقای علی افشاری را هم اینجا می توانید بخوانید :

http://www.didgahenow.com/1398/02/02/7730/

۱۳۹۸ فروردین ۲۳, جمعه

عدالتخانه و ویرانگرانش




کتابی است چهار جلدی که توسط آقای ایرج مصداقی نوشته و بتازگی در سوئد منتشر شده است. این کتاب چهار جلدی به موضوعاتی اختصاص دارد که با انقلاب اسلامی گره خورده  و شالوده سیستم  قضایی و اطلاعاتی حکومتی را ریخته اند. موضوع هر جلد عبارتست  از : 

۱ ۰ نخستین دهه انقلاب 

۲ - مربوط به نیروهایی است که از دهه دوم انقلاب تا امروز سیستم قضایی را اداره کرده اند

۳- چهره های اطلاعاتی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران 

۴ - لاجوردی و همراهانش

این گفتگویی است با نویسنده کتاب و دلیل پرداختن به چنین موضوع مهمی:  

کتاب پیشین آقای مصداقی بنام « نه زیستن نه مرگ » خاطرات زندان در جمهوری اسلامی است. خواندن این مجموعه برای نسلی که آن دوران را ندیده و شناختن شخصیت هایی که وضعیت امروز را پایه گذاری کرده اند، بسیار مفید است.

علاقمندان برای تهیه این کتاب ها می توانند با ایمیل ایشان تماس بگیرند : 

irajmesdaghi@gmail.com


۱۳۹۸ فروردین ۲۲, پنجشنبه

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۶ )




اکنون به سال های ۱۳۳۰ می رسیم که داستان ملی شدن نفت مطرح است. داستانی که دکتر مصدق را به نخست وزیری رساند تا آن مهم را به سرانجام برساند. این مهم به سرانجام رسید و باعث سرنگونی مصدق هم شد. عواملی که با هم در یک راستا قرار گرفتند و سرنگونی مصدق  را  باعث شدند مختلف اند. که بررسی آنها جایش اینجا نیست اما بطور فهرست وار :

۱ - آزاد اندیشی مصدق که روحانیت را نگران کرده بود.
۲- اشتباهات محاسبات سیاسی مصدق در ماه های آخر پیش از مرداد ۱۳۳۲ 
۳ - فرهنگ مذهبی و دیکتاتوری حاکم بر جامعه
۴ - دولت های خارجی که به دنبال تسلط بر منابع نفتی بودند.

که از موارد بالا فقط آزاد اندیشی مصدق است که چهره سکولاریسم تقلبی حکومت پهلوی را آشکار می کند و به نوشته این وبلاگ مربوط است. اردشیر زاهدی - پسر تیمسار زاهدی که رهبر کودتای ۲۸ مرداد بود - در این مورد چنین می نویسد: 

«‌…برجسته ترین چهره های مذهبی کشور از جمله آیت الله عظمی حسین بروجردی، آیت الله کاشانی ، آیت الله محسن حکیمی طباطبایی، آیت الله محمد بهبهانی ، آیت الله عظمی شهرستاند از مصدق روبرگردانده بودند  زیرا هراس داشتند سیاست او به آنجا بیانجامد که کمونیست ها قدرت را به دست گیرند. »

خاطرات اردشیر زاهدی - ص ۲۶۵ -

اما این مخالفت یک شبه پیش نیامد. نمونه هایی از این مخالفت ها: 

۱ - روحانیت بر علیه هر نوع اندیشه ای بود که قدرت فرهنگی آنان را کاهش می داد: دینی یا غیر دینی برایش فرقی نمی کرد. نمونه غیر دینی اش مخالفت آنان با اندیشه های سوسیالیستی و کمونیستی بود که اردشیر زاهدی در بالا از ان نام می برد. نمونه دینی اش هم مخالفت با بهائیان است اینجا:


۲ - روحانیت مخالف شکستن سنت های رایچ کشور بود. زیرا این سنت ها با فتواهای آنان هماهنگ بود که نمونه اش مخالفت آنان با حق رای زنان در لایحه دکتر مصدق است، اینجا:


۳ - مصدق برای همراهی روحانیون برای ملی کردن صنعت نفت، گاهی به آنان پول می داد، اینجا:


که با ملی کردن صنعت نفت و بدست گرفتن مدیریت آن توسط ایران، دولت های انگلیس و امریکا خرید نفت ایران را تحریم و در واقع از خروج نفت ایران جلوگیری می کردند در نتیجه دولت بشدت بی پول شده بود و نمی توانست دم بعضی از روحانیون را ببیند!

۴ - مصدق علیه نفوذ مالکان بود که منبع اصلی درآمد شرعیه روحانیت بود، اینجا:


۵ - همدستی دستگاه های امنیتی خارجی با روحانیت و شاه برای سرنگونی مصدق:


می بینیم که برای کشورهای دیگر، شاه  و روحانیت فرقی نمی کرد که چه کسی حکومت کند مهم این است که منافع آنان حفظ شود. نمونه های سکولاریسم تقلبی دوران پهلوی به همین جا ختم نمی شود. بلکه شکوفایی آن  پس از کودتای ۲۸ مرداد از سال ۳۲ تا ۵۷ گسترش می یابد که بماند برای بعد!

نوشته مرتبط  : 

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۵ )






۱۳۹۸ فروردین ۱۴, چهارشنبه

رابطه کنش اجتماعی و حاکمیت!



عیدی نوروز از جیب دیگران!!

آقای دکتر فراستخواه به مناسبت بزرگداشت آقای دکتر خانیگی - در اسفند ماه - سخنانی دارد با این عنوان:
  • جهان های بدیل ایرانی ونقش کنش در محافظت از آینده ایران؛ » 
سخن ایشان را می توانید اینجا به عنوان عیدی نوروز گوش کنید :


پیشنهاد می کنم اول سخنان ایشان را گوش کنید، سپس دنباله این مطلب را بخوانید  تا پیشداوری نداشته باشید. 

—————————————————

دکتر فراستخواه دو پرسش مطرح می کند: 

پرسش اول : در درازنای تاریخ پر التهاب ما، چرا ایران همچنان مانده است ؟ 

که جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید. 

پرسش دوم : با همه ی توانایی های فرهنگی و چند زیستی در طول تاریخ، چرا امروز به پس می رویم؟ 

بازهم جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید.    
اما در سخنان ایشان چند پرسش اصلی وجود ندارد و البته پاسخی هم نیست : 

چه شد که مردمان دیگرا- در جوامع دیگر -  به کنش اجتماعی توانا شدند اما ما از چنین توانایی برخوردار نشدیم؟ 

برای این زیست اجتماعی در جهان چند گونه امروز،  باید چه  بهایی پرداخت تا به این توانایی دست یابیم؟ 

ما باید چگونه این پوسته ضخیم را که توانایی زیست اجتماعی را در جهان امروز از ما گرفته است، بشکافیم؟ 

این پوسته ضخیم فرهنگی است؟ سیاسی است ؟ مذهبی است ؟ 

دکتر فراستخواه به هیچکدام از این قسمت های پوسته فرهنگی اشاره نمی کند.
                                                       


۱۳۹۸ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

چهارده به « تو »




نوروز امسال با سیل پایان گرفت. سیلی بنیان کن که همه ی نادانی های علمی دستگاه ولایت مطلقه فقیه را برای همه ی مردم آشکار ساخت. 

نکته جالب این فاجعه، کسی نبود که از طراحان عمرانی کشور بازخواست کند، زیرا این طراحان همه کاره کشورند و تا کنون هیچ صدایی از نمایدنگان مجلس برای بازخواست مسئولانی که چنین مجوزهایی صادر کرده بودند تا هم جنگل ها نابود شود و هم زندگی مردم در شهرها بهم بریزد شنیده نشده است. اما: 

بجایش گروهی از دست نشاندگانی که همیشه برای تحمیق مردم بکار گرفته می شوند، درون آب ایستاده و سینه می زنند! 


حاکمیت ولایت فقیه  از این روشن تر نمی تواند بگوید که ما : 

حماقت شما را لازم داریم و برای گسترش و تعمیق آن می کوشیم!



۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

سال ۱۳۹۸ : سال نو، ارزوی نو، اندیشه نو



 گرچه باتلخی گذشته بر من و تو روزگار 
 مرغ شادی پر زده از بام اهل این دیار ! 
   
تا در آیدچشم هر بدخواه وبدکاروحسود
 عیدآمد ، بادل خونین ، لب خندان بیار !   
                                                                                                             .
 سینه بگشا هرنفس بر روی شادی و امید
  کام شیرین کن به بوی عید نوروز و بهار!       
                                                                                                      .
                             شاد باش و دیرزی

تعطیلات خوشی را برای همه آرزو می کنم .

آرزوی ۱  : کی باشد زندانی سیاسی، عقیدتی، مذهبی، فرهنگی نداشته باشیم!

آرزوی ۲ : کی باشد، حقوق همه ی مردم - از زن و مرد -  در قانون اساسی , قضایی و مدنی برابر باشد!

آرزوی ۳: کی باشد بیکاری، فقر، فحشاء  نداشته باشیم

آرزوی ۴ - کی باشد اقتصاد ما شفاف باشد تا اختلاس نداشته باشیم!

آرزوی۵ - کی باشد یک قانون اساسی نو و روشن داشته باشیم که همه ی قدرت فقط در دست نمایندگان مردم باشد!

آرزوی ۶- کی باشد به این آرزوهای تاریخی مان برسیم!


۱۳۹۷ اسفند ۲۶, یکشنبه

کی جمهوری اسلامی تغییر می کند؟ ( ۳ )



ایشان در مورد سنت ، گذشته، می گوید :

« 
تجربه سنت ،گذشته ، ما نیازمند این هستیم که سنت خودمان را جدی بگیریم . صد سال یک نهاد  نیرومند اجتماعی از طرف روشنفکران و فعالان سیاسی ما نادیده گرفته می شد. »

دو موضوع در این حرف نامشخص است : 

۱-  این صد سال از کجا شروع می شود؟ از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۷ یا  از انقلاب مشروطیت تا برپایی نظام جمهوری اسلامی؟ 

اگر منظورش نظام پادشاهی است - ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷ -  که بخشیدن عطایش به لقایش از انقراض قاجاریه شروع شد. مجلس شورای ملی در آن موقع تصمیم گرفت مجلس موسسان را تشکیل تا سلطنت را بطور موقت به شخص سردار سپه منتقل کند نه این که موروثی. اما ایشان این انتخابات را زیر نظر فرماندهان نظامی انجام داد  و مجلس موسسان را به  گونه ای درآورد که سلطنت موروثی را به وی واگذار کرد. داستان کوتاهش را اینجا بخوانید:





و در سال ۱۳۵۷ عطایش برای همیشه به لقایش بخشیده شد!! در این مورد آقای خلجی ۴۰ سال از مردم ایران عقب تر است.  اگر امروز بخشی از مردم ما به آن توجه دارند، بقول آخوندها « از حب علی نیست ، از بغض معاویه است »‌ یا همان زبانزد معروف که « خدا کفن دزد قبلی را بیامرزد ».

اگر منظور از « صد سال »  انقلاب مشروطیت است تا انقلاب اسلامی، بخشی از آن در » حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » آمده است که بقیه اش هم می آید. 

۲ - کدام نهاد نیرومند اجتماعی از طرف روشنفکران و فعالان سیاسی ما نادیده گرفته شده؟‌

منظور ایشان نامعلوم است اما با توجه به جامعه ایران، نیرومند ترین نهاد غیر دولتی تا پیش از انقلاب اسلامی، نهاد دین و روحانیت بوده است. 
 ایشان مشخص نکرده منظورش از « نادیده گرفته شده » چیست؟ استفاده از این نهاد برای حاکمیت سیاسی است یا نقد این نهاد تا بهتر شناخته شود و مردم به دامش نیفتند؟ 

الف - استفاده از این نهاد برای حاکمیت سیاسی . این نهاد از روز اول انقلاب مشروطیت نقش محوری در قانون اساسی و متمم آن داشته است که پیشتر نقد شده اند:



علاوه بر قانون اساسی، در همراهی ها حکومت پهلوی با روحانیت، نوشته های « حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » را ببینید. 

در مورد سخن ایشان  در نقد دین و روحانیت که  « روشنفکران به آن توجه نکردند » باشد در ادامه « حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » که دو باره کاری نشود. 

نکته ای که باید توجه داشت تفاوت نقد شخصیت با نقد اندیشه است. 

نقد یک شخصیت - برای افشا و یا ارتقای شهرتش - همان شخصیت گرایی است که پیشتر از این آمده است :



اما نقد یک اندیشه، جدا از افشا یا ارتقای شهرت یک شخصیت - انجام می شود. اگر نمونه ای هم آورده می شود فقط نشان دادن آن نوع اندیشه است. 

با نقد اندیشه هاست که می توان از بررسی فرد به فرد شخصیت ها خود داری کرد. نقد شخصیت ویژه جوامع دیکتاتوری است، اما نقد اندیشه ویژه جوامع باز و دموکرات است. به همین دلیل :  
                                                                                                                      فرهنگ  دیکتاتوری  می کوشد با افشاگری از سطح روابط شخصی افراد تا ترور فیزیکی، صاحبان اندیشه ها را محو کند، و به همین دلیل  - اگر چه در کوتاه مدت موفق است - اما در نهایت مجبور به پیروی از اندیشه های پیشرو است . 

اما فرهنگ مبتنی بر دموکراسی و حق آزادی بیان به نقد اندیشه ها می پردازد، اندیشه ها را در معرض افکار عامه قرار داده و روشن می کند تا جامعه تکلیف نهایی آن اندیشه ها را - با کنار گذاشتن یا بکار گیری آنها - تعیین کند، ولی  تعیین وضعیت فردی اشخاص را به دادگاه صالحه موکول می کند و نه به فرهنگ عامه!




var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();