۱۳۹۸ فروردین ۲۲, پنجشنبه

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۶ )




اکنون به سال های ۱۳۳۰ می رسیم که داستان ملی شدن نفت مطرح است. داستانی که دکتر مصدق را به نخست وزیری رساند تا آن مهم را به سرانجام برساند. این مهم به سرانجام رسید و باعث سرنگونی مصدق هم شد. عواملی که با هم در یک راستا قرار گرفتند و سرنگونی مصدق  را  باعث شدند مختلف اند. که بررسی آنها جایش اینجا نیست اما بطور فهرست وار :

۱ - آزاد اندیشی مصدق که روحانیت را نگران کرده بود.
۲- اشتباهات محاسبات سیاسی مصدق در ماه های آخر پیش از مرداد ۱۳۳۲ 
۳ - فرهنگ مذهبی و دیکتاتوری حاکم بر جامعه
۴ - دولت های خارجی که به دنبال تسلط بر منابع نفتی بودند.

که از موارد بالا فقط آزاد اندیشی مصدق است که چهره سکولاریسم تقلبی حکومت پهلوی را آشکار می کند و به نوشته این وبلاگ مربوط است. اردشیر زاهدی - پسر تیمسار زاهدی که رهبر کودتای ۲۸ مرداد بود - در این مورد چنین می نویسد: 

«‌…برجسته ترین چهره های مذهبی کشور از جمله آیت الله عظمی حسین بروجردی، آیت الله کاشانی ، آیت الله محسن حکیمی طباطبایی، آیت الله محمد بهبهانی ، آیت الله عظمی شهرستاند از مصدق روبرگردانده بودند  زیرا هراس داشتند سیاست او به آنجا بیانجامد که کمونیست ها قدرت را به دست گیرند. »

خاطرات اردشیر زاهدی - ص ۲۶۵ -

اما این مخالفت یک شبه پیش نیامد. نمونه هایی از این مخالفت ها: 

۱ - روحانیت بر علیه هر نوع اندیشه ای بود که قدرت فرهنگی آنان را کاهش می داد: دینی یا غیر دینی برایش فرقی نمی کرد. نمونه غیر دینی اش مخالفت آنان با اندیشه های سوسیالیستی و کمونیستی بود که اردشیر زاهدی در بالا از ان نام می برد. نمونه دینی اش هم مخالفت با بهائیان است اینجا:


۲ - روحانیت مخالف شکستن سنت های رایچ کشور بود. زیرا این سنت ها با فتواهای آنان هماهنگ بود که نمونه اش مخالفت آنان با حق رای زنان در لایحه دکتر مصدق است، اینجا:


۳ - مصدق برای همراهی روحانیون برای ملی کردن صنعت نفت، گاهی به آنان پول می داد، اینجا:


که با ملی کردن صنعت نفت و بدست گرفتن مدیریت آن توسط ایران، دولت های انگلیس و امریکا خرید نفت ایران را تحریم و در واقع از خروج نفت ایران جلوگیری می کردند در نتیجه دولت بشدت بی پول شده بود و نمی توانست دم بعضی از روحانیون را ببیند!

۴ - مصدق علیه نفوذ مالکان بود که منبع اصلی درآمد شرعیه روحانیت بود، اینجا:


۵ - همدستی دستگاه های امنیتی خارجی با روحانیت و شاه برای سرنگونی مصدق:


می بینیم که برای کشورهای دیگر، شاه  و روحانیت فرقی نمی کرد که چه کسی حکومت کند مهم این است که منافع آنان حفظ شود. نمونه های سکولاریسم تقلبی دوران پهلوی به همین جا ختم نمی شود. بلکه شکوفایی آن  پس از کودتای ۲۸ مرداد از سال ۳۲ تا ۵۷ گسترش می یابد که بماند برای بعد!

نوشته مرتبط  : 

حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی ( ۵ )






۱۳۹۸ فروردین ۱۴, چهارشنبه

رابطه کنش اجتماعی و حاکمیت!



عیدی نوروز از جیب دیگران!!

آقای دکتر فراستخواه به مناسبت بزرگداشت آقای دکتر خانیگی - در اسفند ماه - سخنانی دارد با این عنوان:
  • جهان های بدیل ایرانی ونقش کنش در محافظت از آینده ایران؛ » 
سخن ایشان را می توانید اینجا به عنوان عیدی نوروز گوش کنید :


پیشنهاد می کنم اول سخنان ایشان را گوش کنید، سپس دنباله این مطلب را بخوانید  تا پیشداوری نداشته باشید. 

—————————————————

دکتر فراستخواه دو پرسش مطرح می کند: 

پرسش اول : در درازنای تاریخ پر التهاب ما، چرا ایران همچنان مانده است ؟ 

که جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید. 

پرسش دوم : با همه ی توانایی های فرهنگی و چند زیستی در طول تاریخ، چرا امروز به پس می رویم؟ 

بازهم جوابش را می توانید در سخنان ایشان پیدا کنید.    
اما در سخنان ایشان چند پرسش اصلی وجود ندارد و البته پاسخی هم نیست : 

چه شد که مردمان دیگرا- در جوامع دیگر -  به کنش اجتماعی توانا شدند اما ما از چنین توانایی برخوردار نشدیم؟ 

برای این زیست اجتماعی در جهان چند گونه امروز،  باید چه  بهایی پرداخت تا به این توانایی دست یابیم؟ 

ما باید چگونه این پوسته ضخیم را که توانایی زیست اجتماعی را در جهان امروز از ما گرفته است، بشکافیم؟ 

این پوسته ضخیم فرهنگی است؟ سیاسی است ؟ مذهبی است ؟ 

دکتر فراستخواه به هیچکدام از این قسمت های پوسته فرهنگی اشاره نمی کند.
                                                       


۱۳۹۸ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

چهارده به « تو »




نوروز امسال با سیل پایان گرفت. سیلی بنیان کن که همه ی نادانی های علمی دستگاه ولایت مطلقه فقیه را برای همه ی مردم آشکار ساخت. 

نکته جالب این فاجعه، کسی نبود که از طراحان عمرانی کشور بازخواست کند، زیرا این طراحان همه کاره کشورند و تا کنون هیچ صدایی از نمایدنگان مجلس برای بازخواست مسئولانی که چنین مجوزهایی صادر کرده بودند تا هم جنگل ها نابود شود و هم زندگی مردم در شهرها بهم بریزد شنیده نشده است. اما: 

بجایش گروهی از دست نشاندگانی که همیشه برای تحمیق مردم بکار گرفته می شوند، درون آب ایستاده و سینه می زنند! 


حاکمیت ولایت فقیه  از این روشن تر نمی تواند بگوید که ما : 

حماقت شما را لازم داریم و برای گسترش و تعمیق آن می کوشیم!



۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

سال ۱۳۹۸ : سال نو، ارزوی نو، اندیشه نو



 گرچه باتلخی گذشته بر من و تو روزگار 
 مرغ شادی پر زده از بام اهل این دیار ! 
   
تا در آیدچشم هر بدخواه وبدکاروحسود
 عیدآمد ، بادل خونین ، لب خندان بیار !   
                                                                                                             .
 سینه بگشا هرنفس بر روی شادی و امید
  کام شیرین کن به بوی عید نوروز و بهار!       
                                                                                                      .
                             شاد باش و دیرزی

تعطیلات خوشی را برای همه آرزو می کنم .

آرزوی ۱  : کی باشد زندانی سیاسی، عقیدتی، مذهبی، فرهنگی نداشته باشیم!

آرزوی ۲ : کی باشد، حقوق همه ی مردم - از زن و مرد -  در قانون اساسی , قضایی و مدنی برابر باشد!

آرزوی ۳: کی باشد بیکاری، فقر، فحشاء  نداشته باشیم

آرزوی ۴ - کی باشد اقتصاد ما شفاف باشد تا اختلاس نداشته باشیم!

آرزوی۵ - کی باشد یک قانون اساسی نو و روشن داشته باشیم که همه ی قدرت فقط در دست نمایندگان مردم باشد!

آرزوی ۶- کی باشد به این آرزوهای تاریخی مان برسیم!


۱۳۹۷ اسفند ۲۶, یکشنبه

کی جمهوری اسلامی تغییر می کند؟ ( ۳ )



ایشان در مورد سنت ، گذشته، می گوید :

« 
تجربه سنت ،گذشته ، ما نیازمند این هستیم که سنت خودمان را جدی بگیریم . صد سال یک نهاد  نیرومند اجتماعی از طرف روشنفکران و فعالان سیاسی ما نادیده گرفته می شد. »

دو موضوع در این حرف نامشخص است : 

۱-  این صد سال از کجا شروع می شود؟ از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۷ یا  از انقلاب مشروطیت تا برپایی نظام جمهوری اسلامی؟ 

اگر منظورش نظام پادشاهی است - ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷ -  که بخشیدن عطایش به لقایش از انقراض قاجاریه شروع شد. مجلس شورای ملی در آن موقع تصمیم گرفت مجلس موسسان را تشکیل تا سلطنت را بطور موقت به شخص سردار سپه منتقل کند نه این که موروثی. اما ایشان این انتخابات را زیر نظر فرماندهان نظامی انجام داد  و مجلس موسسان را به  گونه ای درآورد که سلطنت موروثی را به وی واگذار کرد. داستان کوتاهش را اینجا بخوانید:





و در سال ۱۳۵۷ عطایش برای همیشه به لقایش بخشیده شد!! در این مورد آقای خلجی ۴۰ سال از مردم ایران عقب تر است.  اگر امروز بخشی از مردم ما به آن توجه دارند، بقول آخوندها « از حب علی نیست ، از بغض معاویه است »‌ یا همان زبانزد معروف که « خدا کفن دزد قبلی را بیامرزد ».

اگر منظور از « صد سال »  انقلاب مشروطیت است تا انقلاب اسلامی، بخشی از آن در » حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » آمده است که بقیه اش هم می آید. 

۲ - کدام نهاد نیرومند اجتماعی از طرف روشنفکران و فعالان سیاسی ما نادیده گرفته شده؟‌

منظور ایشان نامعلوم است اما با توجه به جامعه ایران، نیرومند ترین نهاد غیر دولتی تا پیش از انقلاب اسلامی، نهاد دین و روحانیت بوده است. 
 ایشان مشخص نکرده منظورش از « نادیده گرفته شده » چیست؟ استفاده از این نهاد برای حاکمیت سیاسی است یا نقد این نهاد تا بهتر شناخته شود و مردم به دامش نیفتند؟ 

الف - استفاده از این نهاد برای حاکمیت سیاسی . این نهاد از روز اول انقلاب مشروطیت نقش محوری در قانون اساسی و متمم آن داشته است که پیشتر نقد شده اند:



علاوه بر قانون اساسی، در همراهی ها حکومت پهلوی با روحانیت، نوشته های « حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » را ببینید. 

در مورد سخن ایشان  در نقد دین و روحانیت که  « روشنفکران به آن توجه نکردند » باشد در ادامه « حکومت پهلوی و سکولاریسم تقلبی » که دو باره کاری نشود. 

نکته ای که باید توجه داشت تفاوت نقد شخصیت با نقد اندیشه است. 

نقد یک شخصیت - برای افشا و یا ارتقای شهرتش - همان شخصیت گرایی است که پیشتر از این آمده است :



اما نقد یک اندیشه، جدا از افشا یا ارتقای شهرت یک شخصیت - انجام می شود. اگر نمونه ای هم آورده می شود فقط نشان دادن آن نوع اندیشه است. 

با نقد اندیشه هاست که می توان از بررسی فرد به فرد شخصیت ها خود داری کرد. نقد شخصیت ویژه جوامع دیکتاتوری است، اما نقد اندیشه ویژه جوامع باز و دموکرات است. به همین دلیل :  
                                                                                                                      فرهنگ  دیکتاتوری  می کوشد با افشاگری از سطح روابط شخصی افراد تا ترور فیزیکی، صاحبان اندیشه ها را محو کند، و به همین دلیل  - اگر چه در کوتاه مدت موفق است - اما در نهایت مجبور به پیروی از اندیشه های پیشرو است . 

اما فرهنگ مبتنی بر دموکراسی و حق آزادی بیان به نقد اندیشه ها می پردازد، اندیشه ها را در معرض افکار عامه قرار داده و روشن می کند تا جامعه تکلیف نهایی آن اندیشه ها را - با کنار گذاشتن یا بکار گیری آنها - تعیین کند، ولی  تعیین وضعیت فردی اشخاص را به دادگاه صالحه موکول می کند و نه به فرهنگ عامه!




۱۳۹۷ اسفند ۲۲, چهارشنبه

سکولاریسم




این بررسی در سال گذشته انجام شده است. بخشی از آن به برداشت یا تحریف های اشتباه آقای عبدالکریم سروش از سکولاریسم مربوط است. با در فشانی تازه ی ایشان در  مورد اقای خمینی که شگفتی بسیاری را در پی داشت، تصمیم گرفته شد دوباره در سایت صفحه تلگرام منتشر شود تا هم دو باره موضوع سکولاریسم خوانده شود و هم نشان داده شود که حرف آقای سروش بهیچوجه شگفت آور نیست، زیرا ایشان هرگز از محدوده اندیشه دینی فراتر نرفته است که هیچ، در همرهی با آن به تحریفاتی نیز دست زده است.
https://t.me/gozaresh1395/4607

این متن به علت طولانی بودن آن در یک صفحه تلگرامی جا نشد. بنابراین به سه بخش منتشر می شود و در 

پایان یک بخش نشانی بخش قبلی و نیز بعدی گذاشته می شود. 

بخش اول مربوط به خود سکولاریسم است. 




بخش دوم نقد تحریفات آقای سروش از سکولاریسم است. 

بخش سوم به نقد نظرات دیگران از بکارگیری اشتباه سکولاریسم است با عنوان سکولاریسم یا دموکراسی ؟

    

۱۳۹۷ اسفند ۱۹, یکشنبه

کی جمهوری اسلامی تغییر می کند؟ ( ۲ )‌



اینک نگاهی به سخنان آقای مهدی خلجی. 

۱- در مورد « دو گانه سوز » بودن این نوع حاکمیت و تخریب فرهنگی آن حرفی نیست، 
۲- در مورد یک عامل بیرونی که چنین حاکمیتی را عوض کند، نیز حرفش درست است. باضافه این که هر عامل بیرونی که بکوشد با جنگ یک حاکمیت را عوض کند، برای خودش می کند نه برای مردمی که تحت ستم این حاکمیت اند. 

بنابراین دخالت خارجی چیزی نخواهد بود جز قوز بالای قوز آمدن! 

۳- در مورد تحریم ها نیز نظرش کاملن درست است. 

اما در چه حالتی چنین حکومتی تغییر می کند: 

۱ - ما ایرانی ها نیازمند توجه به تجربه جهانی هستیم.  یعنی کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من!

۲ - توجه به سنت، ایشان می گوید: 

  • ما باید با گذشته مان در گیر باشیم و تکلیف خودمان را با بخش های مختلف این سنت یکسره کنیم » 

حرفش کاملن درست است اما نمی گوید باید با چه بخش های از گذشته درگیر شویم و تکلیف خودمان را با آن ها یکسره کنیم، این بخش ها شامل :

حاکمیت سیاسی  
نهاد های اجتماعی.
سنت های فرهنگی.
اعتقادات عامه مردم .

را شامل می  شوند. 

الف - سنت حاکمیت سیاسی : 

سنت حاکمیت سیاسی ما پیش از انقلاب اسلامی، سلطنتی بوده با طعم تلخ استبداد.  که این سنت تقریبن در نیمی از تاریخ ما با همکاری روحانیت همراه  است . 

اولین آن، حکومت ساسانیان است با بیش از ۴۰۰ سال حکومت زیر نظر روحانیت زرتشتی. اینان چنان کشور را ضعیف کردند که حکومت با همه قدرت ظاهری و ایرانیان با همه جانفشانی ها نتوانستند در برابر اعراب مقاومت کنند و ۲۰۰ سال تحت حاکمیت ولایی اعراب ماندند تا کم کم سر برآوردند. 

دومین دوره حاکمیت به همراهی روحانیت از زمان صفویه شروع می شود و تا  پایان حکومت پهلوی ادامه می یابد. همراهی روحانیت با حکومت صفویه از سال هزار ۸۸۰ هجری شروع  و تا سال ۱۳۵۰ هجری ادامه می یابد. آن ۷ سال آخری را تا ۱۳۵۷ نادیده می گیریم - 

یعنی تقریبن ۵۰۰ سال .. 

و جالب است بدانیم تمام شکوفایی فرهنگی ما هنگامی بوده که روحانیت در کنار حاکمیت نبوده است! نه در زمان ساسانیان ما شکوفایی فرهنگی داشته ایم - یک نمونه را نام ببرید - و نه از زمان صفویه به این سو حتا یک دانشمند داشته ایم ؛ نه یک خیام، یک بوعلی ، یک زکریای رازی …. 

اما تا دلتان بخواهد آیت الله داشته ایم. به این آمار توجه کنید:

  • یک پژوهش آماری پیرامون  سلسله مراجع بزرگ تقلید در خلال ده سده به ما آگاهی می دهد که مجموعا ۵۸ مجتهد به عنوان مراجع بزرگ تقلید به رسمیت شناخته شدند که ۳۴ تن ایرانی، ۱۶ تن اهل عراق ، ۷ تن از سوریه  و یک تن از عمان بوده اند »‌ 
سر سلسله این مجتهدین  محمد کلینی و آخرین آنان حاجی آقا حسین بروجردی است  »

تشیع و مشروطیت - سید عبدالهادی حائری ( نوه بنیانگذار حوزه علمیه قم ) - ص ۸۲ 

عراق نزدیک ترین مکان جغرافیایی عرب به ایران است و پیوند دیرینه بین شهرهای نجف ، کربلا، کاظمین و سامرا  با ایران وجود داشته است. به این ترتیب در مجموع پنجاه نفر از مراجع بزرگ شیعه، ایرانی و یا در ارتباط با جامعه ی ایران بوده اند. 

و این سخن سر راست یک مجتهد زمان مظفرالدین شاه است : 

  • ثروتمندان و حکام و سلاطین و علما که عهده دار نظام هستند … » 

سیاحت شرق - آقا نجفی قوچانی - ص ۱۵۰ 

این سنت حاکمیت بوده است در ۵۰۰ سال اخیر تا ۱۳۵۷!

یعنی حاکمیت دوگانه « ولایت فقها در امور شرعیه و سلطنت سلطان ذی شوکت در امور عرفیه » که توسط ملامحمد باقر مجلسی تدوین شد!!

با این سنت حاکمیت چه باید کرد؟ 

جوابش را چهل سال پیش مردم ایران دادند : 

سلطنت سلطان ذی شوکت، به دور ریخته شد. آیا باید برگردیم به سلطان ذی شوکت ؟ اگر منظور ایشان چنین باشد، باید گفت این تحلیل گر سیاسی چهل سال از مردم ایران عقب تر است!!

بخش دوم سنت حاکمیت - روحانیت - هم رو به افول است؛  حاکمیت مذهب و ولایت فقها!- همان اژدهایی که صاحبش را خورد - چهل سال زمامداری و نتایج حاصله،  خود آقای تحلیل گر گفت که چه بلایی سر کشور و مردم آورده است. این بخش را خود آقای تحلیل گر با توضحاتی که داده ،تایید نمی  کند.

پس به نظر این تحلیل گر سیاسی با کدام سنت سیاسی باید تکلیفمان را روشن کنیم ؛ بپذیریم یا رد کنیم؟ 


ظاهرن منظورش باید  سلطنت سلطان ذی شوکت!! باشد. آیا ایشان در لفافه مردم ایران را به پیروی از آقای رضا پهلوی می خواند؟ حرف روشنی نزده است اما کارهای قبلی ایشان در دادن بعضی خدمات به جناب رضا پهلوی شاید نظر نهانی ایشان را آشکار کند. 
ایشان تا کنون برگزار کننده - تا آنجا که این وبلاگ می داند - دست کم دو  مصاحبه با آقای رضا پهلوی بوده است : 

در انستیتو واشنگتن :

https://www.youtube.com/watch?v=wnVnwbaa7Nk

که وابسته به جناج راست گرای امریکایی است. و بقول خودش این موسسه فقط در مورد خاورمیانه کار می کند.

اگر خواستید به دقیقه ۱۰ به بعد گوش کنید: 


و جالب این است که وقتی خبرنگار بی بی سی از آقای خلجی پرسید چگونه شد که این مصاحبه در این موسسه انجام شد، ایشان با لبخند جواب داد به درخواست خود آقای رضا پهلوی بوده است.

و نیز با مجله قلمرو


معلوم نیست این خدمات  را داوطلبانه انجام داده یا برایش پول گرفته است! همانطور که خود ایشان گفته ، تحلیل گر سیاسی یک شغل تمام وقت است. البته یک شاغل تمام وقت باید دستمزد هم بگیرد.

شاید هم این گفته گوشه ای باشد به دیگران که اگر می خواهید تحلیل مطابق نظر شما باشد، ما را دریابید! 

وقتی برای تحلیلش پول می گیرد، تحلیلش نمی تواند خالی از غرض باشد! 

اگر هم که داوطلبانه به آقای رضا پهلوی خدمات داده است - بر اساس اعتقادات قلبی اش - که نور علی نور است و نیازی به حرف زیادی نیست!                          

بازگشت به چنین سنتی با توجه به عملکردش - در طول تاریخ و بویژه در سلطنت پهلوی-  که جلوگیری از هر گونه نقد و بررسی بود ، سنتی که مردم ایران چهل سال پیش - پس از ۵۷ سال تجربه مشروطیت و سلطنت - آن را به تاریخ گذشته سپردند. 

در این مورد بهتر است نه به سنت سیاسی مان، نه به نهاد روحانیت که امتحانش را پس داده است ،بلکه به تجربه جهانی توجه کرد و  برای برپایی دموکراسی و گسترش آن، بهترین راه در شرایط کنونی  پیگیری برای یک نظام جمهوری پارلمانی است که قدرت اصلی در اختیار مجلس و نمایندگان مردم باشد، نه بازگشت به گذشته ای که جمهوری اسلامی حاصل آن است.
چرا جمهوری اسلامی نتیجه آن است ؟ به نوشته های ناتمام سکولاریسم تقلبی مراجعه کنید.

مطالب مربوط به دیگر نهادهای اجتماعی باشد برای بعد.



var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();