۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

بی حضور جمهوری ولایت !


 

برای تنوع


 

1 – هشتصدمین سال تولد مولانا در آلمان!

اگر فیلتر شکن دارید، می توانید کنسرت منظومه مولانا را به مناسبت هشتصدمین سال تولدش در فیلم زیر ببینید. این سمفونی توسط سمفونی فیلارمونیک آلمان – و نه در ایران - اجرا شده است. گویا مولانا همه جایی هست بجز ایرانی.

http://www.youtube.com/watch?v=S5jyJQx6UMQ&feature=related

و یا در این سایت:

http://www.kalam.tv/fa/video/39193/

مشخصات این سمفونی:

آهنگساز: هوشنگ کامکار رهبر ارکستر: ارنست فون مارشال تک خوان: علیرضا قربانی در بردارنده شاه بیت هایی از غزلیات مولانا که در کل , مفهومی واحد از حالات عرفان و عشق مولانا را تداعی می کنند. در تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۰۹ کنسرت با شکوه منظومه سمفونی مولانا (به منا...سبت هشت صدمین سال تولد مولانا درسال ۲۰۰۷)با آهنگسازی هوشنگ کامکار , صدای زیبا و دلنشین علیرضا قربانی , اجرای ارکستر سمفونی جوانان شهر دوسلدورف آلمان و در با شکوهترین سالن این شهر , سالن ((تن هاله)) , مجاور به رودخانه راین كه محل برگزاری کنسرتهای کلاسیک میباشد بر روی صحنه رفت. حدود ۷۰ نوازنده جوان ارکستر سمفونی دوسلدورف و بیش از ۵۰ خواننده کر آلمانی, به رهبری ارنست فون مارشال اجرای این منظومه سمفونی را بر عهده داشتند . هوشنگ کامکار درمورد این منظومه سمفونی میگوید:" منظومه سمفونیک مولوی به منظور بزرگداشت هشتصدمین سال این شاعر تنظیم شده است، در سال مولانا به این فکر افتادم که بتوان کاری نوشته که در شان و عظمت مولانا باشد، مولانا شاعر ایران زمین است و تمام اشعارش به زبان فارسی است، بنابراین لازم بود که ما بتوانیم اثری خلق کنیم که در شان این شاعر بلندآوازه باشد. اثر موسیقیایی باید دارای تکنیک و محتوا باشد و با مخاطب ارتباط برقرار کند که در سمفونی مولانا این ویژگی‌ها لحاظ شده است" . خوش خرامان مي روي,اي جان جان بي من مرو اي فلك بي من مگرد و اي قمر بي من متاب * اي زمين بي من مروي و اي زمان بي من مرو اي يار من اي يار من اي يار بي زنهار من * اي دلبر و دلدار من اي محرم و غمخوار من ديگرانت عشق مي خوانند و من سلطان عشق * اي تو بالاتر ز وهم اين و آن بي من مرو اي عاشقان اي عاشقان آنكس كه بيند روي او * شوريده گردد عقل او آشفته گردد خوي او


 

2 - مقایسه اقتصادی

هلند حدود 16 میلیون نفر جمعیت دارد با تقریبا هفت میلیون نفر نیروی کار – تقریبا یک پنجم ایران - ، مساحت این کشور کمتر از دو استان گلستان و مازندران است که حدود یک پنجم آن زیر سطح دریا قرار دارد، و با سد بندی جلو ورود آب دریا را میگیرند، اما درآمدش از این مزارع گل برابر با 90 میلیارد دلار بوده که یک و نیم برابر درآمد ایران از نفت، و برابر با کل صادرات ایران در سال 1388 است.

اگر مساحت این کشور برابر با سه استان گلستان، مازندران و گیلان بود- که از نظر وفور آب مشابه اند – درآمد صادرات گل آن بیش از دو برابر صادرات نقت بود؛ پس درآمد به همت، برنامه و علم است نه به معدن. این مزارع را تماشا کنید.

http://www.kalam.tv/fa/video/47194/index.html

۱۳۸۹ مهر ۱۶, جمعه

کودکان در جمهوری ولایت ( 3 )



مرگ مهربانی و شکوفه های زندانی

جمعه 16 مهر ماه برابر با هشتم اکتبر، روز جهانی کودک است. سر و گوشی آب دادم به سایت های مربوطه که چه گزارشاتی از وضع کودکان کشورمان برای این روز دارند.

اولین سایت:

انتشارات سوره ی مهر یک تاریخچه کوتاه مفید از سازمان یونیسف داشت، چند روایت بی مصداق – به ادامه گزارش توجه کنید- ، و بی هیچ گزارش از وضع کودکان ایرانی.


دومین سایت:

" کانون فکری کودکان و نوجوانان بود " با یک گزارش خوب از همت مردم در کمک به کودکان بی سرپرست که اینجا می توانید بخوانید :


فشرده اش این است:

" هدایت صفری مدیر کل کمیته امداد امام خمینی (ره) استان قزوین در حاشیه مراسم جشن عاطفه‌ها گفت: جشن عاطفه‌ها یک جشن ملی و معنوی است که با شعار «مهری دیگر آغاز کنیم» همزمان با سراسر کشور در استان قزوین در حال برگزاری است.

وی تصریح کرد: این تعداد پایگاه در میادین اصلی، معابر و مدارس مستقر هستند و پایگاه اصلی ما در میدان آزادی قزوین (سبزه‌میدان) مستقر است که در کنار دیگر پایگاه‌ها به ویژه پایگاه اصلی، گلریزان برای ایتام پاکستانی داریم و همچنین غرفه‌هایی در زمینه توانمندی مددجویان به ویژه در حوزه اشتغال و خودکفایی نیز در کنار این پایگاه دایر است.

صفری افزود: تاکنون شاهد استقبال خوب مردم بوده‌ایم و اقشار مختلف مردم کمک‌های خوبی را داشتند و کمک‌های بسیاری جمع‌آوری شده است که پیش‌بینی می‌شود حدود 130 میلیون تومان کمک‌های مردمی جمع‌آوری شود.

در سال گذشته در جشن عاطفه‌ها مردم استان قزوین 120 میلیون تومان کمک کردند که هرساله شاهد افزایش کمک‌های مردمی به نیازمندان هستیم. "

این مبلغ ویژه ی شکوفه ها بوده است نه موارد دیگر .

اگر جمعیت استان قزوین امسال حدود یک میلیون و دویست هزار نفر باشد، بطور متوسط هر قزوینی بیش از 100 تومان برای کودکان کمک مالی کرده است. قزوین استان ثروتمندی نیست. اگر هر ایرانی همینقدر در سال به کمیته امداد برای کودکان کمک کرده باشد، حدود هفت میلیارد تومان می شود که برابر است با هفت میلیون دلار. بنا به گزارش یونیسف – توسط سوره - :

" يونيسف اعلام داشته که تنها با اختصاص پنج دلار براي هر کودک مي توان جان 90 درصد از کودکاني را که سالانه مي ميرند ، نجات داد "

با این وصف با مبلغی که بطور متوسط کمیته امداد از مردم دریافت می کند هر سال یک میلیون و چهار صد هزار کودک می توانند ازمرگ نجات یابند. با این همه کمکی که کمیته امدام دریافت می کند، معلوم نیست چرا جشن عاطفه ها برای دو میلیون و ششصد هزار کودک ایرانی تبدیل به جهنمی برای تامین زندگی خودشان و خانواده می شود، و هر سال دست کم سیصد هزار کودک – ¼ کودکان متولد شده - از کلاس و درس و محبت خانوادگی محروم می شوند. این گزارش را پیشتر منتشر کرده ام و نشانی اش در زیر نویس است.

و سومین:

" انجمن حمایت از حقوق کودکان " بود و گزارش غم انگیز خانم طاهره پژوهش که بنابر اهمیتش کاملش این است. رنگ خاکستری از این وبلاگ است:

مسئول نظارت بر شبه خانواده ها و مراكز نگهداري كودكان در بهزيستي كيست؟

خلاصه خبر: طاهره پژوهش : كودكي مهمترين دوره ي زندگي انسان است و براساس كليه تحقيقات روانشناسي و.... هرانساني حاصل دوره ي كودكي خويش است .متاسفانه در كشور ما براي اين دوره سرنوشت ساز برنامه در خور اهميتي در نظر گرفته نشده است.با توجه به شرايط اقتصادي – اجتماعي موجود هر روزه شاهد خانواده هايي هستيم كه از هم پاشيده مي شوند و كودكاني كه آواره و سرگردان راهي مراكز بهزيستي مي شوند.

در دوره هاي قبل شاهد درگيريهاي پدر و مادر براي گرفتن حضانت بوديم كه البته اين مشكلات كم وبيش هنوز نيز وجود دارند اما پديده ي جديدي كه هم اكنون شاهد آن هستيم كودكاني هستند كه در دادگاهها مي مانند نه مادر حاضر به پذيرش مسئو ليت آنان است و نه پدر .اين كودكان نيز نا خواسته به مراكز بهزيستي فرستاده مي شوند .با گسترش روز افزون اعتياد نيز كودكان بسياري از خانه و خانواده محروم شده و به مراكز بهزيستي فرستاده مي شوند.اين كودكان با گذراندن 21 روز در قرنطينه كه گاه به دو تا سه ماه نيز مي رسد با توجه به شرايطی که دارند به مراكز نگهداري فرستاده ميشوند .مراكز شبه خانواده مي تواند در شرايطي كه نظارت همه جانبه و مستمر بر اين مراكز وجود داشته باشد گام مثبتي تلقي شود .اما متاسفانه بر اين مراكز هيچ نظارتي وجود ندارد و بسته به افرادي كه مسئوليت اين خانه ها را بر عهده دارند شرايط كودكان تفاوت دارد.گويا خصوصي كردن فقط در اين بخش موفق بوده است موفقيت به معناي شانه خالي كردن از مسئوليت نگهداري اين كودكان كه با شرايطي كه ما بزرگترها برايشان فراهم كرده ايم، كودكيشان به غارت رفته است و از حق اوليه داشتن خانواده محروم هستند.

سال گذشته دو نفر از كودكان خانه كودك ناصر خسرو را به علت اعتياد پدر و مادر به شيشه به يكي از اين مراكز فرستاديم ،امسال به دلیل اينكه اين بچه ها به مدرسه مي رفتندد وبرای اینکه سهم اندکی در كم كردن احساس تنهايي و بي پناهي این کودکان داشته باشیم تصمیم گرفتیم به ملاقات بچه ها برویم . پس از طی مسافت زيادي از شهر به مرکز مورد نظر رسیدیم .پس از اينكه براي ملاقات با رئیس مرکز نيز نيم ساعت در دفتر ديگري فرستاده شديم ،مسئول روابط عمومي برای ما توضیح داد که كه بچه ها در اين مركز سه كيف مدرسه دارند و همه چيز روبراه و در حد عالي است و هيچ نيازي به آموزش حقوق كودك و مهارتهاي زندگينيست و همه اينها براي بچه ها مهيا است و خيال ما را راحت كرد ، پس از طی مسافت نیم ساعته به شعبه دیگری که بچه ها مستقر بودند رسیدیم و متاسفانه به ما اعلام کردند كه حاج آقا اجازه ملاقات ندادند و شما حق ملاقات بچه ها را نداريد!!! اينجا كلا ملاقات ممنوع است.(اينجا زندان است يا شبه خانواده!!!) اعتراض کردیم که چه كسي اين تصميم را مي گيرد و شما حق ندارید بچه ها را ازحق ملاقات پدر و مادر و بستگان محروم كنيد .بچه ها از لاي نرده هاي پنجره و از راه دور وقتی ما را دیدند ابراز احساسات کردند و براي همين هم تهديد شدند و از آنان خواسته شد كه سريع از كنار پنجره كنار بروند. سال گذشته كه به مركز قرنطينه رفتم گفتند كودكاني شبانه از اينجا فرار ميكنند تعجب مي كردم كه چگونه كودكي در دل شب محيط نا امن خيابان را به اين مركز ترجيح مي دهد ؟حالا برايم قصه هاي كودكي شاهزاده خانم با اينكه همه چيز در قصر مهيا بود ولي براي آزادي ازقصر فرار ميكرد و به جنگل ميرفت برايم معنا دار شد. برای مربی آنجا از حقوق كودك و نياز به آزادي به عنوان حق اوليه كودكان و تجربه های ساير مراكز كه با استفاده از آموزشهاي انجمن حمايت از حقوق كودكان و نهادهای دیگر، مشكلاتشان كمتر شده توضیح دادم و تاکید کردم که اين همكاري هم براي آنان به عنوان مربي و هم براي كودكان مفيد خواهد بود اما گويا تنها بایستی دستور مدیر مرکزرا اطاعت می کرد . در آخراز ايشان خواستم كه اين بچه ها را مثل بچه ي خودش بداند و همان رفتاري را كه فكر ميكند براي بچه خودشان پسنديده است با اين كودكان داشته باشد.با بغضي در گلو وافكاري كه به نوشتن اين يادداشت انجاميد آرزو كردم كه فاصله ما بزرگترها با كودكي مان كم شود و دنياي كودكي را فراموش نكنيم و در جهان شايسته كودكان، مسئولين با وجدان بيدار ،حامي كودكان باشند نه زندانبان آنها.

"عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان "


 منتشر شده توسط روابط عمومی انجمن حمایت از حقوق کودکان [کپی برداری و انتشار این خبر با ذکر منبع مجاز است]



و این یک گزارش رسمی است که پس از خود سانسوری های نویسنده و سانسورهای هیات تحریره منتشر شده است. حالا چگونه می شود به این کودکان روزشان را شادباش گفت؟ یا باید این تبریک را به مسئولین جمهوری ولایت گفت ، که با همه ی کمک های مردمی، این چنین مهربانی ها را در دل ها کشته و فضا را بر مردم تنگ کرده اند که دلبندانشان را از سر ناچاری رها می کنند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کودکان کاردر جمهوری ولایت ( 2 ) :





۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

خود کاوی ( 1 )


 

لایحه خانوده و یک پرسش

پرسش از آقایان خاتمی، موسوی و کروبی و بعد از همه ی کسانی که دم از اصلاح طلبی، مردم سالاری ، ایران خانه ی همه ، و دموکراسی می زنند:

این روزها لایحه ی خانواده برای تصویب به مجلس رفته است. زنان نیمی از جمعیت زنده ی کشور را تشکیل می دهند. گروهی از خانم ها با در دست داشتن طوماری به مجلس مراجعه و خواستار لغو قانون چند همسری شده اند. در همین خبر می خوانیم:

خديجه مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، با تائيد اين خبر گفت :

بعد از نشان دادن پنج هزار امضا زنان ايراني به اعضاء كميسيون به آنها يادآوري كردم كه چرا براي توجه به مطالبات جامعه به تحقيق‌ها و پژوهش‌هايي كه با پول مردم ايران انجام شده، دقت نمي‌شود.
نماينده زنان معترض به لايحه حمايت از خانواده به نمايندگان مجلس، كتاب نگرش‌ها و ارزش‌ها كه توسط وزارت ارشاد در سال 82 منتشر شده را نشان داده كه در آن طبق نظرسنجي انجام شده در كل ايران، 86 درصد ايرانيان و 92 درصد زنان ايراني با «چند همسري» مخالف هستند.

او در اين زمينه گفت: بعد از نشان دادن اين كتاب خطاب به نمايندگان گفتم، چرا از هزينه‌هاي مادي و معنوي كه به راحتي در اختيار قانون‌گذاران و تصميم‌گيرندگان وجود دارد استفاده نمي‌كنيد تا قانوني دقيق و جامع تصويب كنيد.
مقدم پس از اين توضيحات به آخرين پژوهش دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: به نمايندگان نشان دادم كه آخرين پژوهش دانشگاهي تهران، «كار» را اولويت «اول» و «ازدواج» را اولويت «ششم» دختران معرفي مي‌كند. با اشاره به اين تحقيق از آنها پرسيدم كه چگونه فكر مي‌كنيد در كشوري كه 64 درصد ورودي دانشگاه‌هاي آن دختران هستند، ازدواج موقت و مجدد جاري و ساري مي‌شود؟

http://www.ilna.ir/sub.aspx?srv=2&sub=4

چرا این آقایان در برابر حقوق مدنی، و انسانی نیمی از جمعیت کشور ساکتند و در سایت ها و وسایل ارتباط جمعی و سخنرانی هایشان سکوت کرده اند و دریغ از یک کلمه.

این سکوت گسترده سیاسی کاران در برابر این لایحه ضد خانواده و گسترش دهنده صیغه و فحشاء – با کلاه شرعی – دودش به چشم همه خواهد رفت بویژه آنها که دم از اصلاح طلبی، مردم سالاری، ایران خانه ی همه، و دموکراسی می زنند.

گویا اصلاح طلبی فقط جابجایی مدیران سیاسی و اقتصادی است، و بهتر شدن موقعیت حقوقی زنان جزو اصلاحات نیست.


مردم سالاری فقط ویژه مردان است و حقوق زنان بخشی از مردم سالاری نیست. گویا زنان در گروه مردم و مردم سالاری قرار نمی گیرند و هیچ کاره اند. اگر کاره ای می بودند، مدعیان مردم سالاری دینی با توجه به آمار داده شده و ستمی که در نظام حقوقی جمهوری اسلامی بر آنان می رود، در برابر قانونی شدن این ستم ساکت نمی نشستند.


ایران خانه ی همه است ، گویا زنان – نیمی از جمعیت این خانه - در این خانه حضور ندارند و حقی هم در داشتن حقوق ندارند. هرچه پیششان انداختند باید بپذیرند. و

دموکراسی نیز ویژه مبارزات سیاسی است. مبارزه مدنی زنان برای جلو گیری از قانونی شدن یک رسم باستانی نمی تواند بخشی از دموکراسی باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

این سکوت مردانه در برابر این لایحه ی ضد زن، تنفر انگیز است.

این متن برای وبسایت آقایان خاتمی، موسوی و کروبی، فرستاده شده است.

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

آن سوی حاکمیت ولایت ( 4 ) : صیغه


 

وقتی آب سر بالا می رود

این روزها، لایحه خانواده آخرین مراحل بررسی خود را طی می کند تا به صحن مجلس برای تصویب برود. نکات مورد توجه در این قانون اجازه ی رسمی چند همسری رسمی به مردان، و اجازه ی قانونی کامجویی جنسی به همه – زن و مرد - از راه " صیغه " است.

مردان از نظر صیغه کردن که هیچ وقت مشکلی نداشته اند، بجز اعتراض همسر رسمی. زنان هم اگر روزی مشکلی فزیولژیک از بابت حامله شدن داشته اند، و می باید بعد از فسخ عقد صیغه سه ماه و ده روز " عده " نگه می دشتند تا معلوم شود حامله شده اند یا نه، امروز به برکت علم پزشکی و تکنولژی ها تازه، این مشکلشان حل شده و با مصرف قرص های ضد حاملگی – اگر درست و طبق دستور پزشک مصرف شوند – بطور صد در صد می توانند از حامله نشدن مصمئن و هر لحظه صیغه شوند. تازه در این صورت می شویم شببه – و نه مانند - کشورهای دیگر که آزادی جنسی وجود دارد ولی با این تفاوت های بسیار مهم:

الف – در آن کشورها رابطه ی بین زن و مرد آشکار است، و در نتیجه یک زن یا یک مرد با پنهان کاری نمی تواند در آن واحد با چند نفر رابطه داشته باشد. اگر چنین چیزی معلوم شود، برای خاطی مشکلات زیادی ایجاد می کند.

ب – این رابطه داوطلبانه است.

پ - هیچ واسطه ای در بین نیست، اما در جمهوری اسلامی :

1 - رابطه های این چنینی پنهانند زیرا یک نهی اجتماعی برای آن وجود دارد حتا صیغه شدن مذموم بوده است . در نتیجه ی این پنهان کاری هر مرد و زنی می تواند در آن واحد روابط متعددی داشته باشد بویژه آقایان که سنت های جامعه به آنها امکانات بسیار گسترده تری داده است.

2 – صیغه امری داوطلبانه – معمولن - برای زنان نبوده و نیست . جبر اقتصادی و نیاز داشتن به یک تامین کننده ی زندگی اولین و مهمترین عاملی بوده که زنان را به صیغه شدن واداشته است.

3 – در امر صیغه یک واسطه وجود دارد؛ کسی که صیغه عقد را جاری کند: یک روحانی مرد. زیرا طبق شرع زنان حق جاری کردن صیغه ی عقد را ندارند.

در این صورت باید به آخوند محله یا مسجد یا روضه خوان یک انعامی بدهید تا یک یادداشت صیغه خدمتتان تقدیم کند. البته همین جا یادآوری کنم که انعام نقدی ویژه ی آقایان است و انعام نقدی یا جنسی از خانم ها قبول می شود. زیرا هیچ خانمی آخوند – و نیز سردفتر اسناد رسمی - نیست و نمی تواند عقد صیغه را برای خانم ها جاری کند تا خانم ها از انعام جنسی به آقایان آخوندها معاف باشند. به این ترتیب این لایحه یک ممر درآمد بسیار عالی برای آقایان روحانی ها درست کرده و این شغل که از قدیم برایشان نان و آبی داشت،حالا رسمیت یافته و به برکت علم پزشکی که خانم ها را از نگهداری " عده " معاف کرده در آمدش صد برابر بهتر از سابق خواهد شد. به این ترتیب این لایحه تا اینجایش نه در حمایت از خانواده، نه در جهت کاهش انحرافات جنسی اجتماعی، بلکه در جهت نگهداری و بزرگ شدن جیب آقایان روحانی ها و سردفتران اسناد رسمی است. خب، مبارکشان باشد.

قسمت اول این لایحه به مردان اجازه چند زنی می دهد. از این جا این قانون مانند سربالا رفتن آب است. در همه جای دنیا وقتی می خواهند لایحه ای را به تصویب قانونی برسانند، بر آمار و ارقامی که وجود چنین لایحه ای را لازم می کند تکیه می کنند. اما این لایحه در کشور ما حتا بر خلاف آمار و ارقامی رسمی است که خود مسئولین منتشر کرده اند.

 

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال 88 در همایشی آمار زنان مطلقه را 6 میلیون نفر اعلام کرد.

به گزارش آخرین نیوز بیش از 6 میلیون زن مطلقه و یک میلیون پیر دختر بالای 35 سال در ایران وجود دارند.

اگر جمعیت زنان را 35 میلیون نفر بگیریم ، یک پنجم = 20% بی شوهر، و حاضرند هر گونه فشار را از جنبه های شخصی، خانوادگی و اجتماعی تحمل کنند، اما تن به ازدواج ندهند. به قول معروف " مرگ یکبار و شیون یکبار " و خود را از دست فشارهای مردسالاری رهانیده اند.

دیروز در جریان بررسی لایحه جنجالی خانواده در مجلس مصباحی مقدم در مبحث ثبت ازدواج موقت عنوان کرده بود که اگر ازدواج موقت ثبت شود  مانع از ازدواج چندین میلیون پیردختر و مطلقه خواهد شد.

در حالی مقدم تعداد پیردختران و مطلقه های کشور را بصورت مبهم و کلی اعلام کرد اما بررسی خبرنگار ما نشان می دهد که بیش از یک میلیون پیر دختر اصلا ازدواج نکرده در ایران زندگی می کنند که از مرز 35 سالگی گذشته اند.با اینحال برخی منابع غیر موثق شنار این افراد را تا سه میلیون نفر تخمین زده اند.

گویا این آقای مصباحی مقدم نمی داند که این لایحه برای پاسداشت و نفوذ بیشتر آقایان روحانیان در بین مردم است نه برای زنانی که قید ازدواج را زده اند.

بررسی آمار های مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از 26درصد در سال 75 به 42درصد در سال 85 رسیده است. وی تصریح کرد: نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

آقایان نمایندگان توجه ندارند که بالارفتن سن ازدواج، نه مربوط به تحصیلات بلکه مربوط به وضع نابسامان اقتصادی و نیز قوانین مردسالارانه ای است که در کشور وجود دارد. یک مرد می تواند به راحتی زنش را طلاق دهد، اما یک زن اگر بخواهد طلاق بگیرد باید هزاران شاهد و مدرک جور کند و تازه مهریه اش را هم ببخشد، دم قاضی را هم ببیند تا بتواند طلاق بگیرد. اگر زنان هم حق طلاق داشتند و می توانستند به راحتی طلاق بگیرند، این آمار تفاوت بسیاری می کرد. نمایندگان عوض این که با تغییر قوانین به زنان حقوق برابر با مردان بدهند تا ازدواج های داوطلبانه زیاد شوند، کاری می کنند تا طلاق ها زیاد شوند.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال 88 در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد آمار زنان مطلقه را 6 میلیون نفر اعلام کرد.طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال 85، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت 6 برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است

این در حالی است که معاون آمار و اطلاعات شورای فرهنگی‌ - اجتماعی زنان چندی پیش گفت: آمار دختران مجرد بالای 20‌ سال در کشور حدود 3 میلیون و 700 هزار نفر است.

اواخر سال گذشته موسوی مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی از افزایش ۱۵ درصدی آمار طلاق در کشور خبر داده و عنوان کرده بود که ۹۳ هزار و ۷۶۹ فقره طلاق در سال ۸۸ به وقوع پیوسته است.

http://www.akharinnews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=9289&Itemid=36

و حالا معلوم نیست این لایحه با اجازه چند همسری به مردان، و تشویق مردان و زنان به صیغه چگونه در جهت حمایت از خانواده عمل می کند. وضع اقتصادی، اجتماعی و این نوع قوانین آمار فوق را در سال های آینده به چند برابر خواهد رساند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------

آن سوی حاکمیت ولایت ( 3 ) : خودکشی

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/09/3.html


 

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

دعوت برای آگاهی بیشتر


 

این روزها، روزهای پر مخاطره ای برای مبارزان سیاسی است:

محدود کردن تماس های آقایان موسوی و کروبی، اعتراض گسترده ی شبانه ی " اله اکبر" ی در برابر رژیمی که خود را نشان اله اکبر می داند. عدم پذیرش دانشجو در 12 رشته ی علوم انسانی تا تبدیل آنها به علوم انسانی اسلامی، مسائل گوناگون زندانیان سیاسی، و تحرک های دانشجویی در آغاز سال تحصیلی اگر چه گروه های زیادی را - همچنان - به مبارزه ی سیاسی و افشاگری مشغول کرده، گروه هایی هم به اطلاعرسانی در مورد محیط زیست، وضع کشاورزی، مسئله ی آلودگی و کمبود آب همت ورزیده اند.

اهمیت کار این گروه ها که مسائل زیربنایی را مورد توجه قرار داده اند، کمتر از گروه های سیاسی نیست، هرچند در مبارزه رویاروی با حاکمیت نیستند، اما افشاگری های آنها ماهیت سیستمی را نشان می دهد که اندیشه ای جز حفظ قدرت ندارد؛ آنهم به هر قیمت. تبدیل جنگل ها به دشت ها، دشت ها به بیابان ها، رودخانه ها به معدن سنگ ریزه و ماسه، دریاچه ها به شوره زارها که مهاجرت ساکنان این نواحی را به شهرهای بزرگ باعث شده است. تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ - که مردمانش دچار بیکاری آشکار و پنهانند - نتیجه اش افزایش فقر، فحشا، افزایش جرم های گوناگون، گسترش اقتصاد اعتیاد ی – 10 میلیون نفر در کار اعتیادند - زیاد شدن کودکان خیابانی و افزایش گدایان شهری و ... است.

برای آگاهی بیشتر از زحمات این گروه های محیط زیستی، و نیز داشتن یک تصور واقعی تر از حاکمیت جمهوری ولایت فقیه از شما دعوت می کنم این وبلاگ ها را مطالعه کنید.

http://biaban.darvish.info/

بویژه این مقاله را در مورد سد سازی :

http://biaban.darvish.info/archives/6338

و نیز این مقاله را در این سایت:

http://www.iranboom.ir/didehban/zistboom/1087-eslah-modiat-aab.html

۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

بازی تازه ی خامنه ای


 


 

این فیلم را ببینید.

http://www.youtube.com/watch?v=PP7xhK-V_Ic

این گونه می شود که در بدنه جنبش سبز شکاف ایجاد می شود؛ امید بازگشت به قدرت در گروهی از درگاه رانده شده های معتقدین به جمهوری ولایت فقیه. البته فقط امید. مگر نه این است که " انسان با امید زنده است ." ؟

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

کودکان کار در جمهوری ولایت ( 2 )


 

64% افزایش در طول سه سال

کودکان کار شامل بچه ها و نوجوان های 7-18 ساله ای است که به دلیل ناداری خانواده مجبور شده اند با ترک تحصیل کار کنند تا زندگی خانواده را بچرخانند. اینان با کودکان خیابانی بسیار متفاوتند. تعداد این کودکان در طول سه سال اخیر 64% افزایش یافته است .

مطابق آمار منتشره از سوی مرکز آمار ایران در سال 85، یک میلیون و ششصد هزار نفر کودکان کار وجود داشته اند و جمعیت کودکان بین 10- 18 سال در آن سال سیزده میلیون و 253 هزار نفر بوده است.

http://www.ayenehrooz.com/?p=3610

یعنی 12% جمعیت کودکان زیر 18 سال از تحصیل محروم و مشغول به کار بوده اند باضافه این که این وسط مورد آزارهای جسمی جنسی و اعتیاد قرار داشته اند؛ به زبانی دیگر از هر هشت کودک، یک نفر برای سیر کردن شکم خود و خانواده اش، از همه ی امکانات کودکی محروم بوده است.

در سال 1388:

گزارش منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران نشان می دهد بیش از دو میلیون و 500 هزار کودک کار در کشور وجود دارد که در معرض جدی کودک آزاری جسمی، جنسی و اعتیاد قرار دارند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1091898

با یک تناسب ساده معلوم می شود که در طول سه سال 64 در صد به کودکانی که مجبور بکار شده اند، افزوده شده است.

اگر جمعیت کودکان ایران را در سال 88 حدود هفده میلیون نفر بگیریم، حدود 14% از جمعیت کودکان کشور در شرایط بسیار ناگواری زندگی می کنند. به زبانی دیگر یک هفتم – از هر هفت نفر یک نفر - جمعیت کودکان در جمهوری ولایت فقیه از مدرسه محرومند و در معرض جدی کودک آزاری جسمی، جنسی و اعتیاد قرار دارند.

نتیجه 1 :

در طول سه سال، 900 هزار نفر یعنی هر سال 300 هزار نفر از کودکان کشورمان به گروه کودکان کار اضافه شده، و از امکانات کودکی محروم و برای زنده ماندن مجبور به هر کاری شده اند.


رئيس سازمان ثبت احوال كشور مي‌گويد : آمار ولادت در سال گذشته 6. 18 درصد به ازاي هر هزار نفر بوده است

http://fararu.ir/vdchxknk.23n6wdftt2.html

با این حساب در سال 1388 تقریبا حدود یک میلیون و سیصد هزار کودک زاده شده اند.

نتیجه 2 :

در سال 1388، 300 هزار نفر از این بچه ها به کودکان کار تبدیل شده اند؛ یعنی هر سال – فعلن - ¼ متولدین در جمهوری ولایت فقیه از دنیای کودکی محروم می شوند.

و فردا:

این کودکان جدا شده از لطافت ها و رویاهای زندگی کودکانه و مهر خانواده،

این کودکان آشنا شده با یک زندگی خشن و بی رحمانه،

چه خواهند کرد؟

کودکان کار در جمهوری ولایت ( 1 )

نان آوران کوچک

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/04/blog-post_30.html

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();