۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( 2 – گشتاسب + زرتشت )



اولین پیوند ایده ئولژی و نظامی گری در تاریخ اسطوره ای ایران به زمان کیانیان و زرتشت می رسد.

قهرمانان این پیوند گشتاسب پادشاه کیانی و زرتشت اولین پیامبرجهان است. گویا این دو در حدود 3500 سال پیش زندگی می کردند.

برای این که دلایل این همبستگی را دریابیم، به ویژگی های این دو توجه کنیم:

الف – گشتاسب.

به گفته ی شاهنامه  - مهمترین مرجع تاریخ اسطوره ای ایران – لهراسب پادشاه انسان دوست، دو پسر داشت؛ " گشتاسب " و  "زریر " . گشتاسب فردی جاه طلب و قدرت طلب است.

که گشتاسپ را سر پر از باد بود
 و زان کار لهراسپ ناشاد بود

او از پدرش- لهراسب – می خواهد که سلطنت را به وی واگذار کند. 

چو گشتاسپ  می‌ خورد برپای خاست
چنین گفت کای شاه با داد و راست
....
گر ایدونک هستم ز ارزانیان
مرا نام بر تاج و تخت و کیان
چنین هم که‌ام پیش تو بنده‌وار
همی باشم و خوانمت شهریار

اما لهراسب به وی یادآور می شود که :

جوانی هنوز، این بلندی مجوی
سخن را بسنج و به اندازه گوی


گشتاسب  با دلخوری دربار لهراسب را ترک و ناشناس به سوی کشور رم  می رود.


آن جا به علت توانایی های فردی، مورد توجه دخترقیصر روم قرار گرفته و  ازدواج می کنند.


سپس به فرماندهی لشگر روم می رسد. در تمام این مدت، تبار خانوادگی خود را پنهان نگه می دارد. قیصر روم وی را با سپاهی به سوی ایران می فرستد.


لهراسب آگاه می شود و افرادی را برای گفتگو با فرمانده سپاه قیصر می فرستد. پس از بازگشت اینان، با شنیدن نشانی های فرمانده ی مزبور، مطمئن می شود که وی گشتاسب است که به جنگ او می آید.

لهراسب – بر خلاف گشتاسب  - نمی خواهد برای پادشاهی، کشور را به خاک و خون بکشد. او که از سر پر باد  گشتاسب با خبر است،  " زریر " را با هدایایی به پیشواز می فرستد، پادشاهی را به گشتاسب واگذاشته و خود به عبادت می پردازد.


ویژگی های جناب گشتاسب و داستان پادشاه شدنش  به همین جا پایان نمی گیرد. خواهیم دید که وی پسرش – اسفندیار – را هم تحت عنوان گسترش دین بهی ( دین زرتشت )، فدای جاه طلبی های خودش می کند.
.........................................................................
نوشته ی مرتبط :

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2014/09/1.html




۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

داستان فاطمه شهرخوار!



فاطمه ی شهرخوارداستانی بود که گرامی یاد مادر بزرگم برایم می گفت. خلاصه اش این بود که این فاطمه خانم جادوگر بود و شهری را تصرف کرده بود با همه ی مردمانش. هیچ کس هم نمی توانست راز شکستن طلسم را پیدا کند.

اما یک بچه راهش را یافت! او که می خواست وارد شهر شود دید نگهبانان شهر همه جانوران اند اما غذایشان باب طبعشان نیست.

فاطمه خانم جلوی سگ علف ریخته بود و پیش قوچ – گوسفند نر- استخوان! جلو فیل ماهی گذاشته بود و جلو ببر یک تکه نان!   برای گرگ دانه گذاشته بود و برای زرافه یک تکه دنبه....

حالا این خبرها را بخوانید:

1-      شرکت های وابسته نیروهای نظامی – البته به احتمال زیاد وابسته به سپاه – بجای پول نفت، پارچه وارد می کنند!

2-      این هم یک گزارش کلی تر از بی بی سی :

3-      سخنان صبحانه خوری وزیر نفت :
" بیژن نام‌دار زنگنه، "وزیر نفت" جمهوری اسلامی، روز دوشنبه (۷ مهر-۲۹ سپتامبر) در یک صبحانه کاری با اعضای "اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران" از فعالیت‌های اقتصادی بزرگ سایر وزارت‌خانه‌ها و بخش‌های دولتی به ویژه در حوزه نفت و گاز به شدت انتقاد کرد و گفت که کار به جایی رسیده که وزارت‌خانه‌های "دفاع" و "رفاه"، پتروشیمی و پالایشگاه دارند و وزارت‌ نفت ندارد.
او با تاکید بر این‌که اگر طرف حساب بخش خصوصی بود، تکلیف مشخص بود، می‌گوید: «این چه وضعی است که ما درست کردیم، هیچ چیز سر جای خودش نیست.»



۱۳۹۳ شهریور ۱۲, چهارشنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( 1 – تعریف )



1 – ایده ئولژی

ایده یا اندیشه بی شک در همه کس وجود دارد واین تفاوت بنیادی بین انسان است و دیگر موجودات طبیعت. به گفته ی مولانا:

ای برادر تو همه اندیشه ی
مابقی استخوان و ریشه ای

و ایده ئولژی یعنی اندیشه شناسی که البته نمی توان اندیشه های تک تک افراد انسانی را شناخت و از هم تفکیک کرد، زیرا این کاری بسیار سخت و در واقع غیر ممکن است که  بتوان اندیشه های هفت میلیارد انسان موجود را از هم شناخت تا چه رسد به شناخت تک تک انسان های تاریخ.

اما می توان خطوط مشترک اندیشه افراد گوناگون را در یک گروه جمع کرد. و ایده مشترک یا همفکران را باز شناخت. اینجا پای ایده ئولژی به میاید؛ مردمانی که از یک اندیشه یا ایده مشترک پیروی می کنند.

معمولن ایده ئولژی ها رهبرانی دارد و مبلغانی که مردمان پیرو رهبر و مبلغانند.

رهبران،خطوط ایده ئولژی را تعیین می کنند و مبلغان به توجیه درستی صد در صد این خطوط می پردازند و هر آنچه که فر اتر از این خطوط باشد را، نادرست می دانند.

ایده ئولژی ها تا وقتی در قدرت نیستند، می کوشند با سخن، درستی اندیشه های خود را بیان کنند، اما همین که قدرتی بهم زدند، معمولن تبلیغشان با فشار اجتماعی، حکومتی و نظامی جمع شده و دیگران را وادار به پیروی از خود و یا سکوت می کنند.
2         – نظامی گری .
بی شک هر حکومتی دارای ارتش برای پدافند است. اما حکومت هایی هم هستند – فراوان – که:
-          ارتش را نه برای دفاع بلکه برای حمله و گسترش حوزه حکومتی خود بکار می گیرند.
و هر حکومتی داری نیروی انتظامی است برای نظم اجتماعی.

منطور از " نظامی گری " :

قدرتی است که حکومت ها برای گسترش خود در نقاط دیگر جهان بکار می گیرند- توسط ارتش -  و نیز برای سرکوب نیروهای مخالف درون  جامعه ی خود توسط نیروی انتظامی.

نمونه های متبلور نظامی گری، حاکمیت های ایده ئولژیک اند.

3 – رابطه ی ایده ئولژی  و حکومت.

هیچ ایده ئولژی ای وجود ندارد که بخواهد از کسب قدرت خود داری کند. اما روش های کسب قدرت بسته به شرایط زمانی و مکانی متفاوتند.

گاهی با نزدیک شدن به قدرت حاکم، می کوشند توانایی خود را برای تبلیغ گسترش دهند و
 گاهی با پشتوانه ای بزرگ از مردم مستقیمن برای فروپاشی حاکمیت موجود اقدام می کنند.
زمانی با ایجاد نیروهای مسلح به جنگ حاکمیت می روند.
و زمانی نیز روش های گوناگون را در همه اشکالش بکار می گیرند.

ما همه ی این روش ها را در تاریخ کشور خودمان داریم و در دنیا نمونه های بسیاری وجود دارند که به شناخته ترین آنها خواهیم رسید.

حکومت ها نیز از ایده ئولژی ها برای پیش برد اهدافشان استفاده می کنند و به بانیان و مبلغان ایده ئولژی هایی که در  راستای منافع آنان اند، کمک های شایانی می کنند. در واقع این ایده ئولژی ها بخشی از حاکمیت می شوند که هم منابع مالی حکومت را در اختیار دارند و هم قدرت حکومت را. و از هر دو برای طرد دیگر اندیشه ها کمک می گیرند.

در واقع تاریخ دنیا پر است از جنگ های ایده ئولژیک  و ما برای رسیدن به بهشت خود ساخته ی ایده ئولژیک چند میلیارد از
خودمان را شکنجه ، سوزانده ، زنده زنده پوست کنده، کشته، اعدام  و دربدر کرده ایم. با این همه نه تنها به بهشتمان نرسیده ایم، بلکه همچنان در جهنم ایده ئولژیک زندگی می کنیم!

این پیشگ.فتار کوتاه برای بررسی این موضوع کفایت می کند. از نوشته آینده به بازخوانی نمونه های اسطوره ای و تاریخی اش میرسیم


۱۳۹۳ مرداد ۳۰, پنجشنبه

از " بی شعوری و بی عقلی " تا " شبه عمد "!



در جوامعی که دموکراسی حکومت می کند، کوشیده اند قضاوت امری مستقل و روند قاضی شدن به گونه ای باشد تاامر قضاوت بدور از گرایش های سیاسی و اعمال قدرت باشد تا قدرتمندان کشور نتوانند در جریان دادرسی اعمال نفوذ کنند. در این کشورها با گسترش و تعمیق دموکراسی  روش امر قضاوت گام به گام  نیز تغییر بنیادی کرده  تا  استقلال امر قضاوت بیشتر شود.

اما در کشور ما با این که دستگاه اداری – قضایی دادگستری بشدت عریض و طویل شده و مبلغ هنگفتی از بودجه سالانه ی کشور را می بلعد ( ۲ هزار و ۸۵۱ میلیارد تومانی در سال ۹۳= هر نفر ایرانی  40728 تومان برای دادگستری در سال می پردازد )


اما ظاهرن هیچ گونه تغییری در اصل کیفیت قضاوت پیدا نشده است. به دو نمونه با پانصد سال اختلاف زمانی توجه کنید.

1 –  قضاوت در زمان صفوی.

شمه ای از داستان های زندگانی شاه سلطان حسین صفوی – نوشته رستم الحکماء

" ... من به اتفاق بیلدر باشی خلج ... در محله ی چهارسوی شیرازیان اصفهان می گذشتیم که ناگاه زنی از اکابر از حمام با جاریه خود بیرون آمد. محمدعلی مذکور دوید و آن زن را از جای ربوده و در آغوش خود گرفت و در کرباس خانه دوید. و من هرچه به او گفتم دست از او بردار فایده نبخشید و او را رها نکرد و می گفت مانند شیر نر طرفه غزالی بدست آورده ام آن را رها نمی کنم. و در خانه را بروی من بست.

این داستان را به عرض سلطان جمشیدنشان رساندند..

سلطان جمشید نشان به یساول واقف حضور خود فرمود که داستان گذشته ی محمدعلی بیک بیلدرباشی را از برای ملاباشی به تفصیل تقریر کن. واقف حضور به عرض ملاباشی رسانید. آن والاجاه از ملاباشی پرسید که حکم شرعی این چه گونه است؟
ملاباشی پرسید این زن از چه قوم و قبیله است؟

گفتند این زن از اکابر اهل سنت یعنی اهل درگزین می باشد.

ملاباشی خندید و گفت : از قراری که محمدعلی بیک معروض می دارد درحالت بی شعوری و بی هوشی و عدم عقل این غلط و این خظا از او صادر شده و دیوانه و بی هوش را تکلیفی نمی باشد و حرجی بر دیوانه و بی هوش نمی باشد. چنان که خدا فرمود " لیس علی المجنون حرج "


فکر می کنید این ملاباشی که بود؟

"  محمدباقر مجلسی(۱۰۳۷ه.ق در اصفهان - ۱۱۱۰ه.ق در اصفهان) (۱۰۰۶ - ۱۰۷۷ شمسی) معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی فقیه شیعه و ملاباشی ایران در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانواراست که مجموعهٔ بزرگی از احادیث را گردآورده‌است. "


خب، این از قضاوت معروفترین فقیه در زمان شاه سلطان حسین صفوی که قضاوتش نه بر اساس واقعیت بلکه بر اساس هم مسلکی بوده و برای رهایی هم مسلک ازمجازات به توجیه توسل جسته است. نتیجه چنین قضاوت هایی همان است که در تاریخ می خوانیم.

2 - اکنون به قضاوتی دیگر در زمانه ما توجه کنید:

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

قاتل ستار بهشتی به سه سال حبس، دو سال اقامت اجباری و 74 ضربه شلاق محکوم شد.

به گزارش «انتخاب»، گیتی پورفاضل - وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی - با اعلام این خبر، گفت: دادنامه صادر شده از سوی شعبه 14 تجدیدنظر استان تهران در این باره به مادر ستار بهشتی ابلاغ شده است و بر اساس آن قاتل ستار بهشتی به سه سال حبس تعزیری، دو سال اقامت اجباری در نقطه معین و 74 ضربه شلاق محکوم شده است.

پورفاضل با نامتناسب دانستن مجازات مذکور برای قاتل ستار بهشتی، اظهار کرد: صدور حکم سه سال حبس برای یک قاتل جای تعجب دارد.

ستار بهشتی کارگر وبلا‌گ‌نویسی بود که در آبان 91 در بازداشتگاه پلیس فتا کشته شد و پس از آن پرونده‌ای در این زمینه در شعبه یک بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران باز شد.

به نوشته ی ایسنا، این پرونده پس از کش و قوس‌های فراوان منجر به صدور کیفرخواست با اتهام قتل شبه عمد برای یکی از مأموران پلیس فتا شد.

اولیای دم ستار بهشتی به این موضوع اعتراض کردند و پرونده برای اظهارنظر به دادگاه عمومی ارجاع شد و این مرجع در نهایت نظر دادستانی مبنی بر شبه‌عمد بودن قتل ستار بهشتی را تأیید کرد.

با رد اعتراض اولیای دم ستار بهشتی به کیفرخواست و ارجاع پرونده به شعبه 1057 دادگاه عمومی، این شعبه در 19 فروردین 93 تشکیل جلسه داد و به اتهام قتل شبه‌عمد ستار بهشتی بدون حضور شکات رسیدگی کرد.

پس از صدور حکم از سوی شعبه 1057 دادگاه عمومی، محکوم‌علیه پرونده به رأی صادره اعتراض کرد و پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان تهران رفت و در نهایت شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر استان، حکم سه سال حبس، دو سال اقامت اجباری در نقطه معین و 74 ضربه شلاق را برای قاتل ستار بهشتی تأیید کرد.


در خبر زیر  رئیس دیوان عدالت اداری دلیل این نوع قضاوت ها را - در یک سخنرانی کلی - برای همگان روشن کرده است:

"  دوشنبه 27 مرداد 1393 ساعت 8:22

رئيس ديوان عدالت اداري با بازخواني مفاد حكم انتصاب مجدد آيت‌الله آملي لاريجاني از سوی مقام معظم رهبری، اجرايي شدن خواست‌ها و موضوعات مورد تاكيد معظم له را تكليف و وظيفه اصلي  مسئولان قضايي و قضات دانست.

به گزارش روابط عمومي ديوان عدالت اداري، حجت‌الاسلام والمسلمين منتظري درجلسه بيست و هفتم مردادماه هيات عمومي اظهار داشت: امر قضا در جمهوري اسلامي از شؤون ولي فقيه و مناصبي است كه در اختيار حاكم اسلامي است و قاضي مسند قضاوت با يك واسطه از سوي ايشان نصب مي‌شود.

وي گفت: اگرچه وظايف قاضي را قانون تعيين كرده ، منصوب بودن از سوي حاكم شرع و ولي فقيه موجب مي‌شود كه اولويت‌هاي تعيين شده از سوي مقام معظم رهبري در نظر قضات اهميت ويژه‌اي بيابد.



و نسل های آینده نتیجه ی این قضاوت ها و تاریخ امروز را چگونه می خوانند؟ 

۱۳۹۳ مرداد ۱۶, پنجشنبه

یاست هایی ولایی جمعیت ( 4 )

 

مقلد خوب، سرباز خوب

دلیل دوم و در واقع مهمترین دلیلی که دولتمردان جمهوری اسلامی و در راس همه  رهبری از کاهش جمعیت جوان هراسناکند، همانطور که دیدیم کاهش جمعیت جوان مبتکر و سازنده نیست، اینجا:

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2014/05/1.html

 بلکه کاهش جمعیت جوان بدون هیجان و  شور و شوق است:

ایشان افزودند: کشورِ بدون جمعیت جوان، یعنی کشورِ بدون ابتکار و پیشرفت و هیجان و شور و شوق  "

دلایل کاهش شدید هیجان و شور و شوق در 63% جمعیت کشور که جوانان 15-29 هستند، در نوشته پیشین بیان شد. ایشان و دیگر مسئولین جمهوری اسلامی آمار محرمانه ی دقیق تری دارند که چرا جمعیت  فوق هیجان و شور و شوقش را از دست داده است. بنابراین از اینان امید بریده اند. اما نظر ایشان در واقع بیشتر به سن بین 15- 20 سال است. که هنوز با منطق زندگی در جمهوری اسلامی تماس مستقیم نداشته و می توانند با تبلیغات هیجان زده شوند و در جهت اهداف ایده ئولژیک – نظامی جمهوری ولایی بکار آیند.

ایده ئولژی و نظامی گری پشت و روی یک سکه اند. در طول تاریخ تمام ایده ئولژی ها – اگر برای به قدرت رسیدن از نیروی نظامی استفاده نکرده باشند – دست کم برای در قدرت ماندن آن را بکار گرفته اند.

از بین تمام نهاد ها فقط نهاد های مذهبی و نظامی نگران کاهش جمعیت جوان و هراسناکند:

الف – رهبران مذهبی.

1 – " آیت‌الله مکارم‌شیرازی با بیان این‌که «جمعیت با استعداد، لایق و باهوش سرمایه اصلی کشور است» گفت: متاسفانه آمارهایی به نقل از مطبوعات داده می‌شود که نگران کننده است. "


2 -  " آیت الله ˈجعفر سبحانیˈ ازمراجع تقلید... وی میزان رشد جمعیت کشور را نامناسب دانست وگفت : مسوولان باید تلاش کنند تا هم آمار ازدواج و هم آمار جمعیت افزایش پیدا کند.
وی با بیان این که کاری کنید تا هم در کشور و هم در استان قم آمار ازدواج بالا برود، اظهار کرد: امروز کشور براساس اشتباهی که 20 سال پیش انجام شد رو به پیری می رود و اگر به همین نحو پیش برویم در آینده جوانی که بتواند چرخ اقتصاد و سایر امور را بچرخاند نخواهیم داشت.
وی گفت: تحدید جمعیت هنگام تحریم بود که چیزی به ما نمی دادند ولی ابزار جلوگیری از ازدیاد جمعیت را مجانی به ما می دادند.


3 -  مهرداد بذرپاش در گفت ­وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت.... عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی درباره دیدار با آیت‌الله سیستانی تصریح کرد :
" آیت الله سیستانی ضمن تایید فرمایشات مقام معظم رهبری درباره افزایش جمعیت و سیاست های جمعیتی تاکید کردند که برای موضوع کاهش جمعیت باید فکر اساسی اندیشیده شود و این موضوع از دغدغه های چندین ساله من بوده است. "


4 – به پیروی از آیات عظام،  این هم سخنان آیت اله سید محمد حسینی مدیر شبکه ولایت برای عملیات تولید 5 - 14 فرزند:


و هیج کدام از این آقایان و رهبران ایده ئولژیک نه نگران خروج گسترده نیروهای تحصیل کرده اند و نه نگران وضع کار و زندگی و سرنوشت بچه های اینده. 

 فکر نکنیم که این رهبران ایده ئولژیک از وضعیت جوانان و بچه ها آگاه نیستند. اینان دقیقن از این جریانات مطلع اند اما آگاهانه نه تنها به آن بی توجهی نشان می دهند، بلکه از این جریانات خوشحال هم هستند. زیرا  نیروی تحصیل کرده نمی تواند مقلد چشم و گوش بسته ای باشد. این سیاست ظاهرن از زمان امام خمینی بنیاد گذاشته شد. این هم سخنان ایشان در صحیفه نور ایشان:

،"  این مغزهائی که جزء سازمان امنیت بودند بگذار فرار کنند. شما برای آنها خیلی افسرده نباشید، این مغزها باید فرار کنند، البته الان می بینید که این مغزها، می بینید که نمی توانند در اینجا به آن استفاده هائی که می کردند استفاده کنند حالا از اینجا فرار می کنند دنبال همان معانی که دلشان می خواهد می روند. مگر هر مغزی که علم به قول شما در آن بود این مغز شریف است
. این مغزهائی که بچه های ما را سی سال، چهل سال به تباهی کشیدند بگذار فرار کنند، یک مغزهائی صحیح بیایند روی کار. حالا که می خواهند تصفیه کنند و اشخاصی خیرمند می خواهند تصفیه بکنند، شما نشسته اید غصه می خورید که چرا تصفیه می کنند، غصه می خورید که چرا اعدام می کنند. "

متن کامل سخنان ایشان را اینجا بخوانید:


اما در واقع سیاست وازدن نیروهای تحصیل کرده توسط ایشان پایه گذاری نشده است. بلکه روحانیت از روز اولی که سیستم آموزشی جدید در کنار روش قدیمی آموزشی – مدارس آخوندی – بوجود آمد، به تحصیل غیر حوزوی واکنش منفی داشته و در نتیجه به تحصیل کردگان غیر حوزوی هم نظر مثبتی ندارند. دلیلش را از زبان یک روحانی معروف تبریزی آقا سید علی یزدی – پدر سید ضیاء الدین طباطبایی آخرین نخست وزیر احمد شاه قاجار – بخوانید:

" میزرا حسن رشدیه اولین مدرسه جدید را در سال 1305 قمری در تبریز باز کرد. – آلان سال 1435 قمری است-

" مجلس امتحان آخر سال در حضور وجوه اعیان و بزرگان و علمای تبریز ... برگزار کرده، توجه خواص را جلب کرد... رئیس السادات، مدرسه را بسته، رشدیه را تکفیر و اهدار دم ( حلال بودن کشتنش ) کرد.

...بالاخره دبستان رشدیه توسط " مردم از مسجد آقا سید علی یزدی... با چوب و چماق خراب گردید. "

و آقا سید علی چنین گفت :

" اگر بنا باشد اطفال به این کوچکی مطالب به این بزرگی را به این خوبی بدانند، کتاب میراث فارسی را این طور محیط باشند، البته به سن علما که برسند، البته و هزار البته از این دین بیرون می روند و دین دیگری اختیار می کنند "

نقل از کتب " سوانح عمر – ص 18 – شمس الدین رشدیه – نشر تاریخ ایران – چاپ اول 1362 تهران.

و نگارنده بارها این مضمون را با واژه های گوناگون از روحانیون در سطوح مختلف شنیده است.

در واقع آقایان جمعیت مقلد می خواهند و این است که نه نگران خروج نیروهای تحصیل کرده اند ونه نگران آینده بچه هایی که به علت ناتوانی مالی خانواده از تحصیل باز میمانند و هزاران نفر از اینان در خیابان ها شهر ول هستند و یا در مراکزی نگهداری می شوند. فقط این نمونه کوچک را در بیخ گوش آقایان بخوانید:


و البته جمعیت غیر تحصیل کرده، بیشتر بکار تقلید می آید.                                                             

ب – فرماندهان نظامی

گروه دومی که از کاهش جمعیت 15- 20 ساله ها نگران اند،

1 -  مشاور عالی نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران طی مقاله ای در هفته نامه صبح صادق نوشته: "جنگ نظامی، جنگ علمی، جنگ اقتصادی، جنگ نرم و جنگ فرهنگی، از جمله جنگ‌های نظام سلطه با محوریت آمریکا علیه ملت و نظام اسلامی طی سالاان گذشته بوده و بارها هم در رسانه‌های داخلی و محافل عمومی درخصوص این جنگ‌ها بحث و بررسی صورت گرفته است. جنگ جمعیتی نظام سلطه را باید به این فهرست افزود و هوشمندی و دقت مردم را باید نسبت به این جنگ و چگونگی مواجهه و خنثی‌سازی آن بالا برد."

2 - معاون هماهنگ‌کننده ستاد کل نیروهای مسلح :
" «سرباز باید جوان باشد چرا که شجاع و بی‌باک است و با توجه به ویژگی‌ غرور و خودنمایی که در وی وجود دارد، می‌خواهد آنچه ‌در درونش است ‌به نحو احسن بروز دهد و از همین روست که ما برای تحقق امنیت نیازمند جوانان هستیم‌ "
" «ارتش حرفه‌ای یعنی اینکه یک نیرو بیاید ۱۰ سال، ۱۵ سال و حتی ۲۰ سال بجنگد و این در حالی‌ است که این امر به درد ما نمی‌خورد و ما نیازمند جوان ۱۸ ساله هستیم، چرا که یک فرد ۳۵ ساله جسارت این جوان را نداشته و نمی‌تواند مانند وی به دشمن حمله کند‌».


3 – و به همین منظور سن کفالت را بالا برده اند. روزنامه خراسان – حرف مردم :

" با سلام به مسئولان نظام وظيفه که هرچند وقت يک بار براي معافيت کفالت آن هم بدون در نظرگرفتن شرايط يک فرد سالمند تصميم مي گيرند. معافيت کفالت از ۵۷ به ۶۵ سال و اکنون به ۷۰سال تغيير کرده است. به خدا سالمند با اين همه مشکلات از ۵۰سالگي نياز به مراقبت دارد. در ۷۰سالگي که مرده است و ديگر نياز به معافيت فرزند ندارد خواهش عاجزانه دارم تجديدنظر فرماييد. "

می خواستم تاریخچه ای از رابطه تنگاتنگ ایده نولژی و نظام گری اینجا بیاورم که دیدم بسیار طولانی می شود. شاید در فرصت آینده به عنوان یک نوشته مستقل مطرح شود.

در پایان این نوشتار، کاریکاتور زیر به خوبی واقعیت – هر چند تلخ و زننده - نگاه علما و سیاست گزاران جمهوری اسلامی  به زن، نقش  وی و نیز جمعیت را نشان می دهد.
 --------------------------------------------
مطالب مرتبط : 
1 - تشویق و تنبیه 
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2014/05/1.html
2 - وضع جوانان مبتکر و سازنده 
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2014/06/2.html
3 - سیاست های ایده ئ ولژیک  و تخت پروکرستس
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2014/07/3.html

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();