۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه
آن سوی حاکمیت ولایت
۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه
دهم مارس؛ روز جهانی زن
۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه
خاتمی سرگردان است!
جنبش راه سبز سخنان آقای خاتمی را در " مراسم رونمایی از سایت گنجینه باز نسخه های خطی ایران و اسلامی " در اینجا آورده است.
http://www.rahesabz.net/story/11678/
و این دو جمله زیر از این سخنرانی ایشان جالب است:
امروز دنیا عوض شده و معلوم نیست که ما چه نگاهی به عالم و آدم داریم و معلوم نیست که آینده چه خواهد بود. آنچه که داریم یک دین بزرگ با آموزش های بزرگ است که باید متن و محتوای آن را دریابیم.
اجازه دهید جای دو جمله ی بالا را باهم عوض کنم به این صورت :
آنچه که داریم یک دین بزرگ با آموزش های بزرگ است که باید متن و محتوای آن را دریابیم. امروز دنیا عوض شده و معلوم نیست که ما چه نگاهی به عالم و آدم داریم و معلوم نیست که آینده چه خواهد شد.
و این چند نکته به ذهنم رسید:
1 – عجیب این است که با گذشت 1400 سال از این دین، هنوز " باید متن و محتوای آن را دریابیم." این سخن به این معنا است که تا حالا کسی متن و محتوای آن را در نیافته است حتا پیامبر و امامان معصوم که می خواستند محتوای این دین را به مردم منتقل و آنان را راهنمایی کنند. آقای خاتمی و امثال ایشان با این سخن به تمام معتقدات خود نسبت به شارحان دین پشت پا زده، و به دیگران توهین می کند که متن و محتوای دین را درنیافته اند بجز خود ایشان. چون ایشان در " جوابی جامع به سئوالی یازده ساله " در باره اصلاحات می گوید: " البته به نحوی که اشاره خواهم کرد که دین را چگونه باید دید، تا این سازگاری را هم درک کرد. " ص 8
2 – این نوع تبلیغ برای اسلام، از صدتا مقاله ی ضد دینی تاثیر منفی بیشتری دارد. آخر این چگونه دینی است که شارحان آن بعد از 1400 سال متن و محتوای آن را درک نکرده اند تا به مردم منتقل کنند. مگر دین برای رستگاری انسان نیامده است؟ اگر چنین است سخنش با مردم باید به گونه ای باشد که مردم آن را بفهمند. اما اسلامی که آقای خاتمی و امثال ایشان مطرح می کنند، نه تنها چنین نیست بلکه شارحان، مدعیان فقاهت و تفسیر هنوز آن را نفهمیده اند تا چه رسد به مردم عادی. آخر چنین دینی با این گونه سخن گفتن چگونه مدعی راهنمایی مردم می تواند باشد؟ حتا مردمی که حتی با زبان اصلی این دین – عربی – سخن می گویند هنوز نتوانسته اند این دین را درک کنند تا چه رسد به مردمی با دیگر گویش ها!
با وجود چنین دوستان مبلغی برای اسلام، چه نیازی به دشمنان مبلغ است.
3- آقای خاتمی و مانند ایشان خواهند گفت که منظورشان تفسیر دین است بر اساس آگاهی های روز. بسیارخوب، این چه سلیقه ای است که آگاهی های روز را مستقیم استفاده نکنیم و بکوشیم با استناد به این آگاهی ها تفسیرهای تازه و عجیب و غریب از دین بدست دهیم تا راه دینی مصرف این آگاهی را پیدا کنیم! این یعنی لقمه را از پشت گردن توی دهان بگذاریم. مگر این آگاهی ها چه عیبی دارند که نتوانیم آنها را مستقیمن بکار بگیریم؟ حتما باید این آگاهی ها " دین مال" شوند تا مصرف شوند؟
4- ایشان خواهند گفت این تفسیرهای تازه برای این است که بخش های بشدت مذهبی که مخالف نوآوری ها هستند، راضی به پذیرش این نوآوری ها شوند. اما ایشان خوب می داند که مخالفان نوآوری ها می توانند هزاران آیه و روایت مخالف نظرات همدیگر و از جمله مخالف با دید ایشان به دین عرضه کنند. بهترین شاهد این مدعا اختلاف نظرات مذهبی ایشان با آقای خامنه ای است درمورد نحوه ی اداره ی اجتماع. از این بالاتر اختلاف نظر آقای منتظری با آقای خمینی بود.
5 – فکر نکنید که ایشان این مطالب را نمی دانند. می دانند وبسیار هم بیشتر می دانند. مشکل اصلی ایشان در جمله ی دوم نمایان است. ایشان سرگردان است که با چنین وضعیتی آینده ی امثال تفکرات ایشان چه خواهد شد:
" امروز دنیا عوض شده و معلوم نیست که ما چه نگاهی به عالم و آدم داریم و معلوم نیست که آینده چه خواهد شد. "
و این درست ترین جمله ای است که آقای خاتمی در تمام دوران زندگیش گفته است. نگاه ایشان و مانند ایشان به عالم و آدم معلوم نیست. چون از یک طرف نمی توانند بپذیرند که دوران حاکمیت دین تمام شده است، دین از سیاست باید جدا شود، جای دین در خلوص دل ها برای پرستش خداوند و صفای روان است نه در سیاست که با هزار نقشه و بامبل همراه است. و از طرف دیگر عادت کرده اند که بخواهند همه ی مسائل را " دین مال " و بعد مصرف کنند و این امری است که ایشان را سرگردان کرده است.
جناب آقای خاتمی! برای حفظ دین، برای نجات خودتان و یک ملت، از این بیشتر مسائل اجتماعی و سیاسی را با دین نیامیزید. اجازه بدهد هر کدام سر جای خود قرار بگیرد تا مردم هم دینشان را داشته باشند و هم بتوانند دنیاشان را بر اساس آگاهی روز سر و سامان دهند. اجازه دهید مردم لقمه را مستقیم و راحت به دهان بگذارند نه از پس گردن. با تشکر
۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه
سیاست ولایت : گسترش سرکوب ها
" هرانا " خبرگزاری مجموعه ی فعالان حقوق بشر در ایران بیانیه زیر را منتشر کرده است:
چهارشنبه ، 12 اسفند 1388 ، 16:42 | |
بنا به گزارشات دریافتی نیروهای امنیتی طی یک اقدام هماهنگ اقدام به بازداشت تعدادی از فعالان حقوق بشر و همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران کردند. شب گذشته مورخ 11 اسفندماه، این نیروها در محدوده زمانی 9 شب تا 5 صبح 12 اسفندماه به منازل فعالان حقوق بشر یورش برده و به بازداشت آنان مبادرت کرده اند. - محبوبه کرمی، مسئول سابق واحد زنان مجموعه پس از تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. - نصور نقی پور، از وبلاگ نویسان و مدافعان حقوق بشر در منزل شخصی خود در شهر قزوین توسط نیروهای امنیتی راس ساعت 9 شب بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. - گزارش شده است، ابوالفضل عابدینی مسئول سابق روابط عمومی مجموعه که به تازگی از زندان آزاد شده بود با یورش بی سابقه مامورین اطلاعاتی که کاملا مسلح بودند دستگیر شد. آنها با مقاومت خانواده ایشان مواجه شدند و به همین دلیل اقدام به شکستن شیشه های منزل مسکونی ایشان نمودند و پس از چند ساعت درگیری همراه با ایجاد رعب و وحشت از سوی مامورین و مقاومت افراد خانواده سرانجام با کندن درب منزل با میله های فولادی وارد حیاط شده و پس از شکستن تمام شیشه ها و تخریب در و پنجره، ایشان را با ضرب و شتم شدید در ساعت 5 صبح دستگیر کردند. - بهزاد مهرانی از مسئولان سابق مجموعه نیمه شب گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزل به دلایل نامعلومی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. - حسام فیروزی از فعالان حقوق بشر نیز جزو دستگیر شدگان شب گذشته در ایران است. - همچنین گزارش شده است نوید خانجانی فعال حقوق بشر و از دانشجویان محروم از تحصیل نیز شب گذشته در شهر اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده است. نیروهای امنیتی همچنین برای بازداشت تعداد دیگری از اعضا و مسئولان سابق مجموعه اقدام کرده اند، لازم به ذکر است خانواده تعدادی از اعضا یا مسئولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز از روز گذشته در بی خبری از وضعیت فرزندان خود به سر می برند، بنابراین افزوده شدن بر بازداشت های شب گذشته محتمل است. همچنین همزمان با بازداشت های مورد اشاره وب سایتهای خبری این تشکل نیز مورد حملات بی سابقه و گسترده اینترنتی قرار گرفته است و از فعالیت بازمانده است. این موضوع نیز گواه دیگری از دارای برنامه ریزی بودن این بازداشت ها است، گزارشات تکمیلی در این رابطه منتشر خواهد شد. در حال حاضر دست کم 16 تن از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در اقصی نقاط ایران در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند.
12 اسفندماه 1388 |
۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه
آشنایی با اقتصاد ولایت و پیامدهایش
۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سهشنبه
توقیف روزنامه اعتماد
سلام، این عکس را ببینید:
http://www.tahavolesabz.com/new_show.php/668
از دست دادن کار، از دست دادن منبع درآمد زندگی، اما چهره های شاد و علامت پیروزِی! تحمل همه ی سختی ها با چهره های خندان. این چه پیامی است برای حاکمیت جمهوری اسلامی؟
۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه
امام خمینی؛ از نظارت تا دخالت فقیه (2 )
الف – واجب عینی
برای این که آقای قابل و کسانی که مانند ایشان می خواهند آگاهانه یا نا آگاهانه دامن آیت اله خمینی را از کارهای جمهوری اسلامی پاک کنند، این بار به سراغ اصل واجب کفایی می رویم که درکتاب ولایت فقیه آقای خمینی برای ایجاد یک حکومت اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. در کتاب ولایت فقیه واجب کفایی این گونه تعریف شده است :
" واجبی را عینی گویند که انجام آن برای یکایک مکلفین الزامی است و انجام دادن یکی موجب سقوط تکلیف از عهده ی دیگری نمی شود، مانند نماز و روزه. واجبی را کفایی نامند که اگر شخص یا عده ای آن را به جا آوردند از عهده ی دیگران ساقط می شود مانند امر به معروف و نهی از منکر . ( ص 42)
می بینیم که واجب عینی برای اعمال فردی مذهبی مورد استفاده قرار می گیرد و ربطی به مسائل اجتماعی بویژه مسائل حکومتی ندارد، اما واجب کفایی در جایی استفاده شده است که ساختار مسائل اجتماعی و حکومتی را به چالش می گیرد، که یکی از آنها امربه معروف و نهی از منکر است. اگر حکومتی اسلامی این اصل را بکار بگیرد، دیگرانی که در حاکمیت نیستند حق بکار گیری آن را ندارند چرا که در برنامه های امر به معروف و نهی از منکر حاکمیت دو دستگی یا چند دستگی ایجاد می شود. در مورد برپایی حکومت اسلامی چنین آمده است:
" لازم است که فقها اجتماع اجتماعا یا انفرادا برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام حکومت شرعی تشکیل دهند. این امر اگر بر کسی امکان داشته باشد، واجب عینی است و گرنه واجب کفایی است . ص 42 "
با تعریفی که از واجب عینی داده شده، تلاش برای کسب قدرت حکومتی " اگر بر کسی (مرجع تقلیدی) امکان داشته باشد، واجب عینی است." این شرط به این معنا است که در صورت امکان فقیه یا فقها باید برای برپایی حکومت اسلامی تلاش و قیام کنند؛ حکومتی که برابر با حکومت پیامبر و امامان معصوم است. می بینیم که آیت اله خمینی نه تنها خودش بلکه دیگران را هم با این فتوا تشویق به کسب قدرت سیاسی می کند. با این گفته های روشن چگونه امثال آقای قابل می خواهند به دیگران به قبولانند که آقای خمینی نمی خواست حکومت کند، فقط می خواست ارشاد کند. تحریف واقعیاتی که هنوز نسل اول این جریان زنده اند، گفتارها روی نوارها ضبط است و فیلم ها در اینترنت فراوان است، توسط فرد، افراد، و یا جریاناتی که خود راهوادار منافع مردم و دموکراسی معرفی می کنند، به معنای رواج دروغ و فریب در درون جنبش آزادی خواهی ایران و به بی راهه کشاندن آن است.
ب- واجب کفایی
قسمت دوم جمله که مربوط به واجب کفایی است، بخش مهم عملکرد جمهوری اسلامی را رقم زده است.
" واجبی را کفایی نامند که اگر شخص یا عده ای آن را به جا آوردند از عهده دیگران ساقط می شود ." یعنی دیگران لازم نیست آن را انجام دهند.
به زبان سیاسی و حکومتی، وقتی فقیهی حکومتی برپا کرد، دیگر فقها یا باید ساکت باشند یا با آن موافقت کنند. چرا این حکومت برای آنان هم کفایت می کند، و هر گونه نظری که مشروعیت حکومت را زیر سئوال ببرد باید ممنوع شود. به این ترتیب بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی جمهوری اسلامی شعار " مرگ بر ولایت فقیه " گسترش پیدا کرد. در اول همه فکر می کردند که این شعار برای لائیک ها ساخته شده است، اما با طرح قانون اساسی و اختیارات ولی فقیه، معلوم شد این شعار برای هرکسی است که با اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی مخالفت کند. نتیجه اش را آقای قابل و دیگرانی که می خواهند واقعیات جمهوری اسلامی را ماست مالی کنند بخوبی می دانند. فقهایی که با بند 110 قانون اساسی – اختیارات و وظایف بی حد و مرز ولایت فقیه مخالف بودند، نه تنها از حاکمیت کنار گذاشته شدند، بلکه در خانه هایشان زندانی هم شدند. حتی یک طلبه هم بنام حبیب اله عاشوری که همکار آقای خامنه ای بود و ایشان وی را بخوبی بیاد دارند، اعدام شد. مراجع تقلیدی که شعار " مرگ بر ولایت فقیه " شامل شان شد عبارت بودند از آقایان شیرازی و قمی در مشهد و آیت اله شریعتمداری در قم. اینها هنوز سهمی از قدرت حکومتی نداشتند. بعدها این شعار شامل آقای منتظری شد که خودش عامل اصلی در وارد کردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی بود. موارد مذکور مربوط به زمان حیات آیت اله خمینی بودند. در زمان ولایت امری آقای خامنه ای این شعار شامل آیت اله طاهری در اصفهان شد و همینطور بگیر و بیا جلو تا برسی به آقای صانعی. اصلن مهم نیست که تو مسلمان باشی یا نباشی، اصلن مهم نیست که تو فقیه باشی یا نباشی، اگر معتقد به اصل ولایت فقیه نباشی، اگر خواستی در برابر ولایت فقیه زبان باز کنی، اگر خواستی حاکمیت وی را نقد کنی، شعار مزبور شامل حالت می شود.
آقایان شیفتگان امام خمینی لطفن با خودتان، و با مردم روراست باشید.