۱۳۹۷ آبان ۷, دوشنبه

مهم ترین مشکل امروز جامعه ایران چیست؟



چقدر با نظر اساتید و راه حل های ارائه شده موافقید؟ 

گروهی از اساتید علوم اجتماعی با ریاست جمهوری دیداری داشته اند که بخش کوتاهی از آن را جناب آقای دکتر فراستخواه در تلگرامشان گذاشته اند که می توانید آن را اینجا بخوانید: 


مطالب زیر خلاصه نظرات این اساتید است. چقدر با این نظرات و راه حل ها موفقید؟

۱ - هادی خانیکی - استاد دانشگاه علامه طباطبایی : 

مساله امروز ما ضعف همبستگی اجتماعی است.

راه حل :، 
طراحــی و اجــرای یــک گفت وگــوی واقعــی و اجتماعــی و افق گشــایی در برابر ابهام عمومی نســبت به آینده؛ این یعنی عزم اینکه همه چگونه با هم آینده روشن را بوجود آوریم.
۲ - مقصود فراشتخواه
دانشیار موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
به نظر من مساله اصلی جامعه ایران هنوز همچنان شکاف ملت و دولت است. موانع ساختاری و رویه های زیادی متاسفانه اجازه نمی دهد که ملت - دولت به صورت اجتماعی ساخته شود و توسعه پیدا کند! 
راه حل :
میان دانش اجتماعی و منظر دولت شکاف جدی وجود دارد و امکان سیاستگذاری بر اساس تحقیقات علوم اجتماعی و نگاهی تخصصی و علمی به مسائل جامعه هنوز در ایران به وجود نیامده است. برای ایجاد امکان چنین گفتگویی قدم های موثری باید برداشته شود.  
۳ - سید حسین سراج زاده 
رئیس انجمن جامعه شناسی ایران: 
سال ۵۳ چند پژوهش پیمایشی و موردی در باره جامعه ایران انجام شد و بر اساس داده های آن پژوهش عالمان اجتماعی و جامعه شناسان تصویری از و ضعیت جامعه و مشکلات و چالش های ارائه کردند و هشدارهایی دادند اما آن هشدارهاو آن صداها شنیده نشد. ما بسیار امیدواریم این نشنیدن ها امروز تکرار نشود.
راه حل :
صدای مطالبات مردم را بشنوید! 
سرخوردگی از بی توجهی به مطالبات جدی مردم برای اصلاح و تغییرات بنیادین می تواند به فرسایش سرمایه اجتماعی این رویکرد و این نیرو یعنی رویکرد اصلاحی برای تغییر و بهبود لطمه بزند.    
۴- علی جنادله 

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی 

با فرسایش تعمیم یافته سرمایه اجتماعی روبرو هستیم. 

در نظر سنجی که در بین شهروندان تهرانی در اواخر شهریور ماه انجام شده، میزان اعتماد و امید شهروندان به توانایی شخصیت های مختلف نظام… در جهت برون رفت از اوضاع نابسامان فعلی از ده درصد تجاوز نمی کرد،

راه حل : 

ایشان راه حلی ارائه نکرده است اما نوشته است: 
بدین ترتیب نیروها و اقشاری همچون زنان، جوانان، قومیت ها و اقشار محروم که تا کنون جریان های عمده سیاسی را به نمایندگی برای پیگیری مطالباتشان پذیرفته بودند، به این نتیجه رسیده اند که خود به صورت مستقل دست به کنشگری بزنند.

۵ - علی اکبر تاج مزینانی 

رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی 

در سیاست های اجتماعی دولت بازاندیشی کنید.

یکی از مهمترین مسائل اجتماعی کشور در حال حاضر سطح بالای نابرابری اجتماعی و اشکال گوناگون کنار گذاری اجتماعی است که پیامدهای مهمی در زمینه فرسایش همبستگی اجتماعی و نارضایتی اجتماعی  دارد.

مهم ترین سیاست های قابل بازاندیشی: 

سیاست های چهار حوزه آموزش، بهداشت و درمان، مسکن و روابط کار از اهمیت ویژه ای برخوردارند. روندهای موجود در این چهار حوزه و تشدید نابرابری های اجتماعی ناشی از آنها در تعارض روشن با اصول مصرح قانون اساسی ( ۳، ۲۱، ۲۸، ۲۹ ، ۳۰، ۳۱ ، ۴۳ ) قرار دارد.

۶ - مهدی فرقانی 

رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی 

مساله اول آن که امروزه یک اختلالی ارتباطی بین مردم و دولت شکل گرفته است

راه حل : 
دولت ابتکار خبری را در دستور کار خود قرار دهد.















۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه

یک گفتگو و چند تحریف ( ۲ )




تحریف دوم - نا امیدی!

پرسش ۱ :

چرا گرایش مردم جامعه ایران روز به روز به تنهایی بیشتر می‌شود؟ چه اتفاقی در جامعه ایران رخ داده که مردم جمع گریز شده‌اند و تنهایی را ترجیح می‌دهند؟
و پرسش ۲ - 
۲ - در چه شرایطی می‌توانیم «تنهایی» را به مشارکت و «ذهن انبار» را به «ذهن سرشار» تبدیل کنیم؟ 

می بینید که خبرنگار می خواهد غیر مستقیم بگوید که مردم ناامیدند. اما از چی ؟  

از حاکمیت؟
یا از خودشان ؟ 

بی شک تجربه چهل ساله همه ی خوشخیالی های مردم را در مورد حاکمیت مذهبی به واقعیت تبدیل کرده است که وعده های حاکمیت ایده ئولژیک چیزی جز سراب نیست. 
چنین واقعیتی نه تنها مردم را ناامید نمی کند، بلکه به فکر چاره کار می اندازد: روی گرداندن از حاکمیت و نفی آن به اشکال گوناگون فردی یا جمعی. 
آیا اعتصاب های گوناگون نتیجه نا امیدی مردم است یا مردم می کوشند راهی برای برون رفت از این حاکمیت بیابند؟ 
آیا مردم ناامید توان مبارزه دارند؟ 
آیا مردم ناامید با دست خالی فقط با یک دوربین با حاکمیت خشن مبارزه می کند؟ 
آیا مردم ناامید از طریق شبکه های اجتماعی واقعیت حاکمیت را در شکل های گوناگون منتشر می کنند؟ 
آیا مردم تنها که هریک به گوشه ای خزیده اند، فریاد رسای آنهایی هستندکه در گوشه زندان های حاکمیت اند؟ 
آیا مردم ناامید در زندان به تنهایی برای مبارزه با ستم شصت روز اعتصاب غذا می کنند؟ 
آیا مردم ناامید روسری را روی چوب می کنند به تنهایی در برابر یک باور و قانون غلط می ایستند؟ 
آیا ….
همه ی اینها نشان می دهند که مردم نه تنهایند و نه ناامید، بلکه آن که روز به روز تنهاتر می شود و از این تنهایی وحشت دارد حاکمیت اسلامی است. 
واقعیت جمعی فیزیکی اکنون به واقعیت جمعی ذهنی تبدیل  و هر روز این ذهن جمعی قوی تر و پر بارتر می شود. 
و این برای حاکمیت جمهوری ولایی وحشتناک است. می داند که در انتخابات آینده فقط گروه اندکی شرکت می کنند.


تحریف سوم :

 فروپاشی اجتماعی !

پرسش سوم :

۳ - آیا ادامه رویکرد تنهایی می‌تواند جامعه ایران را تهدید کند و در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار بدهد؟ 

دکتر فراستخواه به هوشیاری می گوید:


بنده نمی‌توانم به صورت قاطع عنوان کنم که در آستانه فروپاشی جامعه قرار گرفته‌ایم. اما معتقدم نشانه‌های مهم و قابل توجهی از فروپاشی آشکار شده است. عدم مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها، فقدان همبستگی اجتماعی، قانون‌گریزی و فساد سیستماتیک از مهم‌ترین نشانه‌های فروپاشی اجتماعی است. 

نتیجه آنچه فراستخواه می گوید، نه فروپاشی اجتماعی بلکه فروپاشی حاکمیت است. عدم مشارکت مردم در حاکمیت یعنی خالی کردن زیر پای حاکمیت. فروپاشی اجتماعی همانی است که چند سال است توسط حاکمیت تبلیغ می شود: سوریه ای شدن ایران. اما همین مردمی که از طرف خبرنگار به « تنهایی » معرفی می شوند، با هوشیاری تمام هم با حاکمیت موجود مبارزه کرده اند و هم از سوریه ای کردن ایران توسط حاکمیت موجود جلوگیری کرده اند. نقشه های سپاه پاسداران  نیز برای ایجاد چنین وضعیتی را هم خنثی کرده اند. به جریان ایجاد درگیری خیابانی با دراویش و جریان تازه خوزستان توجه کنید. 


تحریف چهارم : 

فقدان فرهیختگی !

پرسش : 
۴ - چرا جامعه ایران با فقدان الگوی فرهیختگی مواجه شده است؟ آیا پس از اینکه جامعه ایران از «سنت» عبور کرد، به دلیل مخالفت‌ها نتوانست یک الگوی جدید متناسب با دغدغه‌های جدید برای خود طراحی کند؟


جناب خبرنگار می گوید :» آیا پس از این که جامعه ایران از سنت عبور کرد» 

آیا عبور از سنت - استبداد عرفی  و حاکمیت مذهبی -  یک فرهیختگی نو نیست؟ این نشانه بلوغ ذهنی همین مردمی است که بقول خبرنگار « به تنهایی » پناه برده اند. کنار گذاشتن سنت - چه دیکتاتوری سنتی و چه دیکتاتوری مذهبی - حاصل همین ذهنیت جمعی است که خبرنگار آن را « تنها » زندگی کردن مردم می خواهد القا کند. 

تحریف پنجم :

فقدان طرحی برای آینده : 

جناب خبرنگار اعتراف می کند که « جامعه ایران … به دلیل مخالفت نتوانست یک الگوی جدید.. طراحی کند »

طراحی یک الگوی تازه حاکمیت با پیاده کردن آن متفاوت است. مردمی که : 

استبداد عرفی شاهنشاهی را برانداختند و 
سال هاست که در نفی استبداد مذهبی نیز می کوشند، 

چه طرحی در ذهن دارند؟

 آیا با ذهن خالی - بقول خبرنگار ذهن انباشته - این دو پایگاه سنتی را به نقد کشیده اند و این دو را نفی می کنند؟ 
آیا مردمی که الگویی برای آینده در ذهن ندارند پشت پا به سنت زده اند؟ 

هر جامعه ای که به استبداد - بهر شکلش - نه بگوید، چه می خواهد؟

البته پیاده  کردن این ذهنیت هنگامی رخ می نماید، که ریزش پایه های حاکمیت استبدادی و مذهبی سرعت بگیرد و امروز شاهدیم که هر لحظه این ریزش بیشتر می شود. 

تحریف ششم : 

حوزه عمومی و گروه های مرجع 

۵ - تکثیر مسأله باید در حوزه عمومی صورت بگیرد یا در گروه‌های مرجع؟ 

جامعه ای که به استبداد عرفی و مذهبی نه گفته است، به گروه های مرجع نیاز مبرمی ندارد به دلیل این که :

  • این در حالی است که در گذشته مردم به گروه‌های سنتی مراجعه می‌کردند از طریق آنها هنجارپذیری می‌کردند و اجتماعی می‌شدند. با این وجود هنگامی که گروه‌های مرجع سنتی کارکرد خود را از دست می‌دهند باید گروه‌های مرجع جدیدی در جامعه به وجود بیایند که به مردم جامعه خدمات ارائه کنند. هنگامی که اجازه نمی‌دهیم کارکرد گروه‌های مرجع سنتی به گروه‌های جدید منتقل شود به صورت طبیعی جامعه با الگوی فرهیختگی مواجه می‌شود. فراستخواه » 

گروه های مرجع نو در حالی بوجود می آیند که مورد اعتماد مردم باشند، اینان بیشتر در درون اتحادیه های صنفی و نیز شبکه های اجتماعی حضور دارند و با طرح اندیشه هاشان مردم درمی یابند که چه راه هایی در برابرشان هست و بر حسب نیازشان این راه ها را انتخاب می کنند. 

بنابراین تکثیر طرح و نحوه پیاده کردن آن در حوزه عمومی انجام می شود چرا که الگوی سنتی گروه های مرجع دیگر مورد اعتماد و توجه مردم نیستند. 

مردم می روند از درون فعالیت های درون گروهی مراجع تازه و نوی بیافرینند.
-------------------------------
بخش اول : 

حاکمیت یا دولت ؟ 

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2018/10/blog-post_15.html



۱۳۹۷ مهر ۲۳, دوشنبه

یک گفتگو و چند تحریف!



حاکمیت یا دولت ؟
  • آرمان امروز » گفتگویی با آقای دکتر فراستخواه انجام داده بنام « بحران فرهیختگی در ایران »‌
پرسش ها عبارتند از:

۱ - چرا گرایش مردم جامعه ایران روز به روز به تنهایی بیشتر می‌شود؟ چه اتفاقی در جامعه ایران رخ داده که مردم جمع گریز شده‌اند و تنهایی را ترجیح می‌دهند؟

۲ - در چه شرایطی می‌توانیم «تنهایی» را به مشارکت و «ذهن انبار» را به «ذهن سرشار» تبدیل کنیم؟ 

۳ - آیا ادامه رویکرد تنهایی می‌تواند جامعه ایران را تهدید کند و در آستانه فروپاشی اجتماعی قرار بدهد؟ 

۴ - چرا جامعه ایران با فقدان الگوی فرهیختگی مواجه شده است؟ آیا پس از اینکه جامعه ایران از «سنت» عبور کرد، به دلیل مخالفت‌ها نتوانست یک الگوی جدید متناسب با دغدغه‌های جدید برای خود طراحی کند؟


۵ - تکثیر مسأله باید در حوزه عمومی صورت بگیرد یا در گروه‌های مرجع؟ 

نکته اول - می بینید که « همه راه ها به رم ختم می شود » ، چون انتخابات آینده نزدیک است و از حالا کم کم با این گفتگوها می خواهند بازار شرکت مردم را در انتخابات استصوابی ولایت مطلقه فقیه آینده گرم کنند!

تحریف ها:

۱ - بین متن گفتگو در وبلاگ آقای فراستخواه  با متن منتشره در « آرمان امروز » یک تفاوت بنیادی وجود دارد.

می توانید این دو متن را اینجاها بخوانید: 

الف - متن در وبلاگ آقای فراستخواه :


ب - متن  روزنام « آرمان امروز »  در تلگرام آقای فراستخواه :


این تفاوت بنیادی مربوط به تغییر مقوله « حکومت »  در متن وبلاگ آقای فراستخواه   به مقوله « دولت » در روزنامه « آرمان امروز » است یا برعکس ؟ یا  آقای دکتر فراستخواه پاسخش را می داند یا « آرمان امروز»‌!!

می دانیم که حاکمیت جمهوری اسلامی  در ایران در دنیا منحصر به فرد است. چرا؟ این اختیارات ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی را بخوانید: 

اصل ۱۱۰ قانون اساسی : 

صل یکصد و دهم

وظایف و اختیارات رهبر:

۱ - تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
۲ - نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
۳ - فرمان همه‌پرسی.
۴ - فرماندهی کل نیروهای مسلح.
۵ - اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای.
۶ - نصب و عزل و قبول استعفای:
۷ - فقه‌های شورای نگهبان.
۸ - عالیترین مقام قوه قضاییه.
۹ -رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
۱۰ -ریییس ستاد مشترک.
۱۱- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
۱۲ - فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
۱۳ - حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه.
۱۴ - حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
۱۵ - امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.

۱۶ - عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.

۱۷ - عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه.
رهبر می‌تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.

و به اینها نظارت استصوابی را هم اضافه کنید!! که در قانون اساسی نیست اما هدف های رهبری را تامین می کند!

اما با این اختیارات گسترده ، در قانون اساسی هیچ اصلی نیست که ایشان باید پاسخگوی این همه اختیاراتش  باشد!

چه کسی پاسخگوی این همه اختیارات ایشان است؟ 

گنه کرد در بلخ آهنگری - به شوشتر زدند گردن مسگری!

قوه مجریه یا دولت. و آقای خامنه بارها گفته است که دولت قوه مجریه است نه سیاستگزار. 

حالا چرا در متن آقای فراستخواه حکومت آمده است و در متن روزنامه آرمان از اصطلاح دولت استفاده شده؟ 

روزنامه های اصلاح طلب شده اند پلیس برای نشانی غلط دادن به مردم که مشکلات پدید آمده نه مربوط به دستگاه سیاست گذاری ولایت مطلقه فقیه ، بلکه فقط مربوط به دولت است!!

مگر نه این است که پاسخ های بنیادی به پرسش های بالا باید توسط حاکمیت داده شود با این اختیارات وسیع، نه فقط دولت که جزیی از حاکمیت است؟ 

تحریف دوم - نا امیدی! برای جلوگیری از به درازا کشیدن گفتار، این موضوع در نوشته آینده می آید. 


۱۳۹۷ مهر ۱۱, چهارشنبه

نکات فراموش شده یک مصاحبه!



انتخابات مجلس نزدیک است و بازی گرم کردن انتخابات شروع شده است!

بتازگی فیلمی منتشر شده از مصاحبه خانم فائزه هاشمی با یک خبرنگار که زیرش نوشته اند : 

 «فیلم کامل و بدون حذفیات گفتگوی جنجالی با فائزه هاشمی رفسنجانی » دن 

اگر مایلید این فیلم تقریبن یک ساعت و نیمه را ببینید اینجا :  

https://t.me/gozaresh1395/3682
ممکن است واقعن چیزی از این گفت و گو حذف نشده باشد، زیرا چیز قابل حذف شدنی ندارد.
. مطالب مهمی که ایشان به عنوان مواضع فکری خود مطرح کردند عبارتند از: 

۱- تناقض بین اصول قانون اساسی و بسیاری از بخشنامه ها
۲- تناقض بین آزادی اجتماعات  در قانون اساسی  و بهم زدن اجتماعات 
۳- تناقض بین اصل قانون اساسی مبنی بر ممنوعیت تفتیش عقاید با جریاناتی که در کشور وجود دارد. 
۴- مخالفت با حجاب اجباری 
۵ - مخالفت با حضور دین در حاکمیت . دلیلش هم این است که این کار به دین زیان می رساند و بی توجهی مردم به دین حاصل چنین حکومتی است. اما نمی گوید که حاکمیت دینی فقط در خدمت دینداران است نه همه ی مردم!
۶- مخالفت ایشان با اختیارات فوق العاده رهبری و تسلط رهبر بر همه ی قوای کشور
۷ - مخالفت با دخالت سپاه در عرصه های مختلف بازداشتی ، بازجویی … 
۸ - دفاع جانانه ایشان از عملکرد  آقای هاشمی رفسنجانی  در جمهوری اسلامی. 

البته فرزند را به کارهای کرده و ناکرده پدر نمی توان به محاکمه کشید، اما آنچه در زیر می آید برای یادآوری به ایشان است.

۱- در جریان ترور آقای مرتضی مطهری ، پدر ایشان در سخنرانی اش بطور روشن گروه های چپ را مسئول این کار معرفی کرد و بعد که معلوم شد گروه فرقانی خودشان این کار را کرده است، از تهمتی که به گروه های چپ زده بود، عذر خواهی نکرد. 

۲- تناقض بین اصول قانون اساسی و عمل جمهوری اسلامی در مورد آزادی اجتماعات و ممنوعیت تفتیش عقاید از همان روز اولی که پدر ایشان در شورای انقلاب و دست راست آقای خمینی بود شروع شد. می گوید نه از اصلاح طلبان امروز بپرسید که چگونه با چوب و چماق به اجتماعات حمله می کردند.

۳- قتل های زنجیره ای و پرت کردن اتوبوس نویسندگان به دره و امثالهم در زمان ریاست جمهوری پدر ایشان انجام شده است . 

۴- پدر ایشان یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی است که طرفدار صد در صد دخالت دین در حکومت است. 

۵- پدر ایشان یکی از کسانی است که اختیارات فوق العاده به رهبری  را تصویب کرده است.جزو گروه بیست نفره بازنگری قانون اساسی بوده که این اختیارات را به رهبری داده است.

۶- پدر ایشان یکی از طراحان اصلی چاق کردن سپاه بوده است. نقل به معنی ایشان می گفت ما دیدیم بودجه سپاه کم است گفتیم کارهای عمرانی مملکت را به سپاه بدهیم تا از سودش بودجه اش را تامین کند. آن طرح به وضعیت امروز رسید

۷- بلای محیط زیست امروز کشور بخش بزرگ آن مربوط می شود به سد سازی بی رویه زمان آقای رفسنجانی و از جمله خشک شدن دریاچه ارومیه که سپاه وسط دریاچه را پر کرد تا جاده بسازد. 

۸ - پدر ایشان به همراه آقای خامنه ای، آقای منتظری را حصر خانگی کردند و از  اعدام زندانیان در سال ۶۷ دفاع کرد. 

۹- و مهم تر از همه : پدر ایشان رهبر فعلی را با گفتن  یک خاطره و بلند شدن و نشستن برای مردم ایران به ارث گذاشت!






۱۳۹۷ مهر ۳, سه‌شنبه

نظر سنجی های سیاسی! ( ۱ )‌



توجه به نظر سنجی ها می تواند راهنمایی برای کنشگران اجتماعی و سیاسی باشد و همچنین برای حاکمیت!
عمار ملکی استادیارعلوم سیاسی در دانشگاه تیلبرگ هلند به این کار دست زده است که در بخش های وابسته به هم در اینجا منتشر می شوند. 

بخش اول : چکیده یافته های نظر سنجی : 

• در این نظرسنجی بیش از ١٩ هزار پاسخدهنده شرکت کردند و یافتەهای آن، گرایشات سیاسی ٪٧٢ جامعه ایران ( یعنی کسانی که در انتخابات ۹۶ به ابراهیم رئیسی رای ندادند ) را بازتاب می دهد ( با در نظر داشتن ملاحظات علمی و میزان خطای پیشبینی شده )‌

 این نظرسنجی تلاش کرده بخشی از گرایشات و نگرشهای سیاسی مردم که در فضای جاری بطور علنی امکان بیان شدن ندارند را بطور روشمند اندازه گیر و ثبت کند.

• درباره مقبولیت نظام جمهوری اسلامی، نتایج نظرسنجی نشان می دهد که حداقل ٪٧٠ مردم ایران در یک رفراندم آزاد به جمهوری اسلامی « نه » می گویند.

• در پاسخ به این پرسش که خود را متعلق به کدام گرایش سیاسی میدانید، ٪٣٧٬٨ مردم ایران خود را سرنگونیخواه ( برانداز ) و ۳۰.۶٪ آنها خود را تحولخواه  و ۳.۶٪ مردم خود را اصلاح طلب با تاکید بر حفظ نظام جمهوری اسلامی ( استمرار طلب ) می دانند.

• درباره نوع نظام مطلوب برای آینده ایران، ٪۴٢ جامعه طرفدار (نوعی از) جمهوری سکولار و ٪١۵ خواهان پادشاهی مشروطه هستند.

• حداقل یک چهارم (٪٢۵ (جامعه ایران ساختار سیاسی فدرال را برای آینده ایران مناسب میدانند. یک سوم ( ۳۳ ٪ ) جامعه ایران می گویند که در باره ساختار سیاسی مناسب برای آینده ایران ( متمرکز یا فدرال ) اطلاعات و دانش کافی ندارند.

• در میان ١٧ شخصیت سیاسی‐مدنی که موردپرسش قرار گرفتند، رضا پهلوی با ٪٣٧٬٩ بیشترین محبوبیت را در جامعه ایران دارد. نسرین ستوده با ۸.۱٪  و میر حسین موسوی با ۴.۶٪ دیگر شخصیت های محبوب در جامعه ایران هستند.

• درحالیکه حدود ٪٣٨ جامعه به رضا پهلوی اقبال نشان میدهند، حدود ٪١۵ جامعه ایران خواهان نظام پادشاهی هستند. از این مقایسه می توان نتیجه گرفت که حمایت از رضا پهلوی الزاما به معنای حمایت از نظام پادشاهی نیست.

• ٪۴٣ کسانیکه در انتخابات ٩۶ به روحانی رای دادند، خود را سرنگونیخواه (برانداز) میدانند. ٪۵٠ از رای دهندگان به روحانی خود را تخول خواه و ۷٪ آنها خود را اصلاح طلب ( با تاکید بر حفظ نظام می دانند) 

از این یافتەها میتوان نتیجه گرفت که رای دادن به روحانی الزاما به معنای رای به نظام جمهوری اسلامی نیست.

  • در میان احزاب نمادین در یک انتخابات آزاد، حزب مشروطەخواهان (طرفداران پادشاهی) با ٪٢در میان احزاب نمادین در یک انتخابات آزاد، حزب مشروطەخواهان (طرفداران پادشاهی) با ٪٢٠٬١، حزب سوسیال دموکرات با ۱۶.۲ ٪ و حزب جبهه ملی با ۸.۳٪  از بیشترین محبوبیت برخوردارند. بنظر میرسد که هیچ حزب و ایده ئولژی سیاسی وجه غالب در جامعه ایران ندارد.

ادامه دارد.


۱۳۹۷ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

مشروطیت ایران : دموکراسی دو سر طلا!



دستاورد قانون اساسی مشروطیت و متمم آن!

۱ - قدرقدرتی و بی مسئولیتی شاه - 

 دیدیم که از ۵۱ اصل قانون اساسی مشروطیت، دوازده اصل مربوط به اختیارات سلطنت است. در هیچ اصلی شاه ملزم به امضای قوانین مجلس نیست. بلکه این مجلس است که باید قوانینی بگذراند که به مذاق شاه خوش بیاید، آن را امضا کند و برای اجرا به هیات وزیران ابلاغ شود. چون شاه رئیس قوه مجریه هم هست، و نیز قوه قضائیه  را هم به نوعی در اختیار دارد، عملن در فعالیت های انتخاباتی نیز بشدت تاثیر گذار بوده، بی آن که شورای نگهبانی داشته باشد، نمایندگان مورد نیاز را دستچین می کند. در مورد چگونگی انتخابات آن زمان یکی می گفت : 
  • ما نر انداختیم، ماده در آمد! » که معلوم شد به یک آقایی رای داده اند، خانمی - که اصلن در آن محل نبوده و کسی هم وی را نمی شناخته - به عنوان نماینده از صندوق در آمده است!
چنین اختیاراتی باعث قد قدرتی می شود و به همین علت محمد رضا شاه حتا حضور دو حزب درباری  « ملیون » - به رهبری دکتر منوچهر اقبال که رئیس هیات مدیره شرکت نفت هم بود، و زمانی هم نخست وزیر - و دیگری  حزب « مردم » به رهبری اسدالله علم که وزیر دربار هم بود، را تاب نیاورد. از حزب پان ایرانیست هم به عنوان نمک دموکراسی استفاده می شد. در نتیجه همه ی احزاب در سال ها آخر سلطنت به یک حزب « رستاخیز » به رهبری شاه تبدیل شدند. 

با حضور گسترده قدرت شاه، خواه ناخواه احزاب و سازمان های مستقل از دربار هر روز به گوشه ای رانده می شدند و گروه هایی هم به این نتیجه رسیدند که علیه سلطنت به فعالیت های چریکی بپردازند. نمونه ای از قدر قدرتی شاه که محصول چنان  قانون اساسی بود، در این گفتار مشخص است.

… رضا شاه و محمدرضا شاه. آن دو به‌خصوص در نیمه دوم حکمرانی‌شان، خودشان به شخصه تصمیم‌گیر بودند و اگر هم افرادی بودند مانند فروغی‌ها در دوره رضا‌شاه یا عالیخانی‌ها در دوره محمدرضاشاه که مشورتی می‌دادند خیلی زود کنار گذاشته شدند. شاید شنیده‌باشید که محمدرضا شاه در رامسر اقتصاد‌دانان را جمع کرد تا درباره آینده اقتصادی کشور صحبت کنند و در آن جلسه، به حاضران گفت من شما را جمع کرده‌ام که بگویم چکار کنید نه این که شما به من بگویید چکار کنم! گویا تا زمانی که ما درآمد نفتی داریم به دیالوگ نیازی نیست، و وقتی بحران فرا می‌رسد و درآمد نفتی پایین می‌آید برای دوره‌ای محدود به دیالوگ روی می‌آوریم


 بدین گونه یک سر دموکراسی  با خواسته های شاه « طلایی »‌ می شود!

۲- قوانین شریعت 

مفاد متمم قانون اساسی، قانونگذاران و شاه را ملزم به رعایت دستورات شریعت کند و حتا شاه را ملزم می کند تا مبلغ مذهب هم باشد.
بسیاری از دستاوردهای دوره رضاشاه و نیز محمد رضا شاه با فتواهای مراجع نه تنها هماهنگ نبود، بلکه دقیقن بر خلاف آن بود. اولین نمونه ای که مخالفت علما را بر علیه رضا شاه برانگیخت، داستان جمهوریت بود که رضا شاه - به تقلید اتاتورک در ترکیه - می خواست جمهوریت اعلام کند که هم بر خلاف مفاد قانون اساسی و هم با متمم آن بود. اما او وقتی به دیدار فقها رفت، موضوع را کنار گذاشت. اعلامیه مراجع قم نسبت به جمهوریت رضا شاه:

«‌ بسم الله الرحمن الرحیم. جنابان مستطابان حجج اسلام و طبقات اعیان و تجار و اصناف و قاطبه ی ملت ایران دامت تاییداتهم. چون در تشکیل جمهوری بعضی اظهاراتی شده بود… در موقع تشرف حضرت اشرف آقای رئیس الوزرا - سردار سپه - … نقض این عنوان و الغاء اظهارات مذکوره و اعلان آن را  به تمام بلاد خواستار شدیم و اجابت فرمودند…  »‌
تشیع و مشروطیت - حائری - ص ۱۸۹ 
امضاء کنندگان - ابوالحسن موسوی اصفهانی- محمدحسین نائینی - عبدالکریم حائری .

عبدالکریم حائری بنیانگذار حوزه علمیه قم است. اصفهانی و نائینی از عراق به ایران تبعید شده بودند که با وساطت رضاشاه دو  باره به عراق بازگشتند و املاک و موقوفات زیادی را که در آنجا داشتند دو باره در اختیار بگیرند و حوزه درسی خود را برپا کردند. همان ماخذ. 

 مانند کشف حجاب اجباری، کاباره ها، عرق فروشی ها، سینماها، اصلاحات عرضی، حق رای بانوان .هر آنچه از درون حوزه علمیه بر نخواسته بود  و از جمله دانشگاه ها که جدا از مدارس علوم دینی بودند باعث مخالفت علما شد.


به این ترتیب چیزی از دموکراسی قانون اساسی باقی نمانده بود: یک سرش با خواسته های شاهانه الوده بود و یک سرش توسط روحانیت!

این دموکراسی دو سر طلا حاصل چی بود؟ 

جواب این پرسش در اینجا است : 

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2018/05/blog-post.html 

که نشان می دهد این قانون اساسی و متمم آن دستپخت اصلاح طلبان درون حاکمیت باضافه بازاریان و علما بوده است نه حاصل زحمات و از جان گذشتگی های مشروطه خواهان!

آنها که فکر می کنند اندیشه مشروطیت در همین حد بوده است، لازم است متن زیر را بخوانند تا بدانند اندیشه مشروطه طلبان واقعی بسیار گسترده تر از برپایی مشروطه ای بوده که دوسر طلا شود.

اگر متن فرمان مشروطیتی که توسط مشروطه خواهان اصلی تهیه شده بود، به امضا می رسید ، شاید امروز در چنین وضعی نبودیم. این متن تمام قدرت را به مجلس می دهد نه به شاه و نه به مذهب!:


« امروز ( پنج شنبه ۱۸ جمادی الاخر ۱۳۲۴ ) - بعضی از دانشمندان صورت دستخطی نوشتند و در سفارتخانه خواندند و گفتند باید این طور دستخط نوشته شود و به امضاء شاه برسانند… ما صورت آن را ذیلا درج می کنیم که خوانندگان تاریخ بدانند اگر وکلاء آقایان ( علمای مهاجر به قم ) نیامده بودند، مردم بهتر کار را می گذرانیدند و این صورت بهتر از آن صورتی است که صدر اعظم صادر کرد و هذا صورته : 

صورت سواد دستخطی که به امضاء نرسانیدند : 

محض دوام دولت و بقای سلطنت و قوام هیئت اجتماعیه ی ملت تاسیس مجلس شورای ملی که عبارت از مجلس تنظیمات و مرکب از وکلاء منتخبین ملت و رجال با سیاست امین دولت به حیثیتی که حاکم باشد بر جمیع دوایر دولتی و امور مملکتی و تمام ادارات لشکری و کشوری … با شمول منتخبین غصبات و ولایات بعیده در هیئت انجمن شورای ملی مقرر فرمودیم و باید شعب وزارت عدلیه به قانون جدید در جمیع ولایات حاکم نشین دائر و تاسیس و برقرار شود و در تمام بلاد و قراء ( دهات ) کلیه مطالب غامضه ی سیاسیه رجوع به انجمن شورای ملی مرکزی شود و در امورات جزیی داخلی به همان شعبات وزارت عدلیه … فیصل دهند و باید احکام مبحوث در مجلس شورای ملی … به حضور مبارک مرور و البته مجری شود »‌‌

تاریخ بیداری ایرانیان  - ص ۵۶۸

این متن به روشنی نه از تطابق  قوانین با فتواهای مجتهدین حرف زده، و نه از اختیار شاه برای امضاء یا رد آن . شاه را نیز موظف می  کند که قوانین را « مرور و البته مجری شود »  !



۱۳۹۷ مرداد ۲۷, شنبه

مبارزه مدنی برای چه؟‌ ( بخش دوم ) - ۳ -




موانع تحقق دموکراسی در قانون اساسی  مشروطیت 

۲ - مبانی مذهبی در قانون اساسی و متمم قانون اساسی مشروطیت


 ( ۱ )  اصل یازدهم: اعضاء مجلس بدواً که داخل مجلس می‌شوند باید به ترتیب ذیل قسم خورده و قسم نامه را امضاء نمایند.

صورت قسم نامه

ما اشخاصی که در ذیل امضاء کرده‌ایم خداوند را به شهادت می‌طلبیم و به قرآن قسم یاد می‌کنیم ….

در قانون اساسی مطلبی از مذهب نیست بجز قسم نامه به قرآن! اگر طرف از ادیان دیگر باشد یا اصلن به اعتقاد به ادیان رسمی باشد باید به چه چیزی قسم بخورد؟ آیا باید بدروغ به قرآن قسم بخورد؟ 

این اولین قدم برای محدودیت افراد برای حضور در مجلس است که با اصل دموکراسی در تضاد کامل قرار دارد. 


در متمم قانون اساسی 

اصل اول: مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه‌است باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد.

نکات این اصل : 

الف - اصل اول با تعیین مذهب رسمی اولین مانع تحقق دموکراسی است. زیرا کسانی که به این مذهب هستند، عملن از مزایایی بیش از دیگران برخوردارند که با اصل برابری انسان ها نمی خواند. دموکراسی از بنیاد کاری به دین و اعتقادات مردم ندارد که آن را رسمی کند. 
ب - به پیروی از مذهب رسمی، پادشاه باید با این مذهب باشد، افزون بر آن پادشاه باید :
پ - مروج این مذهب هم باشد. پادشاهی - حکمران - که مروج یک مذهب باشد، چگونه می تواند به دموکراسی گردن بگذارد؟ 


( ۲ )  - اصل دوم: مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تأیید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده‌است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی الله علیه و آله و سَلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجود هم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار هیاتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسامی بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آن‌ها را یا بیشتر به مقتضای عصر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا به حکم قرعه تعیین نموده به سمت عضویت بشناسند تا موادی که در مجلس عنوان می‌شود به دقت مذاکره و غور رسی نموده هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشنه باشد طرح و رد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیئت علماء در این باب مطاع و بتبع خواهد بود و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجة عصر عجل الله فرجه تغییرپذیر نخواهد بود.

۱ - ترتیب در اصل دوم را توجه کنید : 

الف - توجه و تایید حضرت امام عصر ….   از این دروغ بزرگتر هم ممکن بوده است؟ از کجا معلوم که چنان امامی چنین حکومتی را تایید کرده است؟ 

ب - بذل مرحمت اعلتحضرت شاهنشاه خلدالله سلطانه … 

پ - مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم … 

و در ته صف : 

ت - عامه ملت!!!

در صورتی که این ترتیب باید برعکس می بود: 
۲- 
مجلس مقدس شورای ملی…
باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی الله علیه و آله و سَلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجود هم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصری از اعصار هیاتی که کمتر از پنج نفر نباشد اصل پانزدهم: هیچ ملکی را از تصرف صاحب ملک نمی‌توان بیرون کرد مگر با مجوز شرعی و آن نیز پس از تعیین و تادیه قیمت عادله‌است.


چنین اصلی که تاییدموکد می کند قوانین باید بر اساس اسلام و نظر فقها باشد، نه تنها نمی تواند بنیادی برای دموکراسی باشد، بلکه دقیقن برای جلوگیری از رشد و برپایی دموکراسی است. یعنی همین شورای نگهبان فعلی. 


( ۳ )  اصل هیجدهم: تحصیل و تعلیم علوم و معارف و صنایع آزاد است مگر آنچه شرعاً ممنوع باشد.

این که دیگر توضیح لازم ندارد!! شرعی که بعضی رشته های تحصیلی ، علوم ، معارف و صنایع را ممنوع کند، با کجای دموکراسی می تواند همراه باشد؟


( ۴ )  اصل بیستم: عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین آزاد و ممیزی در آن‌ها ممنوع است ولی هرگاه چیزی مخالف قانون مطبوعات درآنها مشاهده شود نشردهنده یا نویسنده برطبق قانون مطبوعات مجازات می‌شود اگر نویسنده معروف و مقیم ایران باشد ناشر و طابع و موزع از تعرض مصون هستند.

بله، هر چه مضر به دین مبین باشد، ممنوع است. معلوم نیست این دینی که مروجانش ادعا می کنند همه دان است چرا بجای ممنوعیت نظرگاه های مخالفش، به جوابگویی نمی پردازد.
 کدام دموکراسی چنین ممنوعیتی را می تواند اعمال کند؟ 
علمای محترم نه تنها از طریق قانون هر نظر مخالفی را ممنوع کرده اند، در صورت لزوم از بکار بردن روش های غیر قانونی مانند قتل هم خودداری نکرده اند. اعترافات قتل افرادی مانند کسروی یک نمونه از آن در زمان مشروطیت است و کسی هم بابت آن مجازات نشد که هیچ، عاملان آن امروز با افتخار از آن سخن می گویند.اینجا:


( ۵ ) - اصل بیست و یکم: انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند در تمام مملکت آزاد است ولی مجتمعین با خود اسلحه نباید داشته باشند و ترتیباتی را که قانون در این خصوص مقرر می‌کند باید متابعت نمایند. اجتماعات در شوارع و میدان‌های عمومی هم باید تابع قوانین نظمیه باشند.

بازهم نباید مولد فتنه دینی و دنیوی باشند، یعنی این انجمن ها  حرفی برای نقد، رد و یا علیه احکام دینی و نیز دنیوی که مربوط به سلطنت است نباید بزنند!


( ۶ ) ‌ـ اصل بیست و هفتم: قوای ممکت به سه شعبه تجزیه می‌شود:

اول: قوه مقننه که مخصوص است به وضع و تهذیب قوانین و این قوه ناشی می‌شود از اعلیحضرت شاهنشاهی و مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هریک از این سه منشأ حق انشاء قانون را دارد ولی استقرار آن موقوف است به عدم مخالفت با موازین شرعیه و تصویب مجلسین و توشیح به صحه همایونی لکن وضع و تصویب قوانین راجعه به دخل و خرج مملکت از مختصات مجلس شورای ملی است. شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شورای ملی است.

دویم: قوه قضاییه و حکمیه که عبارتست از تمیز حقوق و این قوه مخصوص است به محاکم شرعیه در شرعیات و به محاکم عدلیه در عرفیات.

۱- قوانین نباید مخالف با موازین شرعیه باشد. شرعی که مسلمان را بر غیر مسلمان مسلط می کند!!
۲- در یک حکومت دموکراسی دونوع سیستم دادرسی چه معنا دارد؟ 

( ۷ )‌  اصل سی و نهم: هیچ پادشاهی برتخت سلطنت نمی‌تواند جلوس کند مگر این که قبل از تاجگذاری در مجلس شورای ملی حاضر شود با حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیئت وزراء به قرار ذیل قسم یاد نماید:

من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام‌الله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد می‌کنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم قانون اساسی مشروطیت ایران را نگهبان و برطبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم و از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ایران توفیق می‌طلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد می‌کنم.

پادشاه باید مه کلام الله مجید قسمت بخورد و مروج مذهب جعفری دوازده امامی باشد! کجایش با دموکراسی هماهنگ است؟
مذهب پادشاه می تواند بجای خودش باشد، اما چرا باید در خدمت ترویج یک مذهب خاص باشد؟ آن هم کسی چنین اختیاراتی دارد: 

  • قوانین تا به امضایش نرسد، قابل اجرا نیستند،
  • فرماندهی کل نیروی نظامی کشور را در اختیار دارد،
  • تعیین دادستانی و حاکم شرع با اوست،
  • باید مروج مذهب رسمی هم باشد!
آیا چنین شخصی می تواند رئیس یک حکومت دموکرات باشد؟

( ۸ )‌ اصل پنجاه و هشتم: هیچ‌کس نمی‌تواند به مقام وزارت برسد مگر آن که مسلمان و ایرانی الاصل و تبعه ایران باشد.

به این ترتیب هیچ متخصص عالی مقامی اگر مسلمان نباشد، در مقام وزیری نباید باشد!! که با هیچ معیاری در دموکراسی قابل توجیه نیست!

( ۹ )‌  اصل هفتاد و یکم: دیوان عدالت عظمی و محاکم عدلیه مرجع رسمی تظلمات عمومی هستند و قضاوت در امور شرعیه با عدول مجتهدین جامع‌الشرایط است.

بخشی از قضاوت هم در اختیار علمای دینی است! این یعنی  مساوات ؟


( ۱۰ )  اصل هشتاد و سیم: تعیین شخص مدعی عموم با تصویب حاکم شرع در عهده پادشاه است.

حتا پادشاه باید شخصی را دادستان کند که مورد تایید حاکم شرع باشد!! به این ترتیب آیا دادستان بی طرف هم پیدا می شود؟ 

( ۱۱ )‌ اصل الحاقی به متمم قانون اساسی

در هر موقعی که مجلس شورای ملی و مجلس سنا هریک جداگانه خواه مستقلاً خواه نظر پیشنهاد دولت لزوم تجدید نظر در یک یا چند اصل معین از قانون اساسی یا متمم آن را به اکثریت دو ثلث کلیه اعضاء خود تصویب نمایند و اعلیحضرت همایون شاهنشاهی نیز نظر مجلسین را تأیید فرمایند فرمان همایونی برای تشکیل مجلس مؤسسان و انتخابات اعضاء آن صادر می‌شود.

تصمیمات مجلس مؤسسان به اکثریت دو ثلث آراء کلیه اعضاء اتخاذ و پس از موافقت اعلیحضرت همایون شاهنشاهی معتبر و مجری خواهد بود.

این اصل شامل هیچ‌یک از اصول قانون اساسی و متمم آن که مربوط به دین مقدس اسلام و مذهب رسمی کشور که طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه می‌باشد و احکام آن یا مربوط به سلطنت مشروطه ایران است نمی‌گردد و اصول مزبور الی الابد غیرقابل تغییر است.

مجلس موسسان پس از موافقت پادشاه می تواند بعضی از مفاد قانون اساسی را تغییر دهد بجز : 

ا- قسمت مربوط به دین مقدس اسلام که تمام قوانین باید مطابق آن باشد 

۲- سلطنت که باید شیعه دوازده امامی و مروج مذهب جعفری باشد!


این دو بخش همانهایند که در طول قرن ها حاکمیت استبدادی را پا بر جا نگه داشتند. با این قانون اساسی چگونه می شد دموکراسی برپا شود؟ 

با این که جنبش مشروطه، خواهان جدایی دین از حکومت بود، چرا در قانون اساسی و متمم آن چنین گسترده به حاکمیت دین از طریق پادشاه و مجلس تاکید شده و در عمل راه برپایی دموکراسی را بسته بود؟ 

شاید جواب عده ای این باشد که آنها ایده ی دیگری از دموکراسی جز این نداشتند. پاسخ این نظر در نوشته بعدی است که چگونگی صدور فرمان مشروطیت و دست اندرکاران آن را بررسی می کند.



var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();