۱۳۹۲ تیر ۲۹, شنبه

گفتگو با محمد نوریزاد




همه ی نامه ها و یاد داشت ها در یک گفتگو.

بی هیچ  قضاوتی، بهتر است هر کسی خودش ببیند، بشنود و بسنجد:


یا:



۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

نابرابری های زن و مرد در قرآن ( حق کار- قضاوت)



12 – حق کار – کار قضاوت

کار، از دیدگاه فیزیک ، صرف انرژی است.، و از دیدگاه اقتصادی یک فعالبت قابل ارزشیابی یا قیمت گذاری است.

کارکردن،  عرف جامعه است و ربطی به جنسیت زن و مرد ندارد. در قرآن هیچ  آیه ای وجود ندارد که کار کردن زنان را نهی کرده باشد.

محدودیت کاری زنان و مردان هم ، عرف جامعه است و در این مورد هم هیچ محدودیتی برای مردان و زنان در قرآن  وجود ندارد.

اگرچه  قرآن با دیدگاهی که نسبت به زنان دارد؛

-          آنان را  مخاطب قرار نداده است
           
-          آنان کشتزار مردانند –

-          و مردان بر زنان برتری داده شده اند،  

-          با حجاب

-          ارث آنان نصف مرد است

-          محدودیت ارتباطی

-          فرمانبری کامل از شوهر

-          بی اعتمادی اجتماعی

-          تک شوهری و چند زنی

در عمل به محدودیت کاری زنان بسیار کمک کرده ، و به اکثر فقهای اسلامی  اجازه داده است تا با برداشت هایی از این محدودیت ها، بعضی از مشاغل را برای زنان ممنوع کنند مانند شغل قضاوت و  فقاهت.

بررسی قرآنی و حقوقی این شغل برای زنان را بطور مشروح می توانید در این جا بخوانید:


البته  این محدودیت فقط به علت نظر اکثر فقها بوجود نیامده، بلکه شرایط ویژه ی اجتماعی جامعه ی ارباب و رعیتی نظر گروهی ازفقها را که مخالف قضاوت زنان بودند، تقویت کرد و ممنوعیت این شغل برای زنان یک رسم  دینی – اجتماعی شد به طوری که گروهی فکر می کنند ممنوعیت قضاوت  یا فقاهت توسط زنان یک حکم قرآنی است!

لابد می دانید که در طول تاریخ ایران، قضاوت در اختیار روحانیون بوده است. در طول سده های پیش ازاسلام، مغان بودند که کار دادگری و قضاوت را انجام می دادند. در این مورد می توانید به کتاب " سیر قانون و دادگستری در ایران" – مرتضی راوندی. نشر چشمه . مراجعه کنید-

پس از حمله ی اعراب و تسلط روز افزون حاکمیت اسلامی – عربی، کم کم مقام قضاوت از مغان – روحانیون زرتشتی – به فقهای اسلامی – عربی انتقال یافت و با تسلط مذهب شیعه در ایران، قضاوت در اختیار روحانیت شیعه قرار گرفت. در این مورد می توانید مشتی از خروار را  در کتاب " سبر الیگارشی در ایران " نوشته ابوالفضل قاسمی بیابید.

اگر روزگاری این شغل در اختیار عموم روحانیون بود، و هر آیت اله ، مجتهد و نیمه مجتهدی در شهر، محله و روستای خود می توانست، بنا به تصیمیم شخصی، قضاوت هم بکند، در جمهوری اسلامی این امکان از همه شان گرفته شده و در اختیار یک فرد است؛ رهبری!

از گروهی  که؛

از یک سو با حق قضاوت،  قدرت مرگ و زندگی افراد یک جامعه را در دست دارد،
و از سوی دیگر احساسات و عقاید مذهبی مردم را در طول سده ها شکل داده است،
و اکنون قدرت مطلقه حاکمیت را هم در دست دارد،

در واقع چگونه می توان انتظار داشت، که مهمترین شغل چند هزار ساله ی تاریخی خود یعنی قضاوت را، به کسان دیگر  واگذار کند، و از آن خطرناک تر به بخشی از این " کسان دیگر " واگذار کند که از نظر روحانیت باید فقط درخدمت مردان باشند و بس.

قابل توجه است که در جمهوری اسلامی ما:

رئیس مجلس شورا- قانونگذاری - ، ظاهرن بر اساس رای نمایندگان مجلس انتخاب می شود. که در واقع منتخب دست دوم مردم بحساب می آید.

رئیس جمهور- رئیس اجرایی کشور - ، اگر چه باید  به تایید رهبر برسد، اما برای انتخابش به رای مردم نیاز است.

اما مردم هیچ نظارتی بر قوه ی قضائیه ندارند. زیرا این قوه مستقیمن زیر نظر شخص رهبر است و هیچ مقامی – نه مجلس و نه رئیس جمهور و یا نمایندگان مردم هیچ نظارتی بر این دستگاه نمی توانند داشته باشند.

بنا بر چنین سیستمی، نه تنها زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور، بلکه مردانی هم که خارج از سیستم روحانیت و بخصوص جدا ازسیستم دستگاه رهبری باشند، نه تنها در قوه قضائیه به عنوان قاضی جایی ندارند، بلکه حتا از نظارت غیر مستقیم هم محرومند.

داستان قضاوت زنان در جوامع اسلامی امروز – بویژه جمهوری اسلامی – داستان یک بام و چند هواست.

اگز قضاوت را رای دادن به درستی یا نادرستی یک شخص، یک برنامه و یک هدف بدانیم:   
                     
1 – جمهوری اسلامی از رای، قضاوت ، تمام زنان – از تحصیل کرده متخصص تا  بی سواد – در تمام انتخابات شامل: شورای شهر، مجلس، ریاست جمهوری ، مجلس خبرگان رهبری و رفراندم،
استقبال  اما آنان را از شغل قضاوت محروم می کند!

2- جمهوری اسلامی، به همه زنان اجازه می هد در مورد سرنوشت؛
-           یک شهر ( توسط شورای شهر )
-          قانون گذاری یک کشور ( توسط مجلس )
-           امور اجرایی یک کشور ( توسط ریاست جمهوری )
-          سرنوشت یک کشور ( توسط مجلس خبرگان رهبری ) و رفراندم،

 با رای خود قضاوت کنند، اما به متخصصان قضایی زن اجازه نمی دهد در مورد سرنوشت یک نفر متهم تصمیم گیری و قضاوت کنند.

3 - جمهوری اسلامی به همه ی زنان اجازه داده است تا در مورد نامزدهای انتخابات گوناگون با رای خود  اظهار نظر و قضاوت نمایند در صورتی هیچ شناخت شخصی و دقیقی از وضع نامزدها ندارند، اما به متخصصان قضایی زن اجازه نمی دهد در مورد یک متهم که پرونده ی مشخص و معلومی دارد، رای داده و قضاوت کنند.

یک بام و چند هوایی از این روشن تر؟

اگر روزی زنان بتوانند این قوه را فتح کنند و به عنوان قاضی – هر چند نمایشی – حضور یابند، بزرگترین و قوی ترین یادگار استبداد چندهزار ساله را به تاریخ سپرده اند و این یک  گام بزرگ برای رسیدن به دموکراسی اجتماعی است.

در دموکراسی که برابری همه افراد بطورقانونی تضمین می شود، شغلی  در انحصار یک گروه ویژه  قرار نمی گیرد و نیز کسی را نمی توان به علت جنسیت از شغلی محروم کرد. و این داستان های یک بام و چند هوایی وجود ندارد.


موضوع مرتبط :

سرپرستی فرزند.


۱۳۹۲ تیر ۷, جمعه

بز و گوسفند


" جمهوری اسلامی ایران،دموکراسی ترین نظام حکومتی جهان است  " 

امام جمعه ی دزفول


انتخابات 92 تو دهنی به القای تقلب در انتخابات 88 بود/

حجت الاسلام صدیقی  امام جمعه ی تهران.


1         - معرفی -  شما هم اگر مانند من دهاتی باشید و گله گوسفند را دیده باشید، در هر گله ، چند  بز هم وجود دارند که پیشگامان گله اند. یکی از تفاوت های بز با گوسفند این است که دم بز سر به آسمان دارد و محتویات زیرش بر همگان عیان است، اما دم یا دمبه گوسفند سر به پایین دارد و قسمت های ناموسی اش از دید دیگران پنهان.

2         – روزی روزگاری، بر حسب اتفاق و ضرورت، گوسفندی – بر خلاف عرف وعادت گله و بزها – پیشاپیش گله می رفت و بزان پشت سرش . گوسفند به جوی آبی رسید و از روی آن پرید. پریدن همان و رفتن دم به بالا و آشکار شدن قسمت های ناموسی که همیشه پنهان بود.

3         - بزان که آن جای گوسفند را دیدند، یکصدا فریاد زدند؛ " دیدیم، دیدیم "

4         – و گوسفند پاسخ داد ما که همیشه می بینیم، هیچی نمی گیم شما که یک بار دیدید این همه قشقرق راه می اندازید.

۱۳۹۲ خرداد ۳۰, پنجشنبه

نابرابری های زن و مرد در قرآن ( خ – حقوق خانوادگی – 3 )



3 - سرپرستی فررند.

سرپرستی فرزند، پس از جدا شدن یا در گذشت پدر یکی از جنجالی ترین  مسایل روزمره ی جوامع اسلامی و بویژه ایران است. در طول قرن ها این باور پذیرفته شده که پدر سرپرست فرزندان است و در نبود پدر، پدر بزرگ پدری و یا  عمو سرپرستی فرزندان را بر عهده دارند.

این باور تا وقتی که ساختار جامعه عشیره ای یا ارباب و رعیتی بود، مشکلی ایجاد نمی کرد و زنان نیز به این روند زندگی – بر اساس باورهای موجود – تن می دادند. اما – در ایران – با تغییر بنیادهای زیربنایی جامعه ی ارباب و رعیتی از سال 1340 *– این باور با ناباوری های روزمره روبرو شد. زیرا زنان بطور گسترده ای از نیروی  کار خانگی به نیروی کار اجتماعی بدل شدند. این روند بویژه پس از انقلاب اسلامی سرعت و گستردگی بیشتری یاقت.

با گسترش کار اجتماعی زنان و استقلال اقتصادی آنان، روند سنتی سرپرستی فرزندان مناقشه انگیز شد. این مناقشه به دو دلیل پس از انقلاب اسلامی افزایش یافت :

الف - حضور اجتماعی هر روز  گسترش یابنده ی زنان در عرصه های مختلف ؛ از دست فروشی کنار خیابان بگیرید تا رانندگی، مغازه داری، دانشگاهی، امور اداری از آبدارچی تا وزارت و وکالت، مدیریت شرکت های مختلف تولیدی و خدماتی و ...
چنین وضعیتی به زنان این امکان را می دهد که باور گذشته را کنار نهند و مدعی سرپرست فرزندان خود باشند.

ب – در برابر این تغییر وضعیت اجتماعی و در خواست سرپرستی فرزندان توسط زنان، حکومت اسلامی بر باور سنتی چندین صد ساله پای می فشرد که بر اساس دستورات دینی سرپرستی فرزند حق پدر است مگر این که پدر صلاحیت این کار را از نظر اخلاقی نداشته باشد.


دیدگاه نو بر اساس خاستگاه نو در بین زنان شاغل با دیدگاه کهنه ی چند صد ساله درگیر شد؛ اولی  بر توانایی هایش تاکید می کند و دیگری بر برآمد فرهنگی سنت های گذشته – دستورات دینی – پای می فشارد.

اما واقعن این دستورات دینی که گفته باشد پدر سرپرست فرزند است و در نبود پدر، پدر بزرگ پدری یا عمو این وظیفه را برعهدد ه دارند از کجا آمده اند؟

در قرآن، که مرجع اصلی فرمان های اجتماعی دینی است ،  فقط یک آیه در مورد فرزند است :

سوره بقره – آیه 233  
 
 وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۲۳۳﴾

و مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند [اين حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شايسته بر عهده پدر است هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود ه يچ مادرى نبايد به سبب فرزندش زيان ببيند و هيچ پدرى [نيز] نبايد به خاطر فرزندش [ضرر ببيند] و مانند همين [احكام] بر عهده وارث [نيز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضايت و صوابديد يكديگر كودك را [زودتر] از شير بازگيرند گناهى بر آن دو نيست و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد بر شما گناهى نيست به شرط آنكه چيزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته‏ايد به طور شايسته بپردازيد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست (۲۳۳)

می بینیم که سخن اصلی این آیه در مورد شیر دادن به فرزند است. این نکات در این آیه قابل توجه اند:

-          شیر دادن فرزند در درجه ی اول در اختیار مادر است نه پدر،
-          پدر مسئول خوراک و پوشاک مادر است در حد وسعش،
-          مادر نباید بخاطر شیر دادن فرزند زیان ببیند،
-          پدر بناید بخاطر تامین خوراک  و پوشاک مادر زیان ببیند،
-          گرفتن فرزند از شیر با توافق پدر و مادر باید باشد،

ملاحظه می شود قرآن  در باره ی حق سرپرستی پدر، پدر بزرگ پدری و عمو نه تنها هیچ سخنی نگفته، بلکه در مورد از شیر گرفتن فرزند- بخشی  از سرپرستی  -  زودتر از موعد، " رضایت و صوابدید " مادر و پدر را لازم شمرده است نه تصمیم پدر را.

پس حق الویت سرپرستی فرزند توسط پدر، پدر بزرگ و عمو  از کجا آمده است که دادگاه های خانواده در جمهوری اسلامی بر آن پای می فشارند و نگرانی های مادران را از آینده ی فرزندانشان افزایش می دهند؟

از نیاز جوامع  عشیره ای و ارباب  و رعیتی و نیز دیدگاه قران نسبت به زن و مرد:

1 -  در همه ی جوامع ماقبل مدرن، زن بخشی از مرد است نه عضوی مستقل در جامعه. و دیدگاه قرآن را در اولین نوشتار " نابرابری زن و مرد در قرآن " آورده شد که " زن کشتزار مرد است." اینجا:



با توجه به رسم و رسومات جوامع پیش مدرن، این دیدگاه قرآن در جامعه ی عشیره ای عربستان، امری بدیهی بود. با این دیدگاه، روشن است که محصول این کشتزار – فرزندان  - متعلق به مرد است. زمین که حقی بر محصول خود ندارذ.

2 - به این دیدگاه،  موقعیت اجتماعی زن را در جوامع پیش مدرن و نگاه قرآن  " الرجال یسلطون علی النساء " را نیز بیفزایید. اینجا:


3 -  روایات و احادیث را هم  که برای تحکیم وضعیت موجود جامعه طی چند صد سال ساخته و پرداخته شده اند را هم به دو مورد اضافه کنید.

4 -  فتواهای فقها را هم که بر حسب نیازهای همان جوامع صادر شده اند و همیشه نگاه به گذشته داشته اند نه آینده ، به سه مورد بالا بیفزایید.

5 – بی توجهی فقها را نیز به بخش آخری آیه ی فوق – توافق مادر و پدر در مورد از شیر گرفتن فرزند – هم در نظر بگیرید.

نتیجه همین می شود که هست؛ یک تنش اجتماعی بزرگ برای مادران و یک مشغله ی پر دردسر برای دادگاه های خانواده.

اگر چه  مشکلات اقتصادی فزاینده ادعاهای پدر بزرگ  و عموها را در سرپرستی نوه و برادر زاده کاهش داده، اما حق اولویت پدر در سرپرستی فرزند همچنان باقی است و دادگاه های خانواده بر آن پای می فشارند.

تلاش همه ی مادران،  زنان و حقوق دانان برای درهم شکستن این دیدگاه کهنه که سرپرستی فرزند ویژه ی پدر است و مادر حقی در این مورد ندارد، می تواند راه قانونی کردن برابری حق سرپرستی فرزند توسط مادران را هموار سازد حتا در جمهوری اسلامی!

و این برابری حقوقی یک گام دیگر و بزرگ بسوی دموکراسی اجتماعی است.

...........................................................
*
·         نابرابری های زن و مرد در قرآن ( خ – حقوق خانوادگی 1)
·          
1 - تامین مالی خانواده
          
         


نوشتار پیشین :

 نابرابری های زن و مرد در قرآن ( خ – حقوق خانوادگی2  )

2 -  اختیارات و مسئولیت زن در خانه




حالا که این نوشته مربوط  به حقوق مادر برای سرپرستی فرزند است،
یکی از دوستان وبلاگی خواسته است " ضمنا انرژیه مثبت بفرستید برای این کوچولو "








۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

به مناسبت انتخابات 1392


دو یادآوری .

1 – آنهایی که در سال 1388 اعتراض " رای من کو  ؟ " را شنیده اند اما ندیده اند، به دیدن بخشی از فیلم های آن سال دعوت می شوند. برای دیدن فیلم ها در فیس بوک خود " hafezeh tarikhi  " را جستجو کنید.


2 -  بازداشتگاه کهریز ک

از انتخابات ریاست جمهوری سال  88 تا 92

وقتی خیاط در کوزه می افتد.

از مجموع کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 دستور سرکوب معترضان و اجرای آن را بر عهده داشتند – 112 نفر از معترضین کشته شدند – فعلن قرعه بنام قاضی مرتضوی و دستیارش  علی اکبر حیدری فر خورده است تا بپای میز بازپرسی و محاکمه کشیده شوند. در آن زمان شایع کردند که به دستور رهبر انقلاب بازداشتگاه کهریزک بسته شده است:

- ۱۳۸۸/۵/۶ -  ۹:۴۱

بازداشتگاه کهریزک به دستور رهبر انقلاب تعطیل شده است 


اما در جریان این محاکمه معلوم شد که چنین خبری کاملن دروغ بوده و فقط تابلوآن از کهریزک به سروش 111 تغییر یافته است.

خبرگزاری ایسنا :

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت  ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۶

علی اکبر حیدری فر گفت: بازداشتگاه کهریزک دارای مجوزهای قانونی بوده و هم اکنون به نام سروش 111 فعال است.


کامل خبر را اینجا بخوانید:

این هم شعار انتخاباتی امسال
http://www.youtube.com/watch?v=h1Q7OklbArA

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();