۱۳۹۸ اسفند ۱۹, دوشنبه

فاجعه بی اعتمادی !



رهبری که به نظامش اعتماد ندارد!!!

فاجعه  ویروس کرونا که تا بحال جان بیش از تعداد زیادی از ایرانیان  را گرفته است را باید از شخص رهبر شروع کرد.

اطلاعات جمهوری اسلامی پیش از اسفند ماه از فاجعه کرونا با خبر بوده است. 

به همین دلیل شخص رهبر  یک هفته پیش از اسفندماه در قرنطینه بوده بگونه ای که به هیچ مداحی اجازه نزدیک شدن به وی نداده اند که مبادا ویروس کرونا گریبانش را بگیرد. 

اما همین رهبر اعلام می کند داستان کرونا را یک روز پیش از انتخابات درست کردند تا مردم در انتخابات حاضر نشوند!

این جناب رهبر،که مجبور شده است قرنطینه شود:

به دستگاه اطلاعاتی خودش اعتماد ندارد 

و:

به مردم خیال پردازی های خودش را گفته است . 

نتیجه این بی اعتمادی و دروغگویی را نه شخص رهبر که مردم ایران می پردازند.

چگونه مردم می توانند به نظامی اعتماد کنند که : 

رهبرش - سیاست گذارش - به این نظام بی اعتماد است!

 و :

رهبرش - سیاست گذارش - به مردمش دروغ می گوید!! 

نتیجه این می شود که شایعات قدرتمند تر از درخواست های مسئولان حکومتی عمل می کنند:

یکی می گوید بازداشتی های آبان ماه را اعدام می کنند و بنام  کرونا دفن می کنند.

یکی می گوید به این بهانه می خواهند نوروز را لغو کنند 

یکی می گوید می خواهند داستان ساقط کردن هواپیمای مسافربری را از یاد ببرند 
یکی می گوید می خواهند داستان آبان ماه را از یاد ببرند..
یکی  می گوید دارند یک غلطی می کنند که مردم را می خواهند خانه نشین کنند

به همین علت ها  بیشتر مردم به توصیه های بهداشتی و عدم ارتباط با دیگران توجه نمی کنند، به مهمانی می روند، به سفر می روند و با خود ویروس کرونا را به سراسر کشور گسترش می دهند. 

آگر جمهوری اسلامی می توانست همان اعتماد ۹۸٪ را حفظ کند، آیا مردم به این همه بلایا دچار می شدند؟

ابلهانه  است فکر کنیم دست اندرکاران جمهوری اسلامی عمدا آن اعتماد ۹۸٪ را از بین بردند، این ویژگی نظام های غیر انسانی است که به چنین بی اعتمادی دچار می شوند و مردم را به بلاهای گوناگون می اندازند. 

بلای بعدی چیست؟ فاجعه اقتصادی و مرگ و میر از گرسنگی! که حاصل تعطیل شدن بیشتر فعالیت های اقتصادی است !

این هشدار آقای دکتر محمد علی موحد استاد پیشین دانشکده حقوق را جدی بگیریم :


ونیز این هشدار این حاجیه خانم قمی را گرچه با طنز سخن می گوید: 


نباید به امید حکومت نشست که چاره ای یابد، دست به زانوان خودمان بگیریم و نانمان را قسمت کنیم تا  مرگ از گرسنگی  - پس از کشتار توسط کرونا حاصل بی اعتمادی  - را به حداقل برسانیم. 

۱۳۹۸ اسفند ۱۸, یکشنبه

لیبرالیسم!


لیبرالیسم چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ 

رابطه لیبرالیسم و نئولیبرالیسم چیست ؟

آیا هر حکومت بی قانون نئولیبرالیسم است ؟

پاسخ این پرسش های مهم در بزنگاه تاریخی ما را از دکتر عطا هودشتیان بشنوید؛

https://t.me/gozaresh1395/6663

۱۳۹۸ اسفند ۱۴, چهارشنبه

زنده باد امپریالیسم! ( ۲ )


مبارزه بر علیه امپریالیسم!

هجوم امپریالیسم به سرزمین های دیگر، خواه ناخواه مخالفت ها و مقاومت هایی را در برابرش بوجود آورد.

این مخالفت ها بیشتر شکل نظامی داشت وجنگ های رهایی بخش را بوجود آورد.

شاید یکی از اولین ها این جنگ های ضد استعماری، جنگ های داخلی استقلال امریکا از انگلیس بود در قرن ۱۸ که استقلال امریکا را در سال ۱۷۷۶ در پی داشت. 

البته در آن زمان هنوز مقوله امپریالیسم برای سرمایه داری بکار نرفته بود، اما جنبش سپس جنگ استقلال امریکا از انگلیس در واقع جنگ رهایی بخش یک کشور تازه تاسیس بود در برابر یک کشور قدیمی که در جهت رشد سرمایه داری اش به جهانگشایی پرداخته بود.

بیشتر مخالفت ها و مقاومت ها با نفوذ کشورهای عمده سرمایه داری در قرن بیستم شکل گرفت بویژه از زمانی که لنین نظریه سوسیالیستی را برای رهایی یک کشور عقب مانده مانند روسیه بکار گرفت. 

چگونه ؟ او معتقد شد که بر خلاف نظر مارکس مبارزه طبقاتی کارگران در کشورهای سرمایه داری بجایی نمی رسد ، مگر این که :

۱ - سرزمین های تحت نفوذ امپریالیسم به استقلال برسند تا منبع اصلی تغذیه سرمایه داری از بین برود. 

۲- می شود در سرزمینی که حکومتش رو به زوال است، و هنوز امپریالیسم آنجا را زیر سلطه خود نکشیده، ابتدا یک حکومت سوسیالیستی ایجاد کرد و آن را مرکزی کرد برای مبارزه با امپریالیسم.
وی با این اندیشه، توانست با شاخه ای از حزب سوسیال دموکرات روسیه، بنام حزب بلشویک قدرت حکومتی را تصرف و اولین حکومت سوسیالیستی جهان را پایه گذاری کند. 

جهان دو قطبی !

از آن زمان جهان به دو بخش تقسیم شد: 

جهان سرمایه داری ( امپریالیستی )  و جهان سوسیالیستی!

جهان امپریالیستی شامل کشورهای سرمایه داری مادر مانند اروپای غربی، امریکا و حکومت های هم پیما نشان در کشورهای عقب مانده بودند!

جهان سوسیالیستی به مرکزیت اتحاد جماهیر شوروی بود باضافه هر کشوری و هر حزبی در جهان که علیه نفوذ سرمایه داری غرب در کشورشان مخالفت می کرد!

و این شد یک رسم سیاسی در بین همه جوامع: 

یا همدست امپریالیسم است اگر همدست شوروی نبود!!

 یا 

همدست شوروی است اگر همدست امپریالیسم نبود!!

و در کشور ما هم چنین شد!!

حکومت های محلی هر کشور هم ازاین قاعده پیروی می کردند: 

یا موافق حکومت است یا مخالف! و مخالف باید سرکوب می شد بهر شکل ممکن!

اگر حکومت موافق با غرب بود، مخالف به عنوان کمونیست و یا همدم کمونیست سرکوب می شد. همان کاری که در مورد دکترمصدق در سال ۱۳۳۲ روی داد. 

اگر موافق با شرق بود، مخالفان و منتقدان به عنوان دست نشاندگان امپریالیسم سرکوب می شدند!همان کاری که پس از لنین در کشور شوراها انجام شد!

در این بین روحانیت در همه جا علیه تمایلات سوسیالیستی بود و در این مورد همدم و همرای امپریالیسم!

وای به جنبشی که مستقل از این سه بود مانند سیاست موازنه منفی مصدق که روحانیت هم مخالفش بود. 

این وضعیت تا زمانی که کشوری بنام اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت، ادامه یافت.

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();