۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

موقعیت زنان در قرآن و دموکراسی ( الف - 3 )



بر اساس دیدگاه قرآن که زنان کشتزار مردانند، به بخش موقعیت مردان و زنان می رسیم.

الف – موقعیت زنان در قرآن

 گویاترین و روشن ترین بیان قران برای تعیین موقعیت زنان  این آیه است:
  
سوره: 4  نساء ,آیه: 34

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا ﴿۳۴

مردان سرپرست زنانند به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‏كنند پس زنان درستكار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‏كنند و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد [نخست] پندشان دهيد و [بعد] در خوابگاه‏ها از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد] آنان را ترك كنيد پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش] مجوييد كه خدا والاى بزرگ است (۳۴) تصحيح ترجمهinfo


دلایلی که در این آیه آمده تا برتری مردان را بر زنان ثابت کند، عبارتند از:

الف – خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده ،
ب – به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند،

به این دو دلیل زنان باید:

فرمانبردار مردان باشند،
اسرار شوهرانشان را حفظ کنند،

و اگر چنین نبودند :

- نخست پندشان دهید،
- بعد از خوابگاهشان دوری کنید،
- و آخر سر هم ایشان رابزنید.

اگر اطاعت کردند راهی برای سرزنش مجویید.

آیا دلایلی که قرآن مطرح کرده است، امروز هم درست است؟ 

 سخن این گفتار برای علمای عظام نیست. آنان کاری به کار دگرگونی های دنیا ندارند، زیرا نانشان در روغن 1400 سال پیش چرب می شود. روی سخن با کسانی است که خود را نواندیشان دینی معرفی می کنند و می خواهند با بیانی نو همان مفاهیم 1400 پیش را همچنان تبلیغ کنند. اینان توجه ندارند که این موقعیت برتری مردان بر زنان مربوط به آن زمان بوده و تا یکصد سال پیش هم ادامه داشته است. اما امروز نه زنان خود را کشتزار مردان می دانند و نه برتری آنان را می پذیرند. کافی است نگاهی به دور و برمان داشته باشیم تا ببینیم که زنان پرهمتی وجود دارند. کافیست که فقط به آمار دانشجویان دانشگاهها توجه کنند.

اگر نواندیشان دینی می پذیرند که امروز چنین دیدگاهی نمی تواند کاربرد داشته باشد و زمانش گذشته است،

اگر نواندیشان دینی می پذیرند که امروز زنان کشتزار مردان نیستند،

پس از چه  رو به استواری و ماندگاری آیات قران ایمان دارند؟

البته اینان می کوشند با تعابیر عجیب و غریب و بکارگیری بعضی مقوله ها بجای بعضی دیگر، روشنی بیان قرآن را در بسیاری از موارد از بین برده و تعبیرات عجیب و غریب از خودشان در می آورند. چون فکر می کنند قرآن کتاب ابدی است و حرفش باید با تعابیر تازه ،سخن آخر برای همیشه باشد!.

فکر نمی کنند که قرآن برای مردم عربی بوده است که در 1400 سال پیش زندگی بدوی ای داشته اند نه حتا عرب امروز. برای این سخن از خود قرآن کمک می گیریم ؛ این آیه:

5 - سوره: 9 توبه, آیه: 97

لأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۹۷

باديه‏ نشينان عرب در كفر و نفاق [از ديگران] سخت‏تر و به اينكه حدود آنچه را كه خدا بر فرستاده‏اش نازل كرده ندانند سزاوارترند و خدا داناى حكيم است (۹۷)

از آیه روشن تر نیست که بگوید آنچه آمده، بیشتر برای بادیه نشینان عرب است تا دیگران. 

این آیه از سوره توبه است که دقیقن راجع به مردم عربستان آن روز، ماه های حرام، توسل به کعبه، کشتار کافران بعد از ماه های حرام و دیگر مسایل مربوط به آن زمان است. 

با همه ی این احوال روشنفکران مذهبی به تعابیر عجیبی دست می زنند که نمونه اش در ترجمه آیه فوق آمده است. اگر به آیه دقت کنید دو واژه با رنگ زرد مشخص شده اند:  " اضربوهن " به " ترک کردن " ترجمه شده است. در صورتی که معنی عمومی آن "  کتک زدن " است. 

ببینیم مترجم برای این نوع ترجمه کردنش چه دلیلی آورده است: 

" تصحیح ترجمه " 

در بسياري از ترجمه هاي قرآن، لغت ضربوهن در اين آيه به صورت همسران خود را کتک بزنيد ترجمه شده است. اين لغت علاوه بر ابن به معني ترک کردن و رفتن نيز مي باشد.
مثلا در چند جاي قرآن ضربوا في الارض به معني به سفر رفتن يا بيرون شدن آمده است. بحثهاي بسياري در مورد ترجمه اين آيه بين عرب زبانها و غيره مطرح شده است و هنوز ادامه دارد.
در اينجا با توجه به اين موضوع و همچنين با در نظر گرفتن آيه قبل و بعد از اين آيه، ترجمه اصلي به صورت اصلاح شده آورده شده است. در آيه بعد آمده که اگر از جدايي بين خود بيم داريد بين خود داور تعيين کنيد. اين در صورتي که هدف کتک زدن زن باشد منطقي به نظر نمي رسد. بلکه با ترجمه خارج شدن و ترک کردن تطابق دارد.
.

دراینجا توضیح وتفسیرمترجم از اینکه چرا " اضربوهن " را به " ترک کردن " ترجمه کرده ونه  " کتک زدن " تمام میشود.
اماتوجه کنید که:

1 – " اضربوهن "  فقط درهمین آیه آمده است، نه درچند جای قرآن ‍!

2 – اماواژه ی " ضربو "  در پنج آیه آمده، که چهارتای آن به معنی مثال زدن یا مثال " آوردن " است،مانند:

سوره الفرقان – آیه 9

انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ﴿۹

بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند در نتيجه نمى‏توانند راهى بيابند (۹)
 
درهمین چند خط بالا آقای فولادوند نوشته که : 

 "مثلا در چند جاي قرآن ضربوا في الارض به معني به سفر رفتن يا بيرون شدن آمده است. " 

 برخلاف نوشته مزبور فقط دریک آیه چنین منظوری بکار رفته است، نه درچند آیه! 

سوره آل عمران – آیه 156

یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۱۵۶

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همچون كسانى نباشيد كه كفر ورزيدند و به برادرانشان هنگامى كه به سفر رفته [و در سفر مردند] و يا جهادگر شدند [و كشته شدند] گفتند اگر نزد ما [مانده] بودند نمى‏مردند و كشته نمى‏شدند [شما چنين سخنانى مگوييد] تا خدا آن را در دلهايشان حسرتى قرار دهد و خدا[ست كه] زنده مى‏كند و مى‏ميراند و خدا[ست كه] به آنچه مى‏كنيد بيناست (۱۵۶)

آیا سفرکردن و مردن در سفر یا جهاد کردن و کشته شدن با مقوله ی " دوری کردن یا ترک کردن " یکی است ؟ گویا واژه ای برای " دوری کرد " یا " ترک کردن " در زبان عرب در آن زمان وجود نداشته است که قرآن از واژه ای گنگ استفاده کرده است !!!

این را می گویند تفسیرشرمندگی. بجای این همه صغرا کبرا چیدن، بگویید رسم در آنزمان چنین بوده وقرآن هم " واضربوهن " را آخرین وسیله برای تنبیه زنان قرار داده، نه اولین راه.  

البته نه آقای فولادوند و نه دیگر روشنفکران مذهبی قصدشان تحریف مطلب نبوده ، اما چون اعتقاد دارند که حرف قرآن ابدالدهر درست و قابل اجرا است ،  خود را مجبور می بینند بهر ترتیب شده ، سر و ته قضیه را بهم بیاورند تا هم حرف قرآن ابدی بنمن اید
وهم باشرایط زمانه خیلی درگیر نشود.

با شرمندگی از بدرازا کشیدن این نوشته، " ب - موقعیت زنان در دموکراسی " در نوشته ی بعدی می آید. 
--------------------------------------------

نوشته های مرتبط :

قرآن، زن و دموکراسی (2 )



قرآن، زن و دموکراسی  ( 1 )




۱۳۹۱ مهر ۲۷, پنجشنبه

دموکراسی، آستانه ی تحمل و جنگ ( 2 )





گفتگو با خانم الهه بقراط

آگر آزادی بیان نباشد، اولین قربانی خود شما – مسلمانان بویژه هموطنانم  – هستید، خود شمایی هستید که در کنار بقایای مرکز تجارت جهانی مسجدی بسازید و آقای اوباما از آن حمایت کرده است. یادر خود آلمان می توانید مسجد بسازید، راهپیمایی کنید وبه دولتش توهین کنید. بنابراین بهتر است استانه تحملمان را بالا ببریم.

خانم کلینتون گفته است این فیلم مشمئز کننده وبی شرمانه است. از ایشان پرسیده شد پس چرا اجازه ی انتشار این فیلم را داده اید. ایشان گفته است به دلیل این که قانون اساسی امریکا تاکید دارد بر آزادی بیان.

پرسش : شما برای آزادی های فردی و اجتماعی چه مرزی تعیین می کنید؟

پاسخ : تاریخ دموکراسی نشان داده این مرزها هر روز گسترده تر میشود. در مورد این فیلم یا کاریکاتور ها بر اساس دموکراسی های کشورهای غربی نمی توانند از این ها جلوگیری کنند. فقط بطور شخصی می توانند بگویند من تایید نمی کنم، تماشا نمی کنم، بد بود...
آزادی بیان تا جایی که خلاف قانون دموکراسی نباشد، مرزهایی که خود قانون دموکراتیک تعیین کرده ، طرف باید بتواند حرف را بزند.

آلان بحث این است که یک گروه راست می خواهد این فیلم را در یک سینمای عمومی به نمایش بگذارد. این ها می گویند اگر جلواین گروه گرفته شود، پا روی قوانین خودمان گذاشته ایم.

این نمی شود که هر بار شما بریزید یک عده ای را بکشید،  حتا در کشورهای آزاد هم مانند جمهوری اسلامی شما را سرکوب کنند چون اگر فرضا این حرف را بزنید یا آن عکس را تهیه کنید یا فلان فیلم را بسازید. این فشاری است که افراطیون در کشورهای آزاد ایجاد می کنند. 

سیاست مسئله ی جدا گانه است. وقتی اهمیت حجاب برای جمهوری اسلامی آن قدر است که روی سر ملکه الیزابت روسری می گذارد و تن خانم ....( اسم نامفهوم بود متاسفانه چیزی شبیه " شان ")  روپوش می کند، اینان برای پیشبرد سیاست هاشان به این کارها تن می دهند، اما برای افراد آزاد در این کشورها چنین کارهایی را نمی توانند تحمیل کنند. گروه های افراطی و اسلامی چنین فشارهایی را برای جوامع آزاد ایجاد می کنند تا جلو آزادی افکار و سلیقه ها را بگیرد  . اگر این جوامع به این فشارها تن بدهند، در واقع افراطی گری اسلامی موفق شده است.

س  -  اگر در امریکا یا در آلمان فیلمی ساخته شود که آقای اوباما با پسربچه ها یا دختر بچه ها همخوابگی می کند یا خانم مرکل در آلمان، آیا اجازه انتشار چنین فیلمی داده می شود؟

پاسخ : این تهمتی است که یک فرد یا یک گروه به شخص زنده و حاضر وارد می کند. این با آزادی بیان متفاوت است. سازنده ی
تهیه کنند می تواند این کار را بکند. و اینان هم  می توانند با مراجعه به مراجع قانونی موضوع را پی گیری کنند. این ربطی به
ازادی بیان ندارد. در مورد مسایل تاریخی قضیه فرق می کند. نمونه ی دیگر این مسایل تاریخی ، در دهه هشتاد  فیلمی ساخته می
شود توسط  Martin Charles Scorses   که زندگی عیسی مسیح را در دو روایت نشان می دهد.

یکی پیامبری که رنج را تحمل می کند ودیگری یک فرد معمولی که در روسپی خانه با مریم نشان می دهد. در آن موقع وایتکان
نمایش این فیلم را ممنوع کرد و خیلی سرو صدا ایجاد کرد. اما به مرور زمان با توجه به رشد آزادی بیان حساسیت واتیکان از بین
رفته است و حتا بارها از تلویزیون نشان داده شده. البته همان موقع هم که وایتکان این حرف را زد، هیچ مسیحی ای بیرون نریخت تا کسی را بکشد. 

منظورم این است که حد تحمل باید بالا رود. فیلم های شوخی و هجو در مورد عیسی، مریم و موسی تا بحال ساخته شده و کسی هم
اعتراضی نکرده است و معتقدین یاد گرفته اند، آزادی بیان را تحمل کنند.

حد تحمل را با یک نمونه توضیح می دهم: وقتی من در یک کلاس درس می خواندم. درسی داشتیم راجع به بردباری. یکی از کتاب
هایی که باید خوانده میشد، کتاب " آیه های شیطانی " بود. استادم از من پرسید این کتاب ناراحتت کرد؟ گفتم نه، چون حساسیتی نسبت به مسائل دینی ندارم. استادم گفت خب این تحمل نیست. تو اعتقادی به دین نداری.

از یک جوان افریقایی مسیحی پرسید و او گفت من به کتاب مسیح اعتقاد دارم اما این موضوع ها را هم تحمل می کنم.

بردباری وقتی است که من نسبت به مخالفین نظرات خودمان، با بردباری بر خورد کنم .



حیرانی  - اضافه کنم که در مقابله با این فیلم، مسلمانان انگلیس 110 هزار قرآن را بین مردم نامسلمان توزیع کردند بجای این که بریزند و بعضی از جاها را تخریب کنند یا کسی را اذیت کنند.

حیرانی – اخیرا وزیر خارجه ی آلمان ورود آقای تری جونز کشیش – او مانند آقای مصباح یزدی است در مسیحیت – به آلمان ممنوع کرده است و گفته است که نفرت پراکنی در آلمان جایی ندارد. اینجا آلمان یک محدودیتی را برای یک نفر ایجاد کرده است که با دموکراسی سازگار نیست.

نظر شما چیست؟

همانطور که گفتم ادم ها باید آزاد باشند تا نظراتشان را مطرح کنم. تا وقتی این اندیشه ها در چارچوب قوانین دموکراتیک فعالیت می  کنند نباید از اینان جلوگیری کنند. آلمان دوست ندارد که خودش را گرفتار بنیادگرایی مسیحی یا اسلامی یا نازیسم کند. من به عنوان یک روزنامه نگار آرمانی تر با آزادی برخورد می کنم تا سیاستمداران که باید آزادی را عمل کنند.

فکرنکنید که همه ی آلمانی ها دموکرات هستند. اینجا هم عوام خودش را دارد و خیلی اتفاقات ممکن است روی بدهد.

حیرانی – ظاهرن دیکتاتور ها اولین قدم ها را با ظاهری مشروع بر می دارند.

حیرانی – برویم سراغ ایران . وزیر خارجه کانادا گفته به ایران سفر نکنید. بزرگترین مانور نظامی غرب در خاور میانه، بزرگترین مانور دفاعی موشکی جمهوری اسلامی در خلیج فارس . فضای ترسناکی ایجاد شده.

 نظر شما چیست؟

جواب – جای ترس هم دارد. فضای تشنج مورد علاقه افراطیون و جنگ افروزان است؛ کسانی که  سلطه شان با نیروی سرکوب
 اعمال می کنند. درمورد جنگ تا وقتی نظامی مانند جمهوری اسلامی دریک کشور وجود دارد، خطر جنگ وجود دارد. و تفاوتش این است که ممکن است به دلایل مختلف این خطر کم رنگ تر شود ولی از بین نمی رود.

در هفته های اخیر موضوع گیری هایی که میشه ؛ از جانب اسرائیل و جمهوری اسلامی و بویژه دخالت در سوریه ، ودیگر مسایل را که کنار هم بگذاریم ، صحنه نگران کننده ای را ایجاد کرده است.

تاکید من به نیروهای اپوزیسیون خارج کشور است که پیش از آن که اتفاقی بیفتد، کاری بکنید. بعدن دیگ ر بی فایده خواهد بود.
زیرا کسانی که این جنگ را راه انداخته اند و اسلحه در اختیار طرفین گذاشته اند، همان ها هم آینده ی ایران را تعیین خواهند کرد و
به دنبال من و شما نخواهند آمد.

پرسش – تا چه حد اسرائیل می تواند جهان را – امریکا و اروپا – با خود همراه کند؟  همه اسرائیل را به خویشتنداری دعوت می کنند و در عین حال خودشان را آماده می کنند برای یک جنگ؛ سی کشور جهان در مانور امریکا در خلیج فارس برای مین روبی شرکت کرده اند. پس همه دارند خودشان را آماده کنند. کدام جناح نظرش را پیش می برد؟

من نمی دانم . اما اگر جمهوری اسلامی به همین ترتیب عمل کند، جامعه ی غرب و اسرائیل واکنش نشان خواهد داد. همانطور که
گفتید همه خودشان را دارند آماده می کنند. من فکر می کنم که جنگ  و جمهوری اسلامی هر دو مسئله هستند و نه راه حل:

همان که جنگ را راه می اندازد، حکومت مورد نظر خودش را هم روی کار می آورد. که برای ایران آینده ای مثبت نخواهد داشت.


از آن طرف گروهی که ادعا می کنند در صورت حمله به ایران ما در دفاع از میهن به جمهوری اسلامی خواهیم پیوست. باید گفت


شما نمی توانید علیه یک جنگ  به یکی از طرفین اصلی جنگ بپیوندید. این تناقض قابل توجیه نیست..

امیدوار باشیم که جنگی رخ ندهد. هنوز بعد از ده ها سال، در بعضی مناطق آلمان بمب های جنگ جهانی دوم منفجر می شود- همین امروز این اتفاث افتاد-. جنگ در ایران بسیار نابود کنند ه است. بخصوص که جمهوری اسلامی تاسیسات اتمی اش را در مناطق پرجمعیت و در تمام ایران بنا کرده است. وپیامدهای این جنگ قابل پیش بینی نیست.

هر انسانی ، هر ایرانی که خونش بریزد، هر خانه ای که تخریب شود، مال ایرانی هاست. بچه دلیل کسانی باید خواستار چنین فاجعه ای باشند؟ ولی متاسفانه دست من و شما نیست.

پرسش – آقای خاتمی گفته است انتخابات مال شما، ریاست جمهوری ما شما، فضا را باز کنید. عده ای از نویسندگان که آقای نوری زاد هم یکی از آنها است به رهبری نوشته اند: ما التماس می کنیم که کشور را بسوی جنگ و ویرانی  نبرید. کشور مال شما، همه چیز مال شما. ظاهرن جمهوری اسلامی با همه ی مشکلاتش انگار طالب جنگی باشد.. چرا جمهوری اسلامی از این جنگ استقبال می کند درحالی که نیروهایش توان برابری ندارذ.

ج – ایده ئولژی توهم زا است. اگر رژیم هیتلر می دانست که 5 سال بعد شکست می خورد، حتمن از حمله به لهستان خودداری می
کرد. اما بدلیل ایده ئولژی توهمات خود، نمی توانند پیش بینی کنند و آینده نگر باشند. حالا هیتلر و استالین که ایده ئولژی زمینی
دارند.


اما کسانی که واقعن فکر می کنند که رسالت آنان پیشبرد اسلام است – بجز دکانداران دین – وآنقدر دچار توهم هستند که آقای
خامنه ای را رهبر مسلمانان جهان می دانند - در صورتی که شیعیان بخش کوجکی از مسلمانان را تشکیل می دهند- اینها را به سوی جنگ می کشاند.

ما نباید فکر کنیم سیاستمداران همیشه درست فکر می کنند؛ بخصوص دیکتاتورها. گاهی آنها کارهای کاملن نابخردانه می کنند. بهرحال خودشان که از بین می روند  اما اثرات این کارهاشان دامنگیر مردم برای سالهای زیادی می شود. به همین دلیل من همیشه برنقش روشنفکران و مخالفان تاکید می کنم.

در مورد این نامه ها باید گفت تا بحال صدها نامه نوشته شده اما بی تاثیر بوده است. در مورد آقای خاتمی باید گفت ایشان کاری نمی توانند بکنند و نمی توان ایشان را جدی گرفت.

در داخل ایران هیچ امکان گردآمدن اینان وجود ندارد. به همین دلیل رویم همیشه بسوی اپوزیسیون خارج کشور است. اگر اینان
واقعن می خواهند جلو این فاجعه را بگیرند، باید کاری کنند. اگر کاری نشود ما مانند لیبی  مصر و ... خواهیم شد که بخشی از آن
مربوط به جمهوری اسلامی است و بخشی هم از ما است که جلو این کارها را نگرفته ایم.




                                 


وبلاگ  - این هم یک نمونه شوخی با معجزه ی  مسیح



var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();