۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه

دموکراسی، آستانه تحمل و جنگ ( 1 )


 در پست پیشین گفتگوی تلویزیون ایرانیان برلن با خانم الهه بقراط گذاشته شده. چون عده ای نتوانستند فیلم این گفتگو را باز کنند و گوش کنند، این گفتگو بصور متن زیر در آمد و البته که شیرینی و جذابیت اصل گفتگو را ندارد. به هر صورت خواندن این گفتگو می تواند برای ما آموزنده باشد؛ هم دریافت نظرات روشنفکران ایرانی خارج کشور، و هم مقایسه این نظرات با آنچه در جامعه وجود دارد.

تاکید با حروف درشت تر از این وبلاگ است.

آقای فرهاد حیرانی این گفتگو را انجام داده است.

قسمت اول

در خدمت خانم الهه بقراط هستم .

برای شروع برنامه داستانی را می گویم:

شخصی در بنگاه معاملات خودنشسته بود. اتفاقن بفکر ساختن یک فیلم می افتاد. اتفاقن دوستانش 5 میلیون دلار در اختیارش می گذارند.ایشان در مدت 5 روز یک فیلم می سازد و اقدام به انتشار در یوتیوپ می کند بصورت مجانی. اتفاقن در سالگرد 11 سپتامبر پخش می شود. طبق معمول در کشورهای اسلامی شلوغ می شود.اتفاقن  عده ای در لیبی از دیوار سفارت بالا می روند و با خودشان نارنجک داشته اند. اتفاقن عده ای از آنها سفیر امریکا را در خیابان با راکت می کشند. و

پرسش - خانم بقراط این وقایع اتفاقی بوده است یا برنامه ی خاصی  بوده است؟

ج – قطعن با برنامه بود برای 11 سپتامبر . بر اساس خبرگزاری ها و نشریات از جمله نشریات المانی، این فیلم نه ارزش هنری دارد و نه ارزش تاریخی. گذشته از این که چه مضمونی داشته ، با شناختی که اینان از توده عوام کشورهای اسلامی داشته اند، به عمد این کار را کرده اند و توانسته اند غوغایی ایجاد کنند، گذشته از خونریزی هایی که شده، تصویرهای زشتی که مانند همیشه از توده مسلمانان توسط خود مسلمانان نشان داده شده است. اینها اعتراض کرده اند که چرا ما و یا پیامبر ما را چنین نشان می دهید، اما خودشان رفتاری نشان می دهند که قابل تایید نمی تواند باشد و هیچ توجیهی برای این که ما این گونه نیستیم ، نمی تواند باشد.

توجه کنید که این خبرها از روز 11 سپتامبر منتشر شد، موضوع قطعنامه تازه شورای امنیت را علیه جمهوری اسلامی و نیز وقایع سوریه را تحت تاثیر قرار داد و باعث شد که نیروی عظیم نظامی توسط غرب در اطراف لیبی، یمین و در اطراف کشورهای مسلمان نشان مستقر شود.

حیرانی – من سه احتمال را در نظر می گیرم :

1 – اسرائیل تاکید دارد که آقای اوباما را وادار به تصمیم گیری بیشتر علیه جمهوری اسلامی کند و از طرفی بر انتخابات ریاست جمهوری امریکا و برندگی جمهوری خواهان تاثیر بگزارد.
2 – می تواند از طرف القاعده باشد برای سالگرد 11 سپتامبر انجام داده باشد.
3 – می تواند از طرف جمهوری اسلامی باشد تا فضا را از خبرهای اتمی ایران و سوریه دور کند.


نظر شما چیست؟

ج – همه ی اینها می تواند باشد. سیاست های افراطی به هم نزدیک می شوند و همدیگر را تقویت می کنند. سیاست های افراطی باعث تحریک افراطیون مقابل می شود و به همین دلیل اینها همدیگر را تقویت می کنند.

حتمن بخشی از این جریان به انتخابات ریاست جمهوری امریکا مربوط می شود. زیرا انتخاب باراک اوباما که از نژادی دیگر بود واقعه ی مهمی در امریکا بود. اما نه مسلمانان افراطی و نه یهودیان افراطی و نه حزب جمهوری با وی موافق نیستندو حتا در  درون حزب دموکرات مخالفان زیادی دارد.

کسانی که فکر می کنند با پیروزی دموکرات ها، جنگ ها کاهش می یابد، اشتباه می کنند زیرا بزرگترین حملات خارجی امریکا در زمانی شروع شده که دموکرات ها روی کار بوده اند مانند حمله به ویتنام، حمله خلیج خوکها در دهه 60 و یا اولین حمله به عراق در سال 98 .- پرواز هواپیماهای امریکا روی بغداد.

سیاست های کلان امریکا ربط زیادی به حزب حاکم ندارد. آنها بر اساس منافع خودشان عمل می کنند.

حیرانی –

روزنامه دیلی تلگراف اشاره ای  داشت که  مسلمانان و غرب گوشی برای شنیدن حرف های هم ندارند. چگونه می توان به این رسید که مسلمانان بپذیرند آزادی در غرب را و غرب هم بپذیرد که با احساسات و اعتقادات مردم بازی نکند.

 چه  راهکاری به  نظرتان می رسد. با توجه به این که گروه هایی هستند که از این عواطف سوء استفاده می کنند و از آن طرف هم گروه هایی هستند که از این آزادی سوء استفاده می کنند.

ج – در مورد مسلمان ها باید با کار فرهنگی و آموزش حد بردباری را بالا برد. من اعتقاد ندارم که همه مسلمان این چنین هستند.ما می ببینیم که در مورد سلمان رشد و دیگر مسائل خیلی از مسلمانان چنین اقداماتی را تایید نمی کنند. ممکن است علیه این فیلم باشند، ممکن است احساساتشان هم جریحه دار شده باشد، اما از این کارها نکرده اند. اینها در واقع از عوام سوء استفاد ه می کنند.  
این واکنش های سازمان یافته است همانطور که شما گفتید اتفاقن ... اتفاقن.

در مورد غرب تجربه نشان داده است که بخشی از منافع افراطیون باعث می شود که از صلح و صفا در دنیا خبری نباشد. اگر چنین باشد باید در کارخانه های اسلحه سازی شان را ببندند.

منافعی است که حتا به ذهن توده ی عوام نمی رسد که چگونه مورد سوء استفاده قرار می گیرند. در این جریان ها مسلمانان با این احساسات عوامانه بیشتر علیه مسلمانان عمل می کنند. وقتی لیبیایی ها بخاطر اعتقادشان جایی را تخریب می کنند، در واقع به ضرر خودشان  عمل می کنند؛ لیبی را تخریب می کنند.

این سطح فرهنگ بالا نخواهد رفت مگر بوسیله ی حکومت های دموکرات و ملی – در حد خودشان – تا بتوانند ثروتی که  کشورهای عربی و مسلمان نشین بوفور دارند، در خدمت بالا بردن فرهنگ بکارگیرند. در غیر این  صورت  همینطور مورد سوء استفاده قرار خواهند گرفت و خودشان به خودشان بیشتر ضربه خواهند زد.


حیرانی – جمهوری اسلامی و روحانیون بین مردم تبلیغ می کنند که اگر ما برویم، هرکسی که بعد از ما بیاید، دینتان را بباد خواهد داد.

چگونه اپوزیسیون می تواند به مردم توضیح دهد که کسی کاری به مذهب مردم ندارد. مسئله این است که مذهب و سیاست – حکومت – از هم جدا است.

ج – من فکر می کنم که بسیاری از مردم ایران – غیر از اعرابند-  و به همین نتیجه رسیده اند. کسی که به دین و ایمان مردم بیشترین صدمه را زده، جمهوری اسلامی بوده است. البته این نتیجه ی 33 سال فشار، تخریب و کشتار بوده است و بهای سنگینی است که مردم پرداخته اند.

البته این آگاهی سازمان یافته نیست و هنوزمسیر درستی – مشخصی -  نیافته است. به همین جهت فشار از یک سو، ممکن است مردم را در جهت افراط گرایی مخالف براند. مثلن در جهت ناسیونالیستی  افراطی قرار بگیرند یا ایده ئولژی های دیگر.

من فکر می کنم که  روشنفکران و اپوزیسیون از یک طرف  کارشان باید جهت روشنگری داشته باشد. و از سوی دیگر درجهت یک اعتلاف ملی با چند خواسته ی مشخص حرکت کنند که خوشبختانه نشانه های آن دیده می شود؛ گر چه هنوز تا رسیدن به این مرحله راه زیادی در پیش دارند.

اعتقاد به  تمامیت ارضی کشور، اعتقاد به دموکراسی  و اصول مندرج در اعلامیه حقوق بشر است. جدایی دین از دولت است و مسائل دیگری که مورد نیاز همه ی مردم ایران است.

به نظر من کسانی که مدعی دموکراسی و حقوق بشرند، باید این توانایی داشته باشند که سر این موضوعات بسیار روشن  به توافق برسند به عنوان پایگاه مردم ایران.

در داخل ایران چنین امکانی برای این توافقات وجود ندارد چون می بینیم که حتا نخست وزیر و رئیس مجلس شورای اسلامی سابق
از تماس با مردم داخل ایران حتا محروم شده اند.  






۱۳۹۱ مهر ۱۱, سه‌شنبه

دموکراسی، آستانه تحمل و جنگ






گفتگوی تلویزیون ایرانیان برلین با خانم  الهه بقراط


۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

قرآن، زن و دموکراسی (2 )



بینش قرآن و دموکراسی به زن

الف – دیدگاه قرآن.

شاید این آیه روشن ترین بیان قرآن راجع به زن باشد :

سوره: 2 ( بقره ) , آیه: 223

نساوكم حرث لكم فاتوا حرثكم اني شيتم وقدموا لانفسكم واتقوا الله واعلموا انكم ملاقوه وبشر المومنين

زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا [و هر گونه] كه خواهيد به كشتزار خود [در]آييد و آنها را براى خودتان مقدم داريد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او را ديدار خواهيد كرد و مؤمنان را [به اين ديدار] مژده ده (۲۲۳

شاید این زیباترین تعریف زنان در آن زمان بوده است! زن همچون زمینی بوده که فقط باعث رشد تخم – جنین - می شده و نقشی در ترکیب جنین نداشته است؛  آیا امروزه کسی هست که این نظر را بپذیرد؟

توجه کنیم که چنین دیدگاهی مربوط به شرایط زمانی – 1400 سال پیش – و مکانی  - جامعه ی قبیله ای عربستان – است.

بی شک امروز کسی نیست که نداند – حتا قشری ترین افراد – که بدن زن علاوه بر این که محیط مناسبی برای رشد جنین است، خودش نیز فعالانه  نیمی از جنین  را تشکیل می دهد و بدون تخمک، هیچ اسپرمی تبدیل به جنبن نمی شود. بنابراین جنس نر چیزی هم بدهکار می شود.  برخلاف آیه فوق که مردان را صاحب زنان – کشتزار -  می داند.

 با هر گونه تعبیر و تفسیر شاعرانه و کلامی هم نمی توان روشنی دیدگاه قرآن به زن را در این آیه عوض کرد. فکر نمی کنم روشنفکران مذهبی و مفسرین هم امروزه با چنین تعریفی از واقعیت زن با دیدگاه قرآن همراه باشند.

ب – دیدگاه دموکراسی

ظاهرن هیچ تعریفی برای زن در دموکراسی وجود ندارد همانطور که برای مرد نیست! زن و مرد به عنوان اعضای مستقل یک جامعه، شانه به شانه ی هم ایستاده اند . نه مردان کشتکارند و نه زنان کشتزار مردان.

بر پایه ای چنین دیدگاهی است که حقوق زن و مرد در اسلام و دموکراسی متفاوت می شود . این تفاوت ها را گرچه بیشتر مردم می دانند، اما برای تکمیل این نوشتار ضروری اند و  در آینده مطرح می شوند.


۱۳۹۱ شهریور ۳۱, جمعه

آنها که از مدرسه باز می مانند!




اول مهر، شروع تازه ای برای میلیون ها دانش آموز و دانش جو است؛ یک کلاس بالاتر، یک گام به پیش در زندگی است. در این میان بسیارند دانش آموزانی که به دلایل اقتصادی، مکانی و کمبود امکانات دولتی امکان مدرسه رفتن را از دست می دهند. با شروع مهر و زنگ مدرسه ها در دل آنها چه می گذرد؟

برای نمونه این گزارش را بخوانید و برای کمک به " آنها که از مدرسه باز می مانند " و دستشان از همه جا کوتاه است اطلاعرسانی کنیم. و اگرکمک بیشتری  از دستتان بر می آید، چه بهتر.

گزارشی از لرستان :


و این هم گزارشی کوتاه از خراسان:

بسياري از دانش آموزان راهنمايي روستاي يزدان آباد بخش گيفان – در بجنورد -  از تحصيل محروم شده اند چون سرويس ندارند. با اين که معدل خيلي ها بالاي 19 است ولي امسال آموزش و پرورش براي ما سرويس در نظر نگرفته است تا براي ادامه تحصيل به قلعه محمدي برويم. به دليل مسير جاده و شرايط آب و هوايي نامناسب، پياده هم نمي شود به اين روستا رفت.

گلستان شهر بجنورد از داشتن سرويس اتوبوس راني محروم شده است.

کاش در آغاز سال تحصيلي از دانش آموزان مشتاقي که به دلايل مختلف از جمله هزينه هاي سرسام آور زندگي، از تحصيل بازمانده اند گزارشي تهيه کنيد.


آ

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

قرآن، زن و دموکراسی ( 1 )




زنان بطور معمول نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند. بنابراین هر اندیشه اجتماعی  ناچار است آنان را در نظر گیرد. تفاوت در نگاه این اندیشه ها است که موقعیت زنان را تعیین می کند. این سخن به این معنا نیست که زنان ناچارند از این اندیشه ها پیروی کنند، زیرا زنان همانند مردان تابع نیازها و ضرورت های زندگی اند نه تابع اندیشه ها. بلکه به مفهوم این است که چگونه این ایده ها پرو بال می گیرند یا به کناری گذاشته می شوند.

داستان موقعیتی که ادیان برای زنان در نظر گرفته اند – در این جا قران – و موقعیتی که زنان در دموکراسی کسب کرده اند و می کنند، چگونگی رشد زنان در دموکراسی و کاهش دستورات دینی را بیان می کند.

در گفتار " قرآن و دموکراسی " فقط به آیه های قرآن و معنی آن توجه شده است؛ نه نگاهی به تفسیرهای گوناگون داشته و نه توجهی به روایات و آحادیث. زیرا قرآن یک کتاب مرجع برای همه مسلمانان است؛ فرقه های مختلف شیعه و سنی ، اما تفسیرها و روایات همه بستگی به زمان، مکان، و نگاه روای و مفسر دارد. توجه به نص قرآن بهترین راه برای دوری از هرگونه تفسیر های دلخواه است و می تواند ما را به واقعیت تفاوت های واقعی دیدگاه قرآن و دموکراسی آگاه نماید.

در این راه حتمن با علائق دینی دست به یقه خواهیم شد؛ علائقی که برآیند نص قرآن، روایات، تعییرات، تفسیرات، زمان و مکان و گرایش های گویندگان و نویسندگان اند. علائقی که از کودکی در ما ایجاد شده و احساساتی که بوجود آورده اند در بسیاری از مواقع ما را از رسیدن به واقعیات می ترسانند. در بسیاری از حالات، سد می شوند جلو دیدگاهمان، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم واقعیات خودشان را به ما تحمیل می کنند و از علائق هم جز آه کشیدن کاری ساخته نیست. پس چه بهتر این واقعیات را آن طور که هستند بشناسیم، بدرد بخورهایش را آگاهانه نگه داریم و بی کاربردهایش را آگاهانه به کناری نهیم. این کاری ساده نیست اما ناشدنی هم نیست بویژه برای ما مردان که از نعمات دستورات دینی کلی برتری هایمان را بر زنان بدست آورده ایم.

تفاوت های موقعیت زنان در قرآن و دموکراسی چنان آشکارند که هیچ روشنفکر مذهبی و هیچ آیت الهی نمی تواند از لزوم اجرای دستورات قرآن در مورد زنان در امروز دفاع کند و به تفسیرهایی روی آورده اند که شرمندگی شان را نشان می دهد.

این تفاوت ها مربوط به و جود استباهات در قرآن نیست، بلکه به اختلاف  زمانی مکانی دستورات قرآن و فرایند رشد دموکراسی مربوط می شوند که بنیادی دو گانه دارند.

اشتباه اساسی از رهبران دینی و روشنفکران دینی است که می خواهند دنیا و جوامع را ثابت ببینند و در نتیجه دستورات مربوط به 1400 سال پیش را نه تنها در امروز بلکه ابدالدهر قابل اجرا بدانند و یا با هزار کیلو چسب های گوناگون دستاوردهای دموکراسی را تحت آیات قرآن قرار دهند. در پی این اشتباه بزرگ، خیل بزرگی از مردم این کشور را به دنبال خود کشانده اند و باعث گمراهی ما شده اند. این گمراهی امروز دامن گیر خودشان نیز شده است و دوگانگی بین واقعیات زندگی و عقاید ثابت مذهبی با تعبیرهای هر روز متغیر را بوجود آورده است. عقایدی که حضورشان در زندگی روزمره هر روز کمرنگ تر شده و واقعیات اجتماعی تازه آنها را بکناری می نهد.

این وبلاگ تا حد امکان  می کوشد موضوعات گوناگونی را که در باره زن در قران هست در مقایسه با دموکراسی ، مطرح کند.
نوشته بعدی در باره " بینش قرآن و دموکراسی " در باره زن است.

۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

زلزله ی طبیعی، زلزله ی دلها ( 2 )



آروزهای یک لرستانی

نوشته ی زیر از یک نویسنده ی لرستانی است. غم ها و آرزوهایش را در رابطه با زلزله ی آذربایجان نوشته است؛ آرزوهای دست یافتنی. با هم بیشتر آشنا شویم.

کد خبر : 8817تاریخ انتشار : ۹ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۳ نسخه چاپی

چرا غم لرستان غم ایران نشد؟!

سعید مالکوچی / میرملاس نیوز :

چرا غم لرستان غم ایران نشد؟!  /  در زلزله هم عدالت رعایت نشد

آذربایجان لرزید و ایران غمگین شد درزلزلهای به بزرگی 2/6 ریشتر با ۲۵۳ کشته و ۱۳۸۰ زخمی. همه هموطنان برای کمک به آسیب ‏دیدگان این حادثه بپا خواستند از همه‏ ی قشرها و طبقهها درهر جایگاه و موقعیت و مقامی، اگر چه مصیبت سخت سنگین بود اما در سایه حمایتها و همدلی‏ ها این درد بزرگ آسان شد. اما یادمان نرفته است درست چند سال قبل لرستان هم لرزید با زلزله‏ ای به بزرگی ۶ ریشتر دراین حادثه ۷۰ نفر جان باختند ۱۲۶۴ نفر زخمی شدند، خانه‏ های زیادی ویران شدند اما یادم نمی ‏آید همدلی ها را، حمایت‏ ها را، کمک‏ ها را و یادم نمی‏ آید غم لرستان غم ایران شده باشد و خیلی از اتفاقاتی که باید می ‏افتاد و نیفتاد.
کدام هنرمند، آستین همت را بالا زد؟ کدام ورزشکار؟ کدام مسوول؟ کدام رسانه؟ و کدام و کدام‏های دیگر؟ کاش به غیر از ادای وظیفه اداری، وظیفه‏ ی انسانی و ملی در حق مردم لرستان هم رعایت می‏شد.

کاش آن ‏روزها کسی برای روان کودکان زلزله زده سرزمینم(لرستان) نگران می‏شد، کاش آن‏ روزها دستی گره از مویه‏ های مادران باز می‏کرد تا ما دلمان نسوزد، کاش آن روزها بغض‏ ما هم در حنجره ایران ناله میشد. اما چه کنم که نبودند، ندیدیم و حس نکردیم که سوگ‏نامه‏ ی لرستان، قلب ایران را زخم بزند. ندیدیم کسی درد را ازسینه‏‏ مان بدَرد و فریادهای زنده به گورمان، دلی را بلرزاند. ندیدیم نسیم همدلی ها و هم‏ آوایی ها بوی نکبت و مرگ را از جان خسته ودلهای شکسته مردمان این دیار برگیرد کمی مثل همین حالاها که همه با تمام توان و با همه وسایل گسیل شده‏ اند تا دردی از روح مردم زجر کشیده دیار آذربایجان برگیرند.

اینکه طول وعرض یاری وهمدردی به هموطنان آذری وسیع بود نه تنها خوب است بلکه جای تحسین دارد اینکه غم آذربایجان غم ایران می‏ شود مایه مباهات است اینکه از بازیگر تا بازیکن(ورزشکار) دستهای یاریشان را برای کمک‏ های مردمی دراز می‏کنند ومسوولان مملکتی حاضر می‏ آیند وغایبان متهم شده در اولین فرصت خودشان را به آنجا می‏رسانند کار پسندیده‏ای است اما مانده‏ ام چرا غم لرستان را هیچ‏کس ندید.

با خودم فکر می‏کنم آن‏ها چه کرده‏ اند که ما نکرده‏ ایم؟ آن‏ها چه بوده‏ اند که ما نبوده‏ ایم؟

آن‏ها چه می‏گویند که ما نمی‏گوییم؟ آن‏ها چگونه رفتار می‏کنند که ما نمی‏کنیم؟ ذهنم سراغ دلایل این همه تناقض را می‏گیرد، دلایل سیاسی که نه در حیطه ذهن ناپخته و اختیارات من است را می‏گذارم کنار می‏روم ودلایل دیگر را وارسی می‏کنم. با خودم می‏گویم آنها مردمانی هستند سخت‏کوش، پرتلاش و پیگیر و ما نیستیم. آنها به دنبال گرفتن حقند و ما منتظریم حق را به ما بدهند. آنها آدم‏های سرشناس، موثر و صاحب منصب فراوان دارند و ما از این دست آدم‏ها کم داریم. آنها با هم یکی می‏شوند و متحدند و ما متفرقیم و هر روز از هم دورتر می‏شویم. آنها به قومیت و زبانشان افتخار ‏می‏کنند و ما از قومیت و زبانمان گریزانیم.
شاید خودمان مقصر باشیم!

آن‏ها خواسته‏‏ اند و این شده‏ اند و ما نخواسته‏ ایم و این مانده‏ ایم.

ما بدهکاریم به فرهنگمان به هویتمان به قومیت و زبانمان و بیشتر از همه به حقوقی که هیچ‏وقت حاصل نشد. ما بدهکاریم به زبانی که این روزها سایه سنگین زبان‏های غالب را بر سرش احساس می‏کند و غریبه شده است در سرزمین خودش. ما بدهکاریم به هویتی که دارد از دست می‏رود، هویتی که باید چراغ راهی می‏شد برای ممانعت از گم‏شدگی‏ هامان. بدهکاریم به فرهنگی که از دست خودمان زخم‏ های فراوان برداشته است و در آخر ما بدهکاریم برای حقوقی که هیچ وقت جستجویش نکردیم و رعایتش نکردند.

به آذری‏های عزیز تسلیت می‏گویم به خاطر درگذشت عزیزانشان و تبریک می‏گویم برای احترامی که به دست آورده‏ اند.


------------------------------------------------------

مطلب مرتبط : 

زلزله ی طبیعی، زلزله ی دلها 



var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();