ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۷, یکشنبه

آذرماه فصل قتل های زنجیره ای



این ماه با سرمایش همراه است با قتل های زنجیره ای که با فتواهای مسئولان جمهوری اسلامی - جمهوری ولایی - انجام شده است. 

این قتل های با قتل دکتر سامی آغاز شد و به سعید سیرجانی و داریوش فروهر و همسرش و نیز قتل نویسندگان مشهور انجامید. 

اینک یک مدعی - دختر زنده یاد داریوش فروهر-  به جرم پیگیری قتل پدر و مادرش  بارها به  دادسرا احضار شده است و از برگزاری مراسم سالگرد پدر و مادرش جلوگیری می شود. اینجا:

http://news.gooya.com/politics/archives/2016/11/220420.php

گزارش کلی دکتر خزعلی از این قتل ها را اینجا گوش کنید:


یا : 


و این هم خلاصه ای از سخنان ایشان 

اسرار و ناگفته های قتلهای زنجیره ای از زبان مهدی خزعلی

 مهدی خزعلی در چهاردهمین تحلیل هفتگی خود از شبکه جهانی «دُرّ تی وی» که در ۲۸مین سالگرد ترور «دکترکاظم سامی» منتشر شد، به ناگفته های قتلهای زنجیره ای پرداخت، و در ابتدا ترور دکتر کاظم سامی را مورد بررسی قرار داد و گفت، دکتر کاظم سامی که آیت الله منتظری را از اعدامها و جنایاتی که در زندانها صورت می گرفت آگاه میکرد و در نتیجه سبب اعتراض آیت الله منتظری به آن جنایات شد، توسط فردی که خود را «غلام همتی» معرفی کرد با ضربات چاقو کشته شد.

نام این فرد در حقیقت «محمود جلیلیان» بود که چند روز بعد جسدش را در گرمابه برلیان اهواز پیدا کردند که خود کشی کرده است، ولی مشخص شد که قبل از حلق آویز شدن، کشته شده است و همسر او گفت ساعاتی قبل از کشته شدن کاظم سامی از دفتر «حسین شریعتمداری» به شوهرم تلفن زدند و رفت با شخصی با نام احمدی نژاد ملاقات کرد و با ۲۰۰ هزار تومان پول به خانه برگشت و پس از آن رفت و دکتر کاظم سامی را به قتل رساند.

دکترمهدی خزعلی در ادامه به قتلهای کشیشان مسیحی، سعیدی سیرجانی ، خانم فاطمه قائم مقامی، داریوش فروهر، پروانه فروهر، محمد مختاری و ... پرداخت و گفت در آن زمان هم سعی میشد که این قتلها و جنایتها را به موساد، سازمان مجاهدین و ... نسبت دهند، درست مانند ترور دانشمندان هسته ای ، ولی کار بالا گرفت تا جایی که وزارت اطلاعات مجبور شد بیانیه دهد و او را به عناصر خودسر وزارت اطلاعات و باند «سعید امامی» نسبت دهد.

چیزی که باید گفت این است که در این ۳۷ سال دو سعید ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با رهبر نظام داشتند، سعید امامی و سعید مرتضوی و قطعا این دو نفر بدون اذن رهبر آب نمیخوردند.

دکتر مهدی خزعلی در ادامه گفت، نمی دانم این حرف که میگفتند اینها احکام قتل و ترور افراد را از آقای خوشوقت، مصباح، محسنی اژه ای و خزعلی میگرفتند درست است یا نه، چون در مورد آقای خزعلی میدانم که به غیر از یک بار که آن هم «اسدالله لاجوردی» گوشی تلفن رو روی بلندگو گذاشته بود و آقای «حبیب الله آشوری» میشنیدند و از آقای خزعلی پرسید که آیا شما کتاب توحید حبیب آشوری را موجب ارتداد میدانید، که پدر جواب میدهد بله آقای «حبیب الله آشوری» مرتد است و آقای مصباح نیز همین حکم را میدهد و سرانجام لاجوردی با استناد به این احکام حبیب الله آشوری را اعدام میکند.

دکتر مهدی خزعلی گفت، یکی از همین قتلهای زنجیره ای نیز «سید احمد خمینی» بود که با تغییر یکی از قرصهای داروهای ایشان و اوردوس کردن از دنیا رفت،
سه علی یعنی علی یونسی، علی ربیعی و علی سرمدی مسئول رسیدگی به قتلهای زنجیره ای میشوند و با شنیدن اعترافات متهمین و سعید امامی که علنا گفت من هیچ اقدامی را بدون حکم انجام ندادم، تصمیمی گرفتند که همه و همه پرونده زشت و کثیفی است که بر روی شانه های نظام مانده است.

آقایان سید محمد خاتمی ، سرمدی، ربیعی و یونسی به نتیجه کامل رسیدند که تمام دستورات قتلهای زنجیره ای از کجا آمده بود و این گزارش را در حضور رهبری قرائت کردند و از آن زمان بود که ما شاهد سکوت عجیبی در پرونده قتلهای زنجیره ای شدیم، ولی باید گفت که این پرونده بسته نشده و در حاله ای از ابهام است.

دکتر مهدی خزعلی سپس به قتل «سعید تاجیک» و دانشمندان هسته ای اشاره کرد و گفت، به گفته عده ای این حذفها رقابتهای درون گروهی بود که البته سعی میکنند به هر نحوی این قتلها را به دستهای بیگانگان نسبت دهند و در ابتدای قتلهای زنجیره ای هم همین را میگفتند، تا جایی که دو معاون امنیتی وزارت اطلاعات متهم شدند و یکی از آنان ازمیان برداشته شد.

دکتر مهدی خزعلی گفت، من در همان سالها هم اعلام کردم که سعید امامی جعبه سیاه این قتلها و مقتول پنجم بود و در اینجا اعلام میکنیم که این پرونده همچنان باز است و باید همان گزارشی را که در حضور رهبری قرائت کردند به مردم ارائه دهند.

دکتر مهدی خزعلی در پایان گفت، درست است که جان آن چهار اندیشمند، جان نویسندگانی چون ما را نجات داد ولی جان کسانی که با خود سیستم همکاری میکنند در خطر است، اخیرا منبعی(زن شوهرداری) که به محمد حسین تاجیک مرتبط بود به ما مراجعه کرده که من در سال هشتاد وهشت بازداشت شدم و از آن به بعد با اینها همکاری میکنم و الان از من خواسته اند که برو ترکیه و با «روح الله زم» فعال سیاسی و فرزند حجه الاسلام «محمد علی زم» طرح دوستی بریز که دیگر روانم طاقت همکاری با اینها را ندارد و از من خواست تا از آقای علوی درخواست کنم که دست از این بانو بردارند، و من هم این درخواست را از آقای علوی کردم و ما در این جا از شما درخواست میکنیم که رویه خود را تغییر دهید و از زن شوهردار نخواهید برود و با کسی دوست شود! و دوست نداریم فردا جنازه این خانم را ببینیم و امید داریم که دیگر شاهد کشته شدن منابع سپاه و اطلاعات نباشیم.

وبلاگ : 

تمام کسانی که در آن زمان در مسئولیت های گوناگونی بودند که با این قتل ها ارتباط داشت ، اکنون نیز در مقام های عالی رتبه کشورند : 

۱ - قربانعلی دری نجف آبادی . 

قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات، ۲۱ بهمن ماه ۱۳۷۷ از وزارت کناره گیری کرد. اما اکنون ‌:

آقای دری نجف آبادی در حال حاضر عضو مجلس خبرگان رهبری، نماینده ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک و همچنین عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. ۱۷ سال بعد از قتل های سیاسی و در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ماه ۱۳۹۴، نام او در فهرست "خبرگان مردم" و "لیست امید" قرار گرفت و به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. فهرست منتسب به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای مجلس خبرگان رهبری، فهرست "خبرگان مردم" نام داشت و سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، این فهرست را به همراه فهرست اصلاح‌طلبان برای مجلس شورای اسلامی، لیست امید نامیده بود.

۲ -غلامحسین محسنی اژه‌ای

غلامحسین محسنی اژه ای دیگر مقام قضایی-امنیتی ایران است که نام او در پرونده قتل های زنجیره ای مطرح بود. پرستو فروهر می گوید: "همان موقع خانواده پیروز دوانی به دلیل اینکه در یک بخشی از پرونده یکی از متهمان گفته بود که دستور قتل پیروز دوانی را آقای محسنی اژه ای داده از او شکایت کردند که متاسفانه هیچ وقت پی گیری نشد.

غلامحسین محسنی اژه ای بعد از جریان قتل های زنجیره ای، وزیر اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد شد و بعدها به سمت دادستان کل کشور رسید. او در حال حاضر معاون و سخنگوی قوه قضائیه است.

۳ -علی فلاحیان

نام علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات بارها در پرونده قتل های زنجیره ای ذکر شده بود

علی فلاحیان در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ماه سال ۹۴ از استان خوزستان ثبت نام کرده بود که موفق به کسب آرا و راهیابی به مجلس خبرگان رهبری نشد.

۴ -مصطفی پورمحمدی
مصطفی پورمحمدی در زمان قتل ها معاون وزارت اطلاعات بود. 

و در دولت محمود احمدی نژاد وزیر کشور شد، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید و در حال حاضر وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است. 

برای اطلاعات بیشتر ‌: 

http://www.bbc.com/persian/iran-features-38064804

برای آشنایی بیشتر با عمل کرد وزارت اطلاعات و تشکیلش اینجا را بخوانید: 

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2015/12/blog-post.html

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه

نگاهی به حقوق بشر و احکام اجتماعی اسلام ( ۵ )


بده - بستان

 این نوشتار نقدی است بر مقاله ای از آقای حسن یوسفی اشکوری  در اینجا:


عقل.

چهارمین عاملی که در اجتهاد بکار گرفته می شود « عقل » مجتهد است. بعد از مراجعه مجتهد به آیات قرآن، سنت و اجماع و گردآوری همه ی اطلاعات لازم اکنون وقت آن است که عقل خود را بکار اندازد و فتوایی دهد که مطابق نیازهای زمان باشد. 
به این ترتیب هیچ  بی « عقلی »‌ نباید از مجتهد سر بزند. اما مجتهدی که : 

- از قرآن ، قرآن تر است! و در حالی که قرا‌ن خودش را ویژه جامعه عربستان آن روز معرفی می کند- به آیات قران نگاه کنید اینجا:

http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2016/08/blog-post.html

 این آقایان - همچون داعش -  قرآن را مربوط به تمام زمان ها و مکان ها و جوامع می دانند.
  • برای حل مسائل امروز- نه به دانش های امروز - بلکه به  سنت های - روش های قدیمی -  دیروز مراجعه می کنند! اینجا:
  • http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2016/09/blog-post.html 
  • برای حل مسائل امروز به آرای گذشتگان چند سال پیش توجه می کنند و نه به متخصصان امروز . اینجا :
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2016/10/blog-post_26.html 

و اگر هم به متخصصان امروز مراجعه می کنند از آنان نمی خواهند راه حل مشکلات امروز را نشان دهند، بلکه از آنان می خواهند راه هایی تازه ای نشان دهند تا پایه های قدرت آنان متزلزل نشوند،
و به این ترتیب ذهنی که روی صدها سال پیش متمرکز شده است چگونه عقلش می تواند مشکلات امروز را حل کند؟
یک از مجتهدین جواب این پرسش را چنین داده است :‌
  • عوام این دوره غالبا محض انفاذ ( انجام دادن فرمان )‌ و اجرای اغراض فاسده ی خود از این آقا تقلید نماید و آقا هم اگر بر طبق اغراض او فتوا نراند، خواهد رمید. پس لاب ( ناچار ) است محض دلگرمی او و به ( برای این که ) جای دیگر نرود ( پیش مجتهد دیگر نرود ) اغراض فاسده ی او را امضا نماید، بلکه به امضای خدا و رسول هم برساند. پس جناب آقا باطنا مقلد هواهای نفسانی آن عامی است که فی الحقیقه باب مفاعله ( بده بستان ) بین آن دو نفر صورت خواهد گرفت - سیاحت شرق . زندگینامه آقا نجفی قوچانی به قلم خودش. نشر حدیث - »
دست اقا نجفی درد نکند که کلاف بهم پیچیده ی فساد مالی و اخلاقی که سراپای نظام ولایی را پوشانده است برایمان باز می کند. چرا که سینه چاکان ولایت تا وقتی این سفره برایشان گسترده است، و جناب ولی مطلقه فقیه برای حفظ حکومت بوسیله این افراد چشم بر همه ی مفاسد بسته است، همچنان با تمام توان از حاکمیت ولایی به اشکال مختلف دفاع می کنند.

حالا این را هم اضافه کنید که فقط وجوه شرعیه نیست که به جیب آقایان سرازیر می شود بلکه منافع عظیم نفت، شرکت های انحصاری وارد کننده و خدمات - از جمله اینترنت - همگی در بست در اختیار آقایان و بستگانشان است. 

آیا عقل آقایان چگونه کار می کند؟  برای حفظ این امپراطوری های مالی و حفظ قدرت خود بهر قیمت چه فتواهایی می دهند؟

فکر می کنید که ولی مطلقه فقیه که دفترش بعد از شرکت نفت بزرگترین مجموعه های اقتصادی کشور را در اختیار دارد، عقلش بیش از حفظ و نگهداری این ثروت عظیم و بکارگیری آن در جهت اقتدارش - ایجاد هراس -  قد می دهد؟ 

وقتی ولی مطلقه فقیه - پیشنماز - چنین کند، ببینید ولی های غیر مطلقه - پس نمازها - چه می کنند.

اقتدار که تنهایی نیست، باید به پیروان سینه چاک رسید هر چند:

- نیمی از آنها دو تابعیتی باشند 

 - اگر ۴۰٪  مردم کشور زیر خط فقر زندگی کنند.
http://www.salamatnews.com/news/149743/%D9%A4%D9%A0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%B7-%D9%81%D9%82%D8%B1-%D8%AE%D8%B7-%D9%81%D9%82%D8%B1-%D9%A2%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%88-%E2%80%8C%D9%A7%D9%A0%D9%A0%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF 

مرکز پژوهش‌های مجلس خط فقر را دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان اعلام کرده است؛ یعنی حقوق زیر این رقم مساوی حضور در محدوده «زیر خط فقر» است.


یک کارشناس اقتصادی گفت: یک خانوار 4 نفری با درآمد زیر 3.5 میلیون تومان در تهران زیر خط فقر محسوب می شود.



درآمد رسمی شما چقدر است؟ - ببخشید - درآمد غیر رسمی شما چقدر است؟ 

این ها را پرسیدم زیرا بازهم  یاد داستان  همسایه مان - آقا غضنفر -  افتادم، مادرش رفته بود خاستگاری.
 پرسیده بودند آقا غضنفر  چکاره است ؟ گفته بود کارمند شهرداری است. 
پرسیده بودند حقوقش چقدر است؟ گفته بود حقوقش زیاد نیست، اما ماشااله درآمدش زیاد است!!

آیا شما آقا غضنفرهایی  را می شناسید که درآمدشان  ماشاله ماشااله زیاد زیاد باشد اما جزو سر سپردگان و سینه چاکان ولی مطلقه فقیه  و حاکمیت ولایی نباشد؟ بده بستان است دیگر!







ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۴, جمعه

مردم و انتخابات ( ۲ )



۲ - شبکه های اجتماعی 

 پرسش : می‌دانیم که یک حزب و سازمان سیاسی وجود نداشت که نسبت به سازماندهی مردم برای رای به ٣٠ نفر اقدام کند، آیا در انتخابات مجلس سازمان یا نظم قابل تعمیمی برای آینده وجود داشته است؟


پاسخ : خوب ما باید در نقش مطلقی که برای احزاب و سازمان‌های سیاسی در تحولات اجتماعی و سیاسی قایل بودیم، تجدید نظر کنیم. 

منظورم نفی تحزب یا تشکل نیست. منظورم کارکرد احزاب و تشکل‌ها‌ی کلاسیک است. بله، به نظر من در هر دو انتخابات سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴ تشکل‌ها نبودند که نقش اصلی را ایفا کردند، بلکه شبکه‌های اجتماعی دایر مدار مدیریت آرا بودند. 

اصلاً در هر دو انتخابات، حزب به مفهوم واقعی وجود نداشت. فقط تابلو‌ها بالا بود، اما از اعضا و بدنه حزبی خبری نبود یا حداقل و ناچیز بود. البته در صورتی که احزاب هم از سازماندهی واقعی برخوردار بودند، بازهم هیچ‌یک نمی‌توانستند ادعا کنند که همه‌ی یک فهرست را راهی مجلس می‌کنند. به‌ویژه زمانی که می‌دانستند آن فهرست شناخته شده هم نیست. 

بنابراین در انتخابات مجلس، شبکه‌ها‌ی اجتماعی توانستند بسیج اجتماعی را ایجاد و مدیریت کنند.

باز تاکید کنم که این به‌معنی نادیده گرفتن نقش افراد مرجع یا همان عاملیت‌های اجتماعی نیست. بلکه کارکرد شخصیت‌ها و فعالان سیاسی نیز در متن کنش شبکه‌های اجتماعی معنا می‌دهد. 

این شبکه‌ها سرمایه تغییر و تحول در آینده هستند و در آینده نیز به همین میزان اثر گذار خواهند بود. اما مشروط به اینکه در یک گفتگوی عمومی و فراگیر وارد و متقاعد شوند که چگونه عمل کنند. 


شبکه‌ها با سازمان افقی که دارند، کمتر ضربه پذیر هستند و خوش‌بختانه نگاه‌شان به سوی شخصیت‌های معتبر و قابل اعتماد است که سالهاست که اصل تغییر را برگزیده‌اند و برای تحقق آندر جامعه مدنی تلاش می‌کنند.

 باز هم تاکید می‌کنم که این محوریتی که برای شبکه‌های اجتماعی و نقش‌شان قایل هستم، هرگز به معنای نادیده گرفتن نقش و اهمیت احزاب واقعی نیست. حامیان و هواداران احزاب هم بخشی از اینشبکه‌ها را تشکیل می‌دهند، به علاوه هر چقدر عاملیت‌هایی که حامی تغییر هستند، در جامعه افزایش پیدا کند، امکان به خطا رفتن یا منفعل شدن شبکه‌های اجتماعی کاهش می‌یابد.


 اخیرا “آنتونیو نگری” که خود مبلغ نقش شبکه‌ها در جنبش‌های اجتماعی است، در مصاحبه ای رابطه بین نیروی سیاسی سازمان یافته (مثل حزب یا گروه سیاسی) و شبکه‌های اجتماعی را این‌طور توضیح می‌دهد: «باید افقیت را نقد کنیم، زیرا فکر می‌کنم هیچ پروژه یا توسعه سیاسی‌ای که قادر به تحول خود انگیخته‌ی افقی در هیات یک واقعیت نهادی باشد، وجود ندارد. در عوض فکر می‌کنم این گذار و تحول از این یا آن جهت، نیازمند اداره شدن است. مسلماً این اداره شدن از پایین و براساس برنامه‌های مشترک است، اما همواره باید به یاد داشت که در این گذار، داشتن یک نیروی سیاسی سازمان یافته که قادر به برساختن خود و مدیریت این تحول باشد، ضروری است.»


وبلاگ:

 متاسفانه در کشور ما احزاب سازمان یافته با برنامه بلند مدت و گویا برای جوابگویی به خواست تغییرات وجود ندارند، آنهایی که فعلن حضور دارند توسط دولتمردان در قدرت تشکیل یافته اند، از اصلاح طلبان تا عماریون انقلابی!.  

همه شان چون باید نظام ولایت فقیه را قبول داشته باشند و چنین ولایتی برخلاف رشد تغییرات است از هیچکدامشان جز کلی گویی های گنگ نمی توان انتظار داشت. به همین دلیل در یک کاسه کردن این تغییرات ناتوانند و نمی توانند ارتباط افقی شبکه های اجتماعی را در جهت رشد تغییرات برنامه ریزی کنند.

.شاید سخن محمد  آقازاده در تلگرامش مسیری را نشان دهد:

«  رهایی از دل صندوقهای رای نمی گذرد . همانطور که هیچ دولتی نمی تواند فاعل تغییر شود  . باید هر دو را به خود قدرتمندان وابگذاریم و تنها با قدرتمند کردن مردم و حضور مستمرشان در همه لایه های جامعه و پر کردن همه درزها و شکاف ها کاری کرد که حکومت ها نتوانند به غارت مشروعیت و شکاف طبقاتی مشروعیت بدهند و به اسم اخلاق هر چه بخواهند بکنند

.قدرت را از درون آن نمی توان تغییر داد بلکه می توان از بیرون تعضعیف اش کرد تا مردم قویی شوند.

تجربه همه انقلابها و اصلاح طلبی ها در تمام جهان و ایران پیش روی ماست . نه تسخیر قدرت و نه اصلاح از درون قدرت بی نتیجه است .
 تنها از بیرون است که می توان نیرومند ماند و قدرت را وادار کرد خود را اصلاح کند.»

@aghazadehmohammad

و یکی از راههای قدرتمند کردن مردم شرکت در یا پایه گذاری سازمان های مردم نهاد است برای هدف های گوناگون و شبکه های اجتماعی برای چنین هدف های گروهی، محلی، موضوعی، می توانند نقش موثری بازی کنند.

------------------------
مطلب مرتبط : 

تغییر : 
http://hafezehtarikhi.blogspot.ca/2016/10/blog-post.html


var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();