ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۱۲, چهارشنبه

ایده ئولژی و نظامی گری ( 1 – تعریف )



1 – ایده ئولژی

ایده یا اندیشه بی شک در همه کس وجود دارد واین تفاوت بنیادی بین انسان است و دیگر موجودات طبیعت. به گفته ی مولانا:

ای برادر تو همه اندیشه ی
مابقی استخوان و ریشه ای

و ایده ئولژی یعنی اندیشه شناسی که البته نمی توان اندیشه های تک تک افراد انسانی را شناخت و از هم تفکیک کرد، زیرا این کاری بسیار سخت و در واقع غیر ممکن است که  بتوان اندیشه های هفت میلیارد انسان موجود را از هم شناخت تا چه رسد به شناخت تک تک انسان های تاریخ.

اما می توان خطوط مشترک اندیشه افراد گوناگون را در یک گروه جمع کرد. و ایده مشترک یا همفکران را باز شناخت. اینجا پای ایده ئولژی به میاید؛ مردمانی که از یک اندیشه یا ایده مشترک پیروی می کنند.

معمولن ایده ئولژی ها رهبرانی دارد و مبلغانی که مردمان پیرو رهبر و مبلغانند.

رهبران،خطوط ایده ئولژی را تعیین می کنند و مبلغان به توجیه درستی صد در صد این خطوط می پردازند و هر آنچه که فر اتر از این خطوط باشد را، نادرست می دانند.

ایده ئولژی ها تا وقتی در قدرت نیستند، می کوشند با سخن، درستی اندیشه های خود را بیان کنند، اما همین که قدرتی بهم زدند، معمولن تبلیغشان با فشار اجتماعی، حکومتی و نظامی جمع شده و دیگران را وادار به پیروی از خود و یا سکوت می کنند.
2         – نظامی گری .
بی شک هر حکومتی دارای ارتش برای پدافند است. اما حکومت هایی هم هستند – فراوان – که:
-          ارتش را نه برای دفاع بلکه برای حمله و گسترش حوزه حکومتی خود بکار می گیرند.
و هر حکومتی داری نیروی انتظامی است برای نظم اجتماعی.

منطور از " نظامی گری " :

قدرتی است که حکومت ها برای گسترش خود در نقاط دیگر جهان بکار می گیرند- توسط ارتش -  و نیز برای سرکوب نیروهای مخالف درون  جامعه ی خود توسط نیروی انتظامی.

نمونه های متبلور نظامی گری، حاکمیت های ایده ئولژیک اند.

3 – رابطه ی ایده ئولژی  و حکومت.

هیچ ایده ئولژی ای وجود ندارد که بخواهد از کسب قدرت خود داری کند. اما روش های کسب قدرت بسته به شرایط زمانی و مکانی متفاوتند.

گاهی با نزدیک شدن به قدرت حاکم، می کوشند توانایی خود را برای تبلیغ گسترش دهند و
 گاهی با پشتوانه ای بزرگ از مردم مستقیمن برای فروپاشی حاکمیت موجود اقدام می کنند.
زمانی با ایجاد نیروهای مسلح به جنگ حاکمیت می روند.
و زمانی نیز روش های گوناگون را در همه اشکالش بکار می گیرند.

ما همه ی این روش ها را در تاریخ کشور خودمان داریم و در دنیا نمونه های بسیاری وجود دارند که به شناخته ترین آنها خواهیم رسید.

حکومت ها نیز از ایده ئولژی ها برای پیش برد اهدافشان استفاده می کنند و به بانیان و مبلغان ایده ئولژی هایی که در  راستای منافع آنان اند، کمک های شایانی می کنند. در واقع این ایده ئولژی ها بخشی از حاکمیت می شوند که هم منابع مالی حکومت را در اختیار دارند و هم قدرت حکومت را. و از هر دو برای طرد دیگر اندیشه ها کمک می گیرند.

در واقع تاریخ دنیا پر است از جنگ های ایده ئولژیک  و ما برای رسیدن به بهشت خود ساخته ی ایده ئولژیک چند میلیارد از
خودمان را شکنجه ، سوزانده ، زنده زنده پوست کنده، کشته، اعدام  و دربدر کرده ایم. با این همه نه تنها به بهشتمان نرسیده ایم، بلکه همچنان در جهنم ایده ئولژیک زندگی می کنیم!

این پیشگ.فتار کوتاه برای بررسی این موضوع کفایت می کند. از نوشته آینده به بازخوانی نمونه های اسطوره ای و تاریخی اش میرسیم


var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();