ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۳۱, شنبه

دو پیشنهاد انتخاباتی!


یکم : پیشنهاد به رهبری.

بر اساس اصل 110 قانون اساسی، که اختیارات رهبری را بیان می کند و نیز بر اساس نظارت استصوابی که همه ی انتخابات را از صافی نظارت رهبری عبور می دهد، به رهبری جمهوری ولایی پیشنهاد می شود:

ایشان چند نفر را که نظرشان به نظر ایشان نزدیک تر است، به مردم معرفی کنند تا با یک تیر چند نشان بزنند :

-          گردانندگان نظام ایشان از خوف و رجاء بین داوطلبان مختلف خلاص می شوند،
-          عاشقان خدمت به جمهوری ولایت بدانند که چگونه باید باشند تا نظرشان به نظر ایشان نه تنها نزدیک بلکه منطبق شود،
-          و هم ، مردم از این گیرهای چند پیچ خلاص شوند.
و نیز ؛

-          خیال رهبری از بعضی نفوذی های عوضی راحت شود.

دوم : پیشنهاد به مردم

این پیشنهاد برای. کسانی است که می خواهند در انتخابات شرکت کنند به هر دلیل.

اگر نامزد، گروه، سازمان، یا حزب مورد نظرتان در لیست انتخابات نیست، خود را به لیست محدود نکنید. نام مورد نظرتان را در برگه ی رای  بنویسید. این کار چند خاصیت دارد:

-          به عنوان یک شهروند در انتخابات شرکت کرده اید.

-          آزادانه به نامزد مورد علاقه تان رای داده اید!

-          اگر نامزد شما در لیست نیست، به جمهوری ولایی فهمانده اید که چه می خواهید.

-          این مهم است که جمهوری ولایی ببیند کجای کار است. 

-          اگر هم تعداد آراء باطله را درست بخوانند، خودتان هم می فهمید که چکار کرده اید و کجای کارید.

-          اگر دموکراسی وجود ندارد، تن به استبداد انتخاباتی نداده اید.

-          به افکار جنگ طلب نشان داده اید که مایل نیستید اینجا افغانستان، عراق، لیبی، و سوریه ی دیگری شود.

-          حتا می توانید در برگه ی انتخاباتی، نوع حکومتی را که می خواهید بنویسید.

-          چنین روشی از فحش نوشتن در برگه ی انتخاباتی بهتر و موثر تر است.

-          حتا می توانید، تغییر قانون اساسی یا اصلاح بعضی از بندهای آن را بنویسید.

-          و صد البته جمهوری ولایی  - بدون توجه به نظر شما-  شرکت شما را به عنوان تایید خود جا می زند، حتا اگر نوشته باشید " جمهوری  ولایی  نه، دموکراسی آری "  یا  فقط نوشته باشید  " دموکراسی " یا حتا فقط یک ضربدر زده باشید.

-          هر چه آرایی از این دست بیشتر باشد، فشار روانی روی برگزار کنندگان،ناظران، نامزد های تایید شده ی ولایت فقیه، بیشتر می شود.

-          این یک مبارزه ی جدی اما مسالمت آمیز است.

-          مواظب باشید کسی نبیند چه نوشته اید.

-          بالاخره این مملکت ما است، باید به هر ترتیب شده حرفمان را بزنیم. اجازه ندهیم فقط حاکمان حرفشان را بزنند.

بهر حال :

 کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من. 

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۲, پنجشنبه

نابرابری های زن و مرد در قرآن ( ح – اعتماد اجتماعی )



منظور از " اعتماد اجتماعی "، هم ارزش بودن نظرات، گفتار و کردار مردمان است. نگارنده نمی داند که وضعیت زنان در این مورد در جامعه ی عشیره ای عربستان آن روز چگونه بوده است. اما؛

 اگر قرآن را آینه ی روزگار خودش بیانگاریم، نشان می دهد که زنان و مردان در نظرات، گفتار و کردار در جامعه ی آن روز عربستان هم ارزش نبوده  که در جامعه ی عشیره ای امری عادی است.

اگر قرآن را فراتر از آینه ی روزگار خودش بدانیم، قرآن را باید پایه گذار و یا رشد دهنده ی این نا هم ارزشی ها بدانیم.

چنین وضعیتی چه مربوط به تایید و ضعیت آن روز عربستان بوده باشد، و چه قرآن پایه گذار و رشد دهنده ی آن باشد، امروز بسیار عجیب و غریب می نماید. چرا که دنیای امروز، مرد سالاری را در هم شکسته و بسوی انسان سالاری پیش می رود و جامعه ی ما نیز عملن در این مسیر گام بر می دارد؛ جامعه ای که از حاکمیتش جلوتر است!

به نمونه هایی از کم اعتمادی و بی اعتمادی به زنان در قرآن  توجه کنیم :

الف  - کم اعتمادی

1 - – سوره 2 – بقره – آیه 282

یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿282

                               
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر گاه به وامى تا سررسيدى معين‏، با يكديگر معامله كرديد، آن را بنويسيد. و بايد نويسنده‏اى (صورت معامله را) بر اساس عدالت‏، ميان شما بنويسد. و هيچ نويسنده‏اى نبايد از نوشتن خوددارى كند؛ همان گونه (و به شكرانه آن‏) كه خدا او را آموزش داده است‏. و كسى كه بدهكار است بايد املا كند، و او (=نويسنده‏) بنويسد. و از خدا كه پروردگار اوست پروا نمايد، و از آن‏، چيزى نكاهد. پس اگر كسى كه حق بر ذمه اوست‏، سفيه يا ناتوان است‏، يا خود نمى‏تواند املا كند، پس ولىّ او بايد با (رعايت‏) عدالت‏، املا نمايد. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبيد، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن‏، از ميان گواهانى كه (به عدالت آنان‏) رضايت داريد (گواه بگيريد)، تا (اگر) يكى از آن دو (زن‏) فراموش كرد، (زنِ‏) ديگر، وى را يادآورى كند. و چون گواهان احضار شوند، نبايد خوددارى ورزند. و از نوشتن (بدهى‏) چه خرد باشد يا بزرگ‏، ملول نشويد، تا سررسيدش (فرا رسد). اين (نوشتنِ‏) شما، نزد خدا عادلانه‏تر، و براى شهادت استوارتر، و براى اينكه دچار شك نشويد (به احتياط) نزديكتر است‏، مگر آنكه داد و ستدى نقدى باشد كه آن را ميان خود (دست به دست‏) برگزار مى‏كنيد؛ در اين صورت‏، بر شما گناهى نيست كه آن را ننويسيد. و (در هر حال‏) هر گاه داد و ستد كرديد گواه بگيريد. و هيچ نويسنده و گواهى نبايد زيان ببيند، و اگر چنين كنيد، از نافرمانى شما خواهد بود. و از خدا پروا كنيد، و خدا (بدين گونه‏) به شما آموزش مى‏دهد، و خدا به هر چيزى داناست‏. (۲۸۲)                        

این آیه روشن می کند که:

مرزارزش شهادت زن در معاملات، نصف مرد است. یعنی کم اعتمادی روشن به زنان.

در این شاهد گرفتن، باید حتمن یکی مرد باشد. زیرا نگقته است که می توان بجای دو مرد، چهار زن را شاهد گرفت. و این هم یک دلیل دیگر بر کم اعتمادی قرآن نسبت به زنان برای شهادت در معاملات.

معاملات در یک جامعه نقش بسیار بالایی در تعامل بین مردم دارد. وقتی ارزش نیمی از جمعیت در این تعاملات، به نصف کاهش یابد، در واقع قرآن یک چهارم جمعیت را از دور تعاملات بین مردم خارج کرده است.

نتیجه عجیبی که از این آیه توسط  آیات عظام گرفته شده، این است که شهادت زن نصف مرد است! بنابراین در هر گونه  شهادتی در دادگاه یا نزد قاضی ،ارزش شهادت دو زن  برابر یک مرد است!

آیه فوق :
-              فقط در مورد معاملات صحبت می کند، نه  در موارد دیگر.
-              هیچ گونه سخنی از شهادت زنان در موارد دیگر نگفته است.
-              این تنها آیه ای است در قرآن که نیمه شهادت زنان را فقط در مورد معاملات پذیرفته است.

در موردی دیگر – که از نظر اخلاقی  و حفظ نسل در جامعه ی عشیره ای بسیار مهم است  - قرآن اصلن از شهادت زنان  سخنی نگفته است؛

2 - سوره: 4 , آیه: 15

واللاتي ياتين الفاحشه من نسايكم فاستشهدوا عليهن اربعه منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتي يتوفاهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا ( 15 )

و از زنان شما كسانى كه مرتكب زنا مى‏شوند چهار تن از ميان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گيريد پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانه‏ها نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد يا خدا راهى براى آنان قرار دهد (۱۵)

توجه کنید : در ترجمه ی آقایان فولادوند و مکارم گفته شده  " چهار تن از میان خود بر آنان ... "  اما در ترجمه ی آقای خرمشاهی گفته شده " چهار شاهد از خود [مردان مسلمان‏] بگيريد .. " 

اشاره کنم که کلمه " منکم " = " از خودتان "است. و در قرآن همه ی آیات خطاب به مردان است نه زنان.

 اگر قرار بود از شهادت زنان هم استفاده شود، مانند آیه بالا در مورد معاملات، از شهادت زنان بطور مستقیم در این مورد هم سخن می گفت. که نگفته است .

و این که در چنین شهادتی ، فقط 4 مرد حضور دارند، نشان بی اعتمادی کامل قرآن به زنان است.

3 -  نمونه سوم ، سوگند خوردن است. به سلسله مراتب سوگند خوردن زن و شوهر توجه کنید:

سوره 24 – نور – آیه های 6-9

آیه 6 - الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۶

 كسانى كه به همسران خود نسبت زنا مى‏دهند و جز خودشان گواهانى [ديگر] ندارند هر يك از آنان [بايد] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه او قطعا از راستگويان است (۶)

آیه 7 - وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَيَدْرَأُ ﴿۷﴾

و [گواهى در دفعه] پنجم اين است كه [شوهر بگويد] لعنت‏خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد (۷)

ایه 8 - عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۸﴾

و از [زن] كيفر ساقط مى‏شود در صورتى كه چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه [شوهر] او جدا از دروغگويان است (۸)

آیه 9 - وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۹﴾

و [گواهى] پنجم آنكه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگويان باشد (۹)

می بینیم که دفعه پنجم فقط شامل مرد است که زنش را به زنا با قسم خوردن محکوم می کند. یعنی قرآن به مردان اعتماد دارد نه به زنان.

این کم اعتمادی یا بی اعتمادی اجتماعی  قرآن نسبت به زنان عجیب نیست . زیرا قرآن زنان را به عنوان شخصیت مستقلی نمی شناسد؛ آنان کشتزار مردانند و مردان بر زنان مسلط اند.

چه چنین دیدگاهی نسبت به زنان پیش از اسلام در عربستان وجود داشته باشد یا نه، قرآن به عنوان تنها کتاب مرجع تمام مذاهب اسلامی، چنین دیدگاهی را گسترش داده و در عمل با کنار نهادن زنان از بطن تعاملات اجتماعی، فعالیت مغزی  نیمی از جمعیت مسلمان را از دور خارج کرده است.

آنانی هم که جسارت کرده و کوشیده اند از این مرز عبور کنند، به انواع تیر بلا گرفتار شده اند؛ اعدام، خفه شدن ، زندان، تبعید و فراری.  

اندیشه و جامعه ای که اعتماد اجتماعی را از نیمی از مردمش دریغ  کند و آنان را از تولید اجتماعی باز دارد، نمی تواند با جوامعی که همه ی امکانات را در خدمت تمام عناصر جامعه قرار می دهند، برابری کنند.

دموکراسی  با برابری همه ی افراد جامعه – زن  و مرد – همه ی امکانات و اعتماد اجتماعی را در اختیار همه قرار می دهد تا آن که بهتر از این امکانات بهره می گیرد – زن یا مرد –بتواند هم به رشد خودش و هم به رشد اجتماعی و پیشرفت جامعه کمک کند.

و تفاوت نتایج  این دو اندیشه  و جامعه مقابل مقایسه نیستند.

---------------------------------------------------------

مطلب مرتبط :

حقوق نابرابر زن و مرد در قرآن ( چ – ارتباط ها )


ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

خاتمی و چند راهی انتخابات 1392



بلاخره اصلاح طلبان روی خاتمی تمرکز کردند به چند دلیل؛

-          او با صلاحیت ترین فرد در بین اصلاح طلبان است
-          او معروفترین فرد است 
-          روحانی خوش نامی است
-          به دنبال زد و بندهای سیاسی، اقتصادی و غیره نبوده است
-          دو دوره رئیس جمهور بوده است
-          از نظر جهانی، شخصیت قابل قبولی است
معلوم نیست تمرکزاصلاح طلبان برای درخواست از ایشان برای نامزدی ریاست جمهوری با توافق خودش بوده  یا نه.
اگر با توافق قبلی نبوده، معلوم نیست ایشان این درخواست را بپذیرد یا نه. در هر دو صورت ایشان می داند که دوستانش چالشی بزرگ برای وی و جمهوری اسلامی ایجاد کرده اند.

اگر نپذیرد:

گروهی را خوشحال می کند؛

-          باندهای قدرت را، که یک نیروی بزرگ را در برابر ندارند و صحنه برای بازی آنها آراسته شده است.
-          سرکوبگران را، کسی نخواهد بود که به اعمال آنان رسیدگی کند مانند قتل های زنجیره ای.
مخالفان براندازی نظام را، زیرا با کنار رفتن خاتمی توانایی مانورهای سیاسی نظام برای امیدوار کردن مردم به اصلاحات تدریجی تقریبن به هیچ تبدیل می شود و گروه های برانداز توانایی مانور بیشتری پیدا کرده و نظر گروهی دیگر از مردم را بسوی خود جلب می کنند.

-          روحانیت سنتی را، چون فکر می کنند با آمدن خاتمی و اصلاح طلبان پایه های اعتقادی سنتی در نظام اسلامی سست و احکام اسلامی کم کم جایشان را به احکام تازه ای می دهد . 
-          شورای نگهبان را، که یک سنگ بزرگ از جلو پایش داوطلبانه کنار رفته است.
-          وزارت کشور را، که شاید مجبور به انجام بعضی کارهای ناگقتنی  نمی شود.
-          بعضی از کشورهای خارجی را، که معتقد به حمله نظامی به ایران هستند تا راهی پیدا کنند برای فروش بیشتر اسلحه، سود بیشتر از قیمت نفت، و آماده سازی طرح هایی برای بعد از تخریب کامل ایران توسط حکومت و گروه های برانداز مانند سوریه، لیبی و ...
گروهی را که بد حال می کند:

-          دوستانش را که برای همیشه از وی نا امید و گروهی  از آنان به سوی اندیشه های دیگر سیاسی روی می کنند.
-           خامنه ای را غمگین می کند. نه این که خامنه ای از ایشان خوشش می آید، بلکه یک برگ بازی در برابر دیگر باندهای قدرت از دستش خارج شده است. زیرا وی از نظر قدرت تصمیم گیری برای آقای خامنه ای یک " شاه سلطان حسین " است که برای رهبری و باند نزدیکش و نیز  برای کشاندن مردم بپای صند وق های رای، بسیار مفید است.
-      مردمی که تا کنون با تحمل همه ی مشکلات ، خواهان اصلاحات هستند نه جنگ داخلی.

نتیجه این که  :

-          برای همیشه از صحنه سیاسی دور و تبدیل به یک رجل نظریه پرداز بدور از واقعیات سیاسی می شود.
جمهوری اسلامی را در تنگنای موجود، ول کرده که این با سرشت اندیشه ها و عشقش به جمهوری اسلامی نمی خواندبالا.

اگر بپذیرد :
جمهوری اسلامی را ب سر یک دو راهی قرار می دهد؛ صلاحیتش را تایید کند یا نه 

اگر تایید نکند؛
دچار یک آبرو ریزی بزرگ دیگر در داخل کشور و سطح بین المللی  خواهد شد که باعث خوشحالی گروه هایی می شود که خواهان یک جنگ داخلی اند.

اگر تایید کند؛
یک چالش بزرگ دیگر رخ می نماید که در کم ترین سطح خاتمی باید دست کم  آزادی زندانیان سیاسی و باز کردن فضای رسانه ای کشور را در راس شعارهای انتخاباتی خود قرار دهد که بارها در سخنرانی هایش خواستار آن شده است.  

خاتمی آدم خوش قلبی است،  اما از خوش قلبی تا درایت سیاسی و تصمیم های بهنگام،  فاصله اش از زمین تا آسمان است.

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();