ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۷, پنجشنبه

دموکراسی، آستانه ی تحمل و جنگ ( 2 )





گفتگو با خانم الهه بقراط

آگر آزادی بیان نباشد، اولین قربانی خود شما – مسلمانان بویژه هموطنانم  – هستید، خود شمایی هستید که در کنار بقایای مرکز تجارت جهانی مسجدی بسازید و آقای اوباما از آن حمایت کرده است. یادر خود آلمان می توانید مسجد بسازید، راهپیمایی کنید وبه دولتش توهین کنید. بنابراین بهتر است استانه تحملمان را بالا ببریم.

خانم کلینتون گفته است این فیلم مشمئز کننده وبی شرمانه است. از ایشان پرسیده شد پس چرا اجازه ی انتشار این فیلم را داده اید. ایشان گفته است به دلیل این که قانون اساسی امریکا تاکید دارد بر آزادی بیان.

پرسش : شما برای آزادی های فردی و اجتماعی چه مرزی تعیین می کنید؟

پاسخ : تاریخ دموکراسی نشان داده این مرزها هر روز گسترده تر میشود. در مورد این فیلم یا کاریکاتور ها بر اساس دموکراسی های کشورهای غربی نمی توانند از این ها جلوگیری کنند. فقط بطور شخصی می توانند بگویند من تایید نمی کنم، تماشا نمی کنم، بد بود...
آزادی بیان تا جایی که خلاف قانون دموکراسی نباشد، مرزهایی که خود قانون دموکراتیک تعیین کرده ، طرف باید بتواند حرف را بزند.

آلان بحث این است که یک گروه راست می خواهد این فیلم را در یک سینمای عمومی به نمایش بگذارد. این ها می گویند اگر جلواین گروه گرفته شود، پا روی قوانین خودمان گذاشته ایم.

این نمی شود که هر بار شما بریزید یک عده ای را بکشید،  حتا در کشورهای آزاد هم مانند جمهوری اسلامی شما را سرکوب کنند چون اگر فرضا این حرف را بزنید یا آن عکس را تهیه کنید یا فلان فیلم را بسازید. این فشاری است که افراطیون در کشورهای آزاد ایجاد می کنند. 

سیاست مسئله ی جدا گانه است. وقتی اهمیت حجاب برای جمهوری اسلامی آن قدر است که روی سر ملکه الیزابت روسری می گذارد و تن خانم ....( اسم نامفهوم بود متاسفانه چیزی شبیه " شان ")  روپوش می کند، اینان برای پیشبرد سیاست هاشان به این کارها تن می دهند، اما برای افراد آزاد در این کشورها چنین کارهایی را نمی توانند تحمیل کنند. گروه های افراطی و اسلامی چنین فشارهایی را برای جوامع آزاد ایجاد می کنند تا جلو آزادی افکار و سلیقه ها را بگیرد  . اگر این جوامع به این فشارها تن بدهند، در واقع افراطی گری اسلامی موفق شده است.

س  -  اگر در امریکا یا در آلمان فیلمی ساخته شود که آقای اوباما با پسربچه ها یا دختر بچه ها همخوابگی می کند یا خانم مرکل در آلمان، آیا اجازه انتشار چنین فیلمی داده می شود؟

پاسخ : این تهمتی است که یک فرد یا یک گروه به شخص زنده و حاضر وارد می کند. این با آزادی بیان متفاوت است. سازنده ی
تهیه کنند می تواند این کار را بکند. و اینان هم  می توانند با مراجعه به مراجع قانونی موضوع را پی گیری کنند. این ربطی به
ازادی بیان ندارد. در مورد مسایل تاریخی قضیه فرق می کند. نمونه ی دیگر این مسایل تاریخی ، در دهه هشتاد  فیلمی ساخته می
شود توسط  Martin Charles Scorses   که زندگی عیسی مسیح را در دو روایت نشان می دهد.

یکی پیامبری که رنج را تحمل می کند ودیگری یک فرد معمولی که در روسپی خانه با مریم نشان می دهد. در آن موقع وایتکان
نمایش این فیلم را ممنوع کرد و خیلی سرو صدا ایجاد کرد. اما به مرور زمان با توجه به رشد آزادی بیان حساسیت واتیکان از بین
رفته است و حتا بارها از تلویزیون نشان داده شده. البته همان موقع هم که وایتکان این حرف را زد، هیچ مسیحی ای بیرون نریخت تا کسی را بکشد. 

منظورم این است که حد تحمل باید بالا رود. فیلم های شوخی و هجو در مورد عیسی، مریم و موسی تا بحال ساخته شده و کسی هم
اعتراضی نکرده است و معتقدین یاد گرفته اند، آزادی بیان را تحمل کنند.

حد تحمل را با یک نمونه توضیح می دهم: وقتی من در یک کلاس درس می خواندم. درسی داشتیم راجع به بردباری. یکی از کتاب
هایی که باید خوانده میشد، کتاب " آیه های شیطانی " بود. استادم از من پرسید این کتاب ناراحتت کرد؟ گفتم نه، چون حساسیتی نسبت به مسائل دینی ندارم. استادم گفت خب این تحمل نیست. تو اعتقادی به دین نداری.

از یک جوان افریقایی مسیحی پرسید و او گفت من به کتاب مسیح اعتقاد دارم اما این موضوع ها را هم تحمل می کنم.

بردباری وقتی است که من نسبت به مخالفین نظرات خودمان، با بردباری بر خورد کنم .



حیرانی  - اضافه کنم که در مقابله با این فیلم، مسلمانان انگلیس 110 هزار قرآن را بین مردم نامسلمان توزیع کردند بجای این که بریزند و بعضی از جاها را تخریب کنند یا کسی را اذیت کنند.

حیرانی – اخیرا وزیر خارجه ی آلمان ورود آقای تری جونز کشیش – او مانند آقای مصباح یزدی است در مسیحیت – به آلمان ممنوع کرده است و گفته است که نفرت پراکنی در آلمان جایی ندارد. اینجا آلمان یک محدودیتی را برای یک نفر ایجاد کرده است که با دموکراسی سازگار نیست.

نظر شما چیست؟

همانطور که گفتم ادم ها باید آزاد باشند تا نظراتشان را مطرح کنم. تا وقتی این اندیشه ها در چارچوب قوانین دموکراتیک فعالیت می  کنند نباید از اینان جلوگیری کنند. آلمان دوست ندارد که خودش را گرفتار بنیادگرایی مسیحی یا اسلامی یا نازیسم کند. من به عنوان یک روزنامه نگار آرمانی تر با آزادی برخورد می کنم تا سیاستمداران که باید آزادی را عمل کنند.

فکرنکنید که همه ی آلمانی ها دموکرات هستند. اینجا هم عوام خودش را دارد و خیلی اتفاقات ممکن است روی بدهد.

حیرانی – ظاهرن دیکتاتور ها اولین قدم ها را با ظاهری مشروع بر می دارند.

حیرانی – برویم سراغ ایران . وزیر خارجه کانادا گفته به ایران سفر نکنید. بزرگترین مانور نظامی غرب در خاور میانه، بزرگترین مانور دفاعی موشکی جمهوری اسلامی در خلیج فارس . فضای ترسناکی ایجاد شده.

 نظر شما چیست؟

جواب – جای ترس هم دارد. فضای تشنج مورد علاقه افراطیون و جنگ افروزان است؛ کسانی که  سلطه شان با نیروی سرکوب
 اعمال می کنند. درمورد جنگ تا وقتی نظامی مانند جمهوری اسلامی دریک کشور وجود دارد، خطر جنگ وجود دارد. و تفاوتش این است که ممکن است به دلایل مختلف این خطر کم رنگ تر شود ولی از بین نمی رود.

در هفته های اخیر موضوع گیری هایی که میشه ؛ از جانب اسرائیل و جمهوری اسلامی و بویژه دخالت در سوریه ، ودیگر مسایل را که کنار هم بگذاریم ، صحنه نگران کننده ای را ایجاد کرده است.

تاکید من به نیروهای اپوزیسیون خارج کشور است که پیش از آن که اتفاقی بیفتد، کاری بکنید. بعدن دیگ ر بی فایده خواهد بود.
زیرا کسانی که این جنگ را راه انداخته اند و اسلحه در اختیار طرفین گذاشته اند، همان ها هم آینده ی ایران را تعیین خواهند کرد و
به دنبال من و شما نخواهند آمد.

پرسش – تا چه حد اسرائیل می تواند جهان را – امریکا و اروپا – با خود همراه کند؟  همه اسرائیل را به خویشتنداری دعوت می کنند و در عین حال خودشان را آماده می کنند برای یک جنگ؛ سی کشور جهان در مانور امریکا در خلیج فارس برای مین روبی شرکت کرده اند. پس همه دارند خودشان را آماده کنند. کدام جناح نظرش را پیش می برد؟

من نمی دانم . اما اگر جمهوری اسلامی به همین ترتیب عمل کند، جامعه ی غرب و اسرائیل واکنش نشان خواهد داد. همانطور که
گفتید همه خودشان را دارند آماده می کنند. من فکر می کنم که جنگ  و جمهوری اسلامی هر دو مسئله هستند و نه راه حل:

همان که جنگ را راه می اندازد، حکومت مورد نظر خودش را هم روی کار می آورد. که برای ایران آینده ای مثبت نخواهد داشت.


از آن طرف گروهی که ادعا می کنند در صورت حمله به ایران ما در دفاع از میهن به جمهوری اسلامی خواهیم پیوست. باید گفت


شما نمی توانید علیه یک جنگ  به یکی از طرفین اصلی جنگ بپیوندید. این تناقض قابل توجیه نیست..

امیدوار باشیم که جنگی رخ ندهد. هنوز بعد از ده ها سال، در بعضی مناطق آلمان بمب های جنگ جهانی دوم منفجر می شود- همین امروز این اتفاث افتاد-. جنگ در ایران بسیار نابود کنند ه است. بخصوص که جمهوری اسلامی تاسیسات اتمی اش را در مناطق پرجمعیت و در تمام ایران بنا کرده است. وپیامدهای این جنگ قابل پیش بینی نیست.

هر انسانی ، هر ایرانی که خونش بریزد، هر خانه ای که تخریب شود، مال ایرانی هاست. بچه دلیل کسانی باید خواستار چنین فاجعه ای باشند؟ ولی متاسفانه دست من و شما نیست.

پرسش – آقای خاتمی گفته است انتخابات مال شما، ریاست جمهوری ما شما، فضا را باز کنید. عده ای از نویسندگان که آقای نوری زاد هم یکی از آنها است به رهبری نوشته اند: ما التماس می کنیم که کشور را بسوی جنگ و ویرانی  نبرید. کشور مال شما، همه چیز مال شما. ظاهرن جمهوری اسلامی با همه ی مشکلاتش انگار طالب جنگی باشد.. چرا جمهوری اسلامی از این جنگ استقبال می کند درحالی که نیروهایش توان برابری ندارذ.

ج – ایده ئولژی توهم زا است. اگر رژیم هیتلر می دانست که 5 سال بعد شکست می خورد، حتمن از حمله به لهستان خودداری می
کرد. اما بدلیل ایده ئولژی توهمات خود، نمی توانند پیش بینی کنند و آینده نگر باشند. حالا هیتلر و استالین که ایده ئولژی زمینی
دارند.


اما کسانی که واقعن فکر می کنند که رسالت آنان پیشبرد اسلام است – بجز دکانداران دین – وآنقدر دچار توهم هستند که آقای
خامنه ای را رهبر مسلمانان جهان می دانند - در صورتی که شیعیان بخش کوجکی از مسلمانان را تشکیل می دهند- اینها را به سوی جنگ می کشاند.

ما نباید فکر کنیم سیاستمداران همیشه درست فکر می کنند؛ بخصوص دیکتاتورها. گاهی آنها کارهای کاملن نابخردانه می کنند. بهرحال خودشان که از بین می روند  اما اثرات این کارهاشان دامنگیر مردم برای سالهای زیادی می شود. به همین دلیل من همیشه برنقش روشنفکران و مخالفان تاکید می کنم.

در مورد این نامه ها باید گفت تا بحال صدها نامه نوشته شده اما بی تاثیر بوده است. در مورد آقای خاتمی باید گفت ایشان کاری نمی توانند بکنند و نمی توان ایشان را جدی گرفت.

در داخل ایران هیچ امکان گردآمدن اینان وجود ندارد. به همین دلیل رویم همیشه بسوی اپوزیسیون خارج کشور است. اگر اینان
واقعن می خواهند جلو این فاجعه را بگیرند، باید کاری کنند. اگر کاری نشود ما مانند لیبی  مصر و ... خواهیم شد که بخشی از آن
مربوط به جمهوری اسلامی است و بخشی هم از ما است که جلو این کارها را نگرفته ایم.




                                 


وبلاگ  - این هم یک نمونه شوخی با معجزه ی  مسیح



ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۹, چهارشنبه

دموکراسی، آستانه تحمل و جنگ ( 1 )


 در پست پیشین گفتگوی تلویزیون ایرانیان برلن با خانم الهه بقراط گذاشته شده. چون عده ای نتوانستند فیلم این گفتگو را باز کنند و گوش کنند، این گفتگو بصور متن زیر در آمد و البته که شیرینی و جذابیت اصل گفتگو را ندارد. به هر صورت خواندن این گفتگو می تواند برای ما آموزنده باشد؛ هم دریافت نظرات روشنفکران ایرانی خارج کشور، و هم مقایسه این نظرات با آنچه در جامعه وجود دارد.

تاکید با حروف درشت تر از این وبلاگ است.

آقای فرهاد حیرانی این گفتگو را انجام داده است.

قسمت اول

در خدمت خانم الهه بقراط هستم .

برای شروع برنامه داستانی را می گویم:

شخصی در بنگاه معاملات خودنشسته بود. اتفاقن بفکر ساختن یک فیلم می افتاد. اتفاقن دوستانش 5 میلیون دلار در اختیارش می گذارند.ایشان در مدت 5 روز یک فیلم می سازد و اقدام به انتشار در یوتیوپ می کند بصورت مجانی. اتفاقن در سالگرد 11 سپتامبر پخش می شود. طبق معمول در کشورهای اسلامی شلوغ می شود.اتفاقن  عده ای در لیبی از دیوار سفارت بالا می روند و با خودشان نارنجک داشته اند. اتفاقن عده ای از آنها سفیر امریکا را در خیابان با راکت می کشند. و

پرسش - خانم بقراط این وقایع اتفاقی بوده است یا برنامه ی خاصی  بوده است؟

ج – قطعن با برنامه بود برای 11 سپتامبر . بر اساس خبرگزاری ها و نشریات از جمله نشریات المانی، این فیلم نه ارزش هنری دارد و نه ارزش تاریخی. گذشته از این که چه مضمونی داشته ، با شناختی که اینان از توده عوام کشورهای اسلامی داشته اند، به عمد این کار را کرده اند و توانسته اند غوغایی ایجاد کنند، گذشته از خونریزی هایی که شده، تصویرهای زشتی که مانند همیشه از توده مسلمانان توسط خود مسلمانان نشان داده شده است. اینها اعتراض کرده اند که چرا ما و یا پیامبر ما را چنین نشان می دهید، اما خودشان رفتاری نشان می دهند که قابل تایید نمی تواند باشد و هیچ توجیهی برای این که ما این گونه نیستیم ، نمی تواند باشد.

توجه کنید که این خبرها از روز 11 سپتامبر منتشر شد، موضوع قطعنامه تازه شورای امنیت را علیه جمهوری اسلامی و نیز وقایع سوریه را تحت تاثیر قرار داد و باعث شد که نیروی عظیم نظامی توسط غرب در اطراف لیبی، یمین و در اطراف کشورهای مسلمان نشان مستقر شود.

حیرانی – من سه احتمال را در نظر می گیرم :

1 – اسرائیل تاکید دارد که آقای اوباما را وادار به تصمیم گیری بیشتر علیه جمهوری اسلامی کند و از طرفی بر انتخابات ریاست جمهوری امریکا و برندگی جمهوری خواهان تاثیر بگزارد.
2 – می تواند از طرف القاعده باشد برای سالگرد 11 سپتامبر انجام داده باشد.
3 – می تواند از طرف جمهوری اسلامی باشد تا فضا را از خبرهای اتمی ایران و سوریه دور کند.


نظر شما چیست؟

ج – همه ی اینها می تواند باشد. سیاست های افراطی به هم نزدیک می شوند و همدیگر را تقویت می کنند. سیاست های افراطی باعث تحریک افراطیون مقابل می شود و به همین دلیل اینها همدیگر را تقویت می کنند.

حتمن بخشی از این جریان به انتخابات ریاست جمهوری امریکا مربوط می شود. زیرا انتخاب باراک اوباما که از نژادی دیگر بود واقعه ی مهمی در امریکا بود. اما نه مسلمانان افراطی و نه یهودیان افراطی و نه حزب جمهوری با وی موافق نیستندو حتا در  درون حزب دموکرات مخالفان زیادی دارد.

کسانی که فکر می کنند با پیروزی دموکرات ها، جنگ ها کاهش می یابد، اشتباه می کنند زیرا بزرگترین حملات خارجی امریکا در زمانی شروع شده که دموکرات ها روی کار بوده اند مانند حمله به ویتنام، حمله خلیج خوکها در دهه 60 و یا اولین حمله به عراق در سال 98 .- پرواز هواپیماهای امریکا روی بغداد.

سیاست های کلان امریکا ربط زیادی به حزب حاکم ندارد. آنها بر اساس منافع خودشان عمل می کنند.

حیرانی –

روزنامه دیلی تلگراف اشاره ای  داشت که  مسلمانان و غرب گوشی برای شنیدن حرف های هم ندارند. چگونه می توان به این رسید که مسلمانان بپذیرند آزادی در غرب را و غرب هم بپذیرد که با احساسات و اعتقادات مردم بازی نکند.

 چه  راهکاری به  نظرتان می رسد. با توجه به این که گروه هایی هستند که از این عواطف سوء استفاده می کنند و از آن طرف هم گروه هایی هستند که از این آزادی سوء استفاده می کنند.

ج – در مورد مسلمان ها باید با کار فرهنگی و آموزش حد بردباری را بالا برد. من اعتقاد ندارم که همه مسلمان این چنین هستند.ما می ببینیم که در مورد سلمان رشد و دیگر مسائل خیلی از مسلمانان چنین اقداماتی را تایید نمی کنند. ممکن است علیه این فیلم باشند، ممکن است احساساتشان هم جریحه دار شده باشد، اما از این کارها نکرده اند. اینها در واقع از عوام سوء استفاد ه می کنند.  
این واکنش های سازمان یافته است همانطور که شما گفتید اتفاقن ... اتفاقن.

در مورد غرب تجربه نشان داده است که بخشی از منافع افراطیون باعث می شود که از صلح و صفا در دنیا خبری نباشد. اگر چنین باشد باید در کارخانه های اسلحه سازی شان را ببندند.

منافعی است که حتا به ذهن توده ی عوام نمی رسد که چگونه مورد سوء استفاده قرار می گیرند. در این جریان ها مسلمانان با این احساسات عوامانه بیشتر علیه مسلمانان عمل می کنند. وقتی لیبیایی ها بخاطر اعتقادشان جایی را تخریب می کنند، در واقع به ضرر خودشان  عمل می کنند؛ لیبی را تخریب می کنند.

این سطح فرهنگ بالا نخواهد رفت مگر بوسیله ی حکومت های دموکرات و ملی – در حد خودشان – تا بتوانند ثروتی که  کشورهای عربی و مسلمان نشین بوفور دارند، در خدمت بالا بردن فرهنگ بکارگیرند. در غیر این  صورت  همینطور مورد سوء استفاده قرار خواهند گرفت و خودشان به خودشان بیشتر ضربه خواهند زد.


حیرانی – جمهوری اسلامی و روحانیون بین مردم تبلیغ می کنند که اگر ما برویم، هرکسی که بعد از ما بیاید، دینتان را بباد خواهد داد.

چگونه اپوزیسیون می تواند به مردم توضیح دهد که کسی کاری به مذهب مردم ندارد. مسئله این است که مذهب و سیاست – حکومت – از هم جدا است.

ج – من فکر می کنم که بسیاری از مردم ایران – غیر از اعرابند-  و به همین نتیجه رسیده اند. کسی که به دین و ایمان مردم بیشترین صدمه را زده، جمهوری اسلامی بوده است. البته این نتیجه ی 33 سال فشار، تخریب و کشتار بوده است و بهای سنگینی است که مردم پرداخته اند.

البته این آگاهی سازمان یافته نیست و هنوزمسیر درستی – مشخصی -  نیافته است. به همین جهت فشار از یک سو، ممکن است مردم را در جهت افراط گرایی مخالف براند. مثلن در جهت ناسیونالیستی  افراطی قرار بگیرند یا ایده ئولژی های دیگر.

من فکر می کنم که  روشنفکران و اپوزیسیون از یک طرف  کارشان باید جهت روشنگری داشته باشد. و از سوی دیگر درجهت یک اعتلاف ملی با چند خواسته ی مشخص حرکت کنند که خوشبختانه نشانه های آن دیده می شود؛ گر چه هنوز تا رسیدن به این مرحله راه زیادی در پیش دارند.

اعتقاد به  تمامیت ارضی کشور، اعتقاد به دموکراسی  و اصول مندرج در اعلامیه حقوق بشر است. جدایی دین از دولت است و مسائل دیگری که مورد نیاز همه ی مردم ایران است.

به نظر من کسانی که مدعی دموکراسی و حقوق بشرند، باید این توانایی داشته باشند که سر این موضوعات بسیار روشن  به توافق برسند به عنوان پایگاه مردم ایران.

در داخل ایران چنین امکانی برای این توافقات وجود ندارد چون می بینیم که حتا نخست وزیر و رئیس مجلس شورای اسلامی سابق
از تماس با مردم داخل ایران حتا محروم شده اند.  






ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۱, سه‌شنبه

دموکراسی، آستانه تحمل و جنگ






گفتگوی تلویزیون ایرانیان برلین با خانم  الهه بقراط


var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();