ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه

نوروزتان خوش




آن کس که نوروز را بنیاد گذاشت با تعطیلاتش، شاد باد.  

نوروزی خوش، سالی موفق، تنی سالم و روانی پر انرژی برای همه آرزومندم.

سالی که گذشت – با همه ی ناملایماتش – سالی خوش بود برای من که گفتگوهای دوستانه مان هر روز صمیمی تر شد. نظرات دوستان راهنمای من برای گفتگوی بیشتر و گسترده تر بود.

 به امید سالی بهتر، تا " چهارده به تو " این وبلاگ در استراحت است.  

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۲, دوشنبه

روز جهانی زن




1 – خانم سیمین دانشور، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه تهران روز 18 اسفند ماه 1390 در تهران در گذشت.
این روز، مصادف با روز جهانی زن – هشتم مارچ – است.

2 – به مناسبت هر دو رویداد – تلخ و شیرین – نوشته ی زیر که نگاهی دارد به حقوق زن در جمهوری اسلامی، انتخاب شده است.

اگر چه مطالب این نوشته برای مردسالاران تلخ است، اما آگاهی از قوانین موجود در کشورمان شاید نتایج شیرینی برای زنان  داشته باشد. همانطور که قیام زنان امریکا  برای بدست آوردن حقوق انسانی شان میوه ی شرینی ببار آورد.

********

هشتم مارس ۱۸۷۵ گروهی از زنان کارگر در امریکا برای بهبود وضعیت شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.

پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال ۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .

فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران، قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.

کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی دخترانشان است.

با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسان تر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو می افتند.

نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان به زن.

سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :

قانون اساسی اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .

در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به شوهر است .

اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری است.

در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند.

جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.

در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال تمام است به تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات
مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد شد.

در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.

همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.

در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم به برائت متجاوز خواهد داد.

واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .

تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .

ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه مرد نخواهد بود .

در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.

از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی انسانی از زنان گرفته میشود.

زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !

حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .

به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.

به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد پدری خواهد رسید .

زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع منزل باید تابع شوهر باشد .

زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود. قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد

طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .

مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .
در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !

تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .

در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد. بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.

کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .

کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی قائل می شدند.

کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !

--------------------

این نوشته در تاریخ هفدهم اسفند سال 1386 منتشر شد و بدا به حال ما که هنوز روال بر همین منوال باقی ست !


ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

قرآن، اراده و دموکراسی




ویژگی اساسی دموکراسی دو چیز است؛

1 – خواستن دموکراسی  2 – پذیرش مسئولیت در برابر مردم
.
این نوشته به " خواستن دموکراسی " توجه دارد و نوشته ی آینده در مورد دومین ویژگی دموکراسی است.

1 – اراده مردم برای دموکراسی

حاکمیت دموکراسی وقتی ممکن است که  مردم آن را بخواهند. دست کم کمی بیش از نیمی از جمعیت کشور. اگر چنین اراده ای وجود خارجی نداشته باشد، دموکراسی غیر ممکن است.

ممکن است یک گروه پیشرو با تهییج مردم ، بظاهر حاکمیت دموکراسی را بر قرار کند، اما واقعیت این است تا اکثریت تک تک مردم یک کشور خواهان حقوق انسانی خویش نباشند، تا وقتی برابری حقوقی ، قضایی، کاری، فرهنگی و آموزشی را خواستار نباشند، برقراری و ادامه حاکمیت دموکراسی غیر ممکن است.

تا وقتی که اکثریت مردم یک کشور، حقوقی را که برای خود طالبند، برای دیگران حرام بشمارند، دموکراسی غیر ممکن است.

تا وقتی که یک اقلیت، خود را ولی و قیم یک ملت بداند، دموکراسی غیر ممکن است.

تا وقتی که یک ملت خود را مقلد بداند، و تقلید را اساس زندگی خود کند، برقراری دموکراسی غیر ممکن است.


با این دید از دموکراسی به سراغ قران می رویم تا ببینیم قرآن چه نظری نسبت به " اراده " ی مردم در انتخاب نوع زندگیشان – از جمله دموکراسی – دارد.

 اراده و قرآن

در 26 آیه از قرآن واژه " اراده "  به شکل های مختلف بکار رفته که مترجم – آقای فولادوند – آن ها را به  خواستن، تصمیم، اراده، عزم، نیت و سر(1 )  معنی کرده است.

سر به معنی نیت و تصمیم مانند این شعر حافظ :
بر سَر ِ آنم که گر ز دست برآید                     دست به کاری زنم که غصه سر آید


ب - در هشت آیه دیگر واژه های دیگری بکار رفته که مترجم به " اراده " ترجمه کرده است. این واژه ها شامل : نشاء، عزم، قضی، و در بعضی از این آیات مترجم برای درک درست معنی، واژه اراده را درمعنی بکار برده است.

پ - در هفت آیه واژه " عزم " بکاررفته است.

یعنی در مجموع در 41 آیه، واژه هایی بکار رفته که به معنی اراده، خواست و تصمیم است. در هیچ کدام از این آیه، ارداه مردم به رسمیت شناخته نشده است مگر در این آیه :

سوره: 13 , آیه: 11 ( سوره ی رعد )

له معقبات من بين يديه ومن خلفه يحفظونه من امر الله ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم واذا اراد الله بقوم سوءا فلا مرد له وما لهم من دونه من وال

براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت‏سرش پاسدارى مى‏كنند در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود (۱۱)


این تنها آیه ای است که بسیاری از پیشکسوتان روشنفکران مذهبی برای برقراری دموکراسی به آن استناد می کنند و می خواهند نشان دهند که قرآن خواستار و حامی دموکراسی است.

اما یادشان رفته است که  :

1 – همه ی این آیه را بخوانند. زیرا در ادامه ی همین نیم آیه چنین آمده است :

"  خدا براى قومى آسيبى بخواهد هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود " 

به این ترتیب اراده خداوند بر خواست مردم در تغییر سرنوشتشان برتری دارد. و اراده مردم برای برقراری هر آنچه را بخواهند – از جمله دموکراسی – در برابر ارداه خداوند نفی می شود.

در 114 سوره و بیش از شش هزار آیه فقط یک نیم آیه اراده مردم را به رسمیت می شناسد و  ادامه ی همین آیه، آن را نفی می کند!

آیا می توان برای برقراری دموکراسی به یک نیم آیه اتکا کرد؟ چقدر آدم باید خود فریب و دیگر فریب باشد که خود و دیگران را به این ریسمان بسیار کوتاه بند کند.

روشنفکران مذهبی علاوه بر این که همین آیه را کامل نخوانده اند و یا خواسته اند بقیه ی آیه را نخوانند، ایه های پیش و پس این آیه را هم نخوانده اند.

این نیم آیه مربوط به سوره " رعد " است. حوصله داشته باشید و اینجا را بخوانید :


 با خواندن  15  آیه اول این سوره متوجه می شوید همین نیم آیه در مورد خواست مردم برای این آمده است که مردم را تشویق کند به اسلام ایمان بیاورند نه این که آنان را در انتخاب راه زندگیشان آزاد بگذارد، نه این که راده مردم را برای برقراری حکومت به رسمیت بشناسد و حقوق انسانی آنان را تایید کند.

یکی از خوانندگان خصوصی نوشته بود این حرف ها در قرآن نیست، بیخود زحمت نکش. برایش نوشتم می دانم نیست، اما می خواهم با سند و سوره و آیه نشان دهم که نیست و همین طور کیلویی نگویم که نیست.



2 – پذیرش مسئولیت در برابر مردم

 تا وقتی که تک تک افراد یک ملت، در برابر آنچه که می خواهند، مسئولیت اجتماعی  نپذیرند، دموکراسی غیر ممکن است. موکول کردن جواب مسئولیت ها در برابر خداوند، فرار از مسئولیت در برابر اجتماع است و فرار از دموکراسی.

موضوع بعدی این نوشتار است.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشته های مرتبط :

1- آزادی و دموکراسی:
2- استبداد ستیزی و گرایش به دموکراسی
3 - قرآن، قانون و دموکراسی





var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();