ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

بازگویی یک خاطره

برای آقای کروبی

اول این خبر را بخوانید:

سرقت تمامي وسايل دفتر پلمپ شده مهدي كروبي عليرغم نظارت نهادهاي امنيتي!

سحام نيوز: در روز 17شهريور 1388 دفتر كار مهدي كروبي و دفتر حزب اعتماد ملي توسط نهاد هاي امنيتي پلمپ شد. نيروهاي امنيتي در حالي در اين روز به اين دفترحمله كردند كه روز قبل از آن مذاكراتي ميان آقاي كروبي و نمايندگان قوه قضائيه در خصوص مدارك، اسناد و فيلم هاي تجاوزها و رسيدگي به اين ادعا برقرار شده بود و اسناد در اختيار آن نمايندگان قرار گرفته بود.

به يكباره نيروهاي امنيتي به اين دفتر يورش برده و كاركنان و شخص آقاي كروبي را از آنجا خارج مي كنند. اين درحالي بوده است كه حتي به آقاي كروبي و مسئول دفتر ايشان اجازه ندادند كه مدارك و وسايل شخصي ايشان را همچون شناسنامه و كارت ملي و دسته چك و غيره را با خود بردارند و از ساختمان خارج كنند. از آن روز تاكنون اين دفتراستيجاري پلمپ بوده وعليرغم پايان يافتن مدت اجاره اين ساختمان در ارديبهشت ماه سال جاري، هنوز از سوي نهادهاي قضايي به صاحبش تحويل نگرديده است. آقاي كروبي بارها در مصاحبه ها گفته بودند كه اين ساختمان استيجاري است و بايد به صاحبش بازگردانده شود و اين رفتار نهادهاي قضايي برخلاف شرع و اخلاق و قانون است.

اما ماجراي اين دفتر به همين جا ختم نمي شود. دو هفته قبل در ساعات اوليه صبح، گشت انتظامي به طور اتفاقي متوجه توقف2وانت بار مقابل اين دفتر گرديد كه افرادي در حال تخليه اين ساختمان پلمپ شده بودند. ماموران انتظامي به اين افراد مشكوك مي شوند و از آنان توضيح مي خواهند. يكي از سارقين خود را نماينده آقاي كروبي معرفي مي كند و با بيرون آوردن شناسنامه و كارت ملي آقاي كروبي از جيب خود و نشان دادن آن به مامور نيروي انتظامي قصد تاييد ادعاي خود را داشته است.

اما نيروي انتظامي با اطلاع از پلمپ بودن ساختمان توجيه اين افراد را نمي پذيرد و آنان را دستگير و به پليس امنيت منطقه شميران منتقل مي كند. بلافاصله پليس امنيت جهت روشن شدن ماجرا در تماسي تلفني، صحت ماجرا را از آقاي كروبي جويا مي شود كه ايشان با اظهار تعجب، از وقوع چنين حادثه اي اظهار بي اطلاعي نمودند. نكته قابل توجه اينجاست كه هنگاهي كه نماينده اي از طرف آقاي كروبي در پليس امنيتي حضور مي يابد، سارقين بدون ذره اي نگراني و ترس و با اعتماد بنفس كامل با وي روبرو مي شوند! نماينده آقاي كروبي خواستار روشن شدن ماجرا مي شود و پليس امنيت اين افراد را تحويل وزارت اطلاعات مي دهد. ليكن از آن روز تاكنون اين نهاد امنيتي پاسخي در خصوص ماهيت اين اقدام و هويت سارقين و نيز محل انتقال اين وسايل سرقتي، ارائه ننموده است.

لازم به توضيح است از جمله اقلام سرقتي از اين ساختمان مي توان به 6تن برنج و روغن نذري كه براي ماه رمضان آن سال تهيه شده بود و نيز ميزان قابل توجهي وسايل دفتري همچون ميز، مبل، يخچال،فرش و دوربين فيلم برداري وغيره كه در آن زمان در دفتر موجود بوده است اشاره نمود كه تمامي اين اموال ريز و درشت توسط اين افراد به سرقت رفته است.

حال سوال اصلي اينجاست كه چگونه مي شود تمام وسايل ساختماني با اين درجه از اهميت كه تحت شديدترين تدابير امينتي بوده است توسط افرادي به ظاهرعادي مورد دستبرد قرار گيرد؟ و چرا اكنون پس از 15 روز از وقوع اين حادثه، وزارت اطلاعات و نهادهاي امنيتي در اين خصوص سكوت كرده اند و توضيحي در مورد سارقين و اهداف آنان ارائه نمي دهند؟

اميد است وزارت اطلاعات و نهادهاي مربوطه با ارائه توضيحي شفاف در اين زمينه، هرگونه شائبه در خصوص اين سرقت را برطرف نمايند.


و اما خاطره :

سلام. یک خاطره از سال های اول انقلاب برای این که آقای کروبی بدانند این جریان تازه نیست.

دوستی، شبی را با خانواده به عروسی می رود. نیمه ی مجلس مجبور می شود به خانه اش برگردد. در این هنگام، در ساختمان باز و چند نفر وارد می شوند. دوستم از ترس داخل کمد لباسها پنهان می شود. دزدان، وقتی در کمد را باز می کنند با وی روبرو می شوند و می پرسند کی هستی؟ طرف می گوید دزدم. می گویند بیا کمک کن و سهمت را بگیر. صاحبخانه با دزدان وسایل را جمع می کند و سوار وانت بار می کند. در آخر کار آنها صد تومان به او می دهند.

فردا طرف به کلانتری محل می رود که جریان را بگوید که می بیند سر کلانتر، همان رئیس دزدان بوده است.

نتیجه: از شکایت صرفنظر می کند تا جان خودش و خانواده اش به خطر نیفتد.

بنابراین این کار امروز و دیروز ویژه آقای کروبی به عنون مغضوب دستگاه نیست. وقتی که امثال ایشان هم مسئول بودند از این کار ها زیاد شده است. البته برای ایشان تازگی دارد






ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

نوچه های ولایت در دام ولایت ( 2)


" جرس " گزارش مردنگاه کهریزک را منتشر کرده است.


نکات زیر در این گزارش قابل توجه اند:

1 - در این گزارش اثری از مرتضوی دادستان ، سردار رادان، حجت الاسلام طائب و دیگر آمران اصلی پشت پرده نیست. تنها فرد با مسئولیت اجرای سطح بالا در این پرونده فرمانده انتظامی تهران بزرگ جناب سرتیپ عزیزاله رجب زاده است با کمترین اتهامات – متهم ردیف 7 . متهمان 11 نفر نظامی اند و یک غیر نظامی. در این میان سه متهم اصلی که باعث مرگ سه نفر شده اند، دو استوار و یک غیر نظامی اند که شاید بی بته ترین و بی ارتباط ترین افراد در روابط حکومتی بوده اند.

2 – گزارش کیفر خواست از بازداشتگاه و بازداشتیان – قسمت های رنگی از این وبلاگ است .

" بازداشتگاه کهریزیک به منظور نگهداری اراذل و اوباش ... در جنوب تهران احداث شده و مستقیما زیر نظر بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ اداره می شود.

وضعیت عمومی برای نگهداری بازداشتیان 18 تیر 88 ( عاشورا) - مساحت 65 متر فاقد نور وتهویه مناسب برای 123 نفر ( برای هر نفر نیم متر )

وضع بازداشتیان – بازداشتیان به دستور افسر نگهبان در انظار سایرین عریان شده و بعضا ... به مدت 45 دقیقه عریان بوده اند...

مسئولین زندان 37 نفر از بازداشت شدگان – قبلی را – تحت عنوان اراذل و اوباش به جمع آنان- 123 نفر بازداشتیان عاشورا – اضافه نمودند ( مجموعن 160 نفر در 65 متر مربع یعنی بهم چسبانده شده بودند )

جایی برای نشستن نبوده و بازداشتیان ایستاده شب را به روز رسانیده اند. در قرنطینه فقط دو دریچه سقفی به عنوان هواکش استفاده می شده است.

تنها یک باب دستشویی ( برای 160 نفر ) بدون درب بوده، و بازداشتی ها با پای برهنه از این سرویس استفاده می کرده اند. یک شیر آب بوده و فاقد آب بهداشتی.

دود گازوئیل وارد قرنطینه می شده است ( شبیه هلوکاست بوده است )

یکی از اراذل و اوباش بنام محمد کرمی معروف به محمد تفیل توسط رئیس زندان – سرهنگ کمیجانی - به عنون سر وکیل بند انتخاب شده بود.

افسر نگهبان و سر وکیل بند با لوله پی وی سی بازداشتیان را کتک می زده اند.

غذای روزانه نصف نان لواش و یک سیب زمینی کوچک بوده است .

فضا بسیار متعفن بوه و بو همه جا را پر کرده بود.

کسانی که به بهداری منتقل می شده اند، مداوای اصولی و صحیحی نمی شده اند. حتا داروهای تجویز شده به آنها داده نمی شده است.

بسیاری ناراحتی چشمی پیدا کرده و بعضی حالت غش، بطوری که از دهان آنان کف می آمده است.

اراذل و اوباش بعضا نیمه عریان و بعضی عریان در بین بازداشتیان تردد می کرده و موجب مسائل غیر اخلاقی شده اند ( بخوان حدیث مفصل از این مجمل )

خانواده های بازداشتیان از محل نگهداری بی خبر بوده اند. در حالی که نشانی محل زندگی و شماره تلفن بازداشتیان اخذ شده، هیچ اطلاعی به خانواده ها داده نشده است ( هنوز هم خانواده بازداشتی های تازه بی خبرند و باید دربدر دنبال آنان بگردند)

آثار ضرب و جرح پس از ماهها هنوز ( یک سال ) بر بدن بازداشتیان وجود دارد. و پزشکی قانونی اثرات ضرب و جرح را تایید کرده است (شکنجه نبوده، ضرب وجرج و تجاوز بوده )

ماموران انتقال بازداشتیان به اوین، بی توجه به حال خراب آنان، به بازداشتیان توهین می کردند.

ماموران انتقال بازداشتیان به اوین از دادن آب به آنان خودداری می کردند که باعث کما رفتن روح الامینی شده است.

سرهنگ کمیجانی از ضرب و جرح ( و دیگر مسایل ) و مرگ امیر جوادی فر با خبر بوده و کوشش می کند مرگ وی را مننژیت اعلام کند.

سرهنگ کمیجانی – رئیس بازداشتگاه – متنی را تهیه می کند که امیر جوادی فر به علت مننژیت فوت کرده است و از پزشک بازداشتگاه – دکتر فرهمندپور -می خواهد آن را امضا کند. نامبرده امتناع می کند.

سرهنگ طوماری از دفتر سرتیپ رجب زاده – فرمانده انتظامی تهران بزرگ - با دکتر فرهمندپور تماس می گیرد و از وی می خواهد متن مزبور را امضا کند که باز هم وی امتناع می کند.

سرهنگ کمیجانی از پزشک وظیفه پوراندرجانی می خواهد که نامه را امضا کند که وی نیز امتناع می کند. (زنده یاد به همین دلیل فوت شد )

متهمین این پرونده سرهنگ کمیجانی – رئیس بازداشتگاه – و فلاح مدعی هستند که متن نامه توسط شخص مرتضوی تهیه و به آنان داده شده است. ( اما خبری از مرتضوی در این کیفر خواست نیست )

3 - مشخصات متهمین و اتهامات آنان

1 – سرهنگ فرج کمیجانی - رئیس بازداشتگاه کهریزک

الف – آمریت در ایراد ضرب و جرح بازداشتیان

ب – محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

پ – مشارکت در گزارش خلاف واقع

ت – فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

2 – استوار محمد خمیس آبادی .

الف – مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی ( مرحومان محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی )

ب – مشارت د رضرب و جرح و اهانت به شکات ( تعدادی زیادی شاکی نامبرده شده اند)

پ - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

ت - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

3 – استوار ابراهیم محمدیان .

الف - مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی ( مرحومان محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی )

ب – مشارکت د رضرب و جرح و اهانت به شکات ( تعدادی زیادی شاکی نامبرده شده اند)

پ - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

ت - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

4 – غیر نظامی محمد کرمی معروف به محمد طیفیل

الف - مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی ( مرحومان محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی )

ب – مشارکت د رضرب و جرح و اهانت به شکات ( تعدادی زیادی شاکی نامبرده شده اند)

5 – سرهنگ روان بخش . رئیس بازرسی

الف - مشارکت در گزارش خلاف واقع

ب – بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی

پ - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

ت - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

6 – سرهنگ محمد عامریان - رئیس بازرسی عملیات بازداشتگاه کهریزک

الف - بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی

ب - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

پ - - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

7 – سرتیپ عزیزاله رجب زاده – فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ

الف - آمریت در گزارش خلاف واقع

ب - بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی

8 – ستوان سوم سید کاظم گنج بخش – جمعی بازداشتگاه – ساکن بجستان.

الف – ایراد ضرب و جرح و اهانت به شاکی.

ب - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

پ - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

9 – استوار اکبر رهسپار – جمعی بازداشتگاه

الف – مشارکت در ضرب و جرح و اهانت به شکات

ب - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

پ - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

10 – استوار دوم حمید زندی . جمعی بازداشتگاه

الف - مشارکت در ضرب و جرح و اهانت به شکات

ب - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

پ - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی

11 – استوار دوم مجید وروایی . جمعی بازداشتگاه

الف - مشارکت در ضرب و جرح و اهانت به شکات

ب - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

12 – گروهبان دوم مهدی حسینی فر . جمعی بازداشتگاه

الف - مشارکت در ضرب و جرح و اهانت به شکات

ب - فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا

پ - محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی


3 – اعتراف رسمی یک دستگاه به همکاری نیروهای زندان ها با شریرترین زندانیان است تا بتوانند هدف های خود را پی گیری کنند؛ سرکوب دیگر زندانیان، توزیع مواد مخدر ( چندی پیش برادر فرج اله صداقت رئیس پیشین زندان اوین به جرم توزیع مواد مخدر در زندان بازداشت شد- http://www.kaleme.com/1389/09/14/klm-39899/) و دیگر قضایا.

4 – این فقط کیفرخواست است، تا نتایج محاکمه چند سال دیگر فرصت هست.

5 – ایکاش " جرسی " ها گزارش و فیلم های زندان ها و زندانیان را در زمانی که خودشان در قدرت سهیم بودند منتشر می کردند تا ببینند خودشان هم چه کارهایی با دستگیر شده ها و متهمان می کردند. بازنگری گذشته درسی برای آینده است.

6 – جالب ترین اتهام این کیفر خواست عدم رعایت حقوق شهروندی بر اساس قانون اساسی است. که جلوگیری از تظاهرات مسالمت آمیز خلاف اصلی از قانون اساسی است.

6 – این گزارش درسی هم به رده های پائین نیروهای نظامی و انتظامی می دهد که آنان تقاص فرمان ها و کارهای رده های بالاتر را می دهند.

-------------------------------------------------

نوچه های ولایت در دام ولایت ( 1 )

اگر فیلتر شکن دارید می توانید جریان کیفرخواست مربوط به کوی صبحان و دانشگاه را هم که مدتی پیش منتشر شد اینجا بخوانید.



------------------------------------------------------------------------------





ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

به یاد عاشورای 1388


این فیلم، برگزیده از ده ها فیلم روز عاشورا است. فیلمی که نهایت نفرت نیروی انتظامی ولایت را از مردم نشان می دهد؛ فیلمی که خودرو نیروی انتظامی یک نفر را زیر می گیرد و دو باره از روی آن رد می شود. البته اگر فیلترشکن داشته باشید:


اینجاها می توانید فیلم های گوناگون عاشورای 88 را ببینید، بازهم اگر فیلتر شکن دارید:





وقتی فیلمی گذاشتم که مردی توسط زنی در کرج ، در برابر چشم پلیس ،چاقو چاقو می شود، دوستی نوشت که اگر مدرک معتبر دارید، به من معرفی کن. برایش نوشتم که در این صورت " پدر صاحب اعتبار را در می آورند" این هم نمونه اش:

اجرای حکم زندان شاهد عینی حادثه زیر گرفتن مردم در روز عاشورا

آذر ۱۴م, ۱۳۸۹

لیلا توسلی شاعد عینی حواث عاشورای سال گذشته در میدان ولیعصر که به دلیل اعلام شهادت در مورد زیرگرفتن مردم با خودروی نیروی انتظامی به ۲ سال زندان محکوم شد عصر امروز برای اجرای حکم به زندان منتقل شد.

لیلا توسلی شب عاشورای سال گذشته بازداشت و به مدت دوماه در بند ۲۰۹ بازداشت بود و در دادگاه بدوی به دوسال زندان محکوم شد.حکم دوسال حبس تعزیزی وی نیز در دادگاه تجدید نظر نیز عیناً به تایید رسید و هفته گذشته اجرای احکام زندان اوین با ارسال نامه ای او را برای اجرای حکم احضار نموده بود.

لیلا توسلی که کمتر از یکماه از ازدواجش می گذرد عصر امروز همراه همسر و وکیل خود به زندان مراجعه و پس از ابلاغ حکم زندان به قرنطینه بند متادون انتقال یافت.

از خانواه وی اکنون ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی دایی وی و مسن ترین زندانی سیاسی ایران در بند ۲۰۹ و مهندس فرید طاهری شوهر خواهر وی نیز در بند ۳۵۰ اوین در زندان به سر می برند.



یاد همه ی شهدای این روز گرامی باد با امید رسیدن به جامعه ای آزاد.



ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۷, چهارشنبه

به یاد احمد شاملو



ابلها مردا عدوی تو نیستم من، انکار توام


21 آذر ماه ، زادروز زنده یاد احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و محقق گرانمایه است. برای اطلاع از زندگی و کارهای ادبی شاملو می توانید ازاینجا شروع کنید:


اینجا را هم بخوانید تا سرانجام عاقبت یک فراموشکاری بزرگ را ببینید؛ تنظیم یک وصیت نامه رسمی از طریق دفترخانه های رسمی و دادن وکالت بلاعزل به همسرش در مورد آثارش و یا تنظیم یک وصیت نامه ی رسمی. زیرا نوشتن یک وکالت نامه غیر رسمی - یا وصیت -  حتا با امضای چند شاهد که در دفتر خانه های وزارت دادگستری ثبت نشده، نمی تواند به عنوان مدرک رسمی برای اقامه دعوا در دادگستری مورد استناد قرار گیرد. نتیجه این می شود که حاصل یک عمر کار در اختیار کسی قرار می گیرد که هیچ نقشی در آفرینش آثار گرانقدرش نداشته است.



با گرامی داشت یاد شاملو، شما را به شعرخوانی شاملو مهمان می کنم. این قطعه را دوستی معرفی کرد، و گفت ببین شاملو هم سانسورچی از کار درآمد!



ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

این جمهوری ولایت است


بعد از کشتار مردی در میدان کاج تهران در مقابل چشم پلیس، حال نوبت کرج است.



ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

فتوا و " و حدت کلمه ی ملی " ( 2 – پ )


 التماس

آقای خامنه ای به قم رفت تا بتواند پشتیبانی فضلا و مقامات فتوایی قم را بدست آورد. او این کار را از سه راه پی گرفت؛ تهدید ، تحبیب و تشویق ، و التماس .

ایشان که سخنور، سیاستمدار و حوزه شناس است، مانند من عامی تقاضای چیزی را از کسی مستقیما نمی کند. بلکه می کوشد گونه ای حرف بزند تا مخاطب خود را در موقعیتی ببیند که باید آن کار را انجام دهد. قسمت های تهدید، تحبیب و تشویق های ایشان را خواندیم . اینک به آخرین قسمت – التماس – میرسیم. ببینید ایشان چگونه خواهش خود را به صورتی بیان می کند که شنونده اش انجام آن را بسیار طبیعی احساس کند. التماس ایشان برای کسب حمایت حوزه در مورد نظام اسلامی ولایت فقیه، چیزی شبیه هندوانه زیر بغل دادن و ترساندن است.

" حوزه ی علمیه، بخصوص حوزه ی علمیه قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده ی خود، از فرزند خود غافل بماند، در همگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست. بنابراین نسبت بین حوزه های علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است؛ نظام از حوزه ها حمایت میکند، حوزه ها ازنظام حمایت میکنند؛ همکاری میکنند، به یکدیگر کمک می کنند. "

از این طبیعی تر هم می شود شنونده را به تایید کشاند؟ اما اگر کسانی باشند که این تعریف، تمجید و مداحی ها نگیردشان، بایدترساندشان :

" حقیقت این است که این دو جریان عظیم – یعنی جریان نظام اسلامی و در دل آن، جریان حوزه های علمیه – دو جریانی هستند که به هم مرتبطند، به هم متصلند، سرنوشت آنها یکی است. این را همه بدانند . امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خورده به سرنوشت نظام اسلامی است. نظام اسلامی اندک لطمه ای ببیند، یقینا خسارت آن برای روحانیت و اهل دین و علمای دین از همه ی احاد مردم بیشتر خواهد بود. "

آیا واقعن چنین است؟ اگر حکومت جمهوری اسلامی جایش را به حکومت دیگری بدهد، حوزه ها و دین هم از زندگی مردم بیرون می روند؟ آقای خامنه ای هم راست گفته است و هم دروغ:

1 - راست گفته است اگر واقعن حوزه زیر چتر ولایت فقیه بماند. اگر حوزه دلش به پول های نفت خوش باشد. اگر حوزه از سرنیزه جمهوری ولایت بترسد. اگر حوزه توان مدارا با نظرات دیگر را از دست بدهد، اگر حوزه برای محفوظ ماندن خودش از دیگر نظرات، به چماق جمهوری ولایت تکیه کند، اگر حوزه در برابر زشت کاری های حکومت جمهوری اسلامی ساکت باشد و فقط سر بجنباند. هر چه دیرتر از خواب بیدار شود، در چنین صورتی، سرنوشتش را به حکومت جمهوری اسلامی گره زده است. به اعترافات ایشان توجه کنید:

در اجتماع مردم قم :

از طرق مختلف، پایه های ایمان مردم ، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند، از اشاعه ی بی بند و باری و اباحیگری تا ترویج عرفان های کاذب – جنس بدلی عرفان حقیقی – تا تر ویج بهائیت، تا ترویج شبکه کلیساهای خانگی؛ اینها کارهایی است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیش بینی دشمنان اسلام دارد انجام می گیرد. هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند.



می بینید که این کارها در زمان حکومتی گسترش یافته که ادعای اسلامی کردن جامعه را داشته است. اعترافات ایشان نشان از گستردگی دلسردی مردم بویژه قشر جوان و تحصیل کرده از اسلام است که محصول مستقیم سیاست های حاکمیت ولایت فقیه است. این موجی که ایجاد شده نه از کتک، نه از جریمه، نه از اخراج از کار و نه از تهدیدهای گوناگون سی ساله نترسیده و هر روز گسترده تر شده است. آقایانی که فکر می کنند با مخالفت با شخص آقای خامنه ای می توانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند، سخت در خوابند. زیرا این امواج نه بر علیه آقای خامنه ای که بر علیه بخشی ازاعتقادات اسلامی است؛ بر علیه اعتقاداتی است که حاکمیت ولایت فقیه می خواهد بزور چماق بر قلب مردم جاری کند. می بینید که نتیجه واژگونه است. آنان که فکر می کنند اگر روزی بجای آقای خامنه ای بنشینند می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند، در اشتباهند. فقط در صورتی می توانند توجه جوان ها و تحصیل کردگان را به سوی خود جلب کنند که وظیفه ی تاریخی نظریه ولایت فقیه را تمام شده اعلام و حساب دیانت را از حکومت جدا کنند. راستی مگر می شود از پول هنگفت نفت و امکانات حکومتی همانطور که آقای خامنه ای پیشنهاد کرده است چشم پوشید؟ اگر نمی شود، باید منتظر پیش بینی آقای خامنه ای باشند.

2 – دروغ گفته است زیرا تاریخ را تحریف کرده است. این مغالطه ی بزرگ آقای خامنه ای بر خلاف جریان تاریخ است. این ترساندن حوزه است از رفتن حکومت ولایت فقیه . و گرنه رهبر جمهوری اسلامی می داند که در اروپا وقتی مسیحیت از قدرت حکومتی کنار رفت، وقتی کلیسا حکومت را حق مردم دانست، وقتی در کنار مردم از حقوق آنان دفاع کرد، وقتی حق نظارت مردم را حتا بر کلیسا به رسمیت شناخت – به عذرخواهی پاپ در سال گذشته نسبت به رفتار بعضی کشیش ها توجه کنید – نه تنها مسیحیت و کلیساها از زندگی مردم کنار گذاشته نشدند، بلکه مردم آزادنه و بیشتر به کلیساها توجه کردند. روزهای یکشنبه کلیساها پر از مردمی است – جوان وپیر - که برای دعا به آنجا می روند، برای اعتراف می روند. امروز کلیسا یک مرجع عمومی است برای حل مشکلات شخصی، خانوادگی و کاری مردم در کشورهای مسیحی. آقای خامنه ای این بار نعل را وارونه زده است. بد نیست آقایان فقهای محترم از دوستانشان در کشورهای خارجی گزارشاتی از ارتباط مردم با کلیسا داشته باشند، و ببینند کلیساهایی که به ظاهر از قدرت حکومت کنار رفته اند، چگونه در زندگی روزمره مردم حضور دارند.

اینجا است که حوزه بر سر دو راهی است: راه اول، راه جمهوری ولایت است، همین که هست . راه دوم راه جمهوری مردمی است که مردم هم حکومت خود را دارند و هم دین و روحانیت خود را.

------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن-  مطالعه این مجموعه نوشته – فتوا و وحدت کلمه ملی – به آقایان زیر پیشنهاد شده است:

آقای کروبی

آقای تابش . رئیس فراکسیون خط امام در مجلس

آقای خاتمی

آقای رفسنجانی

آقای صانعی

آقای موسوی

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();