ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

نان آوران کوچک


 


 

در میان داد و بیداد ها و بگیر و ببندهای سیاسی، فراموش شده ها بسیارند و کودکان کار یکی از اینانند که زندگی اینان در جامعه بازتابی نداشته است و اگر هم داشته، دردناکانه چهره ای منفی از آنان در اذهان باقی گذاشته است. چندی پیش در وبلاگی، یک قطعه کوتاه داستان گونه از زندگی این کودکان خواندم و حالا یک گزارش مستقیم دیگر. بازتاب ستم هایی که بر کودکان می رود؛ چه کودکان کار و چه کودکان و نوجوانانی که زندگی معمول دارند، واجبی است که فردای زندگی همه ی ما را تغییر خواهد داد.

جمعه، ۱۰ اردیبهشتماه ۱۳۸۹

حكایت اشك‌ها و لبخند‌های نان‌آوران كوچك

ایلنا: كاش دستگاه‌های اجرایی و متولیان امر كودكان قبل از اجرای برخی طرح‌های كارشناسی نشده ولی سرانجام مانند جمع‌آوری فله‌ای كودكان كار و یا در پیش گرفتن سیاست‌های خنثی نسبت به نان‌آوران كوچك، از زندگی روزمره و معضلات آنها از نزدیك آشنا می‌شده و گفت‌وگویی هرچند مختصر با كودكان كار انجام می‌دادند تا شاید تلنگری باشد برای موشكافی مشكلاتی از جنس فقر و نداری.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایلنا، نشست ماهانه انجمن حمایت از حقوق كودكان این‌بار به گونه‌ای متفاوت با سایر نشست‌هایش برگزار شد.
این انجمن با دعوت از دختر و پسرهای قد و نیم‌قد كار، پیام بزرگی به سایر مسوولان داد! و با این اقدام از هفته كار یك خسته نباشید جاندار برای كودكان كار به ارمغان آورد.

۱۵ كودك و نوجوان قد و نیم‌قد با چنان شورو نشاطی در این مراسم حاضر شدند گویا قرار است مقابل یك پرده بزرگ تئاتر یا سینما قرار بگیرند. نگاه كودكان سوال داشت، سوال از فقر، از بی‌عنایتی مسوولان، از هزاران سوال بی‌پاسخ اما باز نگاه كنجاوشان را به افرادی دوختند كه قرار بود گوش شنوایی برای گوشه‌ای از ناگفته‌هایشان باشد.

جلسه به كودكان كار اختصاص داشت و تمام تلاش اعضای انجمن این بود كه آنها صاحب اصلی مراسم باشند!

بماند كه شغل مادرم چیست!

شاید با دعوت از بچه‌های كار برای حضور در میزگرد سخنرانی، قالب كلیشه‌ای نحوه برگزاری تمام مراسم و مناسبت‌ها شكسته شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، زهرا ۱۵ ساله كه از همه خجالتی‌تر بود همانطور كه با بند كیفش بازی می‌كرد گفت: پول رفت و آمد به مدرسه و خرج كتاب‌هایم را از طریق كار در یك كارگاه خانگی در می‌آورم و بعد از مدرسه هم تمام كارهای خانه مثل ظرف‌شویی، نظافت خانه و سایر كارها را نیز برعهده دارم.

زهرا دختربچه سربه زیر كه كمی هول شده ادامه می‌دهد مادرم هم كار می‌كند و من مسوولیت مادرم را در خانه انجام می‌دهم. او تمایلی نداشت كه به سوال مجید بی‌خیله (عضو هیات‌مدیره انجمن) كه از شغل مادرش پرسید جواب دهد و تنها به این جمله كه «بماند» اكتفا كرده و صورت سرخ از خجالتش را به زیر انداخت و سكوت كرد.



مسئولان با فراموشی كودكی خود به ما ظلم می‌كنند

ثریا ۱۷ ساله كه سرشار از نگفته‌ها است و با علامت سوال‌های زیادی گفته‌هایش را آغاز می‌كند می‌گوید: مسوولانی كه كودكان كار را نادیده می‌گیرند كودكی و نیازهای خودشان را از یاد بردند و نمی‌دانند كه حق مسلم ما دستیابی به رفاه و آموزش بدون بهره است.

ثریا كه صدایش را صاف می‌كند تا شاید منظورش را واضح‌تر رسانده و طنین صدایش اثرگذار شود ادامه می‌دهد: تنها علت كار ما كودكان برطرف كردن نیاز خانواده‌هایمان نیست، علت بزرگ‌تری هم مانند نادیده گرفتن مسوولین نسبت به ریشه‌های فقر نیز وجود دارد. او به دنیای كودكان مانند خودش اشاره می‌كند: «دنیای ما دنیای كار نیست، دنیای ما دنیای صلح و آرامش است؛ اما این دنیا را از ما می‌گیرند.»
ثریا می‌خواهد تا حق خوب زیستن و آموزش از كودكان گرفته نشود و ادامه می دهد : فقط در مورد ایران صحبت نمی‌كنم ،‌روی حرفم ،‌تمام كودكان كار ایرانی یا غیر ایرانی است كه شرایط سختی را تحمل می‌كنند.

او با مخاطب قرار دادن مسوولانی كه به طور حتم جایشان نه‌تنها در این مراسم بلكه در بسیاری از مراسم این‌چنینی خالی است، سوالات پی‌درپی خود را مطرح می‌كند: «چرا كودكان كار از صحنه زندگی آدم‌ها حذف می‌شوند و چرا دولت احوالی از كودكان و خانواده‌های دروازه‌غار، مولوی، شوش و... كه شرایط سختی را تحمل می‌كنند، نمی‌پرسد؟ در حالی كه وزارتخانه‌ها و سازمان بهزیستی با بی‌عنایتی به امثال ما غفلت كرده و گوش شنوایی برای دردهای ما ندارند.»

ثریا كه دیگر با وجود شیطنت‌های درگوشی دوستانش لبخند نمی‌زند و جدی‌تر شده می‌گوید: فشار مسائل اجتماعی و عدم حمایت نهادهای متولی از خانواده‌های نیازمند، باعث كم ارزش شدن برخی مسائل در خانواده‌ها شده است به طوری كه خانواده‌ها علی‌رغم مطلع شدن از معضلات خارج از منزل، كودكان خود را نسبت به كار و نان‌آوری مكلف یا مجبور می‌كنند.

خدا را شكر كه انجمن‌ها هستند!

انسیه دختربچه كم سن و سال با صدای پرنشاط اما غمناك خود حرف می‌زند و گله دارد.

او از ۷ سالگی همراه با خانواده خود از افغانستان به پاكستان مهاجرت كرده و مجدد پس از ۶ سال به ایران آمده و با وجود مقاومت خانواده نیز آغاز به كار كرده است.

انسیه به غیرت پدرش برای كار كردن و مخالفت‌ها اشاره می‌كند و لبخندزنان می‌گوید: با وجود مخالفت‌ها هم كار كردم و هم درس خواندم، هر اتفاقی هم كه بیفتد هرگز درس را رها نمی‌كنم چون می‌دانم با درس به هدفم می‌رسم.

لبخند انسیه روی لب می‌ماسد و با بغض می‌گوید: خدا را شكر، تعدادی از انجمن‌ها و مردم به فكر كودكان‌كار و خیابانی هستند وngo تشكیل دادند وگرنه تا به امروز تكلیف امثال من معلوم نبود!

كودكان كار، ایرانی یا غیرایرانی همچنان نان‌آورند

عنایت كودك كار دیگری است كه از دولت ایران سوال دارد. «چرا افغانی‌ها نمی‌توانند در مدارس ایران درس بخوانند و دغدغه دارند؟ مگر درس خواندن چه كار بدی است كه جلوی آن را می‌گیرند؟» عنایت به دلیل برخی سنگ‌اندازی‌ها هنوز دوم راهنمایی است و از اینكه حتی كتاب مدرسه‌اش را جلوی هم سن و سالانش به دست بگیرد خجالت می‌كشد.

او اگرچه تسلط خوبی بر حرف‌هایش دارد اما از اضطراب شدید شكایت می‌كند و می‌گوید: كودكان كار چه ایرانی باشند و چه غیرایرانی، نان‌آور خانواده هستند و نیاز به توجه بیشتری دارند.

گل می‌فروشم اما فحش می‌شنوم

سجاد از ۷ سالگی شروع به كار كرده، پدرش جانباز شیمیایی 35 درصد بوده و مادرش هم مریض است، دو برادر كوچك‌تر دارد و زندگی آنها را هم با نان مختصر خود می‌چرخاند.

او بنیان مشكلات خود و سایر كودكان را فقر خانواده می‌داند و می‌گوید: «شهرداری، كلانتری، بهزیستی و سایر سازمان‌هایی كه نامشان را در روزنامه‌ها خواندم به جای از بین بردن فقر، جلوی كار ما را می‌گیرند و حتی شهرداری اغلب رفتارهای خشن را در برابر ما در پیش می‌گیرد.»

به گفته سجاد وقتی ۹ ساله بودم بارها مورد آزار شهرداری قرار گرفتم و تجربه‌های بدی دارم. سجاد ادامه می‌دهد گاهی تعجب می‌كنم كه چرا وقتی از رهگذرها می‌خواهم تا چند شاخه گل بخرند به من ناسزا می‌گویند در صورتی كه من تنها گل‌رز، مریم یا نرگس برای فروش دارم نه چیز دیگری!

اسد ۱۷ سال دارد و از ۷ سالگی شروع به كار كرده و از اینكه فرصت كافی برای رسیدگی به درس‌هایش ندارد افسوس می‌خورد و نگران افت درس‌هایش است.

انجمن حمایت از حقوق كودكان یك مهمان ویژه هم برای كودكان داشت، هوشنگ مرادی كرمانی ،نویسنده كودك و نوجوان و صاحب كتاب‌های قصه‌های مجید ،بچه‌های قالیباف، داستان‌های آن خمره و ... كه قهرمان‌های همیشگی داستان‌هایش كودكان كار و افراد فرو دست جامعه بوده ، ضمن ابراز همدردی با كودكان از خاطرات دوران كودكی خود گفت و به روزهایی اشاره كرد كه با وجود بیماری‌های پدر، كتاب‌فروشی، نانوایی و نوشابه‌فروشی می‌كرد تا زندگی كند! او به موقعیت خاص كار اشاره كرد و به آنها گفت: همتی در شما كودكان است كه در سایرین نیست.

جای خالی شمع در شب شعر كودكان كار

تعدادی از كودكان یكی از شعرهایش را همراه خود آورده بودند و هر كدام با لحن خاصی شعرهایی را كه خودشان سروده بودند تقدیم كردند و اغلب نیز طنین صدای یكی از آنها با بغض همراه شد، بغضی كه شاید جای خالی یك شمع روشن را خالی می‌كرد!

روزی موسس یك انجمن كودك می‌شوم

شنیدن آرزوهای پررمز و راز كودكان كار تمام گوش‌ها را تیز كرده بود و اشتیاق شنیدن از وجنات هر یك از حاضران مشخص بود.
انسیه دختر پراحساس افغانی دوست دارد موسیقی یاد بگیرد اما چون احساس می‌كند درآمد خوبی ندارد، چندان به این آرزویش امیدوار نیست!
ثریا كه حرف‌های زیادی را هنوز نگفته است می‌خواهد تا مدرك فوق لیسانس درس بخواند و روزی هم یك انجمن حمایتی برای كودكان تاسیس كند؛ انجمنی كه بنا به گفته‌اش می‌خواهد از تمام آدم‌ها سوال كند كه چقدر به حقوق كودكان اهمیت می‌دهند؟

سجاد آرزو دارد لوله‌كش شود و یا در یكی از مراكز فنی و حرفه‌ای فوت و فنی یاد بگیرد.

سخن گفتن از آرزوها تنها دلخوشی كودكان كار برای زندگی است و چشمان هر یك از آنها برای گفتن از آرزوها مشتاق‌تر به نظر می‌رسد.

سكوت یا افسوس؟

انجمن حمایت از حقوق كودكان برای تكریم زحمات كودكانی كه شاید از كار و در آوردن لقمه‌ای نان پر زحمت زده باشند و خود را به این مراسم رسانده بودند، هدیه‌ای به كودكان تقدیم و هفته كارگر را به پرخاطره‌ترین روز تبدیل كرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی‌اكبر اسماعیل‌پور فعال حقوق كودك نیز سهم خود را برای سخنرانی و پرداختن به مسائل مربوط به كودكان كار را به درد و دل‌های نان‌آوران كوچك تقدیم كرد و همراه با سایر اعضای انجمن حمایت از حقوق كودكان، برای شنیدن تجربیاتشان سكوت كرد؛ سكوتی كه شاید توام با افسوس بود!

هنوز آماری از کودکان شاغل در دست نیست

علی اكبر اسماعیل‌پور عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا به مسایل مربوط به كودكان كار پرداخته و نگاهی دوباره به این معضل انداخت.

او انواع اشتغال كودكان را به دو دسته پنهان و آشكار تقسیم كرد و گفت: کار در خیابان ها و کارگاه های روباز نظیر مکانیکی‌ها ، کارواش ، باربری‌ها ، کوره‌پزخانه‌ها ، مزارع و... از مصادیق اشتغال آشكار كودكان كار بوده و کار در کارگاه‌های پنهان و زیرزمینی، کار در کارگاه‌های خانگی و اشتغال جنسی کودکان جزیی از اقسام پنهان اشتغال كودك محسوب می‌شود ، در حالی كه متاسفانه کشور ما تنها به بخش کوچکی از این تقسیم‌بندی یعنی کودکان خیابان و آنهم به شکل ناقص پرداخته است .

اسماعیل‌پور در ادامه در توضیح قوانین حمایتی موجود یاد آور شد: مطابق با ماده ۳۲ پیمان نامه جهانی حقوق کودک ، دولت‌ها باید حق كودك را در برخورداری از حمایت در برابر استثمار اقتصادی و كار كودكان كه مانع یا مزاحم آموزش آنان است ویا به بهداشت و تحول اجتماعی ، اخلاقی ، فیزیكی ، ‌روحی و ذهنی كودكان آسیب می‌رساند ، به رسمیت بشناسند و در ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ایران نیز آمده : کار کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع بوده و برابر قوانین با متخلفین برخورد می‌شود.

عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان ادامه داد: مطابق با مقاوله نامه شماره ۱۸۲ سازمان جهانی کار ، كه به شناسایی و محو بدترین اقسام اشتغال کودکان اختصاص دارد و جمهوری اسلامی ایران با امضای این مقاوله نامه در سال ۱۳۸۰ متعهد به اجرای مفاد آن شده است ، در حالی که مسئولین وزارت کار هر ساله از روند مثبت اجرای این مقاوله نامه به اجلاس جهانی کار گزارش می‌دهند هنوز هیچ‌گونه آماری از کودکان شاغل در دست نیست و هیچ کدام از آمار های غیر رسمی نیز به تایید مسئولین و متولیان امور نرسیده است .

اما و اگرهای ستاد ساماندهی كودكان خیابانی!

اسماعیل پور در مورد وجود قوانین متناقضی كه در نقطه مقابل قوانین حمایتی قرار دارد خاطر نشان كرد: بر اساس مصوبه مجلس ششم ، کار گاههای زیر ۱۰ نفر از شمول قانون کار خارج است ،این در حالی است كه اغلب کودکان در کار گاههای زیر ۱۰ نفر كار می‌كنند و در عمل اجرای هر گونه قوانین مربوط به ممنوعیت اشتغال کودکان مضحک به نظر می رسد .

او افزود: مطابق با ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی ،پدر و یا جد پدری در صورت ارتكاب به قتل فرزند قصاص نمی‌شوند كه بر این اساس پدر خانواده هر چند صلاحیت نگهداری از فرزند را نداشته و معتاد هم باشد می تواند کودک معصوم را به اشتغال مجبور کرده و از دسترنج فرزندش بهره ببرد و از طرفی در کشور ما کودک در تعاریف حقوقی صغیر محسوب شده و نمی‌تواند برای شکایت به مراجع قضایی مراجعه كند.

عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان با اعلام اینكه نقش انجمن حمایت از حقوق کودکان به عنوان نهاد مردمی پیشگام مبارزه با اشتغال کودکان در خور ستایش است یاد آور شد: تداوم فعالیت های انجمن از سال ۱۳۷۶ درروستاهای جنوب خراسان و پس از آن شروع فعالیت انجمن از سال ۱۳۷۹ در دروازه غار تهران و سپس ناصر خسرو با هدف توانمند سازی کودکان در وضعیت دشوار که به گزارش های متعدد رسانه‌ای از فعالیت‌های انجمن و نیز برجسته سازی معضل اشتغال کودکان منجر شد ، افکار عمومی را به این پدیده حساس كرد.
به گفته او این فشارها به حدی بوده که دولتمردان را مجبور به واکنش و چاره جویی كرد به طوریكه در سال ۱۳۸۰ ستاد ساماندهی دروازه غار تهران با حضور ۱۵ نهاد دولتی شکل گرفته و از بطن این جمعیت دولتی ، ستاد ساماندهی کودکان خیابانی شکل گرفت و نام ستاد ساماندهی کودکان کار خیابانی را به خود اختصاص داد .

تکرار چرخه معیوب ساماندهی کودکان خیابانی

این فعال حقوق كودكان با اشاره به قدمت ۹ ساله ساماندهی كودكان خیابانی تاكید كرد: تنها اقدام این ستاد به گشت مامورین شهرداری و یابهزیستی به همراه نیروی انتظامی در داخل شهر و یا ترمینالها ، دستگیری کودکان شاغل در خیابان و انتقال آنها به داخل یک مینی بوس ، انتقال به مراکز نگهداری و حتی در برخی موارد کانون های اصلاح و تربیت و تشکیل پرونده قضایی برای کودکان، تشکیل پرونده برای کودکان و تکمیل فرم‌های آماری و استحمام کودکان و نگهداری کودکان حداقل برای مدت ۱ ماه ، خلاصه شده و بعد از آن نیز به دنبال آزادی کودکان، مجدد شاهد تکرار چرخه معیوب این گونه ساماندهی هستیم، به طوریكه این چرخه معیوب در کشور ما سالهای سال به طور متوالی تکرار می شود و نام آن هم به " ساماندهی کودکان خیابانی " معروف شده است!

به اعتقاد عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان، پرداختن صرف به کودکان خیابانی تلاش برای فراموشی وضعیت دهشتناک هزاران کودک شاغل در کارگاه‌های زیرزمینی است؛ فراموشی تلاش مشقت بار کودکانی که عمرشان در پای دار قالی تباه می‌شود، فراموشی وضعیت اسفبار کودکان کوره پزخانه‌ها است و از آنجایی که کودکان معصوم تقریبا در کارگاههای مختلف بطور پنهانی به کار اشتغال دارند نه تنها افکار عمومی حساسیت خاصی به حضور آنان ندارد بلكه متولیان امور هم با وجود آگاهی کامل از حضور پر تعداد این کودکان ، چنین وانمود می کنند که از حضور آنان اطلاعی ندارند .

ضعف نهادها بین‌المللی کارگری

اسماعیل پور به خبرنگار ایلنا یاد آور شد: کودکان خیابانی در معرض دید هستند، کودکان خیابانی احساسات رهگذران را جریحه دار می‌کنند و البته به زعم مسوولان این کودکان چهره شهر ها را زشت ساخته‌اند و در واقع همان نگاه زیباسازی و مبلمان شهری به یک پدیده اجتماعی همچنان حكم فرما است به طوریكه فرماندار کرمان شانزدهم فروردین سال جاری طی اظهاراتی ،متکدیان و کودکان خیابانی را ریشه بیماری‌های واگیردار ،نازیبا شدن چهره شهر و حتی افزایش سرقت های خیابانی دانسته بود.

عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان در ادامه به دلایل نادیده گرفته شدن كارگروهی كودكان اشاره كرد و گفت: در معرض دید نبودن و دشواری برای دسترسی به آنها ، خارج بودن كارگاه ه های زیر ۱۰ نفر از شمول قانون كار ، ضعف نهاد ها بین المللی کارگری در گزارش گیری از کشور ها از دلایل اصلی این غفلت ها است به طوریكه علی رغم آنكه گزارش های سالانه ای که در خصوص اجرای مقاوله نامه‌های کارگری و از جمله مقاوله‌نامه ۱۸۲ به سازمان جهانی کار ارسال می‌شود نادرست بوده و منطبق بر واقعیات نیست اما این مساله از سوی این سازمان بین‌المللی پیگیری نمی‌شود .

سود‌های نجومی به دنبال بهره‌كشی از جثه نحیف دخترکان قالیباف

اسماعیل پور افزود: حمایت سرمایه داران و دلالان بین المللی از بهره کشی از نیروی کار ارزان کودکان، همچون سابقه خردسالان دختر در کارگاههای قالیبافی كه قدمت بیش از یک قرن دارند اما هیچگاه مشقات این نوع اشتغال برای خردسالان تولید کننده فرش پیگیری نشده است و این معضلات از نمونه‌های آشكار چنین استثماری است . چرا كه تجاری که از دسترنج جثه نحیف دخترکان قالیباف به سودهای نجومی می رسند بدشان نمی آید در کشور هایی مثل ایران که امكان بهره كشی هم آسان است ، این بهره‌کشی همچنان پنهان بماند .

به اعتقاد این فعال حقوق كودكان برجسته سازی اشتغال خیابانی در مقابل دهها نوع اشتغال پنهان در کارگاههای زیر زمینی و خانگی و... می‌تواند مرتبط با عملکرد دلالان و سود اندوزانی باشد که خواهان پنهان ماندن بسیاری از اقسام اشتغال کودکان هستند ؛ وگرنه غافل ماندن از هزاران کودک شاغل ، با وجود پذیرش پیمان‌نامه و مقاوله‌نامه‌های متعدد حمایتی هیچگونه توجیهی نمی‌تواند داشته باشد .

بهزیستی در برابر كودكان كار خنثی است

او با پرداختن به دلایل حضور کمرنگ NGO ها در کارگاههایی كه به حقوق كودكان تجاوز می شود تصریح كرد: سازمانهای غیر دولتی می توانستند عامل موٍثری برای اجرای مقاوله نامه های بین المللی در حوزه اشتغال کودکان باشند و یا حد اقل گزارش‌های نا درست را پیگیری کنند؛ این درحالی است كه سازمان های غیر دولتی واقعی در برنامه ریزی استراتژیک ضعف های عمده دارند و از انجایی که روش دموکراتیک را در اداره تشکل در پیش گرفته اند مشکلات ساختاری آزارشان می‌دهد و از طرف دیگر به دلیل متکی نبودن به در آمد ثابت و مشخص برای پیشبرد هدف‌های خود و نیز عدم اتکا مالی به دولت و تلاش برای مستقل ماندن عملا به مجموعه های اجرایی صرف بدل شده اند؛ كه این مساله زنگ خطر و هشداری جدی برای این تشکل ها است .

اسماعیل‌پور با اعلام اینكه سازمانی نظیر بهزیستی انتقادی از وضعیت كودكان شاغل ندارد ادامه داد : در مقابل سازمان‌های غیر واقعی برای تامین در آمد دنباله رو دولت شده‌اند ، سیاست‌های غلط دولتی‌ها را با جان و دل می پذیرند ، به پیمان کار سازمان‌هایی نظیر بهزیستی بدل شده اند ؛ و در آمد خوبی هم دارند و اگر برنامه هایشان را دنبال کنید راضی اند به رضای خدا و انتقادی از وضعیت کودکان شاغل ندارند .

مصاحبه‌های بی‌ربط ونادرست در ارتباط با كودكان كار

عضو انجمن حمایت از حقوق كودك درمورد عملکرد مبهم دولت در ساماندهی کودکان خیابانی و مبهم بودن گروه هدف با بیان اینكه اولین قدم در اجرای پروژه های مختلف اجتماعی در این طرح مبهم است تاكید كرد: برخی در مصاحبه ها اعلام کردند که 90 درصد کودکان افاغنه هستند مابقی ایرانی ، برخی ها تعداد ایرانی ها را بیشتر اعلام کردند ، اساس این طرح برای کودکانی است که سرپناه ندارند اما می بینیم که در فاصله کوتاهی پس از دستگیری کودکان خانواده برای آزادی فرزندشان پیشقدم می شوند .

اسماعیل پور ادامه دا: در تحقیقات مختلف اثبات شده است که تا سقف ۱۰ درصد از کودکان خیابانی ممکن است رابطه شان با خانواده گسسته باشد ، یعنی طرح ساماندهی عملا برای کودکانی اجرا می شود که شاید اصلا وجود خارجی نداشته و یا خیلی کمرنگ باشد؛ در ایران پدیده گسست از خانواده یا کودکان بی سرپرست بسیار کمتر از کشوری مثل هند است .

به گفته این عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان ، خروجی این طرح هیچگاه گزارش نشده و اعداد و ارقام متناقض است و اگر چرخه معیوبی که قبلا ذکر شد را به عنوان ساماندهی کودکان خیابانی بپذیریم هیچگونه گزارش جامعی حتی در این زمینه وجود ندارد ؛ حتی هرگز گزارش مالی دقیق و شرح هزینه هایی که انجام شد مشخص نشده و حتی بودجه اختصاصی سالیانه برای طرح ساماندهی نیز مبهم است .

بهزیستی و شهرداری در قامت ساماندهی کودکان کار نمی‌گنجند

اسماعیل پور گفت: اگر بپذیریم که سازمان بهزیستی متولی این طرح است ، با توجه به حضور پر شمار کودکان خیابانی در سطح شهر های بزرگ و کوچک به تنهایی گویای شکست انواع و اقسام طرح های ساماندهی دارد و این سازمان باید شجاعانه این شکست را پذیرفته و بر ادامه این چرخه معیوب اصرار نكند.

او با جمع بندی نظرات كارشناسی خود اضافه كرد: سازمان بهزیستی و یا شهرداری در قامت ساماندهی و یا توانمند سازی کودکان کار نمی گنجند ؛ مسئول مستقیم مسائل اجتماعی این چنینی " دولت جمهوری اسلامی ایران " است و افزایش و یا کاهش تعداد این کودکان و تغییر وضعیت آنها به سیاستگذاری های کلان در عرصه اقتصادی و سیاسی و نحوه اتخاذ سیاست های اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد .

گزارش: سمیه جاهدعطائیان


 

http://www.irsprc.org/2010/04/641.php

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

یادآوری به آقای موسوی (2 )


 

آقای مهندس موسوی با جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی دیداری داشته است که سرخط سخنان ایشان با رنگ سبز به نقل از سایت کلمه مشخص اند. مشروح سخنان ایشان را می توانید اینجا بخوانید:

http://www.kaleme.com/1389/02/05/klm-17538


 

انقلاب شد تا به آراءوعقاید مردم اهمیت داده شود و فضا باز شود.

دیدید که در این سی و یک سال فضا تنگ تر شد تا جایی که شما را هم بیرون می راند.

با گذشت زمان ارتباطمان را با مردم از دست دادیم

چرا فکر نمی کنید که در اصل نظام مشکل اساسی وجود دارد که این وضع را ایجاد کرده است؛ قانون اساسی با بکار گیری قانون نظارت استصوابی .

با این شیوه ناکارآمدی و هر مشکل را به نام اسلام تمام می کنند

مشکل حکومت ایده ئولژیک چنین است. مردم مسلمانند اما می توانند حکومت غیر ایده ئولژیک داشته باشند.

برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کنند

همیشه همین طور بوده. این همه انشعاب در ادیان نتیجه ی همین استفاده ابزاری از ایده ئولژی – و در اینجا دین - برای پیاده کردن خلق اله بوده است. چرا هنور بر طبل حکومت ایده ئولژیک می کوبید؟

وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم

100% . مشکل شما همان است که در بالا گفته شد.

به جای جلوگیری از فعالیت احزاب جوانمردانه با آنان رقابت کنید

زمان امام راحل را فراموش کردید که چه زود نهضت آزادی را خانه نشین کردید؟ و هنوز سخن گوی دولت بازرگان در زندان است. حالا هم نتیجه ی همان زمان است .

این اسلام نیست…

از کجا معلوم؟ اگر حوصله دارید این دو مقاله را بخوانید.

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/03/blog-post_08.html

می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید…

حتمن. از زمانی که سرتان را به نقاشی بند کردید و در مصلحت نظام جا خوش کردید.

توصیه ای از علی(ع) که برای امروز بسیار آموزنده است

یادتان رفت که زمان امام راحل این حرف ها را بگویید؟

استقلال در نزد ایرانیان یک ارزش جا افتاده است

البته، اما مگر این جمله یادتان نمی آید که ؛ ملی چیه ؟

به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند

به دیگر جنبش ها هم همین انگ را از سی سال پیش زده شده است .

آنچه اعتقادات مردم را قربانی می کند

این یعنی بکار گرفتن ابزاری دین برای حکومت کردن. می توانید این داستان را مربوط به دوران مشروطیت بخوانید:

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2009/07/blog-post_14.html

آنها می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند

شما هم قبلن می خواستید، اما امیدوارم که دیگر نخواهید.

شمشیر نمی کشیم تنها عنصر پیش برنده ما آگاهی است.

این حرف ها برای همین است، و امیدوارم که حرف ها و نظراتی را که با نظر شما نمی خوانند و تاریخچه ی کوتاهی از گذشته را برای خوانندگان باز می کنند از سایت کلمه حذف نکنید.

در انتخابات حکومکت نباید برای مردم تصمیم بگیرد

چرا نمی گویید که حکومت با کدام قوانین برای مردم تصمیم می گیرد؟

اینگونه نمی شود کشور را اداره کرد…

همانطور که قبلن کشور را اداره شده و به اینجا رسیده است.

گسترش آگاهی مهمترین زمینه تغییر به نفع اسلام

پس چرا استبداد را از فردای پیروزی انقلاب پیشه کردید که حالا نوبت خودتان شده است .

با این انتخابات واتفاقات بعد از آن ، ایده برگشت به حقوق اساسی متولد شد

چرا برگشت به قانون اساسی را با " حقوق اساسی " عوض کردید. به نظر می رسد این جابجایی واژه ها هدف های خاصی را در پی داشته باشد؛ هدف های ناپیدایی که لازم می دانید مطرح نکنید.

جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم

پس چرا اجازه نمی دهد نظرهایی را که نظرات شما را به نقد می کشند در سایت کلمه منتشر شوند؟ حتمن این یکی را می گذارید تا خلاف نوشته ی من روشن شود. امیدوارم چنین باشد.

سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم

چرا سینه به سینه، و نه با تلفن، اینترنت ، نوار و سی دی؟

معیاری که جنبش سبز بر اساس آن حرکت می کند

معیاری که می گوید حقوق اساسی مردم باید رعایت شود، عدالت و آزادی باید باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه ملت را دور هم جمع بکنیم.

چرا واژه ی " برابری" را با " عدالت" جابجا کرده اید؟ چرا واژه ی" برابری" در حقوق زنان و مردان، مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و سنی، فارس با ترک، کرد، ترکمن، بلوچ، بختیاری و ... را با " عدالت " عوض کرده اید؟ چرا می کوشید از واژه هایی استفاده کنید که مفهوم روشن ندارند و هر کس می تواند آن ها را به نفع خود تفسیر کند. آنجا "قانون اساسی" را با " حقوق اساسی" و اینجا " برابر" را با " عدالت ". آقای موسوی به کجا می روید؟


 

زندانیان گمنام …

به راحتی انگ محارب می زنند

یادتان می آید از سال 60 به این سو این انگ به دیگران زده شده است و تازگی ندارد و با همین انگ هزاران جوان به گورستان ها ،بی نام و نشان، فرستاده شده اند. اینها حاصل سی و یک سال حکومت است و نه اختراع امروز.

از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم.

شما یا ملت نباید از حقوق خودش بگذرد. بازهم حقوق اساسی را با قانون اساسی قاط زدید. ایول به این تغییر یواش یواش مفاهیم در ذهن مردم.

مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم

کم هزینه ترین راه برای نجات کشور از مشکلات…

آقای موسوی ، من هم با شما موافقم اما هر چه جمهوری اسلامی به نصایح خیر اندیشان در گذشته گوش کرده است، حالا هم گوش می کند.

راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام بکنیم

این جمله ی معروف دکتر بهشتی یادتان هست که : ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنه گان قدرت. و دیدیم که این قانون اساسی که این همه مشکلات قانونی برای مردم و از جمله شما و دوستانتان فراهم کرده، نتیجه ی کار همان شیفتگان خدمت بوده است که بهترین حربه را برای تشنه گان قدرت از روز اول برپایی جمهوری اسلامی فراهم کرده است .

هر کس که بر خلافشان حرف بزند را صهیونیست و منافق می نامند

بازهم یادتان رفت که از اول جمهوری اسلامی این جریان وجود داشته و هر روز شامل گروهی شده است، و امروز شامل صاحب منصبان دیروز جمهوری اسلامی می شود البته بجر گروهی خاص که در قدرتند.

باید به حضرات گفت ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

شما هم باید توجه کنید که فضای امروز جامعه نتیجه کار و سکوت سی و یک ساله ی همه ی شما است ؛ همه ای که معتقد به حکومت ایده ئولژیک هستید نه حکومتی بر پایه ی رای مردم. از نظر شما ایده ئولژی فراتر از رای مردم است. اگر چنین نیست چرا حرف از حکومت بر اساس رای مردم را مطرح نمی کنید؟

و در پایان جنای آقای موسوی: تمام این ها یادآوری است و تاریخچه ی کوتاهی از گذشته ای که شما می کوشید به فراموشی بسپارید و گرنه نگارنده به موقعیت خطیر شما کاملن آگاه است. امیدوارم که مطالب بسیار اساسی و خوبی را که در بیانیه هفدم مطرح کردید، خط به خط به یاد آورید و فراموش نکنید.

http://www.kaleme.com/1389/02/05/klm-17538

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

کهریزک های ولایت ( 2 )


 

زندان ها بخشی از جامعه اند که بزه کاران دوران محکومیت خود را در آن می گذرانند، اما از حقوق انسانی برخوردارند. این بار گزارشی – با اسم و رسم - را از وضع زندانیان عادی می خوانید. گزارش زیر نشان می دهد که در جمهوری ولایت فقیه حقوق انسانی نه برای آزادان ظاهری وجود دارد و نه برای زندانیان که گویا بواسطه ی خطایی که کرده اند محکومند برده ی نمایندگان اجرایی ولایت فقیه باشند.


 

زندانیان سیاسی خواستار بازدید و ملاقات دبیر کل ملل متحد از زندان گوهردشت کرج شدند

خدمت ریاست محترم سازمان ملل متحد جناب آقای بان کی مون،

با درود فراوان

احتراما اینجانب بهروز جاوید طهرانی زندانی سیاسی حکومت ایران بیش از 10 سال است که در یکی از مخوفترین زندانهای این رژیم زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت) بدون انجام هیچگونه جرم یا بزه زندانی می باشم . در این مدت گذشته از تمام موارد نقض حقوق بشر در هنگام بازداشت ،بازجوئی و دادگاههای ناعادلانه و نامشروع شاهد هزاران هزار مورد نقض حقوق بشر تنها در این زندان مخوف بوده ام .

بنده شاهدی زنده از 10 سال جنایت ،شکنجه ،بی عدالتی ،اعدام ،فساد اداری موجب ظلم مضاعف ،مرگ بیماران به علت تاخیر در درمان به موقع و خودکشی زندانیان و ... بوده ام. در انفرادی های سالن 2 بند 1 زندانیان را تنها برای گرفتن انتقام و نه به دلیل اجرای عدالت با باتون و چماق و کابل و در مواردی با باتون برقی مورد ضرب و شتم قرار می دهند تا جایی که به خود ادرار کنند . سال گذشته جوانی بر اثر همین ضربات باتون فوت کرد . در این انفرادیها زندانی را با دست بند از پشت و پابند می کنند و چندین روز وی را در آن حالت عذاب آور در سلول خویش رها می کنند و تنها زمانی دست بند و پابند وی را باز می کنند که حاضر شود علیه خود و خانواده اش حرفهای رکیک بزند . در انفرادیهای سالن 2 حمام بصورت یک امتیاز قلمداد می شود و گاها حتی یک ماه طول می کشد تا زندانی را به حمام ببرند. اگر زندانی در مقابل زندانبان تسلیم نباشد حتی از رفتن به دستشوئی نیز محروم می باشد. چیزی بنام هواخوری در این سالن وجود ندارد و در تاریخچه آن بی سابقه است رادیو،تلویزیون،روزنامه،تلفن،ملاقات، هواخوری و کتاب در این انفرادیها ممنوع است .

زندانبانها بصورت تحقیر و توهین زندانیان را خطاب می کنند استفاده از دکتر بصورت امتیازی هست که نصیب هر کسی نمی گردد. بیماری را در انفرادیهای سالن 2 بنام داریوش ارجمند سراغ دارم که مدت 2.5 سال است که در این انفرادیها زندانی است . وی به بیماری ایدز مبتلا است و مدتها است بهداری زندان قرصهای آنتی بیوتیک وی را قطع نموده تا زودتر بمیرد . حتی بتادین و پمادی که برای زخمهای یک بیمار مبتلا به ایدز لازم است به وی داده نمی شود. زندانبانها می ترسند درب سلول وی را باز کرده و وی را به توالت و حمام بفرستند حتی چراغ سلول وی که مدتها سوخته را کسی عوض نمی کند.

بند ما توسط فردی بنام حسن آخریان مدیریت می گردد وی به مواد مخدر و محرک از نوع انفمتان (معروف به شیشه) اعتیاد دارد و غالبا رفتار جنون آمیزی با زندانیان دارد . هر گونه اعتراضی به رفتار غیر معقول وی با انفرادیهای سالن 2 روبرو است. وی به تازگی دوربینهای یکی از اتاقها را کنده و آن را به اتاق شکنجه بدل نموده است .

ریاست زندان رجائی شهر کرج بر عهده شخصی بنام علی حاج کاظم است وی انسانی فاسد و رشوه خوار است که اجازه هر جنایتی را به زیر دستان خود داده است در سال 1384 بیش از 10 مورد شناسائی شده توسط بنده وجود دارد که وی اقدام به فروش اعضای بدن زندانیان بدون اجازه آنها کرده بود . در این مورد بهداری زندان نیز کاملا دست داشت . این زندانیان اغلب از بین کسانی انتخاب می شدند که اجرای حکم اعدام آنها نزدیک بود . از این زندانیان اعضای بدنشان بدون اجازه فروخته شده است 3 زندانی را نام می برم . افشین کریمی ،شروین گودرزی و احمد حنانی .

در این زندان رسیدگی به موقع درمان پزشکی یک امتیاز مهم تلقی می گردد . می گویند زندانی حق ندارد ماهی یکبار بیشتر مریض شود و به نزد پزشک برود . دوست نزدیک من امیر حسین حشمت ساران سال گذشته به علت نرسیدن به موقع درمان پزشکی فوت کرد .

مورد دیگر اینکه کمبود فضای اتاقها وهواخوری و تراکم جمعیت در این زندان به حدی بالا است که تمام زندانیان بشدت عصبی و کلافه شده اند و امکان استفاده از سرویسهای بهداشتی نیز در سالنهای غیر انفرادی محدود است . اینجا تعداد بسیار محدودی از سالنها از امکان تخت بهره مند هستند تنها 4 سالن از 24 سالن زندان و سالنهایی که در آنها تخت وجود ندارد زندانیان حتی برای خوابیدن به علت کمبود فضا با مشکل روبرو هستند. این خود یکی از مصادیق بارز شکنجه در زندان رجائی شهر کرج محسوب می گردد. در سالن 1 و 3 بند 1 بیماران روانی و مجانین با زندانیان سالم نگه داری می شوند که این موضوع باعث سوء رفتار با این بیماران می گردد و هم زندانیان سالم را کلافه می کند.

جناب بان کی مون نمی خواهم سخن به درازا کشد ولی نه تنها از طرف خود بلکه از طرف تمام زندانیان سیاسی و عادی که به محضر شما بزرگوار دسترسی ندارند تقاضا دارم در بازدید خود از کشور زیبای ما از زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت ) نیز دیدن فرمایید . بی شک افتخاری برای بنده است اگر اجازه دهید در این بازدید شما و مشاورانتان را همراهی کرده و به عنوان یک راهنما زاویای تاریک شکنجه گاههای این زندان را به همراه تمام موارد نقض حقوق بشر آن به شما و همراهان معرفی نمایم . مسلما بازدید شما از ایران و بخصوص این زندان فضا را اندکی برای 3000 واندی زندانی مستقر در زندان رجائی شهر کرج با زتر خواهد کرد ولی با ز هم شواهد و مدارک و موارد بسیاری برای مشاهده وجود دارد.

بی صبرانه در انتظار مقدم پر خیر و برکت شما یم ،

زندانی سیاسی و فعال حقوق بشر بهروز جاوید طهرانی

زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت)،سالن 1 ،بند 1

29 فوردین 1389

گزارش فوق به دفتر آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل ارسال شد

http://hrdai.blogspot.com/2010/04/blog-post_20.html


 

کهریزک های ولایت (1 ) :

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/04/blog-post_15.html


 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

بازخوانی خود (1)


 

پیشگفتار :

هیجان مردم، پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، هشت ماه طول کشید. در سی ویک سال پیش انتظاراتی از جمهوری اسلامی ولایی داشتیم که با واقعیتش نمی خواند؛ در واقع آن چشم داشت ها، خوش خیالی مان بود، و در این هشت ماه خواسته هایمان را – هر چند متقاوت – مطرح کردیم و نظام جمهوری اسلامی را با همه ی توانش به چالش کشیدیم. این شور عمومی با قدرت سرکوب رژیم – با همه ی ادعاهای رژیم – سرکوب نشد و مردم با اینکه در چند تظاهرات اولیه دستگیر شدند، شکنجه شدند، کشته شدند و مورد تجاوز قرار گرفتند، از پا نیفتادند مگر بوسیله ی رهبری گنگ و نامشخص. این نوشته می کوشد راه های جنبش آزادیخواهی مردم را در آینده توضیح دهد. از خوانندگان گرامی هم درخواست می شود که نظرات خود را – کوتاه یا بلند – بنویسند. اصلا مهم نیست که شما چکاره اید. شما به عنوان یک ایرانی دیدتان را در مورد آینده ی کشور و سرشت جنبشی که آغاز شده است، بنویسید تا دیگران هم از آن آگاه شوند. اکنون وقت بازنگری بی تعارف از خودمان است و این فرصت برای آینده بسیار مهم است.

1 - مشخصه ی کلی جنبش

الف – سیما: وجه تحصیل کردگی ، جوان بودن و قشر متوسط رو به بالای جامعه ی شهری سیمای جنبش بود، آن هم عمدتن در تهران. و همه شان دست پروردگان نظام جمهوری اسلامی ولایی بودند که قرار بود سینه چاکان این رژیم باشند. عده ای شان از وابستگان رژیم در همین زمانه بودند. و این نشان می دهد که چرخ زمانه به عقب بر نمی گردد و نیازها و دیدگاه های مردم بسیار متفاوت تر از گذشته شده اند. آنان ایده هایی را رد می کردند که والدینشان در سی سال پیش به آن ایمان داشتند و همان ایمان و اطمینان بود که پایه های جمهوری اسلامی ولایی را چید، اما فرزندانشان نه تنها در خانه بلکه در خیابان پایان ان ایده ها را فریاد کشیدند.

ب - گستردگی : اما آنچه مطرح شد در تهران بود و در بخش کوچکی از شهرستان های بزرگ که نسبت به جمعیت کشور و ترکیب جمعیتی آن توان رسیدن به هدف ها را نداشت. با این وجود چهره ی مخوف حاکمیت را آشکار کرد بطوری که بسیاری از دستگیر شدگان بعدی چاکران دربار ولایت بودند که از ددمنشی رژیم، سر از خواب برداشتند و فریاد کشیدند.

در این که رژیم می داند اکثریت مردم ایران با آن نیستند، شکی نیست و در این مورد بعدن ،با اشاره به دلایل تصویب بعضی قوانین، به آن پرداخته می شود . اما چرا همه ی جمعیت کشور در شهرهای بزرگ به میدان نیامدند و حاضر نشدند برای مبارزه با رژیمی که دوست ندارند از خود مایه بگذارند؟

پ - گنگی جنبش : واقعیت این است که دوست نداشتن یک طرف قضیه است، اما چه را دوست داریم طرف دیگر. دوست داشتن یک طرف داستان است و راه رسیدن به خواستمان رویه ی دیگر داستان. دانستن راه رسیدن به خواستمان یک روی سکه است و اطمینان به رهبری جنبش روی دیگر سکه. این خواستن ها و ندانستن ها، این دانستن ها و بی اطمینانی ها، این تنوع سطح خواسته ها براحتی حتی در تهران هم – به عنوان پرچمدار نهضت - براحتی قابل دیدن بود تا چه رسد به شهرستان ها.

واقعیت این است که هیچ جنبشی بدون گستردگی عمومی، بدون روشنی هدف ها و بدون اطمینان به رهبری جنبش راه بجایی نخواهد برد حتی در برابر یک رژیم بسیار ناتوان. اگر هم بتواند یک رژیم را از پا درآورد، خودش دچار سردرگمی و نزاع داخلی خواهد شد و چیزی جز هرج و مرج ایجاد نخواهد کرد و از درون این هرج و مرج نیرویی قد خواهد کشید که چندان تفاوتی با گذشته نخواهد داشت. بنا براین این جمهوری اسلامی نبوده است که جنبش را مهار کرده است بلکه این ویژگی های درونی جنبش و رهبری آن است که علی الحساب همه را به فکر واداشته که چگونه از این وضعیت رهایی یابند.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

کهریزک های ولایت


 

انتقال منصور اسالو با دست بند و پابند به کمسیون پزشکی قانونی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"، روز گذشته منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه با پابند و دست بند به کمسیون پزشگ قانونی در یکی از بیمارستانهای کرج منتقل شد.

روز سه شنبه 24 فروردین ماه زندانی سیاسی منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه با پابند و دست بند به کمسیون پزشک قانونی در یکی از بیمارستانهای کرج منتقل شد.اوبیش از 9 ساعت مورد معاینات و بررسی پزشکی قرار گرفت.هنگامی که آقای اسالو با پابند و دست بند وارد کمسیون پزشکی قانونی شد. پزشکان با دیدن این صحنه سخت ناراحت و بر آشفتنه شدند که چنین رفتاری تحقیر آمیزی با انسانهایی والا نه تنها توهین به انسانیت بلکه توهین به جامعه پزشکی است.تشکیل کمسیون پزشکی قانونی بنابه درخواست پزشکان بهداری زندان گوهردشت کرج صورت گرفته است .

زندانی سیاسی منصور اسالو ازبیماریهای متعدد و حاد جسمی رنج می برد که از جمله آنها؛ بیماری حاد قلبی، کمر درد که نیاز به عمل جراحی دارد و ناراحتی چشم می باشد.

نها

از طرفی دیگر برای تحت فشارهای جسمی و روحی قرار دادن او پابند و دست بند وی را طوری بسته بودند که امکان تحرک را تا حد زیادی از او سلب کرده بودند و این مسئله باعث زخمی شدن مچ پای وی شد.

تا به حال برای زندانی سیاسی منصور اسالو بیش از 3 بار توسط پزشگ قانونی گواهی عدم تحمل کیفر صادر شده است و به دادگاه انقلاب ،اجرای احکام دادگاه انقلاب و مسئولین زندان ارسال شده است.طبق قوانین موجود کسانی که بخاطر بیماریهای جسمی عدم تحمل کیفر می گیرند می بایست آزاد شوند تا بتوانند در بیمارستانها خارج از زندان تحت درمان قرار گیرند.

اما آقای اسالو نه تنها از هرگونه درمان محروم شده است بلکه در ماههای اخیر تحت فشارهای روحی شدید قرار داشته است و بارها به سلولهای انفرادی با شرایط قرون وسطائی برای مدتهای طولانی منتقل شده بود . در حال حاضر او را به بند 5 که بند متادون نامیده می شود و زندانیان آن معتاد و اکثرا مبتلا به بیماریهای خطرناک مانند هپاتیت،ایدز و سایر بیماریهای می باشند قرار داده اند.

فشارها ، اذیت وآزارها و ممانعت از درمان بدستور بازجوی وزارت اطلاعات که پرونده او را در دست دارد داده می شود و توسط افرادی مانند علی حاج کاظم،علی محمدی رئیس و معاون زندان،کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان گوهردشت کرج به اجرا در آورده می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران پیشنهاد می کند که کارگران زحمتکش و شریف و مردم ایران هنگام گرامیداشت روز جهانی کارگر در 11 اردیبهشت ماه با در دست داشتن عکسهای فعالین کارگری در زندان بر آزادی فوری آنها تاکید کنند و همچنین از سندیکاهای بین الملل می خواهد این روز را به روز حمایت از فعالین کارگری ایران که در زندان بسر می برند تبدیل کنند. در حال حاضر تعدادی از فعالین کارگری و کارگران در زندان بسر می برند که از جملۀ انها منصور اسالو،ابراهیم مددی،علی نجاتی ،فریدون نیکو فرد،جلیل احمدی،قربان علی پور وسایرین می باشند.همچنین پرونده صدها فعال کارگری باز است و هر زمان میتوانند پرونده آنها را به محکومیتهای سنگین تبدیل کنند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،رفتارهای قرون وسطائی و تحقیر آمیز علیه زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سازمان جهانی کار و سایر سندیکاهای بین المللی خواستار اقدامات بین المللی برای پایان دادن به سرکوب کارگران در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

25 فروردین 1388 برابر با 14 آپریل 2010

http://hrdai.blogspot.com/2010/04/blog-post_1386.html

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

یادآوری به آقای موسوی


 

آقای میرحسین موسوی در دیدار با نمایندگان فراکسیون خط امام سخنانی ایراد کرده است. دو نکته بنظرم آمد که یادآوری شوند:

سلام، برای یادآوری :

1 – موضوع سودآنی و رشد تجاری که مطرح کرده اید مربوط به امروز و دیروز نیست. بعد از اسلام یعنی از حدود 1400 سال پیش، ما دارای 36 حکومت بوده ایم که هر کدام تار و پود حکومت پیشین را از هم دریده اند. یعنی بازاء هر 40 سال یک حکومت داشته ایم آن هم همه با یک سرشت؛ استبداد و چپاول مردم و سرمایه گذاران. پنهان کردن پول نقره و طلا به عنون گنج امر ساده ای نیست بلکه ریشه در واقعیت چپاولگری حکومتیان دارد. پس بی علاقگی به سرمایه گذاری در تولید و خدمات ریشه ی 1400 ساله دارد. فقط ژاپنی را که نمونه آورید اولین مدرسه مدرنش همزمان با دارالفنون امیرکبیر است. ما از آن زمان سه تا حکومت عوض کرده ایم؛ قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی که این آخری هم لنگ در هوا است بنا به گفته ی خودتان.

2 - مطرح کرده اید که باید ایده های روشنی داشت. یکی را گفته اید: اجرای بلاتنازل قانون اساسی . اما دومی را یادتان رفت بگویید : ملت ما انتخابات دو مرحله ای را نمی پذیرد". یعنی رد قانون نظارت استصوابی. چرا این ایده را که بزرگترین حربه ی قانونی برای ادامه و رشد دیکتاتوری است را فراموش کردید، عمدی بوده یا سهوی ؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

دم خروس


 

گرچه کار این وبلاگ پرداختن به سیاست های خارجی نیست، اما بعضی وقت ها توجه به بعضی از جنبه های آن روشن کننده است.

امروز تحریم جدیدی برای جمهوری اسلامی ولایت در راه است باضافه تهدید های نیمه جدی نظامی و بکار بردن جنگ افزارهای اتمی علیه ایران از سوی کسی که می خواست سیاست گفتمان را بجای سیاست چماق بکار گیرد و " تغییر " در کل نظام سیاسی امریکا را شعار مبارزات انتخاباتی خود قرار داده بود. از این طرف هم رئیس جمهوری ولایت هم جواب های باصطلاح دندان شکنی داده است. اما بدنیست از ورای این جنگ لفظی که تا بحال به سود جمهوری اسلامی ولایت بوده است، از پشت صحنه ی این بازی دیدنی بکنیم؛ جایی که همه ی سیاست ها بر پایه ی آن می چرخد و در واقع تعیین کننده ی سیاست ها است ؛ تجارت.

شما را به مطالعه ی واردات و صادرات بین ایران و امریکا در هشت سال گذشته دعوت می کنم.

سهم صادرات ایران به امریکا و سهم واردات ایران از امریکا از کل مبادلات :

سال 1380 سهم صادرات ایران 59% و واردات از امریکا 41%

سال 1381 سهم صادرات ایران 66% و واردات از امریکا 34%

سال 1382 سهم صادرات ایران 71% و واردات از امریکا 29%

سال 1383 سهم صادرات ایران 56% و واردات از امرکیا 44%

سال 1384 سهم صادرات ایران 52% و واردات از امریکا 48%

سال 1385 سهم صادرات ایران 51% و واردات از امرکا 49%

سال 1386 سهم صادرات ایران 34% و واردات از امریکا 64%

سال 1387 سهم صادرات ایران 10% و واردات از امریکا 90%

http://www.anvarionline.net/?p=251

http://www.fararu.com/vdcjoyex.uqexxzsffu.html

این از امتیازات روابط خصمانه بین جمهوری ولایت و امریکا برای امریکا که نیازی به تفسیر ندارد.

اما موضوع دوم در این رابطه نوع پرداخت ها است که نامشخص است؛ پول است یا نفت؟ معمولا روابط بازرگانی بر پایه ی پایاپای است و آن وقتی است که موازنه متعادل باشد نه 10 به 90. پرسش اینجا است که پرداخت آن 90% چگونه بوده است؟ بی شک از منبع درآمدهای نفتی. اما چگونه ؟ امریکا که صنایع نفتی و معاملات نفتی با ایران را سال ها است که تحریم کرده است. آیا این پرداخت های نفتی از طریق کشور سومی انجام گرفته است یا از معاملات آزاد نفت روی دریا با شرکت های میانه و ثالثی که ظاهرا متعلق به کشورهای دیگر است؟ اگر روزی آمار این معاملات منتشر شوند آن وقت حقایق دیگری ظاهر خواهند شد که نشان می دهد شرکت های امریکایی و ثالث حدواسط از این تحریم ها بابت خرید نفت آزاد روی دریا به قیمت بسیار پائین تر از معمول چه سودی برده اند و این واقعیت پشت پرده ی تحریم های امریکا را نشان خواهد داد. از سوی دیگر دولتمردان جمهوری اسلامی با فروش نفت بدون سند و مدرک و دریافت پول چه سودهای سرشاری برده اند بدون آن که رد پایی داشته باشند. بی جهت نیست که جمهوری اسلامی همیشه از تحریم ها استقبال کرده است.

موضوع سوم هم مربوط به سیاست های عملی امریکا است که در شعار از آزادی و برابری حرف می زند و ظاهرا از پرچمداران اندیشه های آزای و برابری در حرف حمایت می کند اما در عمل:

آقای اوباما چندی پیش در حدود اواخر سال 2009 هزینه های یک انجمن حمایت از حقوق بشر در ایران را به بهانه ی کمبود بودجه و بحران اقتصادی قطع کرد، به این ترتیب یک منبع فعالیت برپایی حقوق بشر در ایران را از حرکت باز ایستاند. و دومین اقدام عملی دولت امریکا مربوط بود به جایزه خانم صدر که دولت امریکا اجازه نداد پیام این برنده ی جایزه حقوق زنان در آن جلسه خوانده شود که خبرش در همین وبلاگ می توانید بخوانید.

http://hafezehtarikhi.blogspot.com/2010/03/blog-post_10.html

خب، حالا قسم حضرت عباس دو طرف را باور کنیم یا دم خروسی که از لای قبایشان بیرون زده است؟

ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

آرزوهای احمقانه


 

دو خبر در دنیا وجود داشت که در ایران منتشر نشد؛

یکی معذرت خواهی پاپ بابت تجاوز جنسی کشیشانش به بچه ها:

پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان از کسانی که برای سال ها هدف آزار جنسی و بدرفتاری کشیش های ایرلندی قرار گرفته اند عذرخواهی کرده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/03/100320_l04_vatican_abuse.shtml

این که چرا پرونده های کشیشان و پاپان کلیسا همچنان راز سر به مهرند، حرفی دیگر است، اما کسی که رهبری معنوی دو میلیارد مسیحی را بر عهده دارد و برای کثافتکاری زیردستانش رسما عذر خواهی می کند مرا به یاد پیام نوروزی آقای خامنه ای با ادعای قانونی رهبری یک کشور انداخت. پیامی که در آن هیچ تاثری برای مردمان هم وطن، هم کیش و بعضن همراهش که به زندان رفتند، کشته شدند و یا مورد تجاوز قرار گرفتند نبود. هیچ عذر خواهی از خانواده هایی که داغداران جریان کهریزک هستند، نکرد؛ جریانی که دادگاهش پشت درهای بسته در جریان است تا مردم از رسوایی های بیشتر بی خبر بمانند.

خبر دوم بازهم مربوط به عذر خواهی یک مجلس از مردم است؛

پارلمان صربستان قطعنامه ای را تصویب کرده که در آن به خاطر کشتار مسلمانان بوسنی در جریان حمله شبه نظامیان صرب بوسنی به شهر سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ عذرخواهی شده است.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/03/100331_u02-serbia-srebrenica-apology.shtml

و مجلس شورای اسلامی ولایت هم بابت زندانی شدن هزاران نفر، کشته شده نزدیک به هشتاد نفر و مورد تجاوز قرار گرفتن گروهی در زندان رسمی کشور در سال1388، از هیچ کس عذر خواهی نکرد. خب، پیشنمازش که آن باشد، پس نمازش از این بهتر نمی شود.

چهارده به تو !


 

دو هفته استراحت لازم بود با تصمیم به بی مراجعه به هیچ سایت و وبلاگ بجز اندکی دید و بازدید کوتاه، اما بنا به " ترک عادت موجب مرض است" نشد که نشد و نتیجه اش " آرزوهای احمقانه " است. بهر روی امید است به شما خوش گذشته باشد به آن صورتی که خود خواسته بودید.

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();