ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

کجراهه ها :

کجراهه های :
بیانیه شماره 11 آقای موسوی

این بیانیه جای حرف بسیار دارد. قسمتی از این حرف ها چنین اند:

1 - از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است.
بالاخره جناب موسوی به وجود و لازمه ی پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش ها در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین اعتراف کردند. آن هم بسیار زود یعنی پس از سی سال، آن هم وقتی که بخش بزرگی از جناح حاکمیت نه تنها کنار گذاشته شده ، بلکه در معرض حذف قرار دارد. این حرف ها تا وقتی که با مردم روراست نباشید، فایده ای نخواهد داشت. می گوئید ایشان که بالاخره اعتراف کرد، دیگر چگونه روراست باشد ؟ بقیه ی حرفهای ایشان را بخوانید.

2 - پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند.

مردم ما این موهبت بزرگ را با بیش از یک صد سال- از وقتی که میرزا حسن رشدیه اولین مدرسه جدید را بنا گذاشت- مبارزه بدست آورده اند. یک صد سالی که یک سوم آن یعنی سی سالش زیر فشار فتواهای آقایان که خود را ناجی انسانیت می دانند بوده است. بپرسید از اطرافیانتان که در این سی سال بر آنان چه گذشته است. مردم ایران برای رسیدن به یک آگاهی اجتماعی هزینه ی اندکی نپرداخته اند. فقط در زمان جمهوری اسلامی هزاران نفر اعدام شده اند، هزاران نفر در زندان های جمهوری اسلامی پیر شده اند؛ و هزاران نفر در بدر شده اند. بنا بر آمار غیر رسمی فقط بیش از 3 میلیون نفر مجبور به ترک ایران شده اند که بیشتر آنان تحصیل کردگان بوده اند. جناب موسوی شما خود بسیار در باره ی آنان می دانید. این هزینه ها را شما اندک می دانید؟ اگر چنین است شما بسیار ثروتمند هستید. ثروتمندی که نه به زندان جمهوری اسلامی رفته است، نه شکنجه شده است، نه در بدر شده است ،نه زندگی اش بدست جمهوری اسلامی تاراج شده است، و نه اعدام شده است. آری شما ثروتمندی هستید که از جیب مردم می بخشد.
3 - مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند،

مردم ما بسیار پیشتر اینهایی را که نوشته اید دریافته بودند؛ همان زمان اوایل پیروزی انقلاب، آن که دیر فهمیده است شمائید. می گویید نه برگردید به سال های اولیه انقلاب، برگردید به احکام دادگاه های انقلاب اسلامی که چگونه هزاران جوان را بخاطر همین مسایل اعدام کردند وقتی که شما نخست وزیر بودید. برگردید به قتل عام های سال 67، برگردید به قتل های زنجیره ای و در تمام این سال ها، چه در مقام نخست وزیری، چه در مقام استادی دانشگاه، و چه در مقام عضو مجلس تشخیص مصلحت نظام ساکت بودید و دم بر نیاوردید. امید است این دیر فهمیدنتان به علت ضرورت زمانه نباشد که فردایی ، اگر به قدرت رسیدید، همچون رهبر معظم تان حضرت امام خمینی، دستور دهید قلم ها را بشکنید. واقعا نگارنده به درک و فهم شما از آنچه در این پاراگراف نوشته اید، مشکوک است.

4 - یعنی اجباری در دین وجود ندارد

از آن روز می ترسم بعدا بگویید که ان الدین عندالله الاسلام. و شروع کنید برای غیر مسلمانان، منظورم همه غیر خودی ها است، تکلیف کنید که : یا جزیه بدهید، یا از این کشور بروید، یا بمیرید. شما که از آیت الله ها اسلام را بهتر نمی شناسید جناب آقای موسوی.

5 - ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.


الف - جمهوری اسلامی را تحت نظر آیت الله ها می خواهید یا غیر از آن ؟ اگر تحت نظر آقایان بخواهید که همین آش خواهد بود و همین کاسه. زیرا آیت الله بدون فتوا که نمی شود. وقتی فتوا در میان آمد ، حاکمیت مردم یعنی چه؟ اگر جمهوری اسلامی است ک باید تحت نظر و طبق فتواهای مجموع یا یکی از آنان اداره شود، در این صورت نظر مردم چه می شود؟ قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید که تعیین سیاست های کلی نظام بر عهده رهبر است. یعنی دقیقا فتوا های رهبری تعیین کننده است و نظر مردم از طریق مجلس فقط به پیدا کردن راهکارها برای اجرای نظرات و فتاوی رهبر جمهوری اسلامی، که یک آیت الله باید باشد، محدود می شود. این که حق حاکمیت مردم نشد. این حق حاکمیت ولی فقیه و حق اجبار مردم به پیروی است. شما جای پیروی و حاکمیت را عوض کرده اید.
ب - اگر جمهوری اسلامی را فقط بر پذیرش حق حاکمیت مردم استوار می دانید، بر حسب نظر امام خمینی، شما در اشتباه کامل هستید. یادتان هست که ایشان گفت " اسلام بدون روحاینت اسلام نیست." اگر پیرو ایشان بودید و هستید بهتر است کلمه اسلامی را حذف کنید تا حکومتی که شما برپا می کنید فقط بر پایه آرای مردم استوار باشد. مطمئن باشید که مردم ایران نه دینشان را فراموش می کنند، و نه حکومتی را که به نام دین این همه فجایع آفریده است و نه عاملا نش را.
پ – به این جمله دقت کنید " کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت " .
نه جناب آقای موسوی، حکومت بر پایه حق حاکمیت مردم، یعنی کسب رضایت مردم برای شروع اقدامات توسط حکومت است ، نه این که حکومت هرکار خواست دلش بکند و آخر سر از مردم بپرسد : خوب بچه ها راضی هستید یا نه. ما حکومتی لازم داریم که اول بر پایه رضایت مردم بنا شود، و هر لحظه هم زیر نظر مردم باشد. بازهم می گویم که درک شما از حق حاکمیت مردم ناقص است.

6 - در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست.
گل گفتی جناب موسوی " در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رای و اعتماد مردم است ." نه در میثاق مذهبی مان. نمی دانم این جمله را خودت نوشتی یا نه ، و نمی دانم آگاهانه نوشتی یا نه. اگر خودت آن را نوشتی و آگاهانه ، پس چرا یکی به میخ می زنی یکی به نعل. اگر این جور ادامه بدی راه بجایی نخواهی برد و مردم را معطل خودت می کنی. هشدار! اگر بجای این همه جمله فقط همین جمله را می نوشتی من اولین نفری بودم که پشت سرت می ایستادم.

اما این قسمتش را " حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست." به بی راهه زدی. یا بسیار زرنگی یا درکی از قانون اساسی جمهوری اسلامی نداری. اگر می خواهی زرنگ بازی در بیاوری تا با " هیمنه " نگاه ها شورای نگهبان را با همین وضعیتش به همه بقبولانی که واقعا از حالا داری به مردم خیانت می کنی. شورایی که هزاران داوطلب مردم گرا را در طول این سی سال رد صلاحیت کرده است، بازهم می خواهی، با همین وضعیتش و اختیاراتش ، به مردم بقبولانی . این کار چیزی جز خیانت آشکار به اعتماد مردم و لگد کوب کردن جنازه های شهدای اخیر، نیست.
همچنین برای یادآوری بگویم که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی شورای نگهبان 12 نفر عضو دارد. شش نفر مجتهد هستند که مستقیما از طرف رهبر منسوب می شوند. 6 نفر دیگر حقوقدان هستند با انتخاب رئیس قوه قضائیه و تایید مجلس. جناب آقای موسوی می دانی که رئیس قوه قضائیه مستقمیا توسط رهبر انتخاب می شود. و کدام رئیس قوه قضائیه ایست که بدون نظر رهبری این کار را انجام دهد. یک نمونه در طول این سی سال نمونه بیاور. بنابراین شورای نگهبان فقط در برابر رهبری جوابگو است. چرا می خواهید این شورا از " هیمنه " ی نگاه میلیون ها نفر بلرزد و آخر سر هم همان کار را بکند که رهبر گفته است. قربانت گردم ، بیا و از هیمنه بازی دست بردار. بجای این که شورای نگهبان را از " هیمنه " نگاه میلیون ها نفر بترسانی ، بهتر نیست نیروی میلیون ها نفر را در جهت اصلاح قانون اساسی هدایت کنید؟
و در پایان بگویم که حرف های خوبی هم دارد مانند تشکیل شبکه های اجتماعی . طرحی است نو برای مبارزه با حکومت خودکامه جمهوری اسلامی . به امید حاکمیت مردم بر خودشان.
این هم سایتی که می توانید بیانیه شماره 11 ایشان را تمام و کمال بخوانید.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

اخطار


کودتای خزنده در درون جنبش سبز

آقای مهاجرانی در سایت روز آنلاین- 25 شهریور1388- در یاد داشت " حرف اول " نوشته اند:

ما آموخته ایم که حتی سخن منسوب به پیامبر یا امام را با میزان و ملاک قرآنی بسنجیم، آگر مخالف معیار بود آن سخن را بر دیوار بکوبیم.

جناب مهاجرانی !
حالا اگر سخنی غیر از منسوب به پیامبران یا امامان شنیدید یا خواندید که با میزان و ملاک قرآنی مخالف بود بازهم به دیوار می کوبید؟ مانند بی حجابی زنان و یا برابری حقوق مرد و زن در دنیای امروز . آیا زنان بی حجاب و زنانی را که حقوقی برابر مردان می خواهند به دیوار خواهید کوبید؟ هنوز زود است که این جوری حرف بزنید.

چون در سایت روزآنلاین جایی برای نظرات وجود ندارد ، مجبور شدم اینجا بنویسم.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

روزتان پیروز

27 شهریور 1388

روزتان پیروز !

شکستن ترس بزرگترین درستان به همه ی نا امیدان بود.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

اصلاحات


اصلاحات یعنی چه؟

آقای خاتمی چه تعریفی از اصلاحات داشتید؟

آقای موسوی چه اصلاحاتی مورد نظرتان است؟

همه به یاد داریم اولین کسی که با این پرچم به میدان آمد ، جناب آقای محمد خاتمی بود، و دیدیم که چسان مردم از حضور چنین مردی در مقام ریاست جمهوری برای دو دوره استقبال کردند؛ 20 میلیون نفر به وی رای دادند. با چنین رای بالایی او چه توانست انجام دهد؟

در سالهای اول ریاست جمهوری وی، آزادی مطبوعات تا اندازه ای تامین شد که با استقبال مردم روبرو می شدند بطوری که برای اولین بار تیراژ مطبوعات از دومیلیون نسخه در روز گذشت. اما هنگامی که وی لایحه مطبوعات را به مجلس برد ، این لایحه با ابلاغ نامه ی آقای خامنه ای به مهدی کروبی – رئیس مجلس وقت – به صورت یک طرفه از دستور کار مجلس خارج شد. آقای کروبی از نامه ای خامنه ای به عنوان حکم حکومتی یاد کرد، و پیروی از آن را واجب شمرد. نتیجه آن که با این کار امیدهای مردم، برای داشتن یک فضای باز فرهنگی، بر باد رفت. حتی حزب مشارکت هم که رئیسش برادر رئیس جمهور خاتمی بود، نشریه هایش توقیف شدند. و خاتمی اعتراف کرده بود که برای همه مدیرانم پرونده سازی شد و هر آن چشم براه مامورانی بودم که برای دستگیری آنان بیایند.

این رئیس جمهور اصلاح طلب ، خطاکار بود؛ زیرا حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی و اختیارات رهبری را نخوانده بود. او فکر نکرده بود که چطور می شود اصلاحاتی بدون موافقت رهبری می تواند انجام دهد. به نظر می رسد ایشان واقعا تعریف دقیق و درستی از اصلاحات مورد نظرش نداشته است. برای هر گونه اصلاحاتی باید راه های قانونی وجود داشته باشد.تمام راه های قانونی برای هرگونه اصلاحاتی در اختیار رهبری است نه در اختیار رئیس جمهور، مجلس شورای اسلامی، و یا مجمع مصلحت نظام.

اکنون در کنار آقای خاتمی، آقای موسوی با جنبش سبزشان قرار گرفته است که می خواهد بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی تغییراتی و اصلاحاتی ایجاد کند. ایشان گفته است این تغییرات و اصلاحات بر مبنای قانون اساسی است. آیا جناب آقای موسوی قانون اساسی و اختیارات رهبری را خوانده اند؟ بی شک، اما چرا تعریف درستی از اصلاحات مورد نظرشان ارائه نمی کنند؟ گمان های زیر پیش بینی پذیرند:

الف – ایشان هم مانند آقای خاتمی تعریف روشنی از اصلاحات مورد نظرشان ندارند، و در نتیجه نمی دانند که چه باید بکنند.

ب – از ترس این که به عنوان معارض با قانون اساسی شناخته نشود، اهداف واقعی شان را پنهان می کنند.

پ - همین قانون اساسی را تایید می کنند، همانطور که تا بحال تایید کرده اند، اما می خواهند فقط رئیس جمهور باشند. ایشان یادشان رفته است که آقای خاتمی هم با همین قانون اساسی رئیس جمهور شد که نتیجه اش را همه دیدند.

ت - ایشان می خواهد با همین قانون اساسی، کسی دیگری جای رهبری بنشیند تا این بلاها را سر هم اندیشان ایشان نیاورد. اما سر دیگران بیاورد؛ این یعنی همین آش و همین کاسه. فقط آشپز و ظرفش آش عوض خواهد شد.

ث - ایشان می خواهد با طرح اصلاحات تعریف نشده ، از حالا مخالف تراشی برای خودش نکند، اما باید یادش باشد در اینصورت هم مردم را سرگردان کرده است ، و هم بسیاری از نیروها را جذب نخواهد کرد. ایشان یادشان رفته است که آقای خمینی یک برنامه روشن داشت؛ شاه باید برود. و در نتیجه همه می دانستند چرا پشت سر وی صف کشیده اند. ایشان هم تا اصلاحات مورد نظر را برای مردم روشن نکند، نیروها را حرز خواهد کرد.

ج - ایشان می خواهد جمهوری اسلامی ایران را به یک دموکراسی واقعی تبدیل کند. برای این کار باید بنیاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تغییر کند بویژه اختیارات عجیب و غریب رهبری . چرا ایشان چنین هدف ارزشمندی را آشکارا اعلام نمی کند؟ آیا از ترس خشم رهبری می ترسد؟ خشم رهبری امری عادی است. اگر از آن می ترسید، به میدان نمی آمد.

یا ملاحظه ی دوستانی را می کند که از قانون اساسی فعلی به آب و نان رسیده اند؟ از جمله خودشان که با حکم آقای خامنه ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، یا آقای رفسنجانی که با حکم رهبری رئیس این مجمع است. راستی از هاشمی رفسنجانی هیچ خبری در این چند روزه نیست.

حالا، جناب آقای موسوی ، آقایان جنبش سبز، نظرتان راجع به اصطلاح گنگ و تعریف ناشده ی اصلاحات چیست؟

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه


قانون اساسی و استبداد


با توجه به پس زمینه ی استبدادی خلق و خوی ما، این اختیارات قانونی به هر کس داده شود، چه ها که نمی کند.


اصل ۱۱۰ - وظایف و اختیرات رهبر


1. تعیین سیاستها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
2. نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
3. فرمان همه‏پرسی.
4. فرماندهی کل نیروهای مسلح.
5. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای.
6. نصب و عزل و قبول استعفای‏:
1. فقه‏های شورای نگهبان.
2. عالیترین مقام قوه قضاییه.
3. رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
4. ریییس ستاد مشترک.
5. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
6. فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
7. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
8. حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
9. امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
10. عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
11. عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه قضاییه.
12. رهبر می‌تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.

یادمان باشد که تمام این مفاد در مجلس خبرگان قانون اساسی و در بازنگری قانون اساسی توسط کسانی تصویب شده که امروز سردمداران معترضین هستند؛ آقای منتظری رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی ، رفسنجانی، کروبی ، خوئینی ها، عبداله نوری ، علی اکبر ناطق نوری و ...


جناب آقای منتظری که رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی بودید، جنابان آقایان اصلاح طلب که در بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی شرکت داشته اید و اختیارات رهبری را افزایش دادید، جناب آقای موسوی و خاتمی که بر اجرای قانون اساسی تاکید می کنید، لطفا قانونی را که خودتان نوشته اید، یا آن را فبول دارید یکبار دیگر بخوانید تا یادتان بیاید که چه کرده اید ، چه بلایی سر خودتان و مردم آورده اید.


شما چه اصلاحاتی می خواهید بکنید که نیازی به موافقت و دستور رهبری نداشته باشد؟


آقایان قانون نویس محترم معترض ، چرا یکبار نمی گوئید که اشتباه کرده اید . شاید امیدوارید که اگر خودتان و یا یک " آدم خوب " دیگری جای آقای خامنه ای بنشیند، وضع عوض می شود. رهبر امروزی از آسمان نیامده است. ایشان یار دیروزتان است. همان کسی است که جناب منتظری وی را برای امامت جمعه تهران برگزید. همان کسی است که مجلس خبرگان رهبری به ریاست مرحوم مشکینی و نیابت جناب رفسنجانی و کمک آقای ناطق نوری به عنوان با صلاحیت ترین فرد برای رهبری انتخاب کرد. از این رهبر آدم بهتری هم می شناختید؟ این از آدم خوب آن موقعتان، اگر امروز خودتان هم جای ایشان بنشنید همین می کنید که ایشان کرده است. چرا که قانون مصوب شما دست رهبری را چنان بازگذاشته که نظرش به راحتی اعمال می کند.


آقایان اصلاحات بدون موافقت رهبری با این قانون اساسی داستان یک بام و دو هوا است. می ترسید با طرح اصلاح قانون اساسی، تیغ رهبری تیزتر شود و گردنتان را بزند؟ خاطر جمع باشید که بی آن هم زده خواهد شد.

var _gaq = _gaq || []; _gaq.push(['_setAccount', 'UA-20716781-5']); _gaq.push(['_trackPageview']); (function() { var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true; ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s); })();